en
Feedback
نقد و بررسی مکتب تفکیک

نقد و بررسی مکتب تفکیک

Open in Telegram
2 521
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1330 days
Posts Archive
‌ گزارش شیخ بزدل! شیخ ایوب عطایی یکی از افراد حاضر در جلسه بهاره تفکیکی‌ها گزارشی از جلسه ارائه کرده است که ما پیرامون مطالب
+2
گزارش شیخ بزدل! شیخ ایوب عطایی یکی از افراد حاضر در جلسه بهاره تفکیکی‌ها گزارشی از جلسه ارائه کرده است که ما پیرامون مطالب ایشان نکاتی عرض می‌کنیم. لازم به ذکر است چنانکه در تصویر فوق واضح است کانالی که مطالب او را منتشر کرده بود، بعد از ساعاتی نام وی را حذف کرده و به "یکی از حضار" تغییر داد. حال که جناب ایوب عطایی، کلاشی را برگزیده‌اند ما اجمالا مطلبی را بیان می‌کنیم. وقتی آقای میلانی در حال صحبت بودند عده‌ای توهین‌های بسیار بدی کرده و سر و صدا می‌کردند تا ایشان از ادامه صحبت منصرف شوند، طرف مقابل هم که میکروفون دستش بود و صدایش واضح به همه جا می‌رسید، و آقای میلانی نیز برای توجه نکردن به این توهین‌ها، با صدای بلند شروع به صحبت کردند. یکی از این افراد که علیه آقای میلانی داد و بیداد می‌کرد همین آقای عطایی بود! بعد از پایان جلسه، من وی را در کوچه دیدم و به ایشان گفتم در جلسه ادعا کردی پانزده سال است آقای میلانی را می‌شناسم و آثارش را دیده‌ام و...، یکی از اشکالات آقای میلانی بر تفکیکیان را بیان کن و نقدش کن! زبانش به لکنت افتاد و گفت اشتباه متوجه شده‌ای من نه با اینها [تفکیکی‌ها] هستم نه با سبحانی! من خودم شاگرد حاج آقا [آقای میلانی] هستم ولی حضوری نه، و اتفاقا می‌خواهم دروس‌شان را حضوری نیز شرکت کنم و..‌.، و بعد شماره مرا گرفت تا بعدا زمان جلسات درس را بپرسد. من هم چون احتمال نمی‌دادم ایشان کلّاش باشد، سخن‌شان را حمل بر صدق کردم. اما اکنون می‌بینید که باز یک کوچه خالی پیدا کرده و لات شده است! در کذب بودن سخنان این شخص، و بی‌عقل بودنش همین بس که برخلاف فیلمِ پخش شده می‌گوید من شاهد بودم استاد برنجکار هیچ توهینی به آقای میلانی نکرد و فقط گفت جاهل! در حالیکه در فیلم حداقل بی‌شعور و..‌ گفتن آقای برنجکار مشخص است! یعنی ایشان اینقدر بی‌عقل است که حتی دروغی نگفته که با فیلم برملا نشود!! اما هنوز دیر نیست، اگر لکنت زبان جناب عطایی باز شده است و با دروغی که بافته روحیه گرفته است، ما همینک ایشان را به بحث دعوت می‌کنیم. 🔹نکته: رکوردر موبایل من هنگام صحبت با جناب عطایی هنوز روشن بود، کافیست ایشان در همان گروه منتدی ادعا کند من دروغ می‌گویم! آنگاه من صدای او را پخش خواهم کرد. متأسفانه با عده‌ای کودک طرف شده‌ایم، وقتی دور هم جمع می‌شوند فقط فحش می‌دهند، وقتی تنها گیرشان میاوری‌ و شروع به بحث میکنی به لکنت می‌افتند و لُنگ می‌اندازند که من شاگرد استاد میلانی هستم و سبحانی را قبول ندارم، وقتی هم که تریبونشان‌ فضای مجازی می‌شود اول شیر می‌شوند، بعد از ترسشان اسمشان را مخفی می‌کنند! @tafkik

🔹چرا جلسات تفکیکی‌ها به هم می‌ریزد؟ از آنجایی که آقایان تفکیکی گمان می‌کنند تافته‌ای جدا بافته از همه علمای شیعه هستند و معارف‌شان خیلی عمیق است [و به قول آقای برنجکار حداقل بیست سال مقدمات می‌خواهد تا صلاحیت دست زدن به کتب میرزا را بدست بیاورید] لذا در بدو اشکال کردن مخاطبین، بی‌ادبانه قریب به این مضامین را بیان می‌کنند: هرکسی صلاحیت اشکال کردن به میرزا را ندارد، شما خودت را چه فرض کرده‌ای که گمان می‌کنی می‌توانی به میرزا اشکال کنی، اول باید ببینیم صلاحیت اشکال کردن داری و... مثلا فراموش نکرده‌ایم که آقای سبحانی در پاسخ به اشکالات آقای نصرالله‌زاده گفتند: اول باید از شما امتحان بگیرم ببینم شایستگی اشکال کردن به میرزا را داری! و آقای نصرالله‌زاده هم پاسخ دادند: اول من باید از شما امتحان بگیرم تا ببینم شایستگی امتحان گرفتن و داوری کردن داری یا نه. 🔹لذا طبیعی است تا زمانیکه تفکیکیان از اسبِ کبر و غرور و توهم پایین نیایند و به مشی معتدلانه‌ای برنگردند و همچنان بخواهند مخاطبین خود را تجهیل کنند، کاری پیش نخواهد رفت. همچنین باید دست از تقسیم بهشت و جهنم بردارند و این امور را نهایتا در جلسات خصوصی و دورهمی‌های خودشان انجام دهند نه در جلسات علمی. (مثلا در جلسه فوق _که البته باید فیلم دوربین اصلی منتشر می‌شد_ آقای برنجکار بی‌ادبی‌ها و هتاکی‌های زیادی به آقای میلانی کردند که طبیعی است باعث متشنج شدن جلسه شود) ناگفته پیداست بی‌تقوا کسی است که با پول خمس مردم بیچاره و سهم امام آثار ضاله میرزای اصفهانی را چاپ کند! 🔹اما دلیل دوم: چنانکه بارها در این کانال نشان داده‌ایم، آقای محمدتقی سبحانی بدترین تهمت‌ها را به متکلمین و علمای شیعه می‌زند، ولی در جلسات همایشی خود _مانند جلسه فوق_ فقط حدیث می‌خواند و وقتی اشکال می‌کنیم می‌گوید این جلسه مستقل است و حرف جای دیگر را اینجا نیاورید و باید برای آن جلسه‌ای مجزا بگذاریم! و البته جلسه مجزایی هم در کار نیست، و کسی که از یک مواجهه ده دقیقه‌ای و یادآوری کردن تهمت‌هایش به متکلمین [آن هم با نشستن روی کرسی ریاست انجمن کلام حوزه!!!] واهمه دارد، مشخص است که واهمه‌اش از جلسه مستقل به مراتب بیشتر خواهد بود. لذا حتی اگر آقای سبحانی در جلسه شب شعر نیز باشند ما همچنان اشکال خواهیم کرد که چرا هر روز تهمت جدیدی به متکلمین و علمای شیعه زده و همه آنان را بپای میرزای اصفهانی ذبح می‌کنند. با پیگری #سبحانی برخی انتقادات بر آقای سبحانی قابل ملاحظه می‌باشد. @tafkik

اشکالاتی که پاسخ ندارد در این مناظره مختصر پیش رو، استاد میلانی چند اشکال مهم به مکتب تفکیک وارد می‌کنند که مطلقا بی پاسخ ماند و بدون شک الی الابد بی پاسخ خواهد ماند؛ ۱. عدم سنخیت میان خالق و مخلوق را مشرکان هم قبول دارند فضلا از دیگر مدعیان علم و حکمت و عرفان ۲. عمده بحث تفسیر تباین خالق و مخلوق است، در مکتب وحی، بینونت میان خالق و مخلوق وصفی است یعنی او ذاتی است احد و صمد و منزه از صفات اقدار، و ماسوی نیز به کنه ذات و اوصافشان، مخلوق حق متعال و همگی متوغل در حد و عد و تجزی و زمان و مکان‌اند و این اوصاف نیز مقوم وجود و هویت مخلوقات است. ۳. آنچه  مدعای مکتب تفکیک است دقیقا همانی است که اهل عرفان بدان باورمندند تباین خالق و خلق بسان تباین وصف و موصوف و جوهر و عرض و وجود رابط و مستقل یا رابطی و مستقل و ...است و قهرا هیچ سنخیتی میان رابط و مستقل و ماهیت و وجود نیست و نخواهد بود اما مستندات: بزرگ عارف معاصر، حضرت امام خمینی، درباره نهایت بینونت میان ذات وجود و تعینات آن اینگونه فرموده‌اند: " هذه الحقيقة الغيبية غير مربوطة بالخلق، متبائنة الحقيقة عنهم، و لا سنخية بينها و بينهم اصلا و لا اشتراك ابدا( مصباح الهداية، ص ١٤) استاد جوادی نیز تباین وصفی را اینگونه تبیین می‌کنند: "...اضافه و قیام معلول به علت، معلول را در زمره اوصاف و شوون علت در می‌آورد؛ و صف و شأنی جدای از ذات علت نبوده و مقتضای ذات آن می‌باشد...اگر رابطه مزبور رابطه وصفی باشد، وصف برای خود سهمی از هستی نمی‌تواند داشته باشد و بدین ترتیب آنچه در خارج واقعیت دارد یک واحد شخصی خواهد بود که دارای شوون، تجلیات و نعوت و اوصاف کثیر است...به تعبیر امام امیرالمومنین ع این تمایز بینونت عزلی نیست بلکه بینونت وصفی است...و تمایز وصف با موصوف است.( رحیق مختوم، بخش چهارم از جلد دوم، صص ۴۹۴- ۴۹۸) 🔹پس عرفا هم بینونت قائل‌اند و هم بینونت وصفی، لیکن با تفسیر خاص تفکیکی بزرگان مکتب تفکیک نیز عینا همان تفسیر را به عرصه معرفت و دانایی تقدیم فرموده‌اند، ملاحظه کنید: ابتدا عباراتی از تقریرات حضرت میرزا " لیس شئ غیره و غیر وجوده و الا یلزم التحدید" "الوجود غیر مجعول و لا جاعل و هو منحصر فی الله تعالی، فهو الازل و الابد و ما سواه ماهیات" " فنور الله مطلق غير متعين ابدا في عين كون هذه المخلوقات اسمائه و تعيناته و صفاته" اینها برخی افاضات وی در تقریرات بود اما هم اینک این نعره ابن عربی است که بار دگر اینبار از کتاب ابواب الهدی و معارف القرآن سمع جان را می‌نوازد " فهو جل شأنه مباين مع نور العلم و الحياة و مع نور الوجود و العلم و الحياة و القدرة بالمباينة الصفتية...و لا شيئية بالنسبة الى الموصوف" " ان جاعلیة الحق تعالى و فاعليته للكائنات...ليست بفعل منه لان حيث ذات الكائنات هو الكون و التحقق به بلا جعل...يكون حيث ذات المجعولات بهذا الغير مجعولة بالذات...بلا جعل و لا فعل و لا تأثير و لا غيرها." " الشييئة في الخالق جل شأنه هي الشيئية الحقيقية و في غيره هي الشيئية بالغير و لا شيئية له" " و معنى كونها بالغير في عالم التشبيه كظل الشئ" " ان المعقولات حيث ذاتها الكون و الشيئية بالعقل و ليس لها حيث ذات و نفسية بنفسها...فيكون العقل هو المحقق و المكون بالذات بلا فعل في وجه من الوجوه...فيكون هذا آية كبرى على قدس الحق جلت عظمته عن الفعل و التاثير و الجعل و غيرها" اینها از محکمترین محکمات سخنان رب النوع مکتب تفکیک است؛ و ملاحظه شد سر سوزنی با آنچه عرفا و صوفیه در این باب فرموده‌اند، بینونت ندارد حسن ختام بحث نیز نکات زیبای فرزند میرزا مهدی درباره پدرشان است: [میرزا مهدی] مراحل سیر نفسی و سلوکی را مطابق با مشی استاد اخلاق مرحوم ملاحسینقلی همدانی و شاگردان ایشان از قبیل آقا سید علی قاضی و آقا سید احمد کربلایی طی کرده‌اند...( مقدمه کتاب مسئله علم، ص ۱۰) البته ایشان در ادامه توضیح می‌دهند این مرحله اول سلوک ایشان بود و در مرحله دوم تکامل به علومی دست می‌یابند که تا آن زمان آشکار و علنی نشده بود؛ کدام علوم؟ همانهایی که در تقریرات و معارف القرآن و ...ملاحظه فرمودید: وحدت شخصی وجود ذات مظاهر ✍ سیدمحسن هندی @tafkik

آیت الله سیستانی| میرزا مهدی اصفهانی| جوادی آملی یکی از بهانه‌های همیشگی تفکیکیان در تعظیم میرزا مهدی اصفهانی و تخریب منتقدین وی، این بود که آقای سیستانی از میرزای اصفهانی و شخصیت وی به بزرگی یاد می‌کنند و... و البته ما نیز در جای خود پاسخ‌هایی می‌دادیم، از جمله اینکه تعریف از شخصیت یک فرد به معنای تأیید کتاب‌ها و نوشته‌های وی نیست، ولی خب تفکیکیان زیر بار این سخنان نرفته و همچنان مصرّ بودند که تمجید آقای سیستانی مهر تأییدی است بر کتاب‌ها و عقاید و مبانی میرزا. دیروز، ۱۴۰۴/۲/۲۲ آقایان سیستانی و جوادی آملی با هم دیدار داشتند و آقای سیستانی ضمن تشکر از آقای جوادی آملی تفسیر تسنیم را افتخاری برای شیعه خواندند. می‌دانیم که این تفسیر در مباحث اعتقادی کاملا موافق با عقاید فلاسفه، و صریحا تأیید قدم عالم و مخالفت با حدوث زمانی آن، قول به وحدت وجود، سنخیت خالق و مخلوق، و... است [به زودی نمونه‌هایی ارائه خواهد شد ان‌شاءالله] 🔹اکنون آیا فلاسفه حق دارند در مقابل نقدهای تفکیکیان به فلسفه، بگویند: آقای سیستانی به طور صریح از یک اثری که تماما مخالف با مبانی ادعایی تفکیکیان است دفاع کرده‌اند. [دقت بفرمایید که اگر در مورد میرزا تنها از شخصیت ایشان سخن گفته بودند، اما درباره آقای جوادی تأیید صریح یک کتاب را کرده و آن را افتخار تشیع نامیده‌اند؛ یعنی تأییدی بسیار بالاتر از سخنی که درباره میرزا بیان کرده بودند] 🔹حال تفکیکیان به فلاسفه چه جوابی می‌دهند؟ خواهند گفت بله، ما از امروز سخنان میرزا علیه فلاسفه را کناری گذاشته و تفسیر تسنیم را که افتخار تشیع نامیده شده و تأیید اکثر قواعد فلسفی و عرفانی در آن است را تدریس خواهیم کرد و پایان مکتب تفکیک را اعلام خواهند نمود؟! یا نه، خودشان هم حق خواهند داشت که با این سخنان آقای سیستانی از نقد و بررسی تفسیر تسنیم و مبانی فلاسفه امتناع نورزند و تضارب آرا را حق خود بدانند؟ پس: 🔹انتخاب تفکیکیان کدام است: ۱. از امروز انحلال مکتب تفکیک و بطلان مبانی میرزا را اعلام خواهند کرد و بجای معارف القرآن میرزا، تفسیر تسنیم را ترویج خواهند کرد ۲. دست از این استدلال برخواهند داشت که در مقابل منتقدین میرزا به وی بگویند: آقای سیستانی از عظمت میرزا سخن گفته، و شما بیشتر میفهمید یا آقای سیستانی؟ 🌐@tafkik

Repost from غلوپژوهی
گرگان در لباس میش! به بهانه غلوستیزی، به کام شیعه‌ستیزی فرازهایی از انحرافات غلوپژوهان، که وهابی‌وار به جان عقاید شیعیان افتاده‌اند. ❌انکار علم غیب پیامبر و امام! ❌انکار گستردگی معلومات امام با ادعای کوچک بودن مغز امام و بشر! مثال زدن به ترامپ و پزشکیان و عدم آگاهی امام از اینکه قرار بود سال ۱۴۰۳ این‌ها رئیس جمهور شوند! ❌انکار علم امام به مکان و زمان شهادت‌شان ❌مخالفت با ذکر "یاعلی" با ادعای سازگار نبودن با روح آیات و روایات! ❌انکار حضرت رقیه، دعای ندبه، زیارت عاشورا، زیارت جامعه کبیره، حدیث کساء، زیارت‌نامه حضرت معصومه، زیارت رجبیه، و ده‌ها زیارت دیگر ❌انکار ده‌ها آیه‌ای که در شأن امام است، مانند وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنٰاهُ فِي إِمٰامٍ مُبِينٍ، و تعبیر امام مبین به کتاب! و انکار روایاتِ صریحِ ذیل آیه که امام مبین را امام معصوم معنا می‌کند! ادعاهای کثیف دیگری همچون: ❌جاهل بودن امام به حلال و حرام بودن طعامی که می‌خورد! ❌آگاه نبودن امام از زمان اذان! ❌انکار روایات و آیاتِ شاهد بودن پیامبر بر اعمال مردم، با ادعای بی‌شرمانه‌ی: شهوت و تحریک شدن در صورت آگاهی از زندگی و احوالات شخصی مردم! ❌ادعای کم بودن علم پیامبر در امور جنگی و کمک گرفتن از دیگران در کسب اطلاعات و... ❌انکار عصمت حضرت آدم و معصیت‌کار دانستن ایشان با تفسیر وهابی‌گونه آیه: وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ ❌ادعای وهابی‌مسلکانه در رو به ضریح نایستادن‌، و طلب مستقیم از خدا و حذف اهل بیت به بهانه مقابله با شرک! و ده‌ها مطلب وهابی‌مسلکانه دیگری که می‌توانید با اسکرول کردن و مطالعه کانال بدست آورید. @gholoow2

در ژرفای تاریکی نامی بسیار مناسب و دقیق برای مطالب آقای بیابانی هر چند کسانی که قبل از گوش دادن به پاسخ‌های آقای بیابانی انتق
در ژرفای تاریکی نامی بسیار مناسب و دقیق برای مطالب آقای بیابانی هر چند کسانی که قبل از گوش دادن به پاسخ‌های آقای بیابانی انتقادات ما را دیده باشند متوجه تدلیس‌های ایشان در پاسخ، و عوض کردن محل نزاع خواهند شد اما اجمالا چند جمله عرض می‌کنیم. 🔹ایشان در ابتدا طوری القاء می‌کنند که گویا این رساله صرفا چکیده فصل الخطاب است نه اعتقاد میرزا مهدی اصفهانی و آقای حلبی، و چنان تأکیدی به جمله انتهایی رساله که در آن نوشته شده که رساله حاضر چکیده فصل الخطاب بود می‌کنند که گویا کشف خودشان است! در حالی که خود ما در مقدمه رساله همه اینها را بهتر از خود ایشان توضیح دادیم. اما مخاطب گمان می‌کند ایشان چیز جدیدی کشف کرده که میرزا و آقای حلبی را از اعتقاد به تحریف قرآن نجات می‌دهد! 🔹همچنین ما در مقدمه رساله اشاره کردیم که هر چند این رساله تقریبا چکیده فصل الخطاب است اما به آن استدلال‌هایی اضافه شده که در فصل الخطاب نیامده است و همین مطلب مؤید آن است که این رساله مورد قبول و تأیید ایشان است و از سرِ بیکاری به خلاصه کردن یک کتابِ باطل اقدام نکرده‌اند! اما قضیه در اینجا ختم نمی‌شود، میرزا در کتاب الاصول الوسیط پس از بیان برخی ادله در اثبات تحریف قرآن مخاطبین را برای ادله بیشتر ارجاع به فصل الخطاب می‌دهد! و چه بسا سرّ خلاصه کردن فصل الخطاب و اضافه شدن آن به تقریرات میرزا به همین دلیل باشد. 🔹اما تدلیس دیگر: آقای بیابانی بحث را منحرف کرده و صرفا روی ترتیب نزول آیات می‌برد و فقط به فرازی اشاره می‌کند که میرزا می‌گوید ترتیب نزول آیات به این نحوِ موجود در قرآنِ فعلی نیست. در حالی که محل نزاع میرزا با بقیه علما اصلا این ادعا نیست، ولی در ادامه صریحا اشاره به تحریف قرآن به مانند خودِ مرحوم نوری در فصل الخطاب می‌کند و ادله‌ای در این‌باره اقامه می‌کند. گویا جناب بیابانی گمان می‌کند مستمعین وی تنها عده‌ای از کودکان جاهل انجمنی و تفکیکی هستند که چنین کودکانه می‌خواهد بحث را جمع کند! ایشان نه متن ما را از روی مقدمه می‌خواند و نه متن میرزا را، که در اینصورت همه چیز مشخص خواهد شد و حتی کودکان هم با ادله ایشان بازی نخواهند خورد. 🌐@tafkik

‌ وهابی‌مسلک جملات را چگونه می‌فهمد؟ همین یک مورد نشان می‌دهد که کور و کر، تویِ وهابی‌مسلک هستی یا ما؛ ببینید فهم این وهابی‌م
وهابی‌مسلک جملات را چگونه می‌فهمد؟ همین یک مورد نشان می‌دهد که کور و کر، تویِ وهابی‌مسلک هستی یا ما؛ ببینید فهم این وهابی‌مسلک را: آقای میلانی در رد قرآنیونی‌ که برای هر مطلبِ امام، دلیل از قرآن می‌خواهند توضیح دادند که امام را [بیان امام را] از قرآن اثبات نمی‌کنیم [و خودش مافوق قرآن است] بلکه قرآن را با امام اثبات می‌کنیم [حجیت و اعتبار قرآن با پیامبر و امام است]. وهابی‌مسلک از این بین فقط یک جمله را بریده و قرائنش‌ را حذف کرده تا بتواند آقای میلانی را رد کند. حال نمی‌دانیم حقیقتا کور و کرند یا پست و خبیث! وهابی‌مسلک از بس مدام رسوایی خلق می‌کند، هی از کانالی به کانالی کوچ می‌کند و گویا بقیه غلوپژوهان نیز این وهابی‌تر را گردن نمی‌گیرند! پیشتر صوت ادمین اصلی کانال غلوپژوهی را ارسال کردیم که می‌گفت از نحوه ارائه و ورود وهابی‌مسلکِ ثانی چندان راضی نیست. @aghlsetizan

‌ شاید جناب بیابانی گمان می‌کنند گذشت پنج سال، از سوتی عجیبی که بعد از انتشار این کتاب داده بودند برای به فراموشی سپرده شدن آ
‌ شاید جناب بیابانی گمان می‌کنند گذشت پنج سال، از سوتی عجیبی که بعد از انتشار این کتاب داده بودند برای به فراموشی سپرده شدن آن کافی بوده و اینک می‌توانند فضاحت به بار آورده پیشین را به روی خود نیاورده و شروعی دوباره داشته باشند. پس از انتشار کتاب در سال ۱۳۹۹، آقای بیابانی بدون مطالعه دقیقِ مقدمه کتاب گمان می‌کنند ردیه موجود بر رساله تحریف قرآن به قلم خود آقای میلانی است؛ لذا شروع به مسخره کردن مطالب نموده و ادله یاد شده در عدم تحریف قرآن را عاجز از آن دانستند که بتوانند با ادله تحریف قرآن مقابله کنند و... و ما نیز جواب دادیم که: اولا: در شروع نقد عجله کرده‌اید و آن مطالب در اثبات عدم تحریف قرآن، ترجمه فارسی رساله البیان آیت الله خویی بود که به اسم استاد میلانی مسخره‌اش می‌کردید ثانیا: خود شما هم قائل به تحریف هستید و آن را از مسلمات می‌دانید، لذا چرا ادعا می‌کنید نسبت دادن آن به میرزا تهمت است! آیا نسبت دادن چیز صحیح _ولو به اشتباه_ به کسی، نامش تهمت است؟! ثالثا: همانطور که آن موقع نیز پاسخ دادیم، تنها دلیل ما بر ادعای میرزا مهدی اصفهانی مبنی بر تحریف قرآن، منحصر در آن یک رساله نیست که شما می‌خواهید آن را صرفا به آقای حلبی نسبت دهید! در همان مقدمه کتاب، شواهد دیگری از کتب چاپ شده میرزا توسط خود تفکیکیان را ارائه دادیم که میرزا چند صفحه درباره اثبات تحریف قرآن سخن می‌گوید، و برای دیدن ادله بیشتر ارجاع به فصل الخطاب می‌دهد. اکنون پس از گذشت پنج سال اگر ناگزیر از ابرهای اوهام، روی زمین واقعیت فرو افتاده‌اید و می‌خواهید مطلب علمی و جدید ارائه دهید، که یحتمل شنیدن آن جالب خواهد بود، اما اگر صرفا ابرهای خود را عوض کرده‌اید و در همان عالم هپروت سیر خواهید کرد _که البته از نوشته جدیدتان همین به نظر می‌رسد_ ما پیشاپیش جواب‌تان را دادیم. https://t.me/tafkik/2729

حقیقت وضع و استعمال از منظر آیت الله میرزا مهدی اصفهانی | بر اساس دروس‌ استاد محمدتقی سبحانی با دلیل بی‌ربط حقیقت شرعیه یا مت
+1
حقیقت وضع و استعمال از منظر آیت الله میرزا مهدی اصفهانی | بر اساس دروس‌ استاد محمدتقی سبحانی
با دلیل بی‌ربط حقیقت شرعیه یا متشرعه را رد می‌کنند و ادعا می‌کنند ما عرفی سخن می‌گوییم و فرقمان با فلاسفه این است که مصطلحات نداریم از طرف دیگر ده‌ها مقاله می‌نویسند تا واژه معرفت در کلام میرزا مهدی و حلبی را توضیح بدهند؛ معرفت عقلی بسیط، ترکیبی، معرفت وجدانی شهودی و.... فقط و فقط جزء کوچکی از اصطلاح سازی‌های میرزا مهدی اصفهانی است. فیلسوف‌تر از فلاسفه، این جماعت تفکیکی هستند؛ یک مشت مهملات بی‌سر و ته را به اسم معارف قرآن تحویل عوام می‌دهند. پست مرتبط درباره آقای سبحانی: https://t.me/tafkik/3210

‌ آقای محمدتقی سبحانی در نقد متکلمین می‌گویند:
به تعبیری می‌توان رئیس متکلمان بود ولی یک دوره اصول کافی را هم ندید!
گوییم: اصلا جالب‌تر آن است که می‌توان مخالف علم کلام بود ولی رئیس انجمن کلام شد!!! [خود ایشان رئیس انجمن کلام حوزه هستند!] پس اگر انتخاب رئیس متکلمان امامیه، به مانند انتخاب حضرتعالی برای ریاست ایشان است بله حقیقتا طنز عجیبی است! اما اگر رئیس متکلمان امامیه امثال علامه حلی و علامه مجلسی‌ها هستند خیر! گمان نکنید همه رئیس متکلمان طول تاریخ شیعه به مانند شما انتخاب شده‌اند! نه، فقط چند صباحی است که دنیای علم کلام وارونه شده است! نقدی بر چند ادعای عجیب آقای سبحانی توسط استاد میلانی: https://t.me/Hmilani/4643

راست می‌گویند! محدثان و متکلمان همه‌شان اختلاف دارند و معصوم نیستند ولی تفکیکی‌ها در لافکری‌ها اختلاف ندارند، چون عقل ندارند
راست می‌گویند! محدثان و متکلمان همه‌شان اختلاف دارند و معصوم نیستند ولی تفکیکی‌ها در لافکری‌ها اختلاف ندارند، چون عقل ندارند و راحتند!! همه اختلاف‌ها زیر سر عقل است، باید عقل را زیر پا گذاشت و رفت داخل عالم انخلاع و لافکری و کشف و شهود! اینجا: https://t.me/tafkik/2216 جالب اینکه با این اوصاف و حملات واضح البطلان به علم کلام، ایشان را رئیس انجمن کلام حوزه علمیه کرده‌اند! برعکس نهند نام زنگی کافور

‌ 💬حرام اندر حرام! ‌پس از پخش و نقد عمومی کتاب‌های خطی تفکیکیان، مخصوصا مناصب النبي (مشهور به تقریرات) پس از نزدیک به هشتاد
‌ 💬حرام اندر حرام! ‌پس از پخش و نقد عمومی کتاب‌های خطی تفکیکیان، مخصوصا مناصب النبي (مشهور به تقریرات) پس از نزدیک به هشتاد سال بعد از تألیف آن، برخی تفکیکیان از جمله آقای برنجکار در مناظره با آقای میلانی، کار ایشان در اخذ نسخه از کتابخانه آستان قدس و پخش آن را حرام دانستند و گفتند آقای حلبی به هر کسی اجازه خواندن این‌ها را نداده بود. [صوت ایشان] که در پاسخ گفته شد: 🔹اولا: اجازه هیچ صاحب فرقه و گروهی برای مطالعه نکردن نوشته‌هایش شرط نیست 🔹ثانیا: تنها چیزی که آقای حلبی در ابتدای برخی آثارشان نوشته بودند این بود که این نوشته‌ها را فقط در اختیار اهلش قرار دهید 🔹ثالثا: این را می‌دانیم که پخش آثار تفکیکیان و بهائیان و شیخیه و صوفیه و... بدون نقد اشکال دارد، لذا نسخه‌های خطی را همواره همراه نقد چاپ کرده‌ایم. 🔹اما اینک پس از ادعاهای حرام بودن پخش شدن این آثار خطی مکتب تفکیک، برخی کانال‌‌های تفکیکی اقدام به پخش نسخه‌های خطی ایشان کرده است، که هم طبق مبنای خودشان حرام بود و آقای حلبی اجازه پخش آن را نداده بود!! و هم طبق مبنای ما که پخش کتب ضاله حرام است، حرام خواهد بود! یعنی حرام اندر حرام! @tafkik

‌ مهندس نبیل الکرخی، از غلوپژوهان عراقی! توضیح بیشتر: https://t.me/aghlsetizan/11239
مهندس نبیل الکرخی، از غلوپژوهان عراقی! توضیح بیشتر: https://t.me/aghlsetizan/11239

‌ غلوپژوهان که اکنون خود را رسوا شده عام و خاص می‌بینند یک کتاب مضحک را که چند سال پیش نگاشته شد و بدلیل اینکه نه نویسنده آن
‌ غلوپژوهان که اکنون خود را رسوا شده عام و خاص می‌بینند یک کتاب مضحک را که چند سال پیش نگاشته شد و بدلیل اینکه نه نویسنده آن عقاید درست و حسابی داشت، و نه مقصود استاد میلانی را درست فهمیده بود مورد اعتنا واقع نشد [بطور مثال یکی از مشهورترین مباحث استاد میلانی عدم خالقیت اهل بیت علیهم‌السلام است ولی نویسنده جاهل کتاب یکی از اساسی‌ترین بحث‌هایش این توهم است که استاد میلانی قائل به خالقیت است!] در کانال خود ارسال کرده‌اند، و صرفا به این جمله بسنده کرده‌اند که: "البته نویسنده هم در تقریر دیدگاه‌های آقای میلانی و هم در برخی نقدها و ادله دچار اشتباهات مهمی شده است" البته پیشتر نیز برخی غلوپژوهان بعضی مباحثی نبیل کرخی‌ را کپی می‌کردند اما اینک برای خنک شدن اعضای سوخته بدنشان آن را بصورت فایل ارسال نموده‌اند. پیشتر نیز جناب هندی فایل جزوه نویسنده فرومایه "سهو، علم، و قدرت امام، و پدیده غلو" که می‌گوید سهو و نسیان غیر مذموم در امام جائز است! در کانالش ارسال کرده بود! از آنجایی که این جماعت غیرتی در دفاع از امام‌شان ندارند و وهابی‌مسلک هستند عین خیالشان نیست که در جزواتی که عده‌ای جاهل در رد رقیب ایشان نوشته اراجیفی نیز تحویل داده باشد. @aghlsetizan مهندس نبیل الکرخی: https://t.me/aghlsetizan/11240

‌ مهندس نبیل الکرخی، از غلوپژوهان عراقی! توضیح بیشتر: https://t.me/aghlsetizan/11239
مهندس نبیل الکرخی، از غلوپژوهان عراقی! توضیح بیشتر: https://t.me/aghlsetizan/11239

‌ غلوپژوهان وهابی‌مسلکان که اکنون خود را رسوا شده عام و خاص می‌بینند یک کتاب مضحک را که چند سال پیش نگاشته شد و بدلیل اینکه ن
‌ غلوپژوهان وهابی‌مسلکان که اکنون خود را رسوا شده عام و خاص می‌بینند یک کتاب مضحک را که چند سال پیش نگاشته شد و بدلیل اینکه نه نویسنده آن عقاید درست و حسابی داشت، و نه مقصود استاد میلانی را درست فهمیده بود مورد اعتنا واقع نشد [بطور مثال یکی از مشهورترین مباحث استاد میلانی عدم خالقیت اهل بیت علیهم‌السلام است ولی نویسنده جاهل کتاب یکی از اساسی‌ترین بحث‌هایش این توهم است که استاد میلانی قائل به خالقیت است!] در کانال خود ارسال کرده‌اند، و صرفا به این جمله بسنده کرده‌اند که: "البته نویسنده هم در تقریر دیدگاه‌های آقای میلانی و هم در برخی نقدها و ادله دچار اشتباهات مهمی شده است" البته پیشتر نیز برخی غلوپژوهان بعضی مباحثی نبیل کرخی‌ را کپی می‌کردند اما اینک برای خنک شدن اعضای سوخته بدنشان آن را بصورت فایل ارسال نموده‌اند. پیشتر نیز جناب هندی فایل جزوه نویسنده فرومایه "سهو، علم، و قدرت امام، و پدیده غلو" که می‌گوید سهو و نسیان غیر مذموم در امام جائز است! در کانالش ارسال کرده بود! از آنجایی که این جماعت غیرتی در دفاع از امام‌شان ندارند و وهابی‌مسلک هستند عین خیالشان نیست که در جزواتی که عده‌ای جاهل در رد رقیب ایشان نوشته اراجیفی نیز تحویل داده باشد. @aghlsetizan مهندس نبیل الکرخی: https://t.me/aghlsetizan/11240

السلام علی نفس الله القائمة فيه بالسنن آیا غلوپژوهان زیارت‌نامه می‌خوانند؟ اگر هم نمی‌خوانند آیا همه شیعیانی را که برخلاف غلو
السلام علی نفس الله القائمة فيه بالسنن آیا غلوپژوهان زیارت‌نامه می‌خوانند؟ اگر هم نمی‌خوانند آیا همه شیعیانی را که برخلاف غلوپژوهان زیارت‌نامه می‌خوانند را غالی و منحرف می‌دانند؟! غلوپژوهان اینجا صرفا استاد میلانی را رد می‌کنند یا عموم شیعیان و علمایی که قائل به این زیارت‌نامه‌ها هستند؟! وهابی‌مسلکی تا کی؟! آیه مباهله را چطور، قبول دارند؟ و انفسنا و انفسکم امیرالمؤمنین در اینجا نفس رسول و خود رسول معرفی شده است، یعنی جایگزین او و وصی او و... است السلام علی نفس الله القائمة فيه بالسنن امیرالمؤمنین در اینجا نفس خدا خوانده شده، و مراد و معنا بر شیعیان و غیر وهابی‌مسلکان واضح و روشن است. @nosakh_shii

آقای علی عادل‌زاده (از ادمین‌های کانال وهابی‌مسلک) اشکال کرده که نخیر بحث در زیارت‌نامه نبود در حدیث کسا بود! هر چند نزد مخاط
آقای علی عادل‌زاده (از ادمین‌های کانال وهابی‌مسلک) اشکال کرده که نخیر بحث در زیارت‌نامه نبود در حدیث کسا بود! هر چند نزد مخاطبین اشکال ما واضح بود و مخاطبینِ خودشان نیز متذکر شدند که: بحث ما در زیارت‌نامه یا حدیث کسا نبود، بلکه در تدلیس ایشان درباره ترکیب یا جعل بود!! استاد میلانی می‌گویند ترکیب روایات جایز است [عین همان کلام استاد مددی] آقای عادل‌زاده به دروغ بجای ترکیب روایت می‌گویند جعل روایت!!! https://t.me/aghlsetizan/11142

‌ غلوپژوهان و کانال‌های اقماری‌شان که چندی است به اضلال شیعیان پرداخته و هر از چندی به نحوی عقاید دینی مردم را تضعیف می‌کنند
‌ غلوپژوهان و کانال‌های اقماری‌شان که چندی است به اضلال شیعیان پرداخته و هر از چندی به نحوی عقاید دینی مردم را تضعیف می‌کنند و اخیرا نیز به انکار علم غیب رسول خدا و اهل بیت علیهم‌السلام پرداخته و با ادله واهی از قرآن و استبعادات عقلی مضحک [همچون کوچک بودن مغز امام و جا نشدن علم به همه موجودات در آن!!!] به انکار علم امام پرداخته‌اند، در پاسخی که استاد میلانی به انکار حدیث کسا و برخی زيارات توسط این جماعت داده بودند و بیان کرده بودند که به فرض که این زيارات از امام نباشد کسی که این محتوا را جمع کرده است کار خوبی کرده و حق ندارید به اسم سند، محتوا را رد کنید. 🔹️البته غلوپژوهان در اینجا تدلیسی نیز انجام داده‌اند: به دروغ عنوان‌زده‌اند که استاد میلانی می‌گوید جعل حدیث جایز است، در حالی که سخن در ترکیب مضامین برای ساخت زیارت بود نه جعل حدیث!! و این مطلب مورد موافقت بسیاری از علماست ولی اضلال‌گران بدون تذکر دادن این مطلب که چیزی که انکار می‌کنند مورد تأیید علمای بزرگ است، صرفا به هو کردن برای اضلال شیعیان پرداخته‌اند. نمونه‌ای از استاد سید احمد مددی: اینکه یک زیارتی از خود امام معصوم نباشد و یک راوی از کلمات معصومین چنین چیزی را ترکیب کرده باشد کار بدی نکرده است و مشکلی ندارد. @nosakh_shii

ظاهرا با یک مشت دیوانه طرفیم! غلوپژوه در ادامه رسوایی‌های تقطیعی پیشینش اینبار نیز ۲دقیقه از صوت استاد میلانی را تقطیع کرده‌
+1
ظاهرا با یک مشت دیوانه طرفیم! غلوپژوه در ادامه رسوایی‌های تقطیعی پیشینش اینبار نیز ۲دقیقه از صوت استاد میلانی را تقطیع کرده‌ که ایشان بیان می‌کنند "پیامبران مثل ما مکلف نیستند" غلوپژوه اولش خود نیز اعتراف کرده است که پیام استاد اینجا واضح نیست! اما بعد فیلشان یاد هندوستان کرده و دوباره به سرزمین‌های دور دست سفر کرده‌اند و مهملاتی سر داده‌اند! اما با مراجعه به کلام تقطیع نشده استاد میلانی مخاطبین حقیقت بحث را مشاهده می‌کنند و درمی‌یابند که عناد با غلوپژوهان چه کرده است! 🔹استاد میلانی در جلسه هشتم نقد این جماعت، شروع به خواندن باب نهم از جلد۲۶ بحار می‌کنند، باب: هیچ چیزی از احوال شیعیان بر اهل بیت پوشیده نیست و در نقد اباطیل غلوپژوهان که مدعی بودند حضرت زهرا و رسول خدا عالم به شهادت امام حسین علیه السلام نبودند و... بیان کردند خجالت بکشید که انکار علم امام و پیامبر می‌کنید، اصلا نحوه مکلف بودن پیامبر و امام با ما فرق دارد، پیامبر را خداوند مخیر کرد که بلایا را انتخاب کند یا نه، و چنین تکلفی را خود پیامبر انتخاب کرد _برای بالا رفتن درجات خود و شفاعت امت و..._ حال غلوپژوهان که حقیقتا عقلشان زائل شده ادعا می‌کنند آقای میلانی اعتقاد دارد پیامبر و امام اصلا مکلف نیستند! (و مثلا نیازی به نماز و روزه و تکلیف ندارند) 🔹در واقع استاد میلانی تأکید می‌کنند که پیامبر عبد محض بودند و در حالی که خداوند ایشان را مخیر کردند به انتخاب نکردن بلایا ولی ایشان همان خواست خدا و بلایا را پذیرفتند، بعد غلوپژوه ۱۸۰درجه نتیجه عکس می‌گیرد! واقعا عناد عقلشان را زائل کرده است. @aghlsetizan