en
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Open in Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Show more
945
Subscribers
+124 hours
+47 days
+1830 days
Posts Archive
♥️ لبخند تو خلاصه‌ی خوبیهاست لختی بخند خنده‌ی گل زیباست پیشانی‌ات تنفس یک صبح است صبحی که انتهای شب یلداست در چشمت از حضور کبوترها هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست رنگین کمان عشق اهورایی از پشت شیشه‌ی دل تو پیداست فریاد تو تلاطم یک طوفان آرامشت تلاوت یک دریاست با ما بدون فاصله صحبت کن ای آن که ارتفاع تو دور از ماست #قیصر_امین‌پور @delnote

بیا که می‌رود این شهر رو به ویرانی بیا که صاف شود این هـوای بارانی #قیصر_امین‌‌پور @delnote

ما اینجاییم که آبجو بنوشیم جنگ را تمام کنیم و به نابرابری‌ها بخندیم و آنقدر خوب زندگی کنیم که مرگ از گرفتنِ جانمان بر خود بلرزد. #چارلز_بوکوفسکی @delnote

«دریای بی‌قراری ما را کنار نیست.» #صائب_تبریزی @delnote

🎵”بی‌قرار” #آرمان_گرشاسبی @delnote

گاهی فکر می‌کنم وقتی مردم می‌گویند همه چیز می‌گذرد، خودشان هم نمی‌دانند منظورشان چیست. #هدا_مارگولیوس_کووالی @delnote

♥️ اگر می‌توانستم کلمه‌ای بسازم و به زبان فارسی بیفزایم “درسناک” را می‌ساختم، به معنای پر از درس و شبیه دردناک که به معنی پر از درد است. درسناک را می‌ساختم برای زمان‌هایی که آدم‌ها در وضعیتی قرار می‌گیرند که از آن درس‌های بزرگ و فراوانی می‌آموزند. درسناک را می‌ساختم برای زمان‌هایی که آدم‌ها در وضعیتی قرار می‌گیرند که حجم زیادی از آنچه درست می‌دانستند نادرست از کار در می‌آید. درسناک را می‌ساختم برای زمان‌هایی که آدم‌ها در وضعیتی قرار می‌گیرند که ناگهان غبار‌های دور و برشان می‌نشیند، ابرها کنار می‌رود، و آنچه پیش از این نمی‌دیدند، آشکار می‌شود. درسناک را می‌ساختم برای وضعیتی که آگاهی سیل‌وار از راه می‌رسد. وضعیتی که گاهی دردناک هم هست. #امیرعلی_بنی‌اسدی @delnote

🎵"فتح بابل" #مرضیه @delnote

سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابل گام برمی‌داشتند. نگذاشتم کسی در همه‌ی سومر و اَکد هراس‌آفرین باشد. در پیِ امنیت شهرِ بابل و همه‌ی جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابل... که برخلاف خواست خدایان یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته‌شان نبود، خستگی‌هایشان را تسکین دادم و از بندها رهایشان کردم... بخشی از #منشور_کوروش_بزرگ براساس ترجمه‌ی #شاهرخ_رزمجو @delnote

🎵”بوی گیسو” #علیرضا_قربانی @delnote

Contentment even protects you against catching cold. Has a woman who knew she was well-dressed ever caught cold? I’m imaginin
Contentment even protects you against catching cold. Has a woman who knew she was well-dressed ever caught cold? I’m imagining a case where she was hardly dressed at all! خشنودی، جلوِ سرماخوردگی را هم می‌گیرد. هرگز هیچ زنی که می‌داند زیبا لباس پوشیده، سرما خورده است؟ مُرادم هنگامی است که چندان چیزِ ضخیمی هم نپوشیده باشد! #نیچه #غروب_بتها @delnote

فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که هروقت پیش او برگردی، در انتظارت بوده است. روزی از ته قلبم تمام آنچه دارم و تمام آنچه هستم را به تو بخشیده‌‌ام. تو قلبم را با خود، خواهی داشت تا وقتی‌ که من این جهان غریب را ترک بگویم. و تنها امیدم این است که روزی بفهمی چقدر دوستت داشته‌‌ام. #آلبر_كامو @delnote

♥️ آن تیره مردمک‌ها، آه آن صوفیان ساده خلوت‌نشین من در جذبه سماع دو چشمانش از هوش رفته بودند دیدم که بر سراسر من موج می‌زند چون هرم سرخگونه آتش چون انعکاس آب چون ابری از تشنج باران‌ها چون آسمانی از نفس فصل‌های گرم تا بی‌نهایت تا آنسوی حیات گسترده بود او #فروغ_فرخزاد @delnote

🎵”پاییز” #ابی @delnote

اين خاصيت پاییز است که همه‌چیز را تغییر می‌دهد؛ خیابان‌ها را، کوچه‌ها را، پنجره‌ها را، خاطره‌ها را، درخت‌ها را، و بیشتر از هم
اين خاصيت پاییز است که همه‌چیز را تغییر می‌دهد؛ خیابان‌ها را، کوچه‌ها را، پنجره‌ها را، خاطره‌ها را، درخت‌ها را، و بیشتر از همه، آدم‌ها را. #بابک_زمانی @delnote

🎵”Loneliness” #Martin_Czerny #Instrumental @delnote

من فقط مردمی را می‌پسندم که دیوانه‌اند. آن‌هایی که دیوانه‌ی زندگی‌اند. دیوانه‌ی حرف‌زدن، دیوانه‌ی رها شدن. آن‌هایی که همیشه همه‌چیز را با هم می‌خواهند. آنهایی که هرگز خمیازه نمی‌کشند و هیچ‌وقت حرفِ پیش‌پاافتاده‌ای نمی‌زنند. ولی می‌سوزند. می‌سوزند. می‌سوزند مثل مشعل افسانه‌ای روم. #جک_کرواک ترجمه: محمد مرکبیان @delnote

♥️ حالا چی ژوزه؟ مهمونی تموم شده چراغا خاموشن ملت رفتن شب، سرد شده حالا چی ژوزه؟ حالا چی - هی تو-؟ تو که بی‌نامی و بقیه رو دست می‌اندازی تو که شعر می‌نویسی عاشق می‌شی شکوه می‌کنی حالا چی ژوزه؟ ‌ زن نداری حرفی نداری عشقی نداری شب سرد شده و همه‌چی تموم شده و همه‌چی غیب شده و همه‌چی خراب شده حالا چی ژوزه؟ ‌ حالا چی ژوزه؟ حرفای دل‌نشینت لحظه‌های تب و تابت عیش‌ونوشت کتاب‌خونه‌ت معدن طلات چمدون شیشه‌ایت ناسازگاریت کینه‌ت... حالا چی؟ ‌ کلیدی تو دستت می‌خوای در رو وا کنی این‌جا که دری نیست تو دریا نمی‌ری اما دریا هم خشکیده می‌خوای بری مینیاس مینیاسی دیگه نیست ژوزه؛ حالا چی؟ ‌ اگر تونستی بخواب اگر تونستی خسته شو اگر تونستی بمیر اما تو نمی‌میری تو سگ‌جونی ژوزه تنها تو تاریکی مث یه چهارپای وحشی بی‌ هیچ خدا-پیغمبری حتی بدون یک دیوار که بتونی به‌ش تکیه بدی بی‌اسب سیاهی که بتازونیش تو کوچ می‌کنی ژوزه به کجا ژوزه؟ ‌ ‌‌ #کارلوس_دروموند_د_آندراده ترجمه‌ی محمدرضا فرزاد @delnote

انسان احتمالا از آن‌چه خودش فکر می‌کند جذاب‌تر، قوی‌تر، صبورتر و‌ تنهاتر است. #حمید_سلیمی @delnote
انسان احتمالا از آن‌چه خودش فکر می‌کند جذاب‌تر، قوی‌تر، صبورتر و‌ تنهاتر است. #حمید_سلیمی @delnote

🎵”I Think They Call This Love” #Matthew_Ifield @delnote