Gershad
Open in Telegram
گرشاد. گردش کن! اپلیکیشن گرشاد راهی است برای ثبت و شناسایی محل حضور گشت ارشاد و نیروهای سرکوب https://gershad.com بات تلگرامی گرشاد: @Gershadbot دیگر لینکهای مرتبط با گرشاد: https://beacons.ai/gershadapp
Show more923
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
923
چهار سال از روزی میگذرد که قتل مهسا امینی شعله خشم و اندوه جمعی مردم را برانگیخت و به بزرگترین اعتراضات سراسری تاریخ معاصر ایران انجامید.
در این چهار سال، سرکوب، ضربوشتم، بازداشت، زندان، شکنجه و اعدام ابزارهایی بودهاند که جمهوری اسلامی برای وادار کردن معترضان به عقبنشینی به کار گرفت. اما نتیجه این همه خشونت، نه تسلیم مردم، بلکه عقبنشینی خود حکومت در برابر بخشی از مطالبات این خیزش بود.
باید به خاطر داشته باشیم که این عقبنشینی، دستاورد ایستادگی و تلاش جمعی مردم است. راهی که آغاز شده هنوز ادامه دارد، و هر گام آن نشانی از امید و ارادهای است که سرکوب نتوانسته خاموش کند.
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
آیا مبارزین پوشش اجباری به دنبال «فساد» هستند؟
🔸یکی از رایجترین برچسبهایی که علیه زنانی که با قوانین حجاب اجباری مخالفت میکنند، اتهام «بیبندوباری» و «فساد» است. این روایت تحریف واقعیت و بخشی از سازوکار کنترل و سرکوب در جوامع مردسالار محسوب میشود.
🔸مسئلهی اصلی مبارزه علیه حجاب اجباری نه آزادی برای «فساد»، بلکه آزادی برای انتخاب است. یعنی حق زن بر بدن خود، حق او بر اینکه چگونه در فضای عمومی ظاهر شود و اینکه دولت و ساختارهای مردسالار نتوانند برای او هویت و پوشش تعیین کنند.
🔸زنانی که علیه حجاب اجباری مبارزه میکنند، در واقع در برابر سیستمی ایستادهاند که بدن زن را ملک عمومی و ابزار ایدئولوژی سیاسی تعریف کرده است. وقتی حکومت یا جریانهای سنتی، هر گونه انتخاب متفاوت را «بیبندوباری» مینامند، میخواهند ترس و انگ اجتماعی تولید کنند تا زنان از حق خود عقبنشینی کنند. در نگاه آنان، حفظ حجاب اجباری به معنای حفظ نظم اخلاقی است. در حالیکه در عمل ابزاری برای سرکوب فردیت زنان و محدودسازی آزادیهای اجتماعی است.
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
🔴 پلمب کافهها در دزفول
💢در روزهای اخیر، سه کافهی «فندق»، «گاردن» و «چاپلین» در شهر دزفول به دستور اماکن و به بهانهی «بیحجابی» پلمب شدهاند. حکومت در سالهای گذشته بارها تلاش کرده با تهدید و پلمب، صاحبان کسبوکار را در موضع «پلیس پوشش» قرار دهد. اما نتیجهی این سیاست چیزی جز خسارتهای مالی نبود؛ خسارتهایی که بسیاری از کسبوکارها را به مرز تعطیلی کشاند و زندگی کارکنان و خانوادههایشان را به شدت مختل کرد.
💢 از نظر قانونی پلمب کافهها به بهانهی «بیحجابی مشتریان» وجاهتی ندارد. در هیچیک از قوانین موجود، نداشتن حجاب اجباری مشتریان دلیلی برای پلمب یا ابطال پروانهی کسب ذکر نشده و صاحب مغازه نیز وظیفهای برای جلوگیری از ورود یا اخراج افراد بدون حجاب ندارد. بنابراین اقدام پلیس در این زمینه غیرقانونی است.
💢 هدف اصلی این فشارها، وادار کردن زنان به عقبنشینی از خواستهشان برای انتخاب پوشش اختیاری است. اما تجربه نشان داده که زنان نهتنها از خواستهی خود کوتاه نیامدهاند، بلکه جامعه شاهد همبستگی بیشتر میان مردم و صاحبان کسبوکار است؛ بسیاری از مشتریان به نشانهی اعتراض از کافههای پلمبشده حمایت میکنند.
923
🔴 آیا دولت چهاردهم در مسیر تغییر گفتمان جمهوری اسلامیست؟
مدتی پیش تصویری از مسعود پزشکیان منتشر شد که توجه بسیاری را به واسطه بنری که پشت سر او قرار داشت جلب کرد؛ در این تصویر، برخلاف روایتهای رسمی از شهدا، تنوعی چشمگیر از نظر جنسیت، سن، پوشش و حتی نوع تصویرسازی دیده میشود: زنانی بیحجاب، کودکان و چهرههایی دور از شمایل سنتی رزمنده و وفادار به نظام. عبارتی که بر بنر نقش بسته بود، «شهدای وطن» بود؛ مفهومی که بهظاهر ساده است اما از نظر معنایی حامل یک چرخش گفتمانی مهم است.
در اینجا «شهید» نه فقط نماد فداکاری در راه اسلام یا انقلاب همچون گفتمان پیشین جمهوری اسلامی، بلکه نمایندهای از قربانیان یک «وطن» بهمثابه یک مفهوم ملی گرایانه است. حتی رنگها و نشانهها هم متفاوت بودند: نه سبزِ نماد سیادت و اسلام، نه سرخِ شهادت حسینی، و نه سیاهِ عزاداری. پرچم ایران هم بدون آرم جمهوری اسلامی دیده میشود.
سوال اساسی این است: آیا دولت پزشکیان واقعاً در مسیری گام برمیدارد که آغازی برای تغییر است؟ نظر شما چیست؟
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
بیتا مرادخانی، اسکیتباز هنری ۲۱ ساله ایران، در ۴ مرداد ۱۴۰۴ در رقابتهای قهرمانی اسکیت آسیا در کره جنوبی، در هر دو بخش کوتاه و بلند به مقام چهارم رسید. همراه او، هستی داوودیان و صبا سادات طباطبایی نیز در این مسابقات حضور داشتند. این موفقیت تا مدتها بدون پوشش خبری ماند و پس از انتشار تصاویر توسط بیتا در اینستاگرام، دیده شد.
بعد از انقلاب، این رشته سالها ممنوع بود و پس از فشار فدراسیون جهانی اسکیت در سال ۱۳۹۳، زنان اجازه حضور بینالمللی یافتند. حتی با رعایت کامل حجاب اجباری، عکسبرداری از آنها غالباً ممنوع است و تمرینات پشت درهای بسته انجام میشود. کمبود سالن مناسب، نبود اسپانسر و پوشش خبری محدود، انگیزه ورزشکاران را کاهش میدهد. با وجود این شرایط، زنان ایرانی در سالهای اخیر افتخاراتی به دست آوردهاند؛ از جمله آذر شادلو (نقره آسیا ۲۰۱۴)، پریا قاسمی (نهم جهان ۲۰۱۵)، زهرا توکلی (نقره جهانی ۲۰۲۵) و انوشه اکبر (برنز جهانی ۲۰۲۵). بیتا مرادخانی نیز با مقام چهارم آسیا، یکی از استعدادهای آیندهدار این رشته محسوب میشود.
منبع: ایرانوایر
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
ما توی تهران زندگی میکنیم و محلهی ما یکی از محلههایی بود که موشک خورده بود؛ چندتا کوچه بالاتر. اینترنت قطع بود و ماهواره هم درستوحسابی نمیگرفت که بفهمیم کجا رو دارن میزنن. اون شب با صدای برخورد موشک و انفجار، همهی همسایهها سراسیمه، بچهها و هر چیزی که دم دستشون میرسید رو گرفتن و فرار کردن توی کوچه. یه پنیک جمعی... پایین کوچمون یه پارک بود که اکثر خانوادهها اونجا جمع شده بودن. وضعیت وحشتناکی بود.
با فاصلهی چند متری من، یه خانوادهی پنجنفره بودن: زن و شوهر، یه پسر نوجوون، دو تا بچهی کوچیک. بچهها خیلی ترسیده بودن و همش گریه میکردن. من که بچه نداشتم، رفتم پیش اون مادر و بهش گفتم بذار کمکت کنم. با یکی از بچهها شروع کردم حرف زدن و بازی کردن که سرگرم بشه. بچهی کوچیکتر که یک سالش هم نمیشد، توی بغل مادرش بود و سعی میکرد آرومش کنه.
مادر هم چادر پوشیده بود، هم روسری. یه دستش قوطی شیشهشیر بود، یه دستش جغجغهی بچه. بچه به بغل، با گوشهی دندون چادر رو گرفته بود که نیفته. حسابی کلافه شده بود. بهش گفتم: «خو زن خوب، یه دو دقیقه #چادر رو ول کن، تو که روسری سرت هست، الانم نصف شبه و تو این وضعیت، کی به کیه؟ بچه رو اول آروم کن.»
گفت: «تو هم دلت خوشه. این فلان فلان شده رو میبینی اینجا؟» (شوهرش رو میگفت) «وایساده دست به کمر با آقایون تز سیاسی میدن، یهطوری انگار هفت نسل کارشناس بودن! حتی بدون چادر نمیذاشت از خونه بیام بیرون. موقع فرار، دم در وایساد، بچه رو از بغلم گرفت تا چادر سرم کنم، بعد بچه رو داد دستم. خودش جلو جلو اومد پایین، منم با این مکافات پشت سرش...»
همینطور داشت حرف میزد زن بیچاره، من دیگه گوشهام نمیشنید. پرت شده بودم توی افکار خودم و رنج این زن. آخ که بمیرم براش. خودمو مشغول کردم به اون یکی بچه تا کمکم مردم رفتن خونههاشون. اینا و من هم رفتیم خونههای خودمون. تا صبح، از ترس حملهی دوباره خوابم نمیبرد و داشتم با خودم فکر میکردم: ما کی و چطوری اینقدر بدبخت شدیم؟
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
قصههایی که پشت #حجاب پنهان ماند…
ترس، موشک، و چادری که از همه چیز مهمتر شد.
📍 متن کامل در پست بعدی
923
🔸در ایران، قوانینی چون اجازهی ازدواج برای کودکان، محدودیت خروج زنان از کشور بدون رضایت همسر، اعدام، و یا حتی سربازی اجباری برای مردان، همگی رسمیت حقوقی دارند، اما در عمل مصادیقی از نقض کرامت انسانی و بازتولید تبعیضاند.
🔸در طول تاریخ، بارها شاهد آن بودهایم که قوانین رسمیِ حکومتی، نه در مسیر عدالت، بلکه در خدمت سرکوب، #تبعیض و نسلکشی بودهاند. در آلمان نازی، کشتار یهودیان، کولیها، افراد دارای معلولیت و اعضای جامعهی الجیبیتیکیو+ بر اساس قوانین دولتی صورت گرفت. در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی، قوانین نژادپرستانه حق حکومتداری، رأی دادن، تردد آزادانه و حتی دسترسی به فضاهای عمومی را از سیاهان سلب کرده بود. در آمریکا و بسیاری کشورهای دیگر، بردهداری قرنها با پشتوانهی قانونی ادامه داشت. این نمونهها بهروشنی نشان میدهند که «قانون» بهخودیخود نه دلیلی برای تبعیت، که گاه ضرورتی برای مقاومت است. نافرمانی مدنی، بهعنوان شکلی از مقاومت، پاسخیست به قوانینی که نه در مسیر عدالت، بلکه در خدمت سرکوباند.
🔸 قانون، زمانی اعتبار دارد که حافظ آزادی، برابری و شأن انسانی باشد. قانونی که بر بدن افراد سلطه دارند، نه تنها الزامآور نیست، بلکه باید به چالش کشیده شود. قوانین حجاب و پوشش اجباری، بیش از آنکه بازتاب نظم اجتماعی باشند، ابزار سلطه و کنترل بر بدن، هویت و عاملیت کسانیاند که همواره در حاشیهی مناسبات قدرت قرار داشتهاند.
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
🔴 باورهای غلط؛ حجاب قانونه و باید رعایت بشه!
🔸 بارها با گزارهی «حجاب قانون کشور است و باید رعایت شود» مواجه شدهایم؛ عبارتی که در ظاهر بر پایبندی به قانون تأکید دارد، اما در واقع تلاشیست برای تطهیر و توجیه خشونتی ساختاری که بر زنان و دیگر گروههای تحتتأثیر پوشش اجباری تحمیل میشود. این استدلال، در بنیان خود، مغالطهایست که قانون را همارز با عدالت میپندارد؛ تفکری خطرناک و فریبنده!
🔸بدون شک، هر جامعهای نظام حقوقی خاص خود را دارد؛ اما آیا صرف قانونی بودن یک سیاست یا رفتار، به آن مشروعیت اخلاقی و انسانی میبخشد؟ پاسخ منفیست.
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
🔸ترکیب این تصویر اسطورهای با موسیقیای از کانیه وست که میخواند: «میخواهی بدانی چقدر برایم (هیچ چیز) مهم نیست؟ بگذار قبل از اینکه تسلیم شوی نشانت بدهم»، برای بسیاری از نسل Z به نمادی از مقاومت بدل شده است؛ بیانی استعاری از بیپروایی و سرکشی در جهانی مملو از سرکوب، خشم و بیعدالتی. این نسل، خسته از وعدههای پوچ و ساختارهای پوسیده، از فضاهای دیجیتال برای بازتعریف زبان مبارزه استفاده میکند.
🔸در ایران، بازنمایی این چالش معنایی دوچندان مییابد. ویدیوهای متعددی از دختران و زنان ایرانی از نسل Z منتشر شده که بدون حجاب اجباری و با پوششی دلخواه، در خیابانهای کشور ظاهر میشوند. این تصاویر، چیزی فراتر از نافرمانی مدنی هستند؛ آنها آیینی زنانه از شجاعت، زندگی و مقاومت روزمرهاند. زنانی که سالهاست در بطن جامعهای مردسالار، هر روز برای حقوق بنیادین خود ــ از آزادی پوشش تا برابری جنسیتی ــ میجنگند.
🔸بازسازی این افسانهی خونین توسط زنانی که در سکوت، در کوچهپسکوچههای شهرهای ایران قربانی تبعیضاند، نه صرفاً بازنشر یک ترند جهانی، بلکه بازآفرینی یک روایت قدرت است: تلاقی اسطوره و مقاومت؛ جایی که بدن زن، از ابژهی سرکوب به کنشگری بیپروا بدل میشود.
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
🔴 مبارزه نسل Z در خیابانهای ایران
این چالش وایرالشده در تیکتاک و اینستاگرام، ریشه در یکی از افسانههای تاریک وایکینگها دارد: «عقاب خونی». در این آیین خشونتآمیز، وایکینگها برای مجازات دشمنان مهمشان، پشت آنها را میشکافتند و دندهها را بهگونهای از هم باز میکردند که شکلی شبیه به بالهای گشودهی یک عقاب پدیدار شود. باور بر این بود که اگر قربانی در حین این شکنجه سکوت پیشه میکرد، سزاوار ورود به والهالا (بهشت جنگجویان) میشد.
⬇️ ادامه مطلب
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
🔴 ضرب و شتم زنی بخاطر حجاب اجباری
ویدیویی دلخراش از دوربین مداربسته در گچساران منتشر شده که لحظهی حملهی خشونتبار یک مرد به زنی را ثبت کرده است؛ زنی که تنها «شال از سرش افتاده» بود. مرد با لگدی محکم او را به زمین میکوبد.
به نقل از از صفحه مسیح علینژاد، ارسال کننده ویدیو گفت است این مرد به هر زنی که پوششاش با استانداردهای تحمیلی جمهوری اسلامی همخوانی نداشت، حملهور میشد.
این صحنه، نمادی هولناک از نتیجه سیاستهاییست که جمهوری اسلامی در سالهای گذشته با اعطای مجوز غیررسمی به هواداران تندرو خود، تحت عنوان «آتش به اختیار»، برای سرکوب زنانی که حجاب اجباری را رعایت نمیکنند، به اجرا گذاشته است؛ سیاستی که به جای قانون، تعصب و خشونت را در کوچه و خیابان حاکم کرده و امنیت را از زنان ربوده است.
گرشاد: اینستاگرام | توییتر | وبسایت | تلگرام
923
معزیفر، دبیر فدراسیون بسکتبال ایران تایید کرده است که ویدیوی رقص و شادی بازیکنان تیم ملی بسکتبال زنان ایران از صفحه اینستاگرام آسیاکاپ با فشار جمهوری اسلامی بوده است.
دبیر فدراسیون بسکتبال تأکید کرده که برخورد تنبیهی با بازیکنان صورت نگرفته و تنها موضوع، «ادیت ویدیو» و رعایت «پروتکلهای فدراسیون» بوده. اما این نوع حساسیتها، چه در تدوین یک ویدیو ساده و چه در اشاره مکرر به مناسبتهای رسمی، بار دیگر این سوال را مطرح میکند: حدود مجاز برای روایت حضور زنان در ورزش تا کجاست؟
وقتی رختکن، شادی، و حتی نحوه تدوین تصاویر تیم ملی زنان با چنین دقتی بررسی میشود، چطور میتوان فضای حرفهای و تمرکز لازم برای رقابتهای بینالمللی را فراهم کرد؟
#حجاب_اجباری
#سانسور_ورزشی
#زنان_ورزشکار
#بسکتبال_زنان
923
زهرا سرو، زندانی سیاسی به صورت تنبیهی به سلول انفرادی زندان قرچک ورامین منتقل شده است. این زندانی سیاسی مشروطهخواه پس از مراجعه به دادگاه در ۱۶ تیر و ممانعت از حجاب اجباری با واکنش مأموران حراست روبرو شده و نهایتاً به مدت پانزده روز در انفرادی این زندان به سر ببرد. خانم سرو اعلام کرده در اعتراض به این موضوع، دست به اعتصاب غذا خواهد زد. او پیشتر توسط دادگاه انقلاب بابت اجتماع و تبانی علیه نظام به هفت سال حبس محکوم شده است.
.
#زندانیان_حجاب_اجباری
923
در بحبوحه جنگ ایران و اسرائیل، ارسال پیامکهای هشدار حجاب به شهروندان نشانهای از اولویتهای نابجای حکومت است. در حالی که این درگیریها، با دهها کشته و صدها زخمی، کشور را در بحران نظامی، اقتصادی و اجتماعی فرو برده، تمرکز بر کنترل پوشش زنان نه تنها بیربط، بلکه بازتاب ترس نظام از کنشگری زنان است.
زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور، ارسال این پیامکها را «خطای سیستمی» خوانده و مدعی توقف آنهاست، اما تداوم دریافت پیامکها تردیدهایی را برانگیخته. حجاب، در این میان، فراتر از پوشش، صحنه منازعه میان دولت و بدن زن است؛ بدنی که هم محل کنترل قدرت و هم نیروی مقاومت است.
این پیامکها، در کنار هشدارهای تخلیه تهران و ادامه جنگ، تناقض رویکرد نظام را نشان میدهد: دعوت به آرامش در برابر تهدید خارجی، اما فشار بر زنان برای انطباق با ایدئولوژی رسمی، حتی در اوج بحران.
در حالی که حملات موشکی اسرائیل به ایران جان مردم را تهدید میکند، حکومت از سامانه پیامکی خود برای هشدارهای حیاتی درباره حملات استفاده نمیکند. این انتخاب نشاندهنده اولویت دادن به کنترل اجتماعی و ایدئولوژیک بر حفاظت از جان شهروندان در برابر خطرهای واقعی است.
.
.
.
.
.
#گرشاد #گشت_ارشاد #حجاب_اجباری #جنگ #ایران #زنان
923
+2
زمستون بود، رفتم دانشگاه الزهرا. مأمور حراست دید پیراهن پشمی بلند پوشیدم، تا مچ پا، با ساپورت پشمی.
برگشت گفت: «کفش بپوش!»
یه لحظه به خودم شک کردم، نکنه با جوراب اومدم و کفش یادم رفته باشه!
بعد گفت: «چکمه و بوت ممنوعه. جورابشلواری هم نپوش. برو یه روز دیگه بیا، امروز راهت نمیدیم.»
میگفت داخل محوطه همدانشگاهیها ازت عکس میگیرن، میدن به حراست، برات پرونده تشکیل میشه.
با خودم فکر کردم: اینا نمیدونن ما میریم دانشگاه، کلاس داریم، روز و ساعت مشخص. یه روز دیگه بیاییم که کارمون راه نمیافته!
اصلاً اینا نمیدونن دانشگاه برای چیه...
حالا هم که گرمای هواست، بازم نمیدونیم چی بپوشیم. با شلوار گشاد و پیراهن بلند گشاد رفتیم،
حراست اومده تو صف سلف شکار، میگه: «دامنشلواری برای مهمونیه! شلوار بپوش!»
خب مگه هدف حجاب و پوشش نیست؟ شلوار که میچسبه، بیشتر نما داره...
#روایت
923
در سالگرد مرگ ابراهیم رئیسی این را هم یادآوری کنیم: همانطور که تقریباً تمام مقامهای جمهوری اسلامی، در طول سالها با چنین پروپاگاندایی سعی کردند دستان خود را از خون زنان ایران بشویند، رئیسی هم در واپسین سالهای عمرش، با چهرهای ریاکارانه کوشید حقیقت را وارونه جلوه دهد؛ اما حافظه جمعی زنان ایران، نه لبخند او را میپذیرد، نه دروغهایش را فراموش میکند.
ابراهیم رئیسی در مصاحبهاش با شبکه CBS با لبخندی سرد و پر از فریب گفت که رعایت حجاب در ایران امری «خودجوش» است و زنان و دختران، داوطلبانه آن را رعایت میکنند. این جمله، یک تحریف بیشرمانه از واقعیتیست که بدن زنان در ایران، هر روز آن را با پوست و استخوان تجربه میکند. وقتی گشت ارشاد، دوربینهای پلاکخوان، احضاریههای دادگاه، اخراج از کار و حملههای سازمانیافته تنها بهخاطر یک تار مو فعالاند، حرف از «خودجوشی» یعنی توجیه تمام این خشونتها که به بهای جان زنان تمام میشد.
در قاموس جمهوری اسلامی، زن نه یک انسان آزاد، بلکه تابلویی برای نمایش اقتدار ایدئولوژیک نظام است. «خودجوش»؟ اگر انتخابی در کار بود، چرا زنان هر روز از خیابان تا زندان، تا گور باید تاوان تصمیم شخصیشان را بدهند؟ این سخن رئیسی، نمادی از مردسالاری تمامعیاریست که در لفافه دروغ و لبخند، سرکوب را میفروشد.
923
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرد از آنجا که هدف اصلی دولت، حمایت از زنان در برابر خشونت بود، اما محتوای تصویبشده با ماهیت اولیه آن در تضاد قرار داشت، دولت هفته گذشته تصمیم به بازپسگیری این لایحه گرفت. همزمان، او از تدوین لایحه جدیدی در مورد قانون عفاف و حجاب خبر داد؛ قانونی که پس از اعتراضات ۱۴۰۱، مسیر پرتنشی را بین مجلس و دولت طی کرد و نهایتاً شورای عالی امنیت ملی اجرای آن را متوقف کرد. با این حال، فشارهای سیاسی و تنشهای پیرامون آن همچنان ادامه دارد.
اما نقد بنیادین به این روندها آن است که اساساً قانونگذاری در مورد بدن و پوشش زنان، چه از سوی مجلس باشد، چه دولت یا شورای نگهبان، شکل دیگری از کنترل و سلطهی ساختارمند بر زنان است. تجربههای مکرر ما از لایحههای موسوم به «حمایت از زنان» نشان میدهد که در دل ساختار حکومتی مردسالار و دینی، این قوانین نه برای حمایت، بلکه برای سرکوب طراحی میشوند. تغییر نامها، تدوین مجدد یا اختلافات نهادی چیزی از واقعیت ماجرا کم نمیکند؛ بدن زن، میدان سیاستگذاری و ابزار قدرتنمایی حاکمیت باقی مانده و در چنین ساختاری، هیچیک از این لایحهها نمیتوانند به معنای واقعی کلمه مدافع کرامت و آزادی زنان باشند.
923
این بخش از برنامهی گفتوگو محور «دیالوگ» است؛ و آن کسی که بیوقفه صحبت زن را قطع میکند، نه یک مخاطب ساده، که ابوالفضل اقبالیست؛ یکی از طراحان «لایحه حجاب»؛ نماد همان ساختاری که زن علیهاش سخن میگوید.
وقتی زنی از تجربهاش با حجاب اجباری حرف میزند، چیزی فراتر از «نظر شخصی» را روایت میکند؛ او دارد از یک نظام سلطهگر میگوید که با بدنش، پوششاش و حضور اجتماعیاش به شکل مستقیم درگیر است. اما پاسخ رایجی که میشنود، نه همدلی است و نه درک؛ بلکه انکار است. انکار توسط مردانی که خود نهتنها تجربهای از این اجبار ندارند، بلکه به واسطهی جایگاه جنسیتیشان، از ساختارهایی که زنان را کنترل میکنند، سود میبرند.
این مکالمهی نابرابر فقط یک سوءتفاهم جنسیتی نیست، بلکه تجلی دقیقِ مردسالاری در عمل است: سیستم مردمحوری که حتی تجربهی زیستهی زنان را هم زیر سؤال میبرد، مگر اینکه از فیلتر تأیید مردانه عبور کند.
مردی که «میداند» زن اشتباه میکند، حتی وقتی زن دارد از زخم خودش حرف میزند، نه صرفاً ناآگاه است، بلکه همدست است. همدست قوانینی که کنترل را به نام «امنیت» و «ارزش» جا میزنند.
این ویدیو فقط یک گفتوگو نیست، یک نبرد است بر سر اعتبار تجربه.
و ما انتخاب کردیم طرفِ حقیقت باشیم، نه طرفِ قدرت.
