en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Morphin™ | مورفین

Morphin™ | مورفین

Open in Telegram

به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel Morphin™ | مورفین

Channel Morphin™ | مورفین (@morphin_graphy) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 19 311 subscribers, ranking 1 694 in the Art & Design category and 17 987 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 19 311 subscribers.

According to the latest data from 17 October, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -99 over the last 30 days and by -4 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 10.23%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.74% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 1 976 views. Within the first day, a publication typically gains 723 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 19.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کس, وقت, آدم, چیز, آدما.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy”

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 18 October, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Art & Design category.

19 311
Subscribers
-424 hours
-197 days
-9930 days
Posts Archive
بگذار آدم‌ها خودشان، خودشان را از جهان تو حذف کنند، بگذار آدم‌ها خودشان به دنبال سلیقه و لیاقت خودشان بروند، بگذار آدم‌ها خودشان فضا را برای ورود آدم‌های درست به دنیای تو باز کنند، بگذار آدم‌ها خودشان به تو ثابت کنند بسیار معمولی‌‌تر از آنند که بخاطرشان چیزی به‌نام دلتنگی و اندوه را تجربه کنی و بگذار آدم‌ها خودشان به تو ثابت کنند که با نبودنشان نه تنها نمی‌میری، که بسیار هم شکوفاتر و موفق‌تر و خوشبخت‌تر می‌شوی... #نرگس_صرافیان_طوفان

تو سنی هستم که برام مهمه با آدم‌هایی در ارتباط باشم که ته مونده‌ی امیدم ازم نگیرن، بهم اضطراب ندن، حسادت نداشته باشن، مقایسه نکنن، هدفمند باشن و.. چون بهم ثابت شده وقتی رابطه هات درسته همه چی سرجای خودش اتفاق میفته!

انقدر حس ناب هست که هنوز تجربه نکردی؛ انقدر آدمای خوب هستن که هنوز ندیدی؛ انقدر خنده ها هست که هنوز نداشتی؛ انقدر اتفاق خوب هست که هنوز نیافتاده؛ انقدر جاهای قشنگ هست که هنوز نرفتی؛ انقدر اشک شوق هست که هنوز نریختی؛ انقدر خوبه دیدن و حس کردن اینا ؛ انقدر زیاد که تصورشم میتونه لبخند بیاره رو لبت! پس غصه ی آدمایی که رفتن، چیزای که از دست دادی و لحظه های پوچ گذشته رو نخور! روزای که پیش روت هستن خیلی قشنگ تر از گذشتتِ!

ترمیم رابطه اینطوریه که... باید بشینی دل به دلش بدی، ازش بخوای که برات حرف بزنه، از دلخوریاش، از دلتنگیاش، از بیقراری هاش، از نگفته هایی که تو گلوش گیر کرده! حتى غر بزنه به جونت، اونقد که دلش صاف بشه. تو رابطه قبل اینکه پارتنر باشید باید رفیق باشید و اونم از اون رفیقایی که راحت همه حرفاشونو بهم میزنن، از اون رفیقایی که پشت هم، جلو کل دنیا می ایستن:)

بچه که بودم، وقتی با بابام میرفتیم بازار، میگفت؛ اگه گم شدی همونجا وایستا، دنبال من نگردو جایی نرو، من برمی گردم و پیدات میکنم. بابا میشه پیدام کنی؟ گم شدم تو روزایی که فکرشو نمیکردم اتفاق بیوفته، گم شدم تو زندگی که توش خوشی ندیدم، گم شدم تو رابطه ای که سهم دلم نبود گم شدم تو روزایی از زندگی که آرزوی بچگیم نبود. بابا من خیلی وقته گم شدم....

بذار به هر کی میخواد پیام بده بذار هر کی رو میخواد فالو کنه بذار هر طور که میخواد رفتار کنه چون زمانی که تو دست از کنترل کردن برداری حقیقت خودش رو نشون میده تو با عقب نشینی چیزی رو از دست نمیدی بلکه فقط به واقعیت فضا میدی که خودش رو نشون بده.

اگه مشتری ازت خرید میکنه تو فقط تونستی بفروشی اگه مشتری دوباره برای خرید از تو برگرده تونستی اعتماد شونو جلب کنی اما اگه مشتری تورو به بقیه معرفی کرد تبریک میگم... تو یک برند ساختی

آرزو میکنم که برای خودت کافی باشی و با آدم‌های اشتباه معاشرت نکنی و به آدم‌های اشتباه دل نبندی. آرزو میکنم ناامید و دلسرد نشی و در هر شرایطی جنگیدن و ادامه‌دادن رو بلد باشی. آرزو میکنم غم‌های بزرگی نداشته‌ باشی و غم‌های کوچیکت، با چند اتفاق زیبا فراموش بشن. آرزو میکنم انگیزه و دلخوشی‌های زیادی داشته‌باشی و آدم‌های خوب زیادی اطرافت باشن و دلایل زیادی برای لبخند زدن و آروم بودن داشته‌باشی. آرزو میکنم بلندپرواز باشی و همیشه هدفای بزرگی انتخاب کنی و برای تمام سختی‌های مسیرت ، آماده باشی❤️

یک امتحان ساده برای ارزیابی خودتون... جای ساعت دیواری خونتون رو عوض کنین میبینید که تا ماه ها هنوز روی دیوار ناخوداگاه دنبالش میگردین!!! ذهن شما برای قبول و پردازش تغییر یک ساعت ساده و بی احساس نیاز به چند ماه زمان داره پس انتظار نداشته باشید تغییرات بزرگتر را در زمان کوتاه و بدون مشکل قبول کند. هرگز. هرگز.. هرگز... ناامید نشید...

اونی که زنده از توی تاریکی بیرون میاد؛ دیگه نور گدایی نمی‌کنه...

اتفاقا اگه میخواستیم ماهم میتونستیم میتونستیم دروغ بگیم، بازی در بیاریم سیاست به کار ببریم و کسی برامون مهم نباشه، ماهم میتونستیم پشت همه صفحه بذاریم و تهش حق به جانب بشیم ماهم میتونستیم فقط دنبال نفع خودمون باشیم بد بودن کاری نداره اما اینکه با وجدان رفتار کنی حتی وقتی همه خلافشن سخته که خیلیا نمیتونن و شخصیتشو ندارن...

‏آدم‌‌ در بزرگسالی یاد میگیره که گاهی دوستی‌ها منقضی میشن. تقصیر کسی هم نیست. ‏انگار عمرش تموم میشه و یواش‌یواش میمیره، بدون اینکه دلخوری‌ای پیش اومده باشه.

آدم‌ها گِله می‌کنن، چون مایل‌ان چیزی رو بفهمن و ترمیم کنن. «در گِله‌کردن، میل به آشتی» هست. اما وقتی دیگه نمی‌رنجم، معنیش این نیست که قوی شدم بلکه معنیش اینه که چیزی به پایان رسیده و «من دیگه اینجا نیستم»!

يادت باشه هیچکس یه روز صبح بیدار نمی‌شه بگه: «پاشم برم خیانت کنم.» خيانت، تصمیم یه لحظه نیست؛ يه مسیر بی‌صداست که از یه گله‌ی کوچیک، یه پیام ساده، یه درد دل بیجا شروع می‌شه و کم‌کم، مرزها جابه‌جا می‌شن. یه روز به خودت میای میبینی وسط رابطه ای هستی که حتی نخواستی شروعش کنی ولی ادامه‌ش دادی، چون حرفت رو میفهمید. اما بدون... در هر خیانت، یه لحظه هست که میتونستی "برگردی" فقط باید شجاعتش رو پیدا میکردی که بگی: «من دارم از مسیر خودم دور میشم.»

قهوه‌اش را تمام کرد و گفت: "چطور انقدر خوب دیگران را دلداری می‌دهی؟" خندیدم و گفتم حرفایی را میزنم که دوست داشتم دیگران به من بگویند.

هیچوقت جایی که نمیخوانتون، نرید. خودتون رو خرج ادمی که براتون ارزش قائل نیست، نکنید. به ادمها بیشتر از ارزششون بها ندید. تا کاری رو ازتون نخواستند، انجام ندید. اگر در کاری تخصص دارید، مجانی انجام ندید. بیشتر از اون حدی که بهتون لطف کردند، لطف نکنید.

موقعی که در مورد آدم اصيل صحبت میکنیم، داریم از کسی میگیم که... بی دلیل و منت خوب و مهربونه نه فقط وقتی که منفعتی داره! خوبی های اطرافیانش رو میگه نه اینکه تلاش کنه با تحقیرشون خودش رو بالا بکشه و دیده بشه! دنبال خودنمایی و شوآف نیست چون نیازی نداره تا با جلب توجه کمبودهاش رو جبران کنه! برای انسان ها ارزش قائله و به شخصیتشون احترام میگذاره نه اینکه ببینه کی به دردش میخوره و برای اون خود شیرینی کنه! آدم اصیل اسمش روشه! چون نیاز به ادا و تظاهر نداره تا عقده های درونیش رو پوشش بده لطفا اصیل باشیم...

یکی از نشونه‌های رابطه سالم اینه که: وقتی پارتنرت می‌گه یه چیزی ناراحتش کرده، حتی اگه به چشم تو خیلی کوچیک یا بی‌معنی بیاد، مهم حس اونه نه قضاوت تو. تو رابطه سالم ما یاد می‌گیریم به تجربه درونی طرف مقابل احترام بذاریم، حتی اگر با نگاه ما یکی نباشه. اینکه بگی «بزرگش نکن» یا «چیزی نیست» یعنی تنهاش گذاشتی. اما وقتی کنارش می‌مونی، حتی توی همون دلخوری ساده، داری نشون می‌دی چقدر ارزشمنده برات.

به هر کسی هر چقدر هم که احترام بذاری و بهش محبت کنی در آخر اون آدم به اندازه فهم و شعورش با تو رفتار می‌کنه پس به خودت خورده نگیر که چرا فلانی بعد از اون همه محبت و خوبی فلان کارو کرد یا فلان رفتار ازش سر زد

ناگهان به خودم آمدم و خودم را میان یک مشت گرگ یافتم و با خودم گفتم: من بین این‌ها چه‌کار می‌کنم؟! انگار در آن جمع، فقط من بودم که هیچ از سیاست نمی‌فهمیدم و فقط من بودم که برای هیچ‌کس بد نمی‌خواستم... ناگهان به خودم آمدم و دلم خواست بدون هیچ حرف و توضیحی آن‌جا را ترک کنم و برای همیشه به خلوت آرام و بی‌آزار خودم برگردم. خیره ایستاده‌بودم و داشتم نگاه می‌کردم که نیاز به بقا، آدم‌ها را تا کدامین مرحله پایین کشیده و چطور برای یک لقمه نانِ بیشتر، کالبد روان یکدیگر را می‌درند و از روی پیکر احساسات هم رد می‌شوند و مراعات هیچ چیز را نمی‌کنند. من خیره ایستاده‌بودم و داشتم نگاه می‌کردم و کودک درونم کنجی پناه گرفته‌بود و می‌لرزید. ناگهان به خودت می‌آیی و می‌‌فهمی جای تو، در آن نقطه‌ که ایستاده‌ای نیست و با ماندن در بعضی محیط‌های اشتباه، فقط به احساسات و خلاقیت و شخصیت خودت آسیب می‌زنی... #نرگس_صرافیان_طوفان