الفبآ
Open in Telegram
الفبا، رسانهای غیرانتفاعی، غیردولتی و داوطلبانه است که از سال ۱۳۹۰ با انتشار مطالب آموزشی، فرهنگی و اجتماعی ویژه کودکان و نوجوانان فعالیت میکند. www.alephba.org ارتباط با سردبیر: info@alephba.org کودکان دنیای بهتری دارند.
Show more395
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
395
🔺شکل تازه کودک همسری: ازدواج دختران با مردان سالمند بهازای دریافت مستمری
ناهید تاجالدین، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، یکی از دلایل ازدواج دختران جوان با مردان سالمند را به دلیل دریافت مستمری آنها پس از فوت دانسته است. به گفته او، این موضوع شکلی از کودکهمسری است.
او گفته: با توجه به اینکه بر اساس اطلاعات مرکز ملی آمار در سال ۹۵، نرخ مشارکت اقتصادی زنان به سختی به ۱۲ درصد میرسد و نرخ بیکاری فارغالتحصیلان زن نیز ۶۵ درصد است، همچنین از آنجا که ۷۰ درصد زنان مطلقه حداقل دارای یک فرزند و تنها ۱۶ درصدشان شاغل هستند، طبیعی است که شاهد دریافت مستمری از هر روشی، حتی ازدواجهای نامتعارف باشیم.
بر اساس قوانین ایران، بعد از فوت مستمری بگیر حقوق او به بازماندگان واجد شرایط خواهد رسید و نسبت سهم همسر ۵۰ درصد، فرزندان هر کدام ۲۵ درصد و مادر و پدر در صورتی که تحت تکفل فرزنده بوده باشند ۲۰ درصد است.
ناهید تاجالدین در گفتوگو با ایسنا گفته: این یک درد است که دختری برای دریافت مستمری روی به ازدواج با مردان سالمند بیاورد.
این نماینده مجلس میگوید اگر شرایط را برای مشارکت اقتصادی زنان مساعد نکنیم، شاهد افزایش چنین ازدواجهای سوداگرانهای خواهیم بود.
او گفته: طلاقهای صوری برای برقراری مستمری فرزندان اناث یا همین ازدواج دختران جوان با سالمندان برای دریافت مستمری هستیم، نشانه بحران سرمایه اجتماعی و بیاعتمادی مردم به صندوقهای بازنشستگی است.
@aleph_ba
395
والدین عزیز؛
بیایید قبل از لمس دکمه ارسال بينديشيم!
فضای مجازی عرصهای فراخ و مناسب برای آگاهی، اطلاع رسانی و پیوند انسانها با یکدیگر است.
انتشار عکس و فیلم کودکان در فضای مجازی توسط والدین دلایل زیادی دارد و طیفی وسیع ازافتخار والدین به کودک خود،میل به تقسیم لحظههای خوش زندگی با دیگران تا استفادههای تبلیغاتی را در بر میگیرد.
اما گاهی این انتشار به ظاهر ساده عواقب و عوارضی هم دارد:
آ:ممکن است افرادی در نزدیکی شما یا آن سوی جهان با برداشتن و در واقع سرقت عکس منتشر شده آن را با اطلاعات هویتی جدیدی بازآفرینی و از آن سوءاستفاده کنند که گاه باعث مشکلات حقوقی و جنایی پیچیده میشود.
ب:ممکن است اطلاعات به اشتراک گذاشته شده، دستاویزی برای تحقیر ، توهین و مسخره کردن کودک در آینده شود.
پ:ممکن است کودک در زمانی که به مرحله بلوغ احساسی و شناخت خود و دنیای اطراف می رسد در مورد نشر این عکس و فیلمها خصوصا موارد به اصطلاح بامزه!و خندهدار احساس نامطلوب یا خجالت پیدا کند.
ت: استفاده تبلیغاتی از تصویر کودک برای شخص، گروه ،کالا و...تهاجم مستقیم به حریم شخصی او بوده و میتواند در آینده قابل پیگیری قانونی باشد.
ث:پستهای تصویر یا فیلم کودکان ممکن است توجه افراد خطرناک و بیمار را به خود جلب کرده و مورد استفاده سوء شخصی یا سایت های پورنوگرافی قرار گیرد. طبق یک تحقیق غیر رسمی دولتی در استرالیا، منبع نیمی از عکسهای استفاده شده کودکان در سایتهای پورن از همین عکسهای بیگناه بود که از سر تفریح و تفنن در شبکههای اجتماعی پست شده بود.
ج:درج اطلاعات هويتي كودک در تصاویر میتواند دستاویزی برای کودک ربایی یا سوءاستفاده از کودک شود .
از شما درخواست میشود این شش سرفصل حیاتی را قبل از ارسال هر عکس یا فیلم از فرزندتان مرور کنید
البته قابل درک است که والدین بخواهند در مورد خانواده و فرزندشان مطالبی را به اشتراک بگذارند اما باید موارد مهمی را در نظر داشت:
۱-به میزان دسترسی محتوای منتشر شده توسط افراد و گروههای مختلف و حریم خصوصی آنها بسیار دقت شود.
۲- هرگز اطلاعات هویتی کودک در عکس یا فیلم درج نگردد.
۳-عکس های بسیار شخصی کودک مثل پوشک کردن ،تعویض لباس،حمام کردن و... هرگز منتشر نشود.
۴-دوستان و افراد فامیل را از ارسال عکس کودک خود بدون هماهنگی و اجازه شما اکیدا منع کنید.
۵-از وقتی که امکانش وجود دارد کودکان دلبند خود را در مورد به اشتراک گذاشتن عکس درگیر و دخیل کنید و با آنان گفتگو و از آنان نظرخواهی کنید.این گفتگو ها هم از ایجاد احساسات ناخوشایند در کودکان در آینده جلوگیری میکند و هم کودک را برای زندگی در دنیای دیجیتال آماده میکند.
یادمان باشد بعد از ارسال عکس ،فیلم یا هر نوع اطلاعات در فضای مجازی،کنترل آن بسیار دشوار و گاه ناممکن است.حتی در مورد تصاویر و فیلم های حذف شده هم امکان ذخیره و بازیابی آن در پستوی سرورها و آرشیو سایت ها وجود دارد.
پس والدین محترم!
قبل از کلیک کردن دکمه ارسال عکس یا فیلم فرزندتان دوباره فکر کنید.
بابک خطی
طبیب کودکان
💢@pooyeahngo
395
🔺گفتوگو با نوجوانان درباره مغالطهها؛ شماره هفتم: آدمک پوشالی
الهام فخرایی
یکی از شکایتهای رایج نوجوانها که گاهی در بزرگترها هم دیده میشود، ناتوانی در دفاع از یک استدلال و حکم درست است، چه مربوط به خودشان و چه دیگری.
در یک مواجهه و گفتوگوی بین فردی یا درون گروهی، باور، ایده، استدلال یا حکمی درست زیر سوال میرود. آنها میدانند که یکجای کار میلنگد و علیرغم اینکه از درستی گزاره مطمئن هستند، مجبورند شکست و عقبنشینی را بپذیرند.
در چنین موقعیتهایی یکی از مغالطههای پرکاربرد میتواند مغالطه آدمک پوشالی، مترسک یا پهلوانپنبه باشد.
فرض کنیم نوجوانی در جمع دوستانش عنوان میکند که پیش از رفتن به فلان مهمانی باید به والدینش اطلاع بدهد، چون خودش را در برابر والدین، قوانین و ارزشهای خانوادگی و سلامت شخصیاش مسئول میداند، اما با طرح این موضوع اینطور بازخورد میگیرد:
«ما که هیچوقت اطلاع نمیدهیم، تا حالا اتفاقی برامون افتاده؟!»،«یعنی میخوای بگی ما درست تربیت نشدیم؟»، «بزرگترها انتظار دارند توی این سن برای رفتن تا سر کوچه هم اجازه بگیریم؟» و….
یا نوجوانی که چارچوبهای ارزشی و اخلاقیاش اجازه نمیدهد رفتارهای پرخطر را انجام بدهد، اینطور بازخورد میگیرد: «ببین مذهبی بودن چکار که با آدم نمی کنه.»،«مگه ما چند بار زندگی میکنیم که اینقدر کسل کننده و بدون هیجان بگذرونیمش؟»،«به حال الانش فکر کن، ما نیاز به تفریح داریم.»
گاهی هم این نوع مکالمهها بین بزرگترها و نوجوانها برقرار میشود. مثلا از آنها میخواهید کمتر ولخرجی کنند و در مقابل اینطور جواب میشنوید: «انتظار دارید من با لباسهای کهنه اینور و اونور بچرخم؟!»،«با اینهمه پول، نوبت به من که میرسه خسیس بازی درمیارید.»،«پول برای خرج کردنه، نه جمع کردن.»و…
مغالطه آدمک پوشالی، مترسک یا پهلوانپنبه وقتی اتفاق میافتد که بهجای نقدکردن اصل استدلال، از آن تصویری اغراق شده و کاریکاتوری بسازیم، درست مثل یک مترسک یا پهلوانپنبه که با یک حرکت فرو میریزد و به این ترتیب با مبنا قراردادن آن، سعی کنیم اصل استدلال را بیارزش و ضعیف جلوه بدهیم.
با طرح این مثالها و گفتوگو درباره وضعیتهای مشابه به نوجوانها بیاموزید که بهجای افتادن در تله این جملات، جویای مشکل استدلال اصلی باشند. مثلا بهجای بحثکردن درباره تعداد دفعات آسیبندیدن و احمقانه بهنظر رسیدن اجازهگرفتن برای رفتن تا سر کوچه، نیاز به تفریح یا خسیس نبودن باید روی عملکرد و استدلال اصلی متمرکز بمانیم و از طرف مقابل بخواهیم اصل استدلال و نه نسخه کاریکاتوری آن را نقد کند.
تمرین، توجه و تمرکز روی این موضوع به مرور منجر به تقویت آن بهعنوان یک مهارت فکری شده و از گرفتارشدن در این نوع تلههای شناختی پیشگیری خواهد کرد.
395
🔹هفتم تیرماه سالروز بمباران شیمیایی سردشت
ترانه «بیدار شو با لالاییام» با آهنگسازی «مجید پوستی» و آواز «هاله سیفیزاده» به مناسبت سالروز بمبباران شیمیایی سردشت منتشر میشود.
این قطعه از مجموعه قطعاتی است که برای مستند سینمایی «زِمناکو» به کارگردانی «مهدی قربانپور» توسط این آهنگساز ساخته شده است.
@aleph_ba
395
طرح اوقات فراغت تابستان ۹۸ ویژه مناطق سیلزده در شهرستان پلدختر، روستای مورانی، با همکاری اهالی روستا آغاز شد.
از علاقهمندان و مربیان داوطلب جهت مشارکت در برگزاری کارگاههای آموزشیِ فرهنگی و هنری در این طرح، دعوت میشود برای هماهنگی با دفتر کانون توسعه فرهنگی کودکان تماس بگیرند.
#کانون_توسعه_فرهنگی_کودکان
☎️ ۸۸۸۲۷۰۳۵
🌐 www.ccdcir.com
↗️ @ccdcir
395
🔺تصویر مخدوش از کودکان در نقشهای تلویزیونی
مرسده عامری
تصویری که اینروزها از کودکان در سریالهای ایرانی میبینیم، فرسنگها با تصویر یک کودک سالم و واقعی فاصله دارد.
کودکان در این سریالها یا بسیار کمشعور و ناتوان نشان داده میشوند، یا بسیار حراف و آزاردهنده یا این پیام به مخاطب نشان داده میشود که آنها کودکانی هستند که کودکی نمیکنند. کودکانی که در معاملات دخالت میکنند، برای بزرگترها به خواستگاری میروند، سعی در حل مشکلات و اختلافات بزرگترها دارند، حرفهای گندهگنده میزنند و جایگاهشان در خانواده نامشخص است. البته کودکانی که فقط نقششان فحشخوردن و توی دستوپا بودن است را فراموش نکنیم.
یکی از مسائلی که این اشتباهات به ما گوشزد میکند، غلطبودن سیستم آموزشی ماست که کودکانی نامتعادل تربیت میکند؛ کودکانی که تنها در یک چیز مهارت دارند و در مسائل مهم زندگی بدون مهارت و ناتوان و کاملا نامتعادل هستند.
انگار که سازندگان سریالها فراموش کردهاند میشود از متخصصان کمک گرفت تا کودک امروز را شناخت و برایش یک نقش درست و سالم طراحی کرد.
کودکی که به برادر کوچکترش میگوید تو مثلا مردی، باید از من مراقب کنی، پدری که به پسرش میگوید تو مرد خانهای باید از مادرت و خواهر و برادرهای کوچکترت مراقبت کنی. مادری که به کودکانش میگوید من دیگر توان حل مشکلات را به تنهایی ندارم و دیالوگهایی از اینقبیل که صدمات زیادی به کودکان میزنند نیز در این فیلم و سریالها مشاهده میشود.
کودک سالم هیچگاه نباید بار مشکلات والدینش را بکشد یا سنگ صبور آنها باشد یا برای کمک به آنها دست به خطر بزند.
متاسفانه نظارتی از نظر تربیتی و روانشناختی بر روی نقش کودک در فیلمها و سریالها وجود ندارد. تا وقتیکه این نظارت وجود ندارد، بهتر است بدانید که نقشها نشاندهنده یک کودکان موفق و سالم نیستند. خودتان سعی کنید به نقشها توجه کنید، آگاه شوید و الگوهای ناسالم را از روی آنها در زندگی خودتان تشخیص دهید و اگر آن الگوها در زندگیان وجود دارند، آنها را دیگر انجام ندهید.
395
🔺کودکان کار مجازی
اتفاقی که این روزها در فضای مجازی و به خصوص در اینستاگرام به شکل دیگری در حال رخ دادن است. این بار لباسهای پر زرق و برق و عکسهای آتلیهای و حتی رقصیدن کودکان معصومی که از هیچ چیزی خبر ندارند قرار است برای خانوادههایشان درآمدزایی کنند تا «کودکان کار» فضای مجازی نام بگیرند.
بچههایی که برای تبلیغ به دنیا آمدهاند
لباسهای زیبا و ستهای مادر و فرزندی که گاهی با پدر خانواده هم هماهنگ میشود تا کامنتهای زیادی برای آدرس گرفتن مزونها و فروشگاهها سرازیر کند. البته این روزها مادران فعال مجازی دیگر منتظر کامنتها نمیمانند و فروشگاهها و برندهایشان را در همان پست توضیح میدهند و روی تصویر کودکشان تگ میکنند. پس اگر چیزهای عجیب و غریبی دست کودکانشان دیدید تعجب نکنید. بچهها هرطور که شده باید تبلیغ کنند و مادران هم باید طوری کپشن و شرح عکس بنویسند که انگار قرار نیست تبلیغ باشد. اما باید بگوییم از سروشکل این صفحات مجازی پیداست که بچهها تنها آکساسوار یا مجسمه متحرکی برای تبلیغات مادرانشان هستند که قرار است بخش زیادی از درآمدهای خانواده را تامین کنند. اما شگفتآور است که در این آلبوم مجازی تبلیغات برای جذب مخاطب بچهها بهانه میشود، اما با ورقزدن بعضی پستها شاهد تبلیغ کلینکهای پوست و زیبایی با تصاویر عجیب و غریب و نامناسب شدهاست...
🔹ادامهٔ گزارش را در الفبا بخوانید ⤵️
395
غلامرضا مالکی، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی سیستان و بلوچستان میگوید این استان برای آموزش بازماندگان از تحصیل نیروی کافی ندارد. به گفته او، آموزشوپرورش سیستان و بلوچستان با کمبود ۴۰ هزار نیروی انسانی روبهرو است و برای آموزش بازماندگان از تحصیل به جذب حداقل ۱۹ هزار نیرو نیاز دارد.
مالکی آمار دقیقی از بازماندگان از تحصیل در استان ارائه نکرده اما میگوید ۸۴۸ هزار نفر در این استان آماده رفتن به مدرسه هستند و تنها ۶۰۰ هزار تن به مدرسه میروند.
استان سیستان و بلوچستان یکی از سه استان با بالاترین نرخ بازماندگی از تحصیل در ایران است.
@aleph_ba
395
🔹بستنی کبد بچهها را چرب میکند
رضا مهدوی هزاوه
کتاب «در ستایش سالخوردگی» اثر هرمان هسه را میخوانم:
«آدمی در سیر سالخوردگی گرایش مییابد که پدیدههای اخلاقی، آشفتگیها و تباهیها در زندگی بشری و حیات ملتها را نیز همچون خُلقیات روحی طبیعی بنگارد...»
در جای دیگری از کتاب هرمان هسه نوشته است:
«امروز در یکی از متون حکیمانه چین باستان چنین خواندم: اگر درگذشتگان را به خانهبازگشتگان بنامیم، پس زندگان سرگردانند.»
شاه عباس کبیر روی صندلی خود در کاخ عالیقاپو به گوی بلورین خود نگاه میکند. همان گوی که با آن جهان را میدید.
در نقش جهان، جوانها چوگان بازی میکنند. هندیها دورتادور میدان، نقاشی میکشند.
به سندروم استکهلم فکر میکنم:
آدمِ گروگان گرفته شده، عاشق گروگانگیر خود میشود.
به سندروم سیندرلا فکر میکنم:
دخترها گمان میکنند ناگهان، خوشبختی به سراغشان میآید.
اصفهانِ صفویه، بناهای بلند دارد، اما بناهای بلند به بهای کوتاهکردن قامت آدمی است.
در باغ ملی راه میروم. صاحب مغازهٔ ساعتفروشی، سالخورده میشود. ایرانپیما، پیر میشود. سینما فرهنگ پیر میشود. درخت وسط میدان پیر میشود. حتی کلاغ نشسته بر سیم تیر برق، پیر میشود.
دکتر گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر میگفت ساختمانهای اداری را باید مرتفع و عظیم بسازیم تا مردمان، در برابر ساختمانها، احساس حقارت کنند.
شاه عباس بلند فریاد میزند آدمها را پیر کنید تا جهان را پیر ببینند. تا بپندارند که جهان همین است. به جوانهای چوگانباز بفهمانید که عصارهٔ گیتی، فقط اسبی سیاه است و چوبِ شکنندهٔ چوگان.
موهای سرِ باغ ملی سفید شده است. سینما تعطیل است. بچهها، هزار بستنی برادران جعفری را میخورند تا زودتر کبدشان چرب بشود و پیر بشوند.
سیندرلا، روی بام ایرانپیما میرقصد. نه مثل رقص آلپاچینو در «بوی خوش زن»، که مثل رقص جادوگران نمایشنامهٔ «مکبث.»
هرمان هسه میگوید در پی هر فاجعهای باز هم گلها میروید. بعد از هر جنونی، ملتها بار دیگر به مقتضیات اخلاقی خود باز میگردند.
هندیها تصویر شاه عباس کبیر را نقاشی میکنند. نقاشی از چهره شاه عباس، ضد تخیل است. شاه عباس طبق روایت تاریخی دستور میدهد هندیها کشته بشوند. شاه، باید در ذهن آدم پیر، همیشه جوان بماند. جوانی، فقط حق پادشاه است. ایماژ، قابل نقد است.
ما سالخوردگان، دل به گروگانگیر بستهایم چون نان و آب ما را میدهد.
ما زندگان سرگردان، ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی را بارها خوانده بودیم، اما نمیدانستیم بر سر راه ما، رودی است به نام ارس...
@aleph_ba
395
🔺کار کودک هیچگاه موضوعی «عادی» نیست
بابک خطی
دیدن کودکان کار در هرگوشه از شهر، در حال تبدیلشدن به یک تصویر عادی و روزمره است و همین وحشتناکترین قسمت ماجراست؛ اینکه کار کودکان، در چشمان جامعه عادی به نظر برسد.
طبیعت کودک، کودکیکردن است و همیشه باید یادمان باشد که کار یک کودک هیچگاه عادی نیست و نخواهد بود.
امروز ۱۲ ژوئن است؛ روز مبارزه با کار کودک. روزی که چون تلنگری باید باشد تا در تمام ایام سال روی این مساله حساس باشیم و در حد توان کاری بکنیم و حداقل اینکه اگر به هر دلیل مرهمی بر این زخم دردناک نمیتوانیم باشیم آزارنده هم نباشیم.
حضورشان را انکار نکنیم، وجود آنان را همدلانه به رسمیت بشناسیم.
رفتار محترمانه و غيرتخريبگر نسبت به شخصيت کودکی که در شرایط سخت و ناعادلانه قرار دارد و زندگی و آیندهاش در خطر جدی است، کمترین کار است، حتی اگر هیچ کار دیگری از دستمان بر نمیآید.
امروز جلسات مکرر بررسی، واکاوی و آسیبشناسی کار کودک و راههای مبارزه با آن در سالنهای زیادی از شهر برگزار میشود.
کودکان کار اما در بدترین شرایط همچنان دستفروشی میکنند زبالهها را میگردند یا در گودهای زبالهگردی به تفکیک زباله مشغول هستند.
به امید روزی که این جلسات در کنار همت همه، به هدف نهایی خود که کودکیکردن کودکان است دست یابد.
برای این مهم همهٔ ما باید فعالتر باشیم.
کار، سهم کودک از زندگی نیست و کار کودک همیشه موضوعی غیر طبیعی است.
بیتفاوت نباشیم...
@aleph_ba
395
ممنوعیت پخش موسیقی در مدارس
روزنامه همشهری در گزارشی خبر داده است وزیر سابق آموزشوپرورش در آخرین روزهای حضور در این وزارتخانه بخشنامهٔ محرمانهای را به مدارس ارسال و پخش هرگونه موسیقی را در مدارس ممنوع کرده است.
در این بخشنامه تاکید شده مدیری که از این دستور سرباز زند، متخلف خواهد بود.
مدیر یکی از مدارس به خبرنگار همشهری گفته مدتی است به دلیل پخش یک آهنگ مجاز که از سوی وزارت ارشاد مجوز هم دارد و در کتابفروشیها بهفروش میرسد، اداره تخلفات آموزشوپرورش او را احضار و توبیخ کرده است.
@aleph_ba
395
🔹کودکآزاری در صدر خشونتهای خانگی است
به گفته رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی، براساس آمار و دادههای موجود، در گروه خشونتهای خانگی، کودکآزاری در رتبه نخست و بعد از آن همسرآزاری، سالمندآزاری و معلولآزاری قرار دارد.
رضا جعفری گفت: کودکان و زنان به دلیل ضعف قوای جسمانی و وابستگی اقتصادی به سرپرستان از جمله مهمترین گروههای در معرض خطر خشونت و سوء رفتار محسوب میشوند.
او گفت: در بین اشکال مختلف کودکآزاری، کودکآزاری از نوع غفلت و بیتوجهی دارای فراوانی بیشتر و سپس کودک آزاری جسمانی، روانی، عاطفی و در نهایت خشونت جنسی قرار دارد.
خشونت خانگی، پدیدهای پنهان است
رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: خشونت خانگی پدیدهای پنهان است که در فضای خصوصی خانه صورت میگیرد و بنابراین تا گزارش نشود امکان مداخله نیز وجود نخواهد داشت.
جعفری افزود: با توجه به گسترش کمی اورژانس اجتماعی مطابق با ماده ۸۰ برنامه شسم توسعه، امکان شناسایی و کشف موارد خشونت بیشتر از گذشته امکانپذیر شده است با این وجود حقیقت این است که خشونت خانگی پدیدهای پنهان است که در فضای خصوصی خانه صورت میگیرد و بنابراین تا گزارش نشود امکان مداخله نیز وجود نخواهد داشت.
او تاکید کرد: از این رو، موضوع مسئولیتپذیری شهروندان جهت گزارش موارد مشکوک در بین اعضای خانواده و محیط آموزشی اهمیت مضاعف دارد.
@aleph_ba
395
🔹جمعآوری کودکان کار، مانور قدرت یا پاککردن صورت مساله؟
طرح جدید جمعآوری کودکان کار موجب نگرانی فعالان مدنی و انجمنهای حامی حقوق کودکان شده است. شبکه یاری کودکان کار در اطلاعیهای به این طرح اعتراض کرده و خواستار ارائه توضیحات کافی شده است. این نهاد متشکل از سازمانهای دولتی و غیردولتی در اطلاعیه خود گفته است که نه مجریان طرح و نه سازمان بهزیستی توضیحات کافی در مورد طرح و نحوه اجرای آن ارائه ندادهاند. شبکه یاری کودکان کار آورده است: «با توجه به اینکه تاکنون طرحهای جمعآوری نه از نگاه علمی و نه از نظر اجرایی، در تکرار بیحاصل خود، تغییری در وضعیت کودکان کار در خیابان ایجاد نکرده است»، با اجرای آن مخالف است. در ۳۵ سال گذشته، بیش از۳۰ بار طرح جمعآوری کودکان کار بهاجرا در آمده اما هر بار کودکان کار و خیابان باز به خیابانها بازگشتهاند و هیچ گزارشی درباره اثربخشی این طرحها در جایی منتشر نشده است. فعالان حقوق کودک نسبت به اجرای این طرحها تاکنون واکنشهای بسیاری نشان دادهاند. آنها این طرحها را بیشتر یک مانور قدرت و ایجاد خشونت و ناامنی برای این بخش جامعه خواندهاند و تأکید کردهاند که عموماً بعد از چند هفته، همه این افراد از کمپ و سایر مراکز نگهداری رها میشوند. / رادیو زمانه
@aleph_ba
395
🔺یونیسف از رواج ازدواج پسربچهها در برخی کشورها خبر دادند
به گفته صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل ( یونیسف) براساس برآوردهای انجام شده حدود ۱۱۵ میلیون پسر بچه در سراسر جهان در سنین پایین ازدواج کرده اند.
در اولین تحقیق انجام شده در این مورد، یونیسف دریافته که ۲۳ میلیون پسربچه قبل از رسیدن به ۱۵ سالگی مجبور به ازدواج شده اند.
جمهوری آفریقای مرکزی بالاترین آمار را در این مورد دارد و پس از آن کشورهای نیکاراگوئه و ماداگاسکار قرار دارند.
به گفته یونیسف ازدواج در سنین کودکی باعث می شود که این کودکان در زمانی که آمادگی لازم را ندارند، عهده دار مسئولیت هایی شوند.
https://bbc.in/2IvURw6
T.me/stopfgmemiran
395
🌎پنجم ژوئن (١٥ خرداد) روز جهانی محيط زيست را به همه حافظان محيط زيست تبريک میگوييم.
🌿توجه به حفظ محیط زيست،
"نه يك انتخاب، بلكه تنها انتخاب است."
ما اگر انسانهای دگرخواه هم نباشيم و همه چيز را از نگاه منفعت طلبانه خودمان ببينيم، باز هم چارهای نداريم كه قانون زمين و طبيعت را رعايت كنيم، داشتن زندگی با كيفيت حتی برای خودخواه ترين انسانها، نه يک انتخاب كه تنها انتخاب است.
@vasolh
395
معلولان و کنترلگری؛ خشونت به نام محبت
خشونت خانگی و اجتماع
مازیار بهرامی
طبق آمار یونیسف، این احتمال وجود دارد که کودکان معلول سه تا چهار برابر دیگر کودکان، قربانی خشونت شوند.
بنا بر همین آمار یونیسف، «۲۰/۴ درصد خشونت علیه کودکان معلول، خشونت فیزیکی و ۱۳/۷ درصد خشونت جنسی است.»
نوع معلولیت نیز با شیوع گونههای مختلف خشونت در ارتباط است. برای نمونه «کودکان معلول ذهنی یا فکری نسبت به همسالان غیر معلولشان ۴/۶ بار بیشتر در معرض قربانی شدن در اثر خشونت جنسی هستند.»
فشار بر خانواده برای نگهداری از کودکان معلول، عاملی برای شدت یافتن احتمال خشونتورزی علیه آنها در محیط خانه است. از سوی دیگر این فشار، مسیر سپردن کودکان به آسایشگاههای معلولان را هموار میسازد که این خانه دوم نیز موقعیتی جدید برای اعمال خشونتهای جسمی و جنسی علیه آنهاست.
اواخر سال گذشته بود که انتشار تصاویر کتک زدن کودکان اوتیستیک از سوی پرستاران در آسایشگاه «مهر ایرانیان»، موجی از احساسهای منفی را برانگیخت.
از میان انواع خشونتها علیه معلولان، خشونتی که در خانه و البته به صورت روانی صورت میگیرد، یکی از پیچیدهترین، سربستهترین و پنهانترین نوع خشونتها علیه این گروه است. سربسته از این نظر که چون در محیطهای عمومی صورت نمیگیرد، امکان دخالت و محافظت نهادهای مسئول از معلول را پایین میآورد یا حتی از بین میبرد.از سوی دیگر چون این خشونت جنبه «روانی» دارد، سخن گفتن از آن حتی در صورت دخالت دیگران، بسیار دشوارتر از دیگر انواع خشونتهای جسمی و جنسی است.
ستاندن کنترل زندگی فرد معلول از سوی اعضای خانواده که دستکم گرفتن تواناییهای او را نیز به همراه دارد، یکی از شایعترین خشونتهای روانی علیه معلولان در محیط خانه است.
در این حالت، به نسبت ناآگاهی خانواده از بیماری فرد معلول و تواناییها و ناتوانیهای او، میزان دخالت آنها در امور و حریم شخصی فرد تغییر میکند.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
bit.ly/2rTMhjd
لینک مطلب در سایت خانه امن:
https://bit.ly/2k9lLxZ
@KhanehAmnTelegram
395
🔺گفتوگو با نوجوانان درباره مغالطهها؛ بخش ششم: آرزو اندیشی
الهام فخرایی
دوره نوجوانی با خیالپردازی و رویابافی گره خورده است. نوجوان نگاهش رو به آینده است و رویاپردازی میتواند برای حرکت روبهجلو و معنادهی به زندگی، انگیزه ایجاد کند. از طرفی همین ویژگی اگر به درستی مراقبت و هدایت نشود، میتواند او را در معرض آسیبهایی قرار بدهد.
در وضعیت «آرزو اندیشی» نوجوان به جای متمرکز بودن روی دنیای واقعی، فرصتها و تهدیدهای موجود بدون توجه به اینکه آیا تحقق این آرزوها در واقعیت ممکن است یا خیر، بیشتر در دنیای خیالی خود سیر میکند. نمونه مشهور آرزواندیشی را در داستان “پینوکیو” وقتی سکههایش را دفن میکند تا درخت سکه سبز بشود، میبینیم. صرف گفتن و آرزو کردن اینکه “همه چیز درست میشود”، “محال است اتفاق بدی بیفتد”، “من حتما موفق میشوم” یا “حتما به سزای اعمالش میرسد” بدون توجه به دنیای واقعی و ملزوماتی که ما باید برای آن تلاش کنیم، نمیتواند موجب تحقق این موارد بشود.
در واقع آرزواندیشی زمانی کارکرد منفی پیدا میکند که موضوعی به کلی خارج از اختیار و امکانات فرد باشد. ماندن در این وضعیت میتواند نوجوان را مستعد مغالطه “آرزواندیشی” کند. آرزواندیشی در سطح استدلالی زمانی اتفاق میافتد که فرد به جای اینکه برای پذیرش یا رد موضوعی دلیل بیاورد، صرفا چیزی را که دوست دارد اتفاق بیفتد، بیان میکند.
آرزواندیشی در سطح طرحوارهها، بهخصوص در دوران نوجوانی و «هویت یابی» میتواند منجر به وضعیت ناسالم “کاوش” یا “پراکندگی” در شخصیت و طولانی شدن آن حتی تا دوران جوانی و بزرگسالی در هویت فرد بشود.
برای دور ماندن از آسیبهای “آرزواندیشی” و نجات از تله “شناختی” و “روانشناختی” این مغالطه باید به نوجوان آموخت که فقط زمانی یک حکم یا نتیجه گیری میتواند معتبر و درست باشد که صرفا از آرزوها برای قانع کردن خودمان یا دیگری استفاده نکرده باشیم.
برای درک بهتر این مغالطه درباره وضعیت های مشابه و نمونه های واقعی با نوجوانها گفتوگو کنید. درک این بهویژه در “هویت یابی” و هدفگذاری معقول برای نوجوانها موثر و راهگشا است.
395
🔺تو دختری یا پسری؟
سحر سلطانی
1- در گروه مادران، یکی از آنها به تازگی دومین فرزند خود را به دنیا آورده است. از ده روز اول تولد و سختیهای آن میگوید. ذکر این روزهایش گویی زخم قدیمی اما خونریز بسیاری از مادران را باز میکند. هر یک خاطرهای شفاف از سالیان دور دارند؛ زمانیکه با همه وجود نیاز به همراهی و همدلی همسرشان داشتند اما او هیچ مهارتی برای مواجهه با زنی که تازه زایمان کرده و نوزادی که مانند یک آدم فضایی در سرزمین آنها فرود آمده نداشته است. از زخم تنهایی و خستگی میگویند و اینکه مدام در گوششان از یکسو خوانده میشود مادری مقدسترین اتفاق بشری است و از سوی دیگر که همه این رنجها و خستگیها طبیعی است، مگر چه کار شاقی کردهای؟ مادران ما هم زاییدهاند و این همه ناز نداشتند! افسردگی پس از زایمان در میان بسیاری از مادران این جمع شایع بوده و مهمترین عامل آن را خستگی، بیخوابی، بهت، حس تنهاماندن و ناتوانی محض در شرایط جدید میدانند و اینکه انفعال شوهر و اطرافیان میتوانسته آنها را تا مرز نفرت از خود و آنها پیش ببرد.
2- صفحه کمپین «قصه، رنگ، توپ» و فعالیتهای اسماعیل آذرینژاد در روستاهای کهکیلویه و بویراحمد و ترویج کتابخوانی، بازی و رنگآمیزی را پیگیری میکنم. این روزها باز هم از خودسوزی و خودکشی دختران و زنان روستایی مینویسد. از کمر زخمشدهٔ زنی که هر صبح باید از کوه هیزم جمع کند، نان بپزد شیر بدوشد و هنگاهی که از شوهرش میخواهد او هیزم جمع کند و بیاورد پاسخ میشنود: «زشته زن!» این زنان در محرومترین روستاهای ایران خسته و افسرده، تن خود را به آتش میسپارند شاید همدلی بعد از مرگ برای خود بیابند.
3- تعدادی از پسربچههای چهار-پنج سالهام همواره یک عروسک با خود همراه دارند و همهجا دنبال خود میکشند از پدر تا بستگان ذکور نزدیک مدام میشنوند: «مگه دختری همش عروسک بغل میکنی؟» و از طرفی پسربچههایی داریم که هیچ علاقهای به سلمانی و کوتاهکردن مو ندارند. موهای بلند اما مرتبی دارند. در هر جمع جدیدی باز هم پسر بودنشان به آنها تذکر داده میشود تا یادشان نرود که موی بلند برای دخترهاست و آنها «مرد» هستند.
4- خبر کوتاه است و سهمگین: حذف دفتر امور زنان و خانواده در وزارت آموزشوپرورش ایران.
همه ما مدتهاست از کلیشههای رایج جنسیتی در ایران میخوانیم و مینویسیم اما هنوز تغییر چشمگیری در نگاه کلان جامعه به همدلی و رواداری انسانی به جای خطکشی جنسیتی و تحمیل نقشها مبتنی بر آن رخ نداده.
چه باید کرد؟
به گمانم فصل تصمیمگرفتن است. زمان آن رسیده که تغییرات را از خانههای خود شروع و مطالبه اجتماعی آن را آغاز کنیم.
1. بازی برای کودکان بهویژه زیر شش سال به مثابه دانشگاه است. با خریدن صرفا اسباببازیهای اصطلاحا پسرانه مانند تفنگ، توپ و ماشین و لگو و ربات که آنها را برای «بیرون-زیستی» از خانه تربیت میکند و این کلیشه را در ذهن آنها ایجاد میکند که امورات بیرون از خانه مانند رانندگی، ساختوساز، مبارزه و ورزش مهمتر از پختوپز، دوختودوز و بچهداری در خانه است.
برای فرزندان پسر خود عروسک و ظروف آشپزخانه هم بگیریم و با آنها خالهبازی و مامانبازی را تمرین کنیم.
2. وقتی در جمعها میبینیم به ظاهر و یا انتخاب اسباببازی توسط کودکمان برچسب جنسیتی زده میشود و جنسیت او زیر سوال میرود بلافاصله واکنش موثر و حمایتی نشان دهیم و خاطرنشان کنیم رنگ صورتی لباس، داشتن عروسک یا موی بلند برای آدمهاست و نه فقط دخترها.
3. آموزش همسان نقشها بین دختران و پسران و به رسمیتشناختن انتخاب آنها یکی از مهمترین اصولی است که والدین و مربیان باید آن را ادراک و اعمال کنند.
4. والدین بهترین الگو برای کودکان هستند وقتی پدر خانواده در آشپزی، شستن ظروف، لباس، سرویس بهداشتی در کنار مادر همکاری نمیکند، نمیتوان توقع تربیت پسرانی همدل و برابرزیست داشت. اگر احساس نیاز به تغییرات اصولی در جامعه امروز ایران داریم از خودمان شروع کنیم.
