en
Feedback
مولانا درمانی

مولانا درمانی

Open in Telegram

امیدواریم از کلام مولانا نهایت بهره را ببریم. جهت ارتباط با مدیریت: @hosseinaraei هماهنگی و پیشنهادها: @jsakak لینک کانال مولانا درمانی: @molanadarmani

Show more
1 697
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-730 days
Posts Archive
خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند صید را پای ببندند و رها نیز کنند نظری کن به من خسته که ارباب کرم به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند عاشقان را ز بر خویش مران تا بر تو سر و زر هر دو فشانند و دعا نیز کنند گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند بوسه‌ای زان دهن تنگ بده یا بفروش کاین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند تو ختایی بچه‌ای از تو خطا نیست عجب کان که از اهل صوابند خطا نیز کنند گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه مرنج ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند سعدی @molanadarmani

آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم و آنک سوگند من و توبه‌ام اشکست کجاست و آنک جان‌ها به سحر نعره زنانند از او و آنک ما را غمش از جای ببرده‌ست کجاست جان جان‌ست وگر جای ندارد چه عجب این که جا می‌طلبد در تن ما هست کجاست غمزه چشم بهانه‌ست و زان سو هوسی‌ست و آنک او در پس غمزه‌ست دل خست کجاست پرده روشن دل بست و خیالات نمود و آنک در پرده چنین پرده دل بست کجاست عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست حضرت مولانا @molanadarmani

خورشید رخت ز آسمان بیرونست چون حسن تو کز شرح و بیان بیرونست عشق تو در درون جان من جا دارد وین طرفه که از جان و جهان بیرونست م
خورشید رخت ز آسمان بیرونست چون حسن تو کز شرح و بیان بیرونست عشق تو در درون جان من جا دارد وین طرفه که از جان و جهان بیرونست مولانا @molanadarmani

جانی و جهانی و جهان با تو خوش است ور زخم زنی زخم سنان با تو خوش است خود معدن کیمیاست خاک از کف تو هرچند که ناخوشست آن با تو خوش است مولانا @molanadarmani

با عشق نشین که گوهر کان تو است آنکس را جو که تا ابد آن تو است آنرا بمخوان جان که غم جان تو است بر خویش حرام کن اگر نان تو است مولانا @molanadarmani

این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست وین عشق که قد از او چو چنگست ز چیست وین دل که در این قالب من هر شب و روز با من ز برای او به جنگست ز چیست مولانا @molanadarmani

این چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست هستی ز برای نیستی مایهٔ ماست اندر پس پرده‌ها یکی دایهٔ ماست ما آمده نیستیم این سایهٔ ماست حضرت مولانا @molanadarmani

آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا آن رنگ بین وان هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا سمن از شمع گویم یا لگن یا رقص گل پیش صبا ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده بر کاروان دل زده یک دم امان ده یا فتی در آتش و در سوز من شب می‌برم تا روز من ای فرخ پیروز من از روی آن شمس الضحی بر گرد ماهش می‌تنم بی‌لب سلامش می‌کنم خود را زمین برمی‌زنم زان پیش کو گوید صلا گلزار و باغ عالمی چشم و چراغ عالمی هم درد و داغ عالمی چون پا نهی اندر جفا آیم کنم جان را گرو گویی مده زحمت برو خدمت کنم تا واروم گویی که ای ابله بیا گشته خیال همنشین با عاشقان آتشین غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش چشم ما ای دل قرار تو چه شد وان کار و بار تو چه شد خوابت که می‌بندد چنین اندر صباح و در مسا دل گفت حسن روی او وان نرگس جادوی او وان سنبل ابروی او وان لعل شیرین ماجرا ای عشق پیش هر کسی نام و لقب داری بسی من دوش نام دیگرت کردم که درد بی‌دوا ای رونق جانم ز تو چون چرخ گردانم ز تو گندم فرست ای جان که تا خیره نگردد آسیا دیگر نخواهم زد نفس این بیت را می‌گوی و بس بگداخت جانم زین هوس ارفق بنا یا ربنا مولانا @molanadarmani

آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا آن رنگ بین وان هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا
آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا آن رنگ بین وان هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا سمن از شمع گویم یا لگن یا رقص گل پیش صبا ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده بر کاروان دل زده یک دم امان ده یا فتی در آتش و در سوز من شب می‌برم تا روز من ای فرخ پیروز من از روی آن شمس الضحی بر گرد ماهش می‌تنم بی‌لب سلامش می‌کنم خود را زمین برمی‌زنم زان پیش کو گوید صلا گلزار و باغ عالمی چشم و چراغ عالمی هم درد و داغ عالمی چون پا نهی اندر جفا آیم کنم جان را گرو گویی مده زحمت برو خدمت کنم تا واروم گویی که ای ابله بیا گشته خیال همنشین با عاشقان آتشین غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش چشم ما ای دل قرار تو چه شد وان کار و بار تو چه شد خوابت که می‌بندد چنین اندر صباح و در مسا دل گفت حسن روی او وان نرگس جادوی او وان سنبل ابروی او وان لعل شیرین ماجرا ای عشق پیش هر کسی نام و لقب داری بسی من دوش نام دیگرت کردم که درد بی‌دوا ای رونق جانم ز تو چون چرخ گردانم ز تو گندم فرست ای جان که تا خیره نگردد آسیا دیگر نخواهم زد نفس این بیت را می‌گوی و بس بگداخت جانم زین هوس ارفق بنا یا ربنا مولانا @molanadarmani

✅ مولانا غزل شماره 1919 و 3137 عشق است بر آسمان پریدن صد پرده به هر نفس دریدن { سلطان منی سلطان منی واندر دل و جان ایمان منی } ( 3137 ) حلقه‌ی عاشقان #همایون‌شجریان @molanadarmani

ای ساقی اگر سعادتی هست تراست جانی و دلی و جان و دل مست تراست اندر سر ما عشق تو پا میکوبد دستی میزن که تا ابد دست تراست حضرت مولانا @molanadarmani

آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاخت دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت با خود می‌گفت چون ز صورت برهم با صورت عشق عشقها خواهم باخت مولانا @molanadarmani

✅ مولانا غزل شماره ۲۷۱۱ بیا ای یار کامروز آن مایی چو گل باید که با ما خوش برآیی #ذکلمه @molanadarmani

بیا ای یار کامروز آن مایی چو گل باید که با ما خوش برآیی خدایا چشم بد را دور گردان خداوندا نگه دار از جدایی اگر چشم بد من راه
بیا ای یار کامروز آن مایی چو گل باید که با ما خوش برآیی خدایا چشم بد را دور گردان خداوندا نگه دار از جدایی اگر چشم بد من راه من زد به یک جامی ز خویشم ده رهایی نهادم دست بر دل تا نپرد تو دل از سنگ خارا درربایی نه من مانم نه دل ماند نه عالم اگر فردا بدین صورت درآیی بیا ای جان ما را زندگانی بیا ای چشم ما را روشنایی به هر جایی ز سودای تو دودی است کجایی تو کجایی تو کجایی یکی شاخی ز نور پاک یزدان که جان جان جمله میوه‌هایی به لطف از آب حیوان درگذشتی کند لطفش ز لطف تو گدایی اگر کفر است اگر اسلام بشنو تو یا نور خدایی یا خدایی خمش کن چشم در خورشید درنه که مستغنی است خورشید از گدایی حضرت مولانا @molanadarmani

دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن مولانا #شهرام_ناظری @molanadarmani

ای یار بیا و بر دلم بر میزان وی زهره بیا و از رخم زر میزان آنان که میان ما جدائی جستند دیوار بد و نمای و گو سر میزن مولانا @molanadarmani

+3
✅ صدای آواز بارون #شاهرخ @molanadarmani

هر روز حجاب بیقراران بیش است زان درد من از قطرهٴ باران بیش است آنجا که منم تا که بدانجا که منم دو کون چه باشد که هزاران بیش است حضرت مولانا @molanadarmani

مولانا @olanadarmani
مولانا @olanadarmani

خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی گیرم که گناهست گناهی نکنی دل در گل رخسار تو می‌نالد زار بر آینهٔ دلم تو آهی نکنی حضرت مولانا @mola
خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی گیرم که گناهست گناهی نکنی دل در گل رخسار تو می‌نالد زار بر آینهٔ دلم تو آهی نکنی حضرت مولانا @molanadarmani