en
Feedback
مولانا درمانی

مولانا درمانی

Open in Telegram

امیدواریم از کلام مولانا نهایت بهره را ببریم. جهت ارتباط با مدیریت: @hosseinaraei هماهنگی و پیشنهادها: @jsakak لینک کانال مولانا درمانی: @molanadarmani

Show more
1 697
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-730 days
Posts Archive
آورده‌اند که یکی از ستم دیدگان بر سر او بگذشت و در حال تباه او تأمل کرد و گفت نه هر که قوّت بازوی منصبی دارد به سلطنت بخورد مال مردمان به گزاف توان به حلق فرو بردن استخوان درشت ولی شکم بدرد چون بگیرد اندر ناف نماند ستمکار بد روزگار بماند برو لعنت پایدار سعدی سعدی @molanadarmani

ای نفس خرم باد صبا از بر یار آمده‌ای مرحبا قافله شب چه شنیدی ز صبح مرغ سلیمان چه خبر از سبا بر سر خشمست هنوز آن حریف یا سخنی می‌رود اندر رضا از در صلح آمده‌ای یا خلاف با قدم خوف روم یا رجا بار دگر گر به سر کوی دوست بگذری ای پیک نسیم صبا گو رمقی بیش نماند از ضعیف چند کند صورت بی‌جان بقا آن همه دلداری و پیمان و عهد نیک نکردی که نکردی وفا لیکن اگر دور وصالی بود صلح فراموش کند ماجرا تا به گریبان نرسد دست مرگ دست ز دامن نکنیمت رها دوست نباشد به حقیقت که او دوست فراموش کند در بلا خستگی اندر طلبت راحتست درد کشیدن به امید دوا سر نتوانم که برآرم چو چنگ ور چو دفم پوست بدرد قفا هر سحر از عشق دمی می‌زنم روز دگر می‌شنوم برملا قصه دردم همه عالم گرفت در که نگیرد نفس آشنا گر برسد ناله سعدی به کوه کوه بنالد به زبان صدا سعدی @molanadarmani

ندارم جز غم تو غمگساری نه جز تیمار تو تیمارداری مرا از تو غم تو یادگارست از این بهتر چه باشد یادگاری بدان تا روزگارم خوش کنی تو بر آن امید بودم روزگاری همه امید در وصل تو بستم به‌سر شد عمر و هم نگشاد کاری انوری @molanadarmani

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت که محب صادق آنست که پاکباز باشد به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم به کدام دوست گویم که محل راز باشد چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد سعدی @molanadarmani

نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟! چرا بهر دشمن ز چاکر بریدی؟! چه سوگند خوردی؟! چه دل سخت کردی که گویی که هرگز مرا خود ندیدی مها، بار دیگر نظر کن به چاکر چنین دان، کاسیری ز کافر خریدی تو آب حیاتی، چو رویت بدیدم چو می در تن بنده هرسو دویدی تو باز سپیدی، که بر من نشستی ربودی دلم را، هوا بر پریدی دلم رو به دیوار کردست ازان دم که در خانه رفتی و رو درکشیدی اگر جان بخواندم ترا راست گفتم که جان ناپدیدست، و تو ناپدیدی به فریاد من رس، که این وقت رحمست که صد جا به فریاد جانم رسیدی مولانا @molanadarmani

ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست جانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادست نقدهایی که نه نقد غم توست آن خاکست غیر پیمودن باد هوس تو بادست کار او دارد کموخته کار توست زانک کار تو یقین کارگه ایجادست آسمان را و زمین را خبرست و معلوم کآسمان همچو زمین امر تو را منقادست روی بنمای و خمار دو جهان را بشکن نه که امروز خماران تو را میعادست آفتاب ار چه در این دور فریدست و وحید شرقیانند که او در صفشان آحادست خسروان خاک کفش را به خدا تاج کنند هر که شیرین تو را دلشده چون فرهادست می‌نهد بر لب خود دست دل من که خموش این چه وقت سخن‌ست و چه گه فریادست مولانا @molanadarmani

در این باغ سروی نیامد بلند که باد اجل بیخش از بن نکند نهالی به سی سال گردد درخت ز بیخش برآرد یکی باد سخت عجب نیست بر خاک اگر گل شکفت که چندین گل‌اندام در خاک خفت به دل گفتم ای ننگ مردان بمیر که کودک رود پاک و آلوده پیر شب گور خواهی منور چو روز از این جا چراغ عمل برفروز تن کار کن می‌بلرزد ز تب مبادا که نخلش نیارد رطب گروهی فراوان طمع ظن برند که گندم نیفشانده خرمن برند بر آن خرود سعدی که بیخی نشاند کسی برد خرمن که تخمی فشاند سعدی @molanadarmani

خورشید همی زرد شود بر دیوار ما نیز همی زرد شویم از غم یار گاه از غم یار و گه ز نادیدن یار گر کار چنین ماند خدایا زنهار مولانا @molanadarmani

4_5771379784516897101 (1).mp36.48 MB

✅ ((( مولانا ))) ای فلک بی من مگرد ای قمر بی من متاب همایون شجریان @molanadarmani

✅ """"استاد شهریار """" پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند @molanadarmani

ای دل چه حدیث ماجرا می‌جوئی من با توام ای دل تو کرا می‌جوئی ور زانکه ندیده‌ای کرا می‌جوئی ور زانکه بدیده‌ای چرا می‌جوئی مولانا @molanadarmani

✅ "" محمد معتمدی "" پرواز دست در گردنم انداخت غم رفتن تو @molanadarmani

✅ استاد محمدرضا شجریان چه خوش باشد که دلدارم تو باشی #مولانادرمانی @molanadarmani

✅ استاد شهریار در جستجوی پدر #مولانادرمانی @molanadarmani

چندانکه به کار خود فرو می‌بینم بی‌دیده‌گی خویش نکو می‌بینم با زحمت چشم خود چه خواهم کردن اکنون که جهان به چشم او می‌بینم مولانا @molanadarmani

4_5971939243818222379.mp313.69 MB

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد حافظ @molanadarmani

گر جان بجز تو خواهد از خویش برکنیمش ور چرخ سرکش آید بر همدگر زنیمش گر رخت خویش خواهد ما رخت او دهیمش ور قلعه‌ها درآید ویرانه‌ها کنیمش گر این جهان چو جانست ما جان جان جانیم ور این فلک سر آمد ما چشم روشنیمش بیخ درخت خاکست وین چرخ شاخ و برگش عالم درخت زیتون ما همچو روغنیمش چون عشق شمس تبریز آهن ربای باشد ما بر طریق خدمت مانند آهنیمش حضرت مولانا @molanadarmani

خشک آمد کشتگاه من در کنار کشت همسایه گرچه می گویند: "می گریند روی ساحلِ نزدیک سوگواران در میان سوگواران " قاصد روزان ابری، داروگ* ! کی می رسد باران؟ بر بساطی که بساطی نیست در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد چون دل یاران که در هجران یاران قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران؟ نیما یوشیج @molanadarmani