590
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+330 days
Posts Archive
▫️دلهرزگی▫️
لفظِ"عزیزم" ارج وقرب دیگری داشت
آن روزها مفهوم پاک و بهتری داشت
گستاخی از دیوار و در میریزد امروز
گاهی عزیزمها معمایند و مرموز
این واژه در چشم پرنده، آب و دانهست
بازیچهی بیمنطقی در این میانهست
واکن به راه هوشمندی، گوشِ خود را
نگشا برای بیصفت، آغوشِ خود را
دلهرزگیها آفتِ دلهای مردم
حکمِ ملخ دارد به حاصلهای مردم
با اهدناها آدمی کی در صراط است؟
وقتی که با شیطان به حال اختلاط است؟!
هیچ اعتباری نیست حرف دمدمیها
ترجیح دارد گاه این بی همدمیها
#مهنازمحمودی
آبان ۹۶
@mahnaz_mahmoodiii
#رباعی
چارانهی چارخانهی پیرهنات
سبزینگیِ کلام و شاعر شدنات
هشیاریِ محض را به من تلقین کرد
خورشید نگاه و روشنای سخنات
#مهنازمحمودی
@mahnaz_mahmoodiii
Repost from نوشتہهایے از جنـسِ[ყααʂ]...✎
این دکلمه را خیلی دوست دارم.
برای همین باشما بهاشتراک گذاشتم.
شعر خوب، شاعر خوب، احساس هم... ☔️
Repost from نوشتہهایے از جنـسِ[ყααʂ]...✎
شاعر بانو: #مهناز_محمودی
آوا: #الهام_قلیزاده
༻ @Elhaamaa_t ༺
Repost from N/a
از دل چشمهای قهوهایات شعرهایی نجیب میجوشد
از لب سرخ تو همیشهی سال ، عطر گیلاس و سیب میجوشد
از تبار اصیل شالیزار ، سبز در سبز وقت خردادی
در دل انقلاب گیسویت ماجرایی عجیب میجوشد
مستم از این شگرد دلبریات ، محو و شاگرد ناز چشمانت
کاسهی صبرم از تلاطم تو ، پر شده بیشکیب میجوشد
دختر کوه و جنگل و دریا ، کولیِ عاشق حمیرایی
چشمهای از ترقُصی ساده ، در شمال عنقریب میجوشد
در شمالیترینِ رویاها میشوی همسفر به بال نسیم
در میان مهِ خیالانگیز ، خندهات دلفریب میجوشد
بازوان خزر برای تو باز میشود تا در آن بیاسایی
دردهای تو را خریده به جان ، ذکر امنیجیب میجوشد
کل جانت فداییِ گیلان ، گل به گل ، زادگاه تو ؛ آباد !
از دل اعتدال دائمیاش ، نغمهی عندلیب میجوشد
#مهنازمحمودی
@shereklasik
🔻
این نکتهی دیرینه که حرف من نیست
هیچ امر، شبیه این سخن، روشن نیست
اخلاق درست و معرفت میطلبد :
مشتیبودن به مشهدیبودن نیست
#مهنازمحمودی
@mahnaz_mahmoodiii
🌊
اقیانوسی ناآرام
مساحت بزرگی از جمجمهام را
غصب کرده است.
خطوط ساحلیِ چهرهام
آرام و موقرانه
فریاد کمکخواهیِ ذهن را
نشنیده میگیرد.
نهنگ قاتل
با ماهیانِ خاکستری
کنار نمیآید
مغزم را ....خورد
هیچ ناجی غریقی
این اطراف نیست.
#مهنازمحمودی
@mahnaz_mahmoodiii
Repost from N/a
🍃
#رباعی
رفتم به دل خلوت خاموش خودم
تا سر بنهم غمزده بر دوش خودم
ناگاه اتاق ، پر شد از عطر تنت
گفتی که بیا میان آغوش خودم
#مهنازمحمودی
https://t.me/Dehkadeh_shere_jahani
Repost from ناشاعرانههای ماریف!
فرد
نامردان را به چرخ بر بردی سر
احسنت، زهی! چرخ مخنثپرور!
نقل از: روضةالناظر و نزهةالخاطر، نسخهٔ شمارهٔ ۵۸۷، کتابخانهٔ دانشگاه استانبول، برگ ۱۱۸ پ.
https://t.me/marif_Amin
