en
Feedback
اطلاع رسانی موسسه مادران امروز (مام)

اطلاع رسانی موسسه مادران امروز (مام)

Open in Telegram

این کانال برای اطلاع خانواده‌ها از موسسه مادران امروز (مام) و مطالب موثر و مفید برای آنان راه اندازی شده است. پایگاه اینترنتی:www.madaraneemrooz.com ادمین:https://telegram.me/madaraneemrooz تلفن:۸۸۸۹۰۳۴۵ اینستاگرام:instagram.com/madaran_e_emrooz

Show more
1 112
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
*توانبخشی حرفه‌ای و اشتغال معلولان* توانبخشی حرفه‌ای یکی از ارکان مهم در توان‌بخشی افراد معلول به‌شمار می‌رود. این حق قانونی هر فرد معلول است که شغلی مناسب و در خورتوان خود را ابتدا آموخته و سپس به‌آن مشغول شود. حرفه‌ای که برای افراد مبتلا به معلولیت درنظرگرفته می‌شود، باید از یک‌سو متناسب با توانمندی‌ها، علایق و از سوی دیگر مبتنی بر رواج آن در بازار کار بوده و درآمد‌زا باشد. در باره این‌که چه مقدار از برنامه‌های روزانه‌ی مدرسه به تجربه‌های آموزش حرفه‌ای اختصاص یابد، باید تصمیم‌گیری شود. به‌عنوان مثال در سطح دوره‌ی دبستان، برای کسب تجربه‌های حرفه‌ای و آگاهی‌های شغلی، روزانه در حدود یک‌ساعت به این برنامه‌ها اختصاص یابد.‌ در سطح دوره‌ی اول دبیرستان ممکن است، به‌تدریج این زمان به دو ساعت در روز افزایش یابد و زمانی که دانش آموز هفده سال دارد، حدود پنجاه درصد برنامه‌های درسی روزانه برای آموزش حرفه‌ای تنظیم شود. بسیاری از مهارت‌های زبان و مهارت‌های اجتماعی از قبیل مدیریت پول، مدیریت زمان، آموزش رفت‌وآمد، تعامل‌های اجتماعی، مهارت‌های احوال‌پرسی و ارتباط‌های غیر کلامی از هدف‌های آموزش حرفه‌ای هستند که در یک شغل اهمیت بسیار دارند. یادداشتی از دکتر فریده ترابی میلانی- کارشناس موسسه مادران امروز منبع‌ها: ۱- کتاب "آموزش حرفه‌ای برای جوانان مبتلا به فلج مغزی و چند معلولیتی" ترجمه: فریده ترابی میلانی، فرشته باعزت، انتشارات سمت. ۲- کتاب "مقدمه ای بر اصول توانبخشی معلولان" تألیف عباس داورمنش، فرید براتی سده، انتشارات رشد. #موسسه_مادران_امروز #توانبخشی #اشتغال_معلولان

• نام کتاب: غول مدفون • نویسنده: کازوئو ایشی‌گورو • مترجم: امیرمهدی حقیقت • ناشر: چشمه • نوبت چاپ: هفدهم- ۱۴۰۴ • تعداد صفحات: ۳۳۶ ص • نوع کتاب: رمان بزرگسال • گروه سنی: ۱۶+ •معرفی کننده: زهرا محسنی - داستان در باره‌ی زن و مرد سالخورده‌ای به نام اَکسل و بئاتریس است که در سرزمینی طلسم شده زندگی می‌کنند، جایی که مهی از فراموشی آن را دربرگرفته و مردم آن سرزمین یعنی ساکسون‌ها و بریتون‌ها گذشته‌ی خونبار و پر از کینه و دشمنی خویش را به یاد نمی‌آورند و در صلحی ناشی از این فراموشی در کنار هم زندگی می‌کنند. این دو به امید دیدار پسرشان که مدت‌هاست از او بی‌خبرند، سفری آغاز می‌کنند. در سفر اتفاقات عجیبی برای آن‌ها می‌افتد و با افراد جالبی آشنا و هم‌سفر می‌شوند. یکی از این افراد به نام ویستان مأموریت دارد ماده‌اژدهایی به نام کوئریگ را که بازدمش سرتاسر جزیره را در مه فراموشی فرو‌برده است، از بین‌ببرد تا مردم گذشته‌ی خویش را به یاد آورند... - داستانی فانتزی-اسطوره‌ای و سمبلیک که با زبانی ادبی، شیوا و روان به مفاهیمی مانند عشق، صلح، انتقام، آگاهی و شناخت نسبت به گذشته‌ی خود و تاریخ سرزمین خود می‌پردازد و این پرسش را در ذهن خواننده ایجاد می‌کند: آیا هویت، عشق و صلح بدون حافظه معنا دارد؟ آیا فراموشی نعمت است یا نفرین؟ - این زوج نمی‌دانند آیا همیشه همین‌گونه با هم مهربان و عاشق بوده‌اند یا نقاط تاریکی هم در زندگی مشترک‌شان وجود داشته، آیا همیشه به هم وفادار بوده‌اند یا به هم بدی و خیانت کرده‌اند و اگر به‌یاد آورند آیا یکدیگر را می‌بخشند؟ در طول داستان شخصیت‌ها با این تضاد روبه‌رو هستند که اگر در فراموشی و ناآگاهی از گذشته‌شان باقی بمانند گرچه در صلح و آرامش می‌مانند، ولی هویت و عشق واقعی آن‌ها از بین می‌رود واگر گذشته‌ی تلخ را به‌یاد بیاورند، دوباره انتقام، جنگ و خونریزی‌ها برمی‌گردد و صلح واقعی وقتی محقق می‌شود که یکدیگر را ببخشند و آگاهانه کینه و انتقام را فراموش کنند. آیا خواهند توانست؟! • جایزه‌ها و افتخارات: کازوئو ایشی‌گورو نویسنده‌ی انگلیسیِ ژاپنی‌تبارِ این کتاب، یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان معاصر انگلستان است که برای آثارش جوایز بسیاری، از جمله جایزه‌ی نوبل ادبیات را به‌دست آورده است. • بخشی از کتاب: "شاهدختِ من اگر اژدها کوئریگ واقعا مُرد و مه فرونشست و اگر خاطره‌ها برگشتند و لا‌به‌لاشان خاطره‌هایی زنده شد از زمان‌هایی که من ناامیدت کرده بودم، یا از کارهای ناخوشایندی که شاید مرتکب شده بودم و کاری کرد وقتی نگاهم می‌کنی، دیگر مردی را که حالا می‌بینی نشناسی، دست‌کم این را به من قول بده که احساس قلبت به من الان، در همین لحظه، از یادت نرود. چون زنده شدن یک خاطره پس از مه، چه فایده‌ای دارد، اگر خاطره‌ی دیگری را پس بزند؟" #موسسه_مادران_امروز #معرفی_کتاب #رمان_بزرگسال #غول_مدفون #داستان‌های_فانتزی #کازوئو_ایشی‌گورو #امیرمهدی_حقیقت #نشر_چشمه @cheshmehpub

انسان و تربیت (بخش دوم) با دادن احساس ارزشمندی است که او را وارد ریل انسانیت می‌کنیم. زمانی که فرزندمان را وارد ریل انسان می‌کنیم، عملا به او حریم و مرز می‌دهیم، به اوحق انتخاب و اختیار می‌دهیم و در این جایگاه است که او مسئولیت پذیر می‌شود. این احساس ارزشمندی خود سه فاکتور مهم دارد که شامل حق انتخاب، احترام و پذیرش تفاوت‌هاست. در این‌جا ما والدین هستیم که انتخاب می‌کنیم فرزندمان را در کدام ریل قرار دهیم. اگر هیچ کاری نکنیم و اجازه دهیم او هرکاری که می‌خواهد، بکند؛ در ریل اول، اگر صرفا او را تربیت کنیم، (آن‌هم به هر روشی) در ریل دوم و اگر از روش‌های تربیت صحیح استفاده کنیم و به او احساس ارزشمندی بدهیم، در ریل سوم قرارش خواهیم داد. به نظر می‌رسد در گذشته منظور از تربیت، قرار دادن فرزندان در ریل دوم بوده‌است. شاهد این ادعای من، ضرب المثل معروف "تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو وخر" است. و انگار صرفا می‌خواستند با هر روش تربیتی و آن‌هم بدون احترام و حق انتخاب، او را فرمانبردار کنند و بس... منبع: بخشی از سخنان دکتر حسام فیروزی، برگرفته از drhesamfiroozi@ #موسسه_مادران_امروز #انسان_و_تربیت #گیاهان #حیوانات

انسان و تربیت (بخش نخست) تمامی موجودات قبل از انسان، اعم از گیاهان وحیوانات همگی خودشان به دنیا می‌آیند و تا آخر هم همان که دنیا آمده‌اند از دنیا می‌روند. مثلا فیل از ابتدا فیل به دنیا می‌آید و تا انتها نیز فیل باقی می‌ماند. انسان تنها موجودی است که انسان به دنیا نمی‌آید و مشخص هم نیست چه موجودی از دنیا خواهد رفت. انسان در ریل اول به شکل یک حیوان خام به‌دنیا می‌آید. کودک انسان همانند یک حیوان خام زمانی که مثانه‌اش پر می‌شود، بی‌هیچ ملاحظه‌ای، همان جا تخلیه می‌کند یا هرچه بخواهد همان موقع باید فراهم باشد. حال اگر این حیوان خام را تربیت کنیم و او را در یک چهار چوب قرار دهیم، آن زمان است که او را وارد ریل ماشین کرده‌ایم، یعنی به او هرکاری که بگویند درست مثل یک ماشین انجام می‌دهد، از خود اختیاری ندارد و برای انجام کاری نیازمند اپراتور است، بدون این‌که برای خودش استراتژی داشته باشد؛ درست مثل یک ریموت. در این مرحله بر او جبری حاکم است به نام جبر وظیفه؛ یعنی مامور است و معذور. این یکی از مراحل رشدی است که باید او را وارد این مرحله بکنیم اما اصلاً نباید او را در این مرحله نگه داریم. #موسسه_مادران_امروز #انسان_و_تربیت #گیاهان #حیوانات

#موسسه_مادران_امروز #کودکان #بدرفتاری_با_کودکان #خشونت #نیازهای_کودکان
#موسسه_مادران_امروز #کودکان #بدرفتاری_با_کودکان #خشونت #نیازهای_کودکان

#موسسه_مادران_امروز #هفته_کتاب_و_کتابخوانی #کتابدار
#موسسه_مادران_امروز #هفته_کتاب_و_کتابخوانی #کتابدار

• نام کتاب: کابوس‌های خنده‌دار • نویسنده: حمیدرضا شاه‌آبادی • ناشر: افق • تاریخ چاپ پنجم: ۱۴۰۳ • تعداد صفحه‌ها: ۲۵۶ • نوع کتاب: رمان نوجوان • گروه سنی: بالای ۱۲ سال • معرفی‌کننده: لیلا بهاری زمان وقوع این داستان دوران قاجار و بحبوحه‌ی جنگ جهانی اول است که ایران دچار قحطی بزرگ شده بود. در این دوران تاریک عطا و خانواده‌اش که "گروه تقلیدچی حبیب سلمونی" نامیده می‌شوند، توسط فردی برای اجرای نمایش به عمارت اربابی بزرگ و مرموزی دعوت می‌شوند. در حین اقامت در همین محل است که اتفاق‌های عجیب و باورنکردنی‌ای برای‌شان رخ می‌دهد. آن‌ها کم کم متوجه می‌شوند که این نمایش روحوضی به بازی‌ای خطرناک بدل شده است. جایی که هوش و شجاعت و اصول اخلاقی آن‌ها در بوته‌ی آزمایش قرارگرفته است. این رمان پرکشش و پرتعلیق که درفضایی تاریخی و ترسناک شکل گرفته است، بسیار مورد توجه خوانندگان نوجوان است. در هم تنیده شدن ترس و طنز به جذابیت آن افزوده است. خواننده‌ی نوجوان همراه عطا قهرمان داستان با چالش‌های مختلف روبه‌رو می‌شود و مهارت‌های ذهنی، اجتماعی و اصول اخلاقی خود را آزموده و مورد بازبینی قرار می‌دهد. قسمتی از کتاب: كمى به دوروبر خودم نگاه كردم و هرچه از ديشب تا آن وقت از سر گذرانده بودم، يادم آمد بلند شدم و از اتاق بيرون رفتم. آفتاب پايين رفته بود و آسمان از زردى به قرمزى می‌رفت. همه جا ساكت بود. نه سگى واق واق می‌كرد نه حتى گنجشكى صدايى از خودش درمی‌آورد. انگار غم وغصه را كرده بودند يك چادر كرباس و كشيده بودند روى سر دنيا. نور نبود؛ هوا نبود؛ صدا نبود. جلوى در، ديگچه سفالى كوچكى روى اجاق دودگرفته و سياه بود كه بخار از لاى در ترک خورده اش بيرون می زد و بوى ترش علف‌هايى را كه در آب مى‌جوشيدند با خودش در هوا پخش می‌كرد. راه افتادم و توى حياط جلو رفتم... #موسسه_مادران_امروز #معرفی_کتاب #معرفی_کتاب_نوجوان #کابوس_های_خنده_دار #نشر_افق #حمیدرضا_شاه_آبادی @shahabadi_hamidreza @ofoqkidsandteens @ofoqpublication @L_Bahari

‎⁨اهمیت کتاب و کتاب‌خوانی 2⁩.pdf1.20 KB

توران میرهادی ‌ (۲۶ خرداد ۱۳۰۶- ۱۸ آبان ۱۳۹۵) توران میرهادی استاد ادبیات کودک، نویسنده و کارشناس آموزش و پرورش و پایه‌گذار مجتمع آموزشی و تجربی فرهاد، از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک و بنیان‌گذار فرهنگنامه‌ی کودکان و نوجوانان بود. او به همراه همسر دومش، محسن خمارلو، به مدت بیست و پنج سال مدرسه‌ی فرهاد را اداره کرد. این مجتمع یکی از آموزشگاه‌های تجربی و الگوواره ایران بود. میرهادی تحت تاثیر استادان برجسته‌ای چون جبار باغچه‌بان و محمدباقر هوشیار روش سوادآموزی را فراگرفت و با مبانی آموزش و پرورش آشنا شد. او هم‌زمان در دو رشته‌ی روانشناسی تربیتی و آموزش پیش از دبستان در پاریس درس خواند. بزرگ‌ترین دستاورد این آموزش‌ها، کشف نگاهی نو به آموزش و پرورش کودکان بود. از او کتاب‌ها، مقاله‌ها، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های‌ بسیاری در حوزه‌ی آموزش، ادبیات کودک، اداره‌ی مهد کودک‌ها و کتابخانه‌های آموزشگاهی منتشر شده‌است. بخشی از صحبت‌های توران میرهادی: "... ببینید به‌نظر من نقش اساسی خانواده در پرورش انسان است و شکل‌دادن انسانیت امری است که اصلاً و ابداً نمی‌شود دست‌کم گرفت. این حقیقت و این واقعیت درواقع در طول زمان، کاملاً خودش را نشان داده‌است. ... هیچ‌چیز به اندازه‌ی نوازش و به اندازه‌ی شنیدن یک موسیقی لطیف، به اندازه‌ی گفتن قصه‌هایی برای بچه‌ای که به دنیا آمده، موثر نیست. ... الان دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که این روابط عاطفی تاثیرگذار است و درواقع پایه‌های اولیه‌ی مهر و محبت و ارتباط را در نوزاد به وجود می‌آورد.... خانواده درواقع به‌صورت یک واحدی که همه با هم همفکری و همکاری می‌کنند، در زندگی امروز ایران بسیار بسیار مطرح هست و از این بابت و بنابراین می‌گویم: انسان‌‌سازی را خانواده می‌کند و هیچ‌جای دیگر انسانیت را با این شکل و با همه‌ی جوانبش در وجود موجودی به‌ نام کودک نمی‌سازد...". ‌منبع‌ها: - ویکی پدیا؛ - کتابک؛ - کانال اطلاع‌رسانی موسسه مادران امروز؛ - گفت‌و‌گوی مریم احمدی شیرازی با استاد توران میرهادی در برنامه‌ی اردیبهشت، ۱۳۸۷. #موسسه_ماداران_امروز #توران_میرهادی #استاد #ادبیات_کودک

  (برای مطالعۀ گزارش IBBY فلسطین و گزارش‌های دیگر، به صفحۀ «کودکان در بحران» برای کتابخانه‌های غزه در وب‌سایت ما مراجعه کنید.) هر یک از این کودکان نوری بود که در اثر بلایای جنگ خاموش شد؛ جنگی که منشور سازمان ملل و تمام کشورهای عضو آن متعهد به جلوگیری از آن پس از تراژدی جنگ جهانی دوم بودند. هر فرد، هر دولت و هر کشور مسئول حفاظت از این جان‌های جوان است و ما در این مسئولیت کوتاهی کرده‌ایم. ما بار دیگر اِعمال خشونت اسرائیل علیه کودکان را محکوم و از آن ابراز انزجار می‌کنیم و امیدواریم عدالت و پاسخگویی در خصوص این جنایات تحقق یابد. در حالی که امیدواریم آتش‌بس پابرجا بماند، دل ما با خانواده‌ها و عزیزان این کودکان و تمام کودکان و قربانیان جنگ است، تا شاید در جوامع خود آرامش و تسلی بیابند. ما از تمامی گروه‌های مسلح می‌خواهیم سلاح‌های خود را زمین بگذارند و از اسرائیل می‌خواهیم به قوانین بین‌المللی انسانی پایبند باشد و نسل‌کشی در غزه را متوقف کند.IBBY  متعهد شده است که کتابخانه‌های غزه را بازسازی کند و این کار را انجام خواهد داد. ما همچنان بر مأموریت مشترک خود در حفاظت از حقوق کودکان و تأکید بر نقش غیرقابل‌انکار کتاب به‌عنوان پناهگاه امن کودکان در مسیر رشد و کشف جهان پافشاری می‌کنیم. این حقوق باید همواره محافظت شوند.   با عمیق‌ترین غم‌ها و همبستگی هیئت مدیرۀ دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان  (IBBY) #شورای_كتاب_كودک #دفتر_بین‌المللی_کتاب_برای_نسل_جوان #صلح @shorayeketabekoodak https://instagram.com/cbc.1341

بیانیه دفتر بین المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY): به احترام کودکان کتابخانه‌های IBBY در غزه   با نفسی حبس‌شده در سینه، ما در هیئت مدیرۀ دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) آتش‌بس در غزه را گرامی می‌داریم. در زمان نگارش این نامه، ماهیت این آتش‌بس را بسیار شکننده می‌بینیم، زیرا حملات پراکنده اسرائیل همچنان جان غیرنظامیان بی‌گناه فلسطینی را می‌گیرد. تا پایان سپتامبر ۲۰۲۵، بیش از ۲۰ هزار کودک در اثر تخریب غزه توسط اسرائیل کشته شدند. هم‌زمان، اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ صدها کودک از کرانۀ باختری و غزه را بازداشت کرد و این کودکان در زندان با سوءرفتارهای عاطفی و جسمی مواجه بودند. این اقدامات بی‌احترامی به اصل مقدس حفاظت از جان تمامی کودکان است. کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل به‌وضوح اعلام می‌کند که هر کودک حق ذاتی زندگی دارد و دولت‌ها موظف‌اند از بقا و رشد کودکان اطمینان حاصل کنند. کودکان باید محافظت شوند و دولت‌ها موظف‌اند از کودکانی که تحت‌تأثیر جنگ قرار گرفته‌اند مراقبت کنند. با وجود اینکه این کنوانسیون توسط ۱۹۶ کشور، از جمله اسرائیل، به تصویب رسیده است، هنوز شاهد اِعمال خشونت علیه کودکان در غزه و کرانۀ باختری هستیم. اگرچه نام همۀ قربانیان را نمی‌توان برشمرد، کتابداران IBBY  فلسطین و اعضای جامعۀ غزه تلاش کرده‌اند نام برخی از کودکان کتابخانه‌هایIBBY در بیت‌حانون و رفح را که کشته شده‌اند، با ما به اشتراک بگذارند. با اندوهی بسیار، این یادنامه را برای گرامیداشت یادشان می‌نویسیم.   با قلبی شکسته، در از دست رفتن این کودکان سوگواریم.   محمد موسی اسماعیل ابو عوده کشته شده در ۳ ژوئیۀ ۲۰۲۵. محمد بیش از یک سال پیش از نسل‌کشی غزه، در فعالیت‌های کتابخانه بیت‌حانون شرکت می‌کرد. او به‌خاطر اجتماعی بودن، انرژی و عشق به ماجراجویی شناخته می‌شد و با شور و مهربانی خود دل همه را ربوده بود. عاشق داستان‌های ماجراجویانه و فانتزی بود و به‌خاطر عشق به زندگی و طبیعت مهربانش در یاد خواهد ماند.   محمد سعید شبات کشته شده در ۱۹ ژانویۀ ۲۰۲۵، در بیت‌حانون هنگام بمباران خانه‌اش توسط هواپیماهای اسرائیل که تمام خانواده او را کشت. محمد به‌خاطر رفتار عالی، خلاقیت و موفقیت‌های تحصیلی شناخته می‌شد و همواره مشتاق کمک به دوستان در فعالیت‌های مدرسه و کتابخانه بود. فقدان او بیت‌حانون را از وجود کودکی درخشان و سخاوتمند محروم کرد.   رغد اسماعیل بربخ (۱۲ ساله)  کشته شده در پایان اکتبر ۲۰۲۳ در حالی که با مادرش نان می‌پخت؛ مادرش نیز در حمله کشته شد. رغد عاشق کتاب بود و مانند هر کودک دیگری از زندگی و بازی لذت می‌برد. مرگ او همراه با اعضای خانواده‌اش در جریان کارهای روزمره فقدانی تراژیک برای جامعه است.   محمد ابراهیم ابو سنیما (۱۰ ساله) کشته شده توسط ترکش موشک اسرائیلی در حالی که به سمت یک مغازه نزدیک چادر خود می‌رفت. محمد در فعالیت‌های کتابخانه فعال و پرانرژی بود و به‌خاطر کنجکاوی و علاقه به مطالعه شناخته می‌شد. مرگ او نمونه‌ای از خشونت بی‌تمایز است که جان بسیاری از کودکان را گرفته است.   اسراء وهبی بربخ (۱۴ ساله) کشته شده در پایان اکتبر ۲۰۲۳ هنگام کمک به مادرش در پخت نان همراه با دخترخاله‌اش، رغد. اسراء عضو کتابخانۀ رفح بود و عاشق مطالعه، یادگیری و بازی. او سرنوشت دخترخاله و چند تن از اعضای خانواده‌اش را داشت که زندگی‌شان توسط حملات اسرائیل کوتاه شد.   محمد محمد محمود الزعانین (۱۲ ساله)  کشته شده در ۲۳ اوت ۲۰۲۵ هنگام جمع‌آوری هیزم با پدرش در منطقۀ نتزاری. محمد بازدیدکنندۀ منظم کتابخانۀ بیت‌حانون بود و به‌خاطر شوخ‌طبعی، بازیگوشی و شادابی‌اش همه او را دوست داشتند. نبود او در میان دوستان و جامعه خلأ عمیقی ایجاد کرد.   هیثم احمد ابو رزق (۱۸ ساله) کشته شده در ماه می ۲۰۲۴ هنگام فرار از رفح به خان‌یونس. هیثم یکی از فعال‌ترین اعضای کتابخانه و بازیکن والیبال و بسیار مستعد بود و آرزو داشت نمایندۀ فلسطین در تیم ملی شود. او از ستون‌های جامعه‌اش بود.   جولیا عید المصری کشته شده همراه با والدین و خواهر و برادرانش در خانه‌شان در خان‌یونس پس از بمباران هوایی. جولیا به دقت، خلاقیت و شخصیت قوی خود شناخته می‌شد، و عاشق کتاب و شرکت در بحث‌های کتابخانه بود. فقدان او و خانواده‌اش ذهنی روشن و کنجکاو را خاموش کرد.   ایمان جمال حماد کشته شده در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۵ در منطقۀ شیخ رضوان غزه همراه با پسرخاله‌اش، هنگام بازی در حیاط خانه پدربزرگشان، جایی که پس از آواره شدن از بیت‌حانون پناه گرفته بودند. ایمان بزرگ‌ترین کودک خانواده بود و به والدینش در جمع‌آوری آب و هیزم کمک می‌کرد، و منتظر تولد خواهر یا برادر جدید بود. او با وجود دوری، به فعالیت‌های کتابخانه علاقه‌مند و به مطالعه و یادگیری متعهد بود.

نام کتاب: غریبه و دریا نویسنده: جمال‌الدین اکرمی نوبت چاپ: دوم، ۱۴۰۱ تعداد صفحه‌ها: ۱۷۸ نوع رمان: نوجوان ۱۸ـ۱۵ معرفی‌کننده: ساریه شهریاری دُرمحمد  در روستایی کوچک در جوار کُنارک در سیستان و بلوچستان زندگی می‌کند. مادر پس از به‌دنیا آمدن خواهرش فوت‌کرده و پس از آن پدر به دلایلی که او نمی‌داند، ترکشان کرده است. دُرمحمد نوجوان در کنار درس خواندن برای گذران زندگی خود و خواهر کوچک‌تر و دو زن مسن  فامیل که در کنارشان مانده‌اند، به ماهیگیران محلی کمک می‌کند و یا کارهایی جزیی روی لنج رفیق پدرش انجام می‌دهد. روزی در حین شنا در ساحل، موجودی عجیب می‌بیند! غروب همان روز به‌دنبال توفان‌، غریبه‌ای را از غرق شدن نجات می‌دهد. غریبه برایش از ماجراهای زندگی‌اش و پری دریایی می‌گوید. راز پری دریایی در ساحل این ‍‌روستا چیست؟ قصه‌های زندگی افراد روستا چیست؟ دُرمحمد چه نقشی در این ماجراها دارد؟ داستانی  که شما را با طبیعت زیبای سواحل چابهار و زندگی ساده مردمان ماهیگیر آن‌جا آشنا می‌کند. در سراسر داستان به کنجکاوی نوجوان، عشق ودوستی، حمایت از خانواده و افراد مسن به روشنی پرداخته می‌شود. خواندن این کتاب به نوجوانان و والدین توصیه می‌شود.   این کتاب دارای نشان پنج لاک‌پشت پرنده است. قسمتی از کتاب: "دُرمحمد، با شرمی نهفته، کوله‌اش را انداخت کف گاری. لبه‌ی گاری نشست. چشم دوخت به خانه‌ها، تپه‌ها و کناره‌های ساحلی که از برابر نگاهش دور می‌شدند. تصویر قایق غریبه روی دریا، بار دیگر در برابر چشمانش جان گرفته بود. از کنار گُل‌افشان‌های برآمده از خاک که رد می‌شدند، بوی گوگرد دماغش را پر‌کرد.آفتاب بالا آمده بود، شترهای رهاشده در کناره‌ی ساحلی، نشخوارکنان رویشان را به طرف او برگرداندند." #موسسه‌_مادران_امروز #معرفی_کتاب #رمان_نوجوان #کانون_پرورش_فکری_کودکان_و_نوجوانان #غریبه_و_دریا #جمال‌الدین_اکرمی @ kanooonparvaresh

گروه هماهنگی مازندران چیست؟ در زمستان سال ۱۴۰۳ گروهی شامل هماهنگ‌‌کنندگان شهر آمل و قائم‌شهر همراه با اعضای بخش راه دور موسسه
گروه هماهنگی مازندران چیست؟ در زمستان  سال ۱۴۰۳ گروهی شامل هماهنگ‌‌کنندگان شهر آمل و قائم‌شهر همراه با اعضای بخش راه دور موسسه مادران امروز شکل گرفت. هدف از تشکیل این گروه، همفکری و تبادل تجربه برای هماهنگی بین گروه‌های کتاب‌خوانی و همچنین پیشبرد یک برنامه مطالعاتی منظم بود. بعد از تشکیل این گروه، در اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ هماهنگ‌کنندگان گروه‌های کتابخوانی شهر ساری که به شیوه‌ی "راه دور" کتاب می‌خواندند، نیز به این گروه پیوستند. نام این گروه «گروه هماهنگی مازندران» است و در حال حاضر بیست نفر عضو دارد. اعضای این گروه هر ماه جلسه‌های آنلاین برگزار می‌کنند و  یک برنامه‌ی مطالعاتی مشخص را در دستور کار خود دارند. چالش‌ها و مسائل گروه‌های مختلف کتابخوانی، در این گروه مطرح و مورد تبادل نظر قرار می‌گیرد. معرفی از منیژه چهره‌نگار - رابط بخش راه دور #موسسه_مادران_امروز #راه_دور #هماهنگی #مازندران #آنلاین