en
Feedback
بهترین شعرایی که خوندم

بهترین شعرایی که خوندم

Open in Telegram

ارتباط با ادمین @Mohammad_pourghasem

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 217
Subscribers
+124 hours
+97 days
+1830 days
Posts Archive
تا لحظۀ بوسیدن او فاصله ای نیست ای مرگ، به قدر نفسی دست نگه دار.. #فاضل_نظری #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

نگاه کن به زمین مُلکِ سوگواران است یکی نمرده،ولی کشته ها هزاران است خطا نمی رود اما نمی زنم از ترس چرا که دشمنِ من در میان یاران است کجا ز نیش زبان می توان پناه گرفت! دهان خلق نگر ! حفره های ماران است لطیفه ای ست که تَردامنان شریف ترند زمانه ای ست که مفسد زِ رستگاران است محک به دست کسی نیست ، زرشناسی نیست زمان،زمانه ی دلخواه کم عیاران است مرا به حَق حَقَت اِی شیخ هیچ امیدی نیست چرا که هق هق من خود دعای باران است به ملک شعر و ادب فاش می توانی دید پیاده پیش تر از دسته ی سواران است.. #حسین_جنتی #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید می‌توان از تو فقط دور شد و آه کشید پرچم صلح برافراشته‌ام بر سر خویش نه یکی ، بلکه به اندازه‌ی موهای سفید سال‌ها مثل درختی که دم نجاری‌ست وقت روشن شدن اره وجودم لرزید ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من به تقاضای خود اصرار نباید ورزید شب کوتاه وصالت به «گمان» شد سپری دست در زلف تو نابرده دو تا صبح دمید من از آن کوچ که باید بروی کشته شوی زنده برگشتم و انگیزه‌ی پرواز پرید تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق شادی بلبل از آن است كه بو کرد و نچید مقصد آنگونه که گفتند به ما، روشن نیست دوستان نیمه‌ی راهید اگر، برگردید.. #کاظم_بهمنی #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

فراقم با فراقت فرق دارد من آن چاهم که یوسف رفته از من.. #احسان_پرسا #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

فراقم با فراقت فرق دارد

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه نیزه‌ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه باغبانی‌ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا به خزانی ثمرش رفت، ولی قولش نه شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه جان من برخیِ آن مرد که در شط فرات تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه هر طرف می‌نگری نامِ حسین است و حسین ای دمش گرم! سرش رفت، ولی قولش نه.. #حسین_جنتی #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسین ای دل بریده از همه ی رنگ ها حسین بر قتلِ تو فقیهِ دروغین بداد رأی ای کشته ی شیوخِ مقدس نما حسین سَمتِ تو از تمامی مردم فراری ام ای با غریب های جهان آشنا حسین ای بی کفن رها شده ی دشتِ کربلا ما را به حالِ خود تو نکردی رها حسین در حقِ دشمنانِ خودَت هم تو سالها کردی به جای لعنت و نفرین دعا حسین امیدِ عابدان شده بعد از نماز حج امیدِ عاشقان شده بعد از خدا حسین آری برای یاری او استخاره ها کردند مومنان و نماندند با حسین معیار اگر که پینه ی پیشانی است و ریش تنها نبود این همه اربابِ ما حسین ننگا به ما که بی ادبانه برایمان گشته خلاصه در عطش و کربلا حسین من از حسینِ مُختَصِ هیئت گریختم از این حسین راهِ زیادیست تا حسین او را اگر که زنده شود باز می کُشند یک عِدّه زاهدانه و با ذکرِ یاحسین! ای کشته ی حسادت دنیا حسین جان ای تشنه ی مُقطَع الاعضا حسین جان.. #محسن_کاویانی #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسین ای دل بریده از همه ی رنگ ها حسین بر قتلِ تو فقیهِ دروغین بداد رأی ای کشته ی شیوخِ مقدس نما حسین سَمتِ تو از تمامی مردم فراری ام ای با غریب های جهان آشنا حسین ای بی کفن رها شده ی دشتِ کربلا ما را به حالِ خود تو نکردی رها حسین در حقِ دشمنانِ خودَت هم تو سالها کردی به جای لعنت و نفرین دعا حسین امیدِ عابدان شده بعد از نماز حج امیدِ عاشقان شده بعد از خدا حسین آری برای یاری او استخاره ها کردند مومنان و نماندند با حسین معیار اگر که پینه ی پیشانی است و ریش تنها نبود این همه اربابِ ما حسین ننگا به ما که بی ادبانه برایمان گشته خلاصه در عطش و کربلا حسین من از حسینِ مُختَصِ هیئت گریختم از این حسین راهِ زیادیست تا حسین او را اگر که زنده شود باز می کُشند یک عِدّه زاهدانه و با ذکرِ یاحسین! ای کشته ی حسادت دنیا حسین جان ای تشنه ی مُقطَع الاعضا حسین جان…

ای بکرترین برکه هلا سوره ی صافی پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی داغی بزن از بوسه به پیشانی سردم بدنام که هستیم به اندازه‌ی کافی تلخینه‌ی آمیخته با هر سخنت را صد شکر! شکرپاش لبت کرده تلافی با یافتن چشم تو آرام گرفتم چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی چندی‌ست که سردم شده دور از دم گرمت بر گردنم از بوسه مگر شال ببافی.. #علیرضا_بدیع #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

بین عادت های مردم گم نخواهم شد اگر دست سردم را بگیری، در خیابانی که نیست! #فرهاد_صفریان #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

موج با تجربۀ صخره به دریا برگشت کمترین فایدۀ عشق پشیمانی ماست.. #فاضل_نظری #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

موج با تجربۀ صخره به دریا برگشت

عاری از صبرم و طاقت، نفسم بند آمد زیر اندوه فراقت نفسم بند آمد ایستادی لبه ی زندگیم، از این روست هر كسی رفت سراغت نفسم بند آمد مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخاست مثل گل های اتاقت نفسم بند آمد ساعت تازه ی خود را كه نشان می دادی چشم افتاد به ساقت نفسم بند آمد موقع گفتن ِ این شعر كمی ترسیدم خوش نیاید به مذاقت ؛ نفسم... #کاظم_بهمنی  #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخاست مثل گل های اتاقت نفسم بند آمد ساعت تازه ی خود را كه نشان می دادی چشم افتاد به ساقت نفسم بند آمد موقع گفتن ِ این شعر كمی ترسیدم خوش نیاید به مذاقت ؛ نفسم... #کاظم_بهمنی  #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد زیر اندوه فراقت نفسم بند آمد ایستادی لبه ی زندگیم، از این روست هر كسی رفت سراغت نفسم بند آمد مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخاست مثل گل های اتاقت نفسم بند آمد ساعت تازه ی خود را كه نشان می دادی چشم افتاد به ساقت نفسم بند آمد موقع گفتن ِ این شعر كمی ترسیدم خوش نیاید به مذاقت ؛ نفسم . . .  

عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد زیر اندوه فراقت نفسم بند آمد ایستادی لبه ی زندگیم، از این روست هر كسی رفت سراغت نفسم بند آمد مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخاست مثل گل های اتاقت نفسم بند آمد ساعت تازه ی خود را كه نشان می دادی چشم افتاد به ساقت نفسم بند آمد موقع گفتن ِ این شعر كمی ترسیدم خوش نیاید به مذاقت ؛ نفسم . . .  

عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد زیر اندوه فراقت نفسم بند آمد ایستادی لبه ی زندگیم، از این روست هر كسی رفت سراغت نفسم بند آمد مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخاست مثل گل های اتاقت نفسم بند آمد ساعت تازه ی خود را كه نشان می دادی چشم افتاد به ساقت نفسم بند آمد موقع گفتن ِ این شعر كمی ترسیدم خوش نیاید به مذاقت ؛ نفسم . . .  

اعتبار سربلندی در فروتن بودن است چشمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت.. #فاضل_نظری #بهترین_شعرایی_که_خوندم @behtarinshear

اعتبار سرب