en
Feedback
ترانه گرافی

ترانه گرافی

Open in Telegram

📌 ربات: @TaraneGraphyBot 📌 اینستاگرام: @TaraneGraphyGram (تبلیغ و تبادل با کانال‌های ادبی/هنری) 📌 اولین پست کانال: https://t.me/TaraneGraphy/1 🆔 ادمین: @AliNic مرسی از همراهی‌تون 😍🌹

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
6 649
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-6930 days
Posts Archive
🔹@TaraneGraphy هر تابستانی که به پاییز می پیوندد درست زمانی که در سبزه ها دراز کشیده ایم و از آخرین ذره های خورشید کام میگیریم بخشی از حافظه ما را نیز با خود می برد. فراموش کردن آنچه زمانی به خوبی بخاطرداشتم،همیشه مرا آزار داده و حتی اطرافیان را نیز رنجانده است ولی اکنون دیگر اسباب نگرانی ام را به اندازه قبل فراهم نمی کند.حالا هرگاه پاره ای از گذشته را که به دنبالش می گردم نمی یابم و آنچه را که لازم دارم به دست نمی آورم،جایش را خالی می گذارم و از آن می گذرم #لیلیان_هلمن

🔹@TaraneGraphy کسی چه می‌داند سال ها بعد وقتی تو موهای کنار شقیقه ات سفید شده باشد و شده باشی یک کارمند منضبط که شور جوانیش را لابه لای دفترهای اداری جا گذاشته باشد و من زنی آرام و کدبانو شده باشم که هر پاییز تکیه بر صندلی لهستانی کهنه که جیر جیر می‌کند جلوی بخاری با عینک نمره بالا برای زمستان فرزندانم شال گردن آبی می بافم در کدامین کوچه پس کوچه ی غرور کدامین فصل سکوت کدام بعد از ظهر بی حوصلگی یا کدامین لحظه ی حماقت و بی پروایی دوستت دارم را و عشق را جا گذاشتیم که نسل اندر نسلِ بعد از ما هم... تاوان فصل های سرد دلتنگی و بی عشقی را... با غروب های جمعه ی نهفته در هر روز و هر لحظه شان پس خواهند داد؟! #طاهره_اباذری_هریس

🔹 @TaraneGraphy شاید اگه یه فصل دیگه‌ای بود شاید اگه برگا صدا نمی داد صدای قلبم‌و نمی‌شنیدی عشق به ما این جوری پا نمی داد من که میگم درختا عاشق شدن گردش فصلا وخزون بهانه‌ست فرقی نداره تو بهار یا پاییز چتر یه اختراع احمقانه‌ست! پاییز امسال وقدم می زنم تموم شهر و کوچه هاش و با تو خیابونا بلنده خسته میشی از کمدت درآر کتونیات‌و قراره باز بخندی کورم کنه برق سفید خنده‌ی مرمریت قراره باز دوباره بعد بارون عینکم و پاک کنی با روسریت یکی باید باشه شبا نذاره غصه و تنهایی مزاحمت شه یکی باید باشه برات بیاره مسکنات‌و اگه لازمت شه یکی باید باشه که وقت خوابت موهای نسکافه‌ایت‌و بو کنه بلد باشه دس بکشه رو پلکات بلد باشه چشمات‌و جادو کنه گفتنیا رو گفتم و شنیدی حالا خودت بشین حساب کتاب کن اگه یه روزی غم اومد سراغت رو قلب ساده منم حساب کن این اولین پاییزه که دارمت خیابونا قراره زیبا بشه باید یه پالتو بخرم تو جیباش دستای کوچیک تو هم جا بشه... #حامد_عسکری 🍂🍁

sticker.webp0.10 KB

🔹️ @TaraneGraphy #انرژی_مثبت 😍 #مهر ماهی های خووب 💜 بفرست واسه بهترین مهرماهی‌های دنیا...
🔹️ @TaraneGraphy #انرژی_مثبت 😍 #مهر ماهی های خووب 💜 بفرست واسه بهترین مهرماهی‌های دنیا...

🔹@TaraneGraphy ﺗﺎ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ ﺁﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻓﺪﺍﯼ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﺷﺐ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﺗﻮ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ، ﺷﮑﻮﻩ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﺯ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺗﺎ ﺳﺤﺮ، ﺗﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﺁﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﺘﻦ ﺧﺒﺮ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺳﯿﺎﻩ ﺷﺪ ﺟﻬﺎﻥ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﺭﻓﺘﻨﻢ ﺩﮔﺮ ناﻣﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﯽ، ﻋﮑﺲ ﺗﻮ ﭘﯿﺶ ﺭﻭ ﻧﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻭ ﺁﯾﻨﻪ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﺍﯼ ﮔﻞ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﻣﻦ، ﺗﺎ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ... ﻟﻄﻒ ﺑﻬﺎﺭ ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ، ﺩﺭ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﺖ #استاد_شهریار

🔹@TaraneGraphy پاییز که می شود ؛ حواستان به آدم های زندگیِ تان باشد . کمی بهانه گیر می شوند ، حساس می شوند ، "توجه" می خواهند ! دستِ خودشان که نیست ، این خاصیتِ پاییز است ؛ آدم ها را از همیشه عاشق تر می کند . مگر می شود پاییز باشد و دلت هوای قربان صدقه های از تهِ دلِ کسی را نکند ؟! مگر می شود پاییز باشد و دلت هوس نکند ، عاشق باشی ؟! که عاشقت باشند ؟! باد باشد ، باران باشد ... و یک خیابان پر از برگ های خشک و نارنجی ... تو باشی و تو ، تو باشی و او ... فرقی ندارد ! قدم زدن در بساطِ دلبرانه ی پاییز ، همه جوره می چسبد. #نرگس_صرافیان_طوفان ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌

🔹@TaraneGraphy من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام🥀 #فریدون_مشیری

🔹@TaraneGraphy ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی ، چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی ، تو که آتشکده عشق و محبت بودی چه بلا رفت که خاکستر و خاموش شدی ، تو به صد نغمه ٬ زبان بودی و دلها همه گوش ، چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی ، خلق را گرچه وفا نیست ولیکن گل من ؛ نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی ...! #استاد_شهریار

🔹@TaraneGraphy اگر نتوانم با تو قهوه بنوشم؛ کافه‌ها به چه کار می‌آیند؟ و اگر نتوانم بی‌هدف با تو پرسه بزنم؛ خیابان‌ها به چه کار می‌آیند؟ و اگر نتوانم بی‌هراس نامت را در گلو بگردانم کلمات به چه کار می‌آیند؟ و اگر نتوانم فریاد بزنم "دوستت دارم" دهانم به چه کار می‌آید؟ #سعاد_الصباح

🔹@TaraneGraphy‌‌‌‌‌ من و خیلی از دخترها ، جزو دختران معمولی هستیم. برای ما از اول سخت بود با کفشِ پاشنه بلند مسیرهای طولانی را راه برویم و جیکمان از پا درد در نیاید. ما از همان اول دنبال کفش اسپرت بودیم که بتوان با آن،ساعت ها در شهر، قدم زد ، دوید و بی توجه به کج شدن روسری، شاد بود. ما مشتاق صحبت با مردها نبودیم.به چشمانشان زل نمیزدیم.بیشتر وقت ها از گوشه و کنار رد میشدیم و میرفتیم.ما از بچگی یاد گرفتیم ساده باشیم. راستش ما مثل معشوقه های امروزی شما ،هر روز یک رنگ و یک بو نبودیم.عشوه و ناز ، مادر زادی در رگ و خون ما نبود.امکانش بود یک روز شلخته باشیم ، ناراحت باشیم ، گریه کنیم.ما نمیدانستیم در هر موقعیتی باید شیک باشیم و روسریمان کج نشود. ما همان دخترانی هستیم که عشق را در زندگی یاد گرفتیم،نه اینکه به ما گفته باشند همیشه خوش چهره و خوش بوترین باش، تا تمام شهر را عاشق کنی.بوی ادکلن ساده و آرام ما ،میان هزاران عطر و بوی مختلف اطرافِ شما گم شد. خنده های ارام ما ، میان قهقه های پرعشوه و بلند انها اصلا شنیده نمیشد.ما عشق را در کفش های پاشنه بلندمان که خاک میخورد، جا گذاشتیم. ما با همان کوله پشتی و کفش اسپرتمان ، بی صدا آمدیم در زندگی شما.ما حتی کفش هایمان پاشنه بلند هم نبود که صدای رفتنمان را بشنوید.ما یک دسته دختر معمولی بودیم،فهمیدیم باید عوض شویم تا مارا ببینید.اما نتوانستیم.ما معمولی بودیم، هنوز هم هستیم چون اینطوری راحت تریم،خوشحال تریم. ما بلد نیستیم خودمان نباشیم. #رقیه_رستمی

🔹 @TaraneGraphy امروز ۴ سپتامبره؛ روز جهانی ریش فقط می‌خواستم بدونی که تو با ریش خییییییییلی خوشگل‌تری 😍💛❤
🔹 @TaraneGraphy امروز ۴ سپتامبره؛ روز جهانی ریش فقط می‌خواستم بدونی که تو با ریش خییییییییلی خوشگل‌تری 😍💛❤

🔹 @TaraneGraphy تو زندگی یه جایی‌ام هست مثل اینجا ... دستتو کردی تو کشوی سوم دراور و دنبال چیزی میگردی که مطمئنی اینجا گذاشتیش اما پیداش نمی‌کنی، تعجب می‌کنی که نیست! ولی نیست ... می‌رسه یه روز که دستتو می‌کنی تو قلبت، اما چیزی که اینهمه مدت اینجا بوده نیست! عجیبه اما نیست ... به مغزت فشار میاری که یادِ یه خاطره بد بیُفتی ... یادت میاد اما انقدر دوره که دردت نمیاد، می‌بینی متنفر نیستی! سعی می‌کنی یاد یه خاطره خوب بیفتی ... میدونی یادت نرفته، میدونی نبخشیدی اما مثل همون یه تیکه چیزی که تو کشوی دراور پیداش نکردی و بیخیالش شدی؛ دیگه تو اون حال و هوا نیستی، بیخیالش شدی. انگار یه فصل از زندگیت با هر چی که بوده و نبوده ورق خورده، همین تو دیگه سرِ فصل بعدی هستی ... #پریسا_زابلی_پور

🔹 @TaraneGraphy کراش و این مسخره بازیا چیییه دیگه به قول شمالیا: من ته ره خااامه 😍😍😍😂❤
🔹 @TaraneGraphy کراش و این مسخره بازیا چیییه دیگه به قول شمالیا: من ته ره خااامه 😍😍😍😂❤

🔹 @TaraneGraphy دلم می‌خواست اهل یک کشور حاشیه‌ای باشم یک گوشه‌ی نقشه‌ی دنیا. گمنام، خنثی، سر به لاک خودش. از آن کشورها که نشسته یک گوشه ماستش را می‌خورد نه نفت می‌فروشد، نه مسلسل می‌خرد. خانه ی پُر اش، شامپو می‌دهد، شکلات می‌گیرد. نه تهدید می‌کند، نه تهدید می‌شود. سالی یک بار هم اسمش در اخبارهای بین‌المللی نمی‌آید. کشوری که وقتی ازش میپرسند ترامپ یا بایدن، شانه بالا می‌اندازد و میگوید هر خری شد، شد تحریم نیست، تحریم نمی‌کند. حرام است، حرام است ، نمی‌کند.‌ قرار نیست بجنگد، قرار نیست باهاش بجنگند. سیاست‌مدارهاش نمی‌خواهند دنیا را نجات دهند، تغییر دهند، بکوبند از نو بسازند. با کشورهای همسایه‌‌اش فقط یک سلام‌وعلیک دارند، طفیلی خانه هیچ‌‌کدام نیست. نمی‌رود، نمی‌آیند. دلم میخواست در حاشیه‌ امن چنین کشوری بنشینم و ندانم خاورمیانه کجاست و برایم سوال باشد این ایران ایران که می‌گویند چرا یک دم آرام نمی‌گیرد؟ بیچاره مردم اش #سودابه_فرضی_پور

sticker.webp0.10 KB

#انرژی_مثبت 😍 شهریوریا خیلی دوست‌داشتنی‌ان اگه رفیق شهریوری داری بفرست واسه‌ش ❤️ 🔹 @TaraneGraphy
#انرژی_مثبت 😍 شهریوریا خیلی دوست‌داشتنی‌ان اگه رفیق شهریوری داری بفرست واسه‌ش ❤️ 🔹 @TaraneGraphy

sticker.webp0.08 KB

🔹 @TaraneGraphy #انرژی_مثبت یک شهریور، روز پزشک، مبارک ☺️ دکتر جان 😍 روزت مبارک ❤️ بفرست واسه همه دکترها و دکترهای آینده 😉
🔹 @TaraneGraphy #انرژی_مثبت یک شهریور، روز پزشک، مبارک ☺️ دکتر جان 😍 روزت مبارک ❤️ بفرست واسه همه دکترها و دکترهای آینده 😉

🔹 @TaraneGraphy چند سال پیش، توی یکی از روزهای شلوغ مترو کنار دختری ایستاده بودم. قطار یکباره ترمز کرد، همه ریختند روی هم و دختر برای اینکه نیفتد بازوی من را با انگشتانش چسبید. در یک لحظه همزمان درد و خنده‌ام گرفت. خنده‌خنده گفتم چرا نیشگون میگیری؟! خودش را جمع‌وجور کرد. تندتند بازویم را بوسید و بعد گفت نمیدونم چرا این وقتا من بیشتر از بقیه پرت میشم! کمی تپل بود و خیلی سبزه. بلند حرف می‌زد، چشم‌هاش میخندید، راحت بود. گفت: شبی نیست که از روی تخت پرت نشم پایین. خواهرم میگه سمیرا توی زندگی قبلی توپ بوده! خندیدیم. گفت: "رفتی خونه دیدی بازوت کبوده، فحش بده. آزادی!" در عرض چند دقیقه صمیمی شده بودیم و صدای خنده‌مان قطار را برداشته بود. . دو ایستگاه بعد من رسیده بودم. هول‌هول خداحافظی کردم و پیاده شدم. و حالا چند سال است که فکر میکنم با نظمم، با پیاده‌شدن به موقعم، با تلاش برای سر وقت رسیدن سر کلاس، نطفه یک دوستیِ شاد و قشنگ را در نطفه خفه کرده‌ام. قطار رفت، سمیرا هم رفت... . زندگی در بُدو بدوهای به نظر خودمان رو به جلو، خودش را از ما گرفته. چند نفر از ما کنار اتوبان می‌زنیم کنار تا غروب خورشید را تماشا کنیم؟ چند نفرمان گوشی را می‌گذاریم کنار و خیره می‌شویم به بند انگشتان تپل یک نوزاد؟ چند نفرمان برای دیدن یک نمایش خیابانی دیر سر کار میرسیم؟ . آن روز باید می‌گفتم من کلاس نمیرم، تو هم هر جا میری نرو. بریم بشینیم توی یه کافه، چرت بگیم و بخندیم... شاگرد اولی دانشگاه، هیچ‌وقت آن‌قدرها هم به کارم نیامد! . گاهی باید گفت گور بابای مقصد، مسیر را عشق است! #سودابه_فرضی_پور