832
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1430 days
Posts Archive
تا ابد در ذهن من خواهد موند که بعد از ریزش ۴۰-۵۰ درصدی در بورس پس از جنگ، یک روز قبل از خسوف، رییس سازمان بورس اومد توی تلویزیون و دقیقا در نقطه ای که باید امیدواری میداد، گفت بازار اکی هست و بعضی ها حتی ۲۰۰ درصد هم سود کردن...و این اخرین شعری بود که آقای صیدی سرود و فاتحه بازار رو خوند.خسوف تویی صیدی،ماه خونین تویی، فرداشب اداتو درمیاره.
گفتگو با هوش مصنوعی:
-بعد از جنگ روسیه و اوکراین و ریزش حدودا ۳۰-۴۰ درصدی شاخص بورس اوکراین، برنامه های بازگشایی بورس اوکراین به چه صورت بود؟
بازگشایی مرحلهای بورس اوکراین پس از آغاز جنگ، یک فرآیند حسابشده و تدریجی بود که با هدف جلوگیری از شوکهای ناگهانی و حفظ اعتماد سرمایهگذاران طراحی شد. این بازگشایی نهتنها فنی بود، بلکه جنبه روانی و مدیریتی نیز داشت
1. تعطیلی کامل اولیه
• بلافاصله پس از حمله روسیه، بورس اوکراین برای چند هفته تعطیل شد تا از فروش هیجانی و سقوط آزاد جلوگیری شود.
• این تعطیلی به دولت فرصت داد تا سیاستهای حمایتی را تدوین کند.
2. بازگشایی محدود صندوقهای درآمد ثابت
• در مرحله اول، فقط صندوقهای با درآمد ثابت اجازه معامله داشتند.
• هدف این بود که سرمایهگذاران خرد بتوانند در صورت نیاز نقدینگی داشته باشند، بدون اینکه بازار سهام دچار نوسان شدید شود.
3. ممنوعیت معاملات سهام پرریسک
• معاملات سهام و صندوقهای مبتنی بر سهام تا مدتی ممنوع باقی ماندند.
• این تصمیم برای جلوگیری از فشار فروش و حفظ ثبات روانی بازار اتخاذ شد A.
4. اطلاعرسانی شفاف و تدریجی
• سازمان بورس با انتشار اطلاعیههای منظم، سرمایهگذاران را از مراحل بازگشایی آگاه کرد.
• این شفافسازی باعث شد ترس و ابهام کاهش یابد و اعتماد به تدریج بازگردد.
5. بازگشت تدریجی معاملات سهام
• پس از فروکش کردن بحران اولیه، معاملات سهام بهصورت مرحلهای آغاز شد.
• ابتدا شرکتهای بزرگ و با ثبات وارد معاملات شدند، سپس به مرور شرکتهای کوچکتر نیز اضافه شدند.
6. نظارت شدید بر معاملات
• در تمام مراحل، نظارت دقیق بر حجم معاملات، نوسانات قیمت و رفتار بازار انجام شد.
• در صورت بروز نوسانات غیرعادی، معاملات بهطور موقت متوقف میشدند تا از آسیب بیشتر جلوگیری شود.
-در ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه، در بازگشایی مربوط به معاملات سهام، شرکتهای بزرگ و کوچک و صندوقهای سهامی و اهرمی و ... با هم باز شدند و علیرغم تزریق نقدینگی توسط دولت، سقوطی بیش از ۵۰ درصد همراه با صفهای فروش رو تجربه کرده، پیشنهادت برای بورس ایران در این وضعیت چیه؟
شرایط فعلی بورس ایران پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، ترکیبی از بحران روانی، ساختاری و سیاستگذاری است. بازگشایی ناگهانی بازار بدون مدیریت هیجانات، باعث تشدید صفهای فروش شد و تزریق نقدینگی هم نتوانست اعتماد ازدسترفته را بازگرداند. برای توقف این سقوط، مجموعهای از اقدامات هماهنگ و چندلایه لازم است:
🧠 ۱. بازسازی اعتماد روانی سرمایهگذاران
• بازگشایی مرحلهای نمادها: باید نمادهای پرریسک و نوسانی با تأخیر باز شوند و ابتدا نمادهای بنیادی و صادراتمحور فعال شوند.
• محدودسازی دامنه نوسان منفی: بهصورت موقت، دامنه نوسان منفی کاهش یابد تا جلوی سقوط آزاد گرفته شود.
• اطلاعرسانی شفاف و روزانه: سازمان بورس باید گزارشهای روزانه از وضعیت بازار، حجم معاملات و اقدامات حمایتی منتشر کند تا فضای اطمینان ایجاد شود.
---
💰 ۲. اصلاح سیاستهای پولی و مالی
• کاهش نرخ بهره بانکی و اوراق دولتی: نرخهای بالای سود بانکی و اوراق بدهی (تا ۳۵٪) سرمایه را از بورس خارج کردهاند A. کاهش این نرخها میتواند جذابیت بازار سهام را افزایش دهد.
• افزایش مشوقهای مالیاتی برای سرمایهگذاری در بورس: معافیت مالیاتی برای سرمایهگذاران بلندمدت یا صندوقهای سرمایهگذاری میتواند ورود نقدینگی را تسهیل کند.
---
🏛️ ۳. اصلاحات ساختاری و مقرراتی
• حذف قیمتگذاری دستوری در صنایع کلیدی: صنایع خودروسازی، سیمان، فولاد و پتروشیمی با قیمتگذاری دولتی دچار زیان شدهاند A. آزادسازی قیمتها میتواند سودآوری شرکتها را افزایش دهد.
• تثبیت نرخ ارز صادراتی: نرخ ارز سرکوبشده باعث کاهش سود شرکتهای صادراتمحور شده است A. اصلاح این نرخها میتواند ارزش سهام را بالا ببرد.
---
🧩 ۴. اقدامات حمایتی هدفمند
• ورود صندوق تثبیت بازار با استراتژی فعال: نه فقط تزریق نقدینگی، بلکه خرید هدفمند سهام بنیادی در کف قیمتی.
• تشویق حقوقیها به خرید و حمایت از بازار: شرکتهای بزرگ و نهادهای مالی باید نقش فعالتری در حمایت از بازار ایفا کنند.
---
🔄 ۵. بازنگری در نحوه بازگشایی پس از بحرانها
• تجربه اوکراین نشان داد که بازگشایی مرحلهای، حفظ نقدشوندگی و کنترل هیجانات، مؤثرتر از بازگشایی کامل و ناگهانی است.
• ایران میتواند از این مدل الگوبرداری کند و در بحرانهای آینده، با مدیریت روانی و فنی، از سقوط آزاد جلوگیری کند.
میدونی شرف یعنی چی؟!!
یعنی اگه تا الان فروختی و رفتی و یا حتی اگه با ضرر سنگین اینکارو کردی، نیای بگی رفتار بازار طبیعیه...
تو از این بازار سالها روزی بدست اوردی...
لطفا شرف داشته باش...
تو جنگ روسیه و اوکراین بعد از اینکه ۲۰-۳۰-۴۰ درصد بورسشون ریخت، دولت هاشون تلاش کردن و بازار بورسشون در یک دامنه تقریبا ثابتی درجا زد، بورس روسیه یه سال درجا بود و بورس اوکراین چند سال(البته همین اوکراین هم کلی تامین مالی از اتحادیه اروپا داشت یا مثلا بیشتر از ۸۰ میلیارد دلار از خود امریکا کمک گرفته و یا صندوق بازسازی ایالت متحده-اوکراین زده و ...)که این خبرا تو ایران نیست...
درسته اولویت اولشون بورس نبود ولی اینجوری هم نبود که اولویت اخرشون باشه چون میدونستن اگه بورس به فنا بره، مرحله بعدی نوبت سایر بازارها و اصناف مثل بازار پول و بانک و صنایع مختلف بدلیل عدم تامین مالی و ...هست
متاسفانه اینجا خیلی دید مسئولین محدوده، فکر میکنن نهایت مشکلی که از رکود بازار سرمایه و ریزشش داره اتفاق میفته فقط مربوط میشه به همین ۱۰۰ هزار نفری که تو بورس فعال موندن و عدد ۱۰۰ هزار نفر نسبت به ۹۰ میلیون جمعیت عدد با اهمیتی نیست ولی غافل از اینکه تبعاتش مثل سیل کشور رو نابود میکنه...
فکرکنم خودمون داریم میشیم تجریه جدیدی در سطح جهانی برای مثال زدن...
واقعیتش این روزها تنها امیدم تکنیکال وحمایتهاست، مثلا همین فولاد در سطح ۲۰۰تومانش حمایت خوبی داره، امیدوارم کمی عقلانیت در تیم اقتصادی موجود باشه در این نقاط...
اون روزی که اوراق تبعی همیار منتشر شد (حدودا یه ماه پیش) و تضمین ۲۰ درصدی برای پرتفوهای تا سقف ۵۰۰ میلیون تومانی داده شد، فولاد بالای ۳۰۰ تومان بود
امروز نزدیک ۲۰۰ تومان...
الان دیگه فولاد باید ۶۰ درصد بازدهی بده تا ناشر جبران خسارت نده...
میگن ۵۰ همت پول حقیقی تو این مدت از بازار خارج شده، فرض کنیم این ۵۰ همت مثلا ۷۰ درصد پولشون رو کشیده باشن بیرون یا به عبارتی دیگه ۷۰ درصد افراد خروج زده باشن، میخوام همه چی رو رافلی در نظر بگیرم، فرض کنیم میانگینن ۴۰-۳۰ درصد هم ضرر کرده باشن اصلا میگیم ۵۰ درصد ضرر کرده باشن، یعنی قبل از ضرر، ماکسیمم پولی که حقیقی ها تو بازار درگیر بودن میشه ۱۴۰ میلیارد همت یا به عبارتی ۱.۵ میلیارد دلار.
پس یه جورایی میشه گفت کمتر از ۲ درصد ارزش بازار(۹۰ میلیارد دلار) فعال حقیقی بازار سرمایه داریم.
حالا میشه تحلیل کرد که چرا این بازار اینقدر بی اهمیته برای همه...
۱.۵ میلیارد دلاری که حتی با هم اتحادی ندارن.یعنی کل حقیقی ها رو بخوای متحد کنی به ۰.۵ میلیارد دلار هم نمیرسه.اونوقت قیمت یه خونه تو فرشته ۱ همته یعنی کل اتحاد بورسیهای حقیقی به اندازه قدرت ۵۰ تا خونه تو فرشته هم نمیرسه....
و متاسفانه سایه جنگ از خود جنگ بدتره...
و اونا میدونستن که با این جنگ یکی دوهفته ای دارن چه بلایی سر اقتصاد این مملکت
میارن...
و الان که باید دولت و حکومت شدیدا تمرکزشون رو بزارن برای بهبود وضعیت اقتصادی و مخالفان رو در نطفه خاموش کنن، هنوز دارن در مورد بدیهیات اقتصادی با خودشون کلنجار میرن...
تا زمانی که سایه جنگ هست فروشندگان امروز از فروشندگان فردا جلوتر هستند
به نظر میرسه که بازار انتظار دوباره جنگ داره.
*۲
۱*
متاسفانه به نظرم اینکه سرمایه گذار سهامش رو تو این قیمتها میفروشه و طلا و دلار میخره
همش به خاطر ریسکها و مشکلات شرکتها و قطعی اب و برق و ... نیست
میدونه دولت به عنوان بازیگر اول بازار سرمایه، فعلاااا سوییچ بازار رو آف کرده.
پول هم باهوشه و میگه خب این بازار که خبری نیست حداقل بریم سمت دلار و طلا شاید یه جایی دلار از دستشون در رفت یا انس جهانی با وجود ترامپ یه بالایی زد و بتونیم تو این بازارها سود کنیم وگرنه بمونیم تو بازار سرمایه که آیاااا ۱۰-۱۵ درصد نوسان گیرمون بیاد یا نه خیلی منطقی به نظر نمیرسه وقتی حتی ممکنه در صورتیکه به موقع نفروشی مجددا ضرر کنی...
ریسک گریزها یا مبالغ سنگین هم قسمتی از پولشون رو گذاشتن درامد ثابت و خلاص...
۱*
واقعیتش دارن مدیریت میکنن اما با تفکر خودشون
تفکرشون هم اینکه با حمایت از این بازار، دولت در بازار سرمایه هزینه میکنه نه سرمایه گذاری
درنتیجه ترجیحشون تبدیل کردن بازار سرمایه به بازار اوراق هست و شاید هر چه فعالین کمتر بشن و ارزش معاملات روزانه پایینتر بیاد، مدیریت شاخص بهتر و نارضایتی کمتری رو شاهد باشن.
این رویکردیه که مشخصه و بازار متوجه شده.
به نظر میاد شما آخرین فردی هستی که هنوز به درایت و مدیریت این پخمگان امید داری🤦
راستش خوب میشه اگه از تمامی ابزارها به صورتی که به نفع خودشون و بازار باشه و به صورت معامله برنده برنده استفاده کرد.
اگرچه با الزام صندوقهای درامد ثابت از دید فنی موافق نیستم اما از دید اینکه هرروز بازار داره میره پایینتر و پولی هم قرار نیست از خارج بازار بیاد شاید با حمایت حداقلیش در نقطه ای که متولی تصمیم بگیره تا کف بازار یه جورایی بسته بشه مخالف نیستم.
اما خودمونیم عجییییییب این دو سه روز تمام گروهها و کانالها درگیر الزام صندوق درامد ثابتها شدن.
یکم مشکوک به نظر نمیرسه؟!!
دغدغمون ایران خودرو بود یهو تمام فضای مجازی پر شد از درامد ثابتها...
واقعیتش فرمول کسب رضایت در شرایط بحرانی تو این مملکت که عملکرد رو هم خوب نشون بده به این شکل هست که مثلا دلار قراره از ۵۰ بره به سمت ۶۰، اما دلار رو رها میکنن و میره ۷۰ و برمیگرده رو ۶۰ و در نهایت هم همه راضی هستن.این فرمول اکثرا هم جواب داده و به نظر میرسه تو ساید معکوس برنامه برای بازار سرمایه هم همین باشه، مثلا مطمئن هستن که اهرم قراره از ۲۶۰۰ بیاد حدودا رو ۲۰۰۰ تومان اما رهاش میکنن تا مثلا ۱۴۰۰-۱۵۰۰ بعد میارنش بالا رو ۲۰۰۰ تومان و مردم راضی و عملکرد هم خوب نشون داده میشه...
اما یه چیزی رو فراموش نکنیم، با اینکار یه ریسکی به سیستم اضافه میشه، اینکه در صورتی که قیمت بره سمت ۱۴۰۰-۱۵۰۰ اونوقت در ادامه با مشکل بعدی که تو این مملکت به وجود بیاد، دیگه این قیمت اصطلاحا تابو نیست و مجددا اهرم میتونه این قیمت رو ببینه مثل دلاری که اگه یه بار ۷۰ رو دید سری بعدی راحتتر به اون عدد خواهد رسید...
در نتیجه اگه این استراتژی با رونق بازار در ادامه همراه نباشه، قورباغه پز شدن سرمایه گذار به سمت اعدادی که یه بار تاچ شده به راحتی اتفاق میفته...
گویا در مجمع پلوله یکی از سهامداران روی خودش بنزین ریخته که جلوش رو گرفتن
اوضاع خیلی داره دارک میشه و
دردناک...
به طور کلی کاهش ارزش سهام شرکتها منتج میشه به کاهش توان تامین مالی چه از طرق وام از بازار پول براساس پشتوانه ارزش روز شرکت و چه از طریق جذب منابع مثل فروش اوراق و افزایش سرمایه و سایر در بازار سرمایه ای که بی رونق شده...
و تبعاتش میشه استراتژی کاهش هزینه ها در شرکتها برای باقی موندن در صنعت...
که در ادامه با تعدیل نیرو هم همراه میشه و اینجاست که تبعات اجتماعی پررنگ تر میشه چون دیگه فقط بحث تورم نیست، از یه جایی به بعد دیگه معضل اشتغال و نرخ بیکاری میشه...
پس بهتره کمی تامل بشه در مورد بازار نه اینکه رها بشه و برداشت بشه که تاثیری در جامعه نخواهد داشت
با توجه به شرایط اقتصادی کشور و وضعیت نامساعد بازار، ای کاش حداقل در این یک ماه در مورد دامنه نوسان صندوقهای اهرمی کمی ملاحظه میشد نه اینکه افزایش پیدا میکرد...
اگه مالک ۷۰-۸۰ درصدی یه کارخونه بیاد از من مشورت بگیره و بگه وضعیت سهمم خیلی داغونه، چیکار کنم تا اوضاعش بهتر بشه؟
بهش میگم اول یه تامین مالی کن تا بازار بدونه پول پشت سهم هست.ضمنا تو قیمتهای پایین بلوکی سهم بده به حقوقی های خوشنام و بگو که نگهدارن سهمو و رو به بالا هم خودت بخر وحمایت کن.در حقیقت تو کف سهمت رو بلوکی بده و تو سقفها بخر نه اینکه تو کف بخری و تو سقف بفروشی.بزار بازار سود کنه، تو مالک ۷۰-۸۰ درصدی سهمی و در نهایت سود خواهی کرد و سهمت هم خوشنام میشه...
شما ببینید، هر بار که به جیغ کشیدن سهامداران رسیده، سازمان میاد تو کف سهم میخره و دوباره کمی بالاتر خودش فروشنده میشه.توجیهش چیه؟! اینکه پول ندارم و باید بفروشم که بتونم پایینش رو مجددا بخرم و شاخص رو حمایت کنم و ...
خیر...
هر موقع معامله رو با فعال بازار win win انجام دادی، تو هم برنده ای وگرنه فعال بازار سرمایه نهایتا به قصد نوسانهای کوچکتر وارد میشه و روز به روز این بازار راکد تر میشه و تبعاتش قطعا کف جامعه چه از بعد اقتصادی چه از بعد اجتماعی، خودش رو نشون میده ...
اسیر شدیم از اینهمه بی تدبیری، از اینهمه نادانی و شاید از اینهمه خیانت به این کشور...
فرض کنید بعد از ۴-۵ سال تصمیم گرفتین مجددا در بازار پوشاک سرمایه گذاری کنین
و به همون پاساژی تو بازار که میشناسید و عمده فروش هستن سر بزنید...
وقتی همون ادمها رو میبینی، هم به اون افراد حس خوبی پیدا میکنی و هم به عمق اون بازار، بطوریکه بعد از ۴-۵ سال با اینهمه نوسان بالا و پایین تو این مملکت هنوز چراغ اون مغازه روشنه.
حالا فرض کن برید سر بزنید و ببینید نصف مغازه ها بسته است و خیلی از افراد قدیمی دیگه نیستن.
بازهم اعتماد میکنید به اون بازار؟!
بازاری که از تو حرفه ای ترهاش هم نتونستن چراغ مغازشون رو روشن نگه دارن؟!
این اتفاقیه که داره با خروج فعالین قدیمی از این بازار رخ میده ولی متاسفانه مسئولین نگاهشون در حد نوک بینیشونه...
فقط دارن به این فکرمیکنن که اگه ارزش معاملات بیاد پایینتر شاخص سازی راحتتره...
اگه قراره اتفاقی در این بازار بیفته، اولینش باید تغییر شاخص کل به شاخص هموزن و افشا معاملات صندوق تثبیت به صورت ماهانه باشه...وگرنه صدتا رییس سازمان بورس هم عوض کنید تا ابزار شاخص سازی و عدم پاسخگویی هست هیچ اتفاقی نمیفته...
