سایت پانویس
Open in Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
Show more2 680
Subscribers
+124 hours
-17 days
+730 days
Posts Archive
2 680
"شرایط"
طی روال سنت و عرف جامعه آنچه به نام "ازدواج" مطرح است، در نظر گرفتن "شرایط" است. اینکه آیا طرف مقابل امکانات زندگی مشترک را دارد یا خیر. یعنی من میبینم که تو آیا امکاناتی داری که بتواند من را تأمین کند یا نداری.
در نگاه اول این موضوع خیلی منطقی و بدیهی و سلیم العقلانه به نظر می رسد. اما وقتی وارد آن می شویم، چیزهای دیگری بر ما آشکار می شود.
آیا وقتی شما کسی را واقعاً دوست داشته باشید، حاضر هستید به خاطر نبود امکانات از او جدا شوید؟
می بینید؟ مسئلهٔ ما نبود عشق است، نه نبود امکانات.
و وقتی من به واسطهٔ وجود امکانات حاضر به زندگی مشترک با تو می شوم، در این صورت خودم را لحاظ کرده ام جهت اولویت. آیا خودخواهی در چنین رابطه ای نهفته نیست؟ آیا استثمار در چنین رابطه ای وجود ندارد؟ و آیا رابطه ای که مبتنی بر استثمار است، مآلاً محکوم به نابودی نیست؟
مولانا نیز می گوید اگر در رابطه ای عشق نباشد، آن رابطه بالآخره پژمرده می شود:
دور گردونها ز موج عشق دان
گر نبودی عشق بفسردی جهان
اصل اصل اصل زندگی عشق است. عشق به معنای سلامت روان، شور زندگی. عشق به معنای آنچه از میل به زندگی در چشمان یک کودک می بینیم. نه آن عشق مصطلح عرفی که چیزی جز هیجان و جرقه ای نیست. و نه آن عشقی که محصول بیماری های روحی است.
باری، همانطور که گفته شد، بسیار منطقی به نظر می رسد که "دو نفر برای زندگی مشترک نیاز به امکانات دارند و اگر نداشته باشند، نمی شود زندگی مشترک داشت و قاعدتاً باید جدا شوند". اما در عین حال دیدیم که وقتی فرد، دیگری را به واسطهٔ وجود امکانات بخواهد، عشق نیست، بهرهکشی مطرح است، و رابطهٔ مبتنی بر بهره بردن از همدیگر نهایتاً از بین می رود.
این چالش را چگونه حل می کنید؟
2 680
شما مجرد هستید و با کسی(جنس مخالف) آشنا میشوید. مدتی میگذرد. او را دوست دارید. متوجه میشوید امکانات رفاهی زندگی ندارد. حتی درآمد مکفی. آیا از او جدا میشوید؟
2 680
اگر تقریباً تازه با هم آشنا شدهاید و همدیگر را دوست دارید و به فکر رابطهٔ جدی هستید، از هم بپرسید "چه ذهنیتی از من داری؟ فکر میکنی من چطور آدمی هستم؟".
سپس ببینید که آیا تصویری که هر کدامتان از دیگری دارد منطبق هست بر واقعیت شما و او. یا فقط تصویر دلخواه ذهن شماهاست؟!
روشن است؟
قبل از این کار، هر کدامتان باید واقعیت خودش را شناخته باشد. چرا که بیشتر ما انسانها خودمان نمیدانیم واقعیتمان چیست! و چه ویژگیهای واقعیای داریم.
2 680
این را بارها تکرار کردهایم که: انسانها را در بحرانها بشناسید. از جمله خودتان را.
دوستی نوشته است: "هر کسی وقتی آرام است، زشتیهایش تهنشین میشوند، و زلال دیده میشود.
اگر میخواهید کسی را بشناسید، لطفاً قبل از مصرف خوب تکان دهید."
لذا ایجاد عمدی بحران مفید است.
بنده این را به تجربه در مورد کسانی که خلوت گرفته اند دریافته ام که خودشناسی، خلوت گرفتن، انجام تمرینات عرفانی، علی رغم آشکار نبودن اثراتشان، یکی از تأثیرهایشان رو کردن درون فرد است. همچون مستی و راستی. در حقیقت مصداق این بیت از مثنوی معنوی است که:
باده نه در هر سری شر می کند
آنچنان را آنچنان تر می کند!
فقط پشت و رویت می کند! فقط درون را آشکار کرده است. لذا زیرکان حقیقی از این نکتهٔ نغز بهره می برند.
انسانها را در بحرانها بشناسید.
2 680
آگاه باشید بر واقعیتها
دیشب همراه با جمع دوستان مهمانکش بهد از اسلایسمان از داستان "دژ هوشربا" از کتاب «آگاهی» محمدجعفر مصفا خواندیم. بخش دوم را آغاز کردیم و چند نکتهای پیش رفتیم.
یکی از نکات این بود: "از مجموعه واقعیتهایی که نسبت به آنها آگاهی یافتهای فهرستی تهیه کن و هر روز بارها آن آگاهیها را مرور کن تا خوب در ذهنت نفوذ کنند." و گفته شد که همانطور که جامعه و محیط اطراف ما انسانها طی سالها القائاتشان را بر ذهن ما نصب و سوار کردهاند، با خطور دادن دائم این واقعیات، این آگاهیها، روان را از کج و معوجیاش خلاص میکنیم.
چند خطی که در تصویر فوق آمده است را در یکی از جلسات سالها پیش که در منزل محمدجعفر مصفا در قیطریهٔ تهران برگزار میشد، پیرمرد برایمان روی کاغذ نوشت و خودش هم خواند. بعد از آن جلسه از روی نوارهای کاستی که آن زمان جلسات را بر روی آنها ضبط میکردم پیادهشان کردم. (خط سالها پیش بنده است.)
باری، خطور دادن این آگاهیها و به گفتگو گذاشتن آنها در جمع دوستان مشتاق بسیار مفید و مؤثر است.
2 680
رادیو مولانا
سیزده چهارده سال پیش سایتی پادکستوار راه انداختیم به نام "رادیو مولانا" که اختصاص به آثار او داشت، و پنجاه و چند برنامه در آن ساختیم.
دوستانی در آن زمان با ما همکاری داشتند. آقا مهدی که از "فیه ما فیه" میگفت، آقا کامبیز که برایمان آواز می خواند، امین جان که با لهجهٔ زیبای افغانیاش مجری برنامهها بود و از همه زحمتکشتر خانم پروین محمدیان عزیز که برنامههای "کیمیا خاتون" را برایمان تهیه میکردند. یاد ایشان و همگی این دوستان به خیر و خوبی باد که زیبایی و ذکر خیر از خودشان بجا گذاشتند.
باری، فایل صوتی فوق معرفی رادیو مولانا بود و بعد از چند برنامه، کتاب "کیمیا خاتون" را آغاز کردیم. این کتاب از همان ابتدای انتشار چالشهای بسیاری برای مولویدوستان ایجاد کرد که الآن قصد وارد شدن به آن را ندارم. شما هم لطفاً فعلاً صبوری کنید تا تمام قسمتها را منتشر کنیم و بشنوید. در پایان، هم مصاحبهای که خانم محمدیان با خانم قدس، نویسندهٔ رمان "کیمیا خاتون"، انجام دادند را، طی دو برنامه، خواهید شنید و هم یادداشتی که همان سال بنده در این مورد نوشتم را خواهید خواند.
خاطرهای از زمانی که در سیدنی از سر کار برمیگشتم و در ساندویچی غذا میخوردم و همزمان کار بررسی و ادیت فایلهایی که خانم محمدیان فرستاده بود را یادم آمد. آخرهای کتاب رسیده بود و قصه بسیار تراژیک شده بود. در حالی که هدفون در گوش داشتم، با شنیدن آنچه بر سر دختر طفلی آمد چنان بلند داخل مکدونالد زدم زیر گریه که کارکنان و مردم ریختند دورم جمع شدند که چه شده است.
رمان "کیمیا خاتون" را پیرمرد بمن معرفی کرد و خواندمش. قلمی بسیار بسیار زنانه، زیبا و گیرا که آدم را مسحور میکند. ابتدای کتاب راوی داستان متفاوت است اما باقی کتاب، راوی خود "کیمیا خاتون" است، "دخترخواندهٔ" مولوی.
موسیقیای که روی آن کار کردیم از آلبومی بنام "زبور تنهایی" است کار آقای علی جابری.
Psalms of loneliness
که بسیار خوش نشست بر کار.
قسمت اول امشب، و قسمتهای بعدی تقریباً هر شب منتشر خواهد شد. راوی ابتدای کتاب دو دوست دیگرند و خانم پروین محمدیان از قسمت دوم راوی میشوند.
هنیئاً لکم.
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
