en
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Open in Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Show more
941
Subscribers
+124 hours
+57 days
+2430 days
Posts Archive
ای لحظاتِ خوش که هنوز از راه نرسیده‌اید آیا نمی‌شود راهِ کوتاه‌تری در پیش بگیرید؟ قبل از این‌که دل‌هایمان فرتوت شوند...؟ #نزار_قبانی @delnote

🎵”Autumn Leaves “ #Eva_Cassidy @delnote

اين خاصيت پاییز است که همه‌چیز را تغییر می‌دهد؛ خیابان‌ها را، کوچه‌ها را، پنجره‌ها را، خاطره‌ها را، درخت‌ها را، و بیش‌تر از همه، آدم‌ها را. بعد از ابر #بابک_زمانی @delnote

♥️ به دیدارم بیا هر شب، در این تنهایی ِتنها و تاریک ِخدامانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی‌ها دلم تنگ است بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال دلی خوش کرده‌ام با این پرستوها و ماهی‌ها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی بیا ای همگناه ِ من درین برزخ بهشتم نیز و هم دوزخ به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من که اینان زود می‌پوشند رو در خواب‌های بی‌گناهی‌ها و من می‌مانم و بیداد بی‌خوابی در این ایوان سرپوشیدهٔ متروک شب افتاده ست و در تالاب ِ من دیری ست که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهی‌ها، پرستوها بیا امشب که بس تاریک و تنهایم بیا ای روشنی، اما بپوشان روی که می‌ترسم ترا خورشید پندارند و می‌ترسم همه از خواب برخیزند و می‌ترسم همه از خواب برخیزند و می‌ترسم که چشم از خواب بردارند نمی‌خواهم ببیند هیچ کس ما را نمی‌خواهم بداند هیچ کس ما را و نیلوفر که سر بر می‌کشد از آب پرستوها که با پرواز و با آواز و ماهی‌ها که با آن رقص غوغایی نمی‌خواهم بفهمانند بیدارند شب افتاده ست و من تنها و تاریکم و در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند پرستوها و ماهی‌ها و آن نیلوفر آبی بیا ای مهربان با من! بیا ای یاد مهتابی! #مهدی_اخوان‌ثالث @delnote

مگر به صافی گیسویت، هوای خویش بپالایم در این قفس که نفس در وی، همیشه طعم لجن دارد. #حسین_منزوی @delnote

🎵”Hummingbird” #Patrick_Hamilton #Instrumental @delnote

♥️ مرحبا ای پیکِ مشتاقان بده پیغامِ دوست تا کُنم جان از سرِ رغبت فدای نامِ دوست واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس طوطی طبعم ز عشقِ شِکَّر و بادامِ دوست زلفِ او دام است و خالش دانهٔ آن دام و من بر امیدِ دانه‌ای افتاده‌ام در دامِ دوست سر ز مستی برنگیرد تا به صبحِ روزِ حشر هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جامِ دوست بس نگویم شِمِّه‌ای از شرحِ شوقِ خود از آنک دردسر باشد نمودن بیش از این ابرامِ دوست گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا خاک راهی کـ‌آن مشرف گردد از اَقدامِ دوست میل من سویِ وصال و قصد او سویِ فراق تَرکِ کامِ خود گرفتم تا برآید کامِ دوست حافظ اندر دَردِ او می‌سوز و بی‌درمان بساز زان که درمانی ندارد دَردِ بی‌آرامِ دوست #حافظ @delnote

می‌دانم کسی در این اتاق نیست و شهر خالی‌ است و همه‌ی میدان‌های این شهرِ خالی، خالی‌ست ‌ اما من کوچه‌های غبارآلود را دوست دارم و بارانِ کوچه‌های غبارآلود را ‌ من آن‌ها را که شکست خورده‌اند و غمگین‌اند دوست دارم و آن‌ها را که پیروز شده‌اند و باز غمگین‌اند دوست دارم ‌ ‌‌#مارینه_پطروسیان ترجمه‌ی واهه آرمن @delnote

-می‌گفت که وجود خود من هم مرا زحمت است؛ با این همه ملولی، مرا می‌گفت که تو بیا، که مرا با تو آرام دل است مقالات شمس #شمس_تبریزی @delnote

♥️ محبوب من! یک سه‌شنبه پاییز در کوچه‌ی شما بودم... دیدم صدای هق‌هق گریه می‌آید دلم سوخت جلو رفتم... دیدم یک دسته کلید است. گفتم چرا گریه می‌کنی؟! کلید‌ها گفتند: ما گم شده‌ایم گفتم برای همین گریه می‌کنید؟ کلیدها گفتند: نه! «ما گریه می‌کنیم چون آنکه ما را گم کرده دنبال ما نمی‌گردد» یاد خودم افتادم... کنار کلید‌ها نشستم من هم با کلید‌ها گریه کردم. #محمد_صالح‌علا @delnote

♥️ نیمی از آدمی دل او و نیمی زبان اوست. از این‌ دو که درگذریم، چیزی جز مُشتی گوشت و خون نیست. #زهیر_بن_ابی_سلمی مُعَلَّقات سَبْع @delnote

🎵”Hamoomi” ##Mehrdad_Hidden ##Nava @delnote

کسی که از دور در حضور باشد، خود نزدیک چگونه باشد؟ #شمس_تبریزی مقالات شمس @delnote
کسی که از دور در حضور باشد، خود نزدیک چگونه باشد؟ #شمس_تبریزی مقالات شمس @delnote

♥️ نگاهت چه مِی در سبو می‌کند که روح مرا زیر و رو می‌کند که آرامشم را به هم می‌زند تلنگر به خواب دلم می‌زند چه رازی‌ است با آن نگاه غریب که پرهیزش آمیخته با فریب برایم چه داری در آن چشم‌ها؟ چه با خود میاری در آن چشم‌ها؟ گُلی که به دفترچه‌ی روزگار به جای خزان می‌نویسد بهار و یا زَمْهَریری که در هر ستیز به فرق بهاری زند تیغ تیز چراغی که در شُعله‌اش می‌توان امان یافت زین ظلمتِ بی‌امان و یا دوزخی که چو سر می‌کشد به آتش همه خشک و تر می‌کشد دری که به آفاق وا می‌شود گشوده به بی‌انتها می‌شود و یا جاده‌ای که در این ماجرا به بن‌بست‌ها می‌کشاند مرا #حسین_منزوی @delnote

🎵"زاده‌ی مهر" #کوروش_یغمایی @delnote