کانال لُغَةُ القُرآنِ (دکتر همّت دادرس)
Open in Telegram
⭕دکترای تخصصّی زبان و ادبیات عرب ☑️دبیر و سرگروه درس عربی شهرستان پارس آباد /استان اردبیل ✔️ دانش آموخته دانشگاه های⏬ 💠 دانشگاه شهید بهشتی تهران 💠 دانشگاه شهید مدنی تبریز 💠 دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
Show more1 412
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+730 days
Posts Archive
🌷تحلیل نحوی «یا ایها الذین آمنوا» چیست و چرا علیرغم غایب بودن فعل، در فارسی آنرا به صورت مخاطب ترجمه میکنند.(ای کسانی که ایمان آوردید)؟🌷
پاسخ
🌷عباراتی؛ مانند «یا ایها الذین»، «یا ایها الناس» و...، که با حروف ندا آغاز میشوند جملاتی نداییه هستند که در فرض سؤال، «یا» از ادات ندا و «اَیُّ» منادای نکره مقصوده است که ظاهرش مبنی بر ضم است، ولی محلاً منصوب میباشد و «ها»، حرف تنبیه و «الّذین» اسم موصول و مبنی بوده و چون صفت یا بدل برای اَیّ میباشد محلاً منصوب است و «آمنوا» فعل و فاعل، صله برای الّذین است.
با توجه به اینکه در منادای نکره مقصوده، شخص ندا دهنده، فرد یا افرادی را به طور اجمال قصد کرده و آنان را در نفس و ذهن خود به منزله مخاطب، آن چنان مجسم میکند که گویا آن افراد غایب، پیش روی او حاضر هستند. به همین دلیل، در برگرداندن این عبارت به زبان فارسی و با توجه به مدل این زبان، فعل ماضی غایب، به صورت مخاطب معنا میشود و با توجه به آنچه گفته شد، چنین معنایی مخالف با متن اصلی نخواهد بود. و عبارت های دیگری هم هستند که گاهی در ترجمه دقیقا مانند همان ساختار حفظ نمی شود. مثلا الطاقة الکهربائیة در عربی نهم موصوف و صفت است که در ترجمه فارسی مضاف و مضاف الیه می شود. (نیروی برق)🌷🌷🌷🌷
. ترجمه صفت تفضيلي، صفت عالي
صفتها از لحاظ درجهبندي به سه دسته تقسيم ميشوند: مطلق، تفضيلي و عالي. در زبان فارسي با افزودن تر و ترين به صفت مطلق، ميتوان صفات تفضيلي و عالي ساخت. در زبان عربي براي ساختن صفت تفضيلي و عالي تنها يك شكل موجود است و آن استفاده از صيغه «اَفْعَل» تفضيلي يا مؤنّث آن، «فُعْلي» است. بنابراين نوعِ تركيبِ كلمات، تعيين كننده يكي از اين دو گونه تفضيلي و عالي است.
1 ـ 4 ـ 1. صفت تفضيلي: اَفْعَل + مِنْ
صفات تفضيلي در قرآن، غالباً با تركيبِ اَفْعَل + مِنْ بيان ميشوند. مانند اين آيات: مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً (بقره، 138)؛ نَحْنُ اَحَقُّ بِالْمُلْكِ منه (بقره، 247)؛ السِّجْنُ اَحَبُّ اِليَّ مِمّايَدْعُونَني اِلَيْهِ (يوسف، 23)؛ و آياتِ مائده، 107؛ نساء، 153؛ تحريم، 5؛ فرقان، 10؛ واقعه، 85؛ هود، 92.
2 ـ 4 ـ 1. صفت تفضيلي: اَفْعَل (بدون مِنْ، غير مَعَرَّف و غير مضاف)
گاه، مِنْ از تركيب سابق حذف ميشود و اَفْعَل تنها بدون حرف تعريف و يا مضافاليه، صفت تفضيلي را بيان ميكند. مثالهاي قرآني: بُعُولَتُهُنَّ اَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ في ذلك (بقره، 228)؛ هُنَّ اَطْهَرُ لَكُمْ (هود، 78)؛ لَعَذابُ الآخِرَةِ اَخْزي (فصلت، 16)؛ ذلِكُمْ اَقْسَطُ عِنْدَاللّهِ وَ اَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ (بقره، 282) و آياتِ بقره، 237؛ انعام، 124؛ مائده 8؛ طه، 131؛ يونس، 21؛ نحل، 125؛ كهف، 19؛ اعلي، 17؛ نجم، 52.
3 ـ 4 ـ 1. صفت تفضيلي: الاَفْعَل و الفُعْلي (در نقش صفت)
گاه «اَفْعَل» يا مؤنث آن «فُعْلي» به همراه ادات تعريف، يك اسم معرفه را توصيف ميكنند. در غالب اين موارد نيز، مراد صفت تفضيلي است نه صفت مطلق يا عالي. چند مثال قرآني چنين است:
العُرْوَةِالْوُثْقي (بقره، 256؛ لقمان، 22)؛ الْاَسْماءُ الْحُسْني (اسراء، 110)؛ المَسْجِدِالاقْصي (اسراگ 10)؛ العَذابِ الأَدْني
گاه «اَفْعَل» يا مؤنث آن «فُعْلي» به شكل معرفه بيآنكه اسمي را توصيف كنند، در كلام واقع ميشوند. مراد از اَفْعَل با اين الگو نيز كه گاه به صيغه جمع هم ميآيد، صفت تفضيلي است. چند مثال قرآني: لَيُخْرِجَنَّ الاَعَزُّ مِنْهَاالاَذَّلَ (منافقون، 8)؛ جَعَلَ كَلِمَةَ الّذينَ كَفَروُا السُّفْلي (توبه، 40)؛ كلمةُ اللّهِ هي العُلْيا (توبه، 40)؛
5 ـ 4 ـ 1. صفت عالي: اَفْعَل + اسم نكره (مفرد يا جمع)
اگر اَفْعَلْ به اسم نكره (مفرد يا جمع) پس از خود اضافه شود، در زبان فارسي، معناي صفت عالي ميدهد. مانند: اَوَّلَ كافرٍ بِهِ (بقره، 41)؛ اَحْسَنِ تَقْوِيمٍ (تين، 4)؛ خَيْرَ اُمَّةٍ (آل عمران، 110) شَرَّ مَآبٍ (ص، 55)؛ اَسْفَلَ سَافِلينَ (تين، 5).
6 ـ 4ـ 1. صفت عالي: اَفْعَل + اسم معرفه (مفرد يا جمع)
هرگاه اَفْعَلْ به اسم معرفه (مفرد يا جمع) پس از خود اضافه شود، بيهيچ التباس يا ترديدي، معناي صفت عالي را بيان ميكند. عالي بودن صفت در اينجا روشنتر از مورد پيشين است. چند مثال قرآني: اَحْسَنَ القَصَصِ (يوسف، 3)؛ اَحْرَصَ النّاسِ (بقره، 91)؛ اَلَدُّ الخِصامِ (بقره، 24) اَحْكَمُ الْحاكِمينَ (هود، 45)؛ اَدْنَي الْاَرْضِ (روم، 3)؛ اَوْهَنَ الْبُيُوتِ (عنكبوت، 41) و آياتِ صافّات، 125؛ تين، 8؛ اعراف، 145؛ زمر، 18 و 35؛ بقره، 197؛ مائده، 82؛ حجرات، 13؛ لقمان، 19؛ شمس، 12؛ بيّنه، 7؛
جواب : چون نعجة مونث است وعدد بايد در جنسيت با آن مخالفت کند چون عدد سه تا ده با معدود در جنسيت مخالف است. زيرا معدود در اينجا نقش مفعول دارد و عدد صفت است و جاي عدد و معدود عوض شده است اما به هر حال قاعده عدد 3 تا 10 بايد رعايت شود.
با سلام سوال یکی از همکاران . چرا « الأربع» در « إِفتقدت نِعاجَها الأربع مؤنث نیامده است؟»
أنواع الفاء 🌹
1 ـ فاء السببية. 2-جواب الشرط 3 ـ حرف عطف 4 ـ حرف تعليل
5 ـ زائدة برای زینت 6 ـ الفاء الفصيحة 7- فاء استینافیه
فاء السببیّة : بر سر فعل مضارع می آید و قبل از آن نفی یا طلب (امر یا نهی...) قرار می گیرد: إجتهِد فتنجحَ
فاءجواب الشرط: اگر جواب شرط جمله اسمیه یا امر یا نهی یا استفهام باشد یا (قد، س ، سوف ،لن ) داشته باشد واجب است بر سرجواب شرط فاء جواب شرط (جزاء) بیاید. مانند : إن تصبر فله أجر عظیم
حرف عطف: جمله ما بعدش را به ما قبلش عطف می کند
حرف تعليل : معنی «به علت اینکه »دارد مانند: ساعد الناس فهم إخوانك.
زائدة برای زینت: برسر حسب و قط می آید .مانند: معي درهم فقط
الفاء الفصيحة: برسر جواب شرطی می آید که جمله شرط آن حذف شده است مانند:
الكلام اسم و فعل و حرف فالاسم كذا . جمله شرط محذوف چنین بوده است« فإذا أردت أن تعرف الاسم فهو كذا».
فاء استینافیه: حرفی است که ما بعد آن با کلام سابق هیچگونه رابطهأی ندارد (البته در لفظ) و جمله بعد شروع جمله جدید است و این فاء محلی از اعراب ندارد مثل این آیه شریفه(فلمّا آتاهما صالحا جعلا له شرکاء فیما آتاهما فتعالی اللّه عمّا یشرکون)
نکته :فرق بین «فاء السببية» و «فاء تعليل»این است که در«فاء السببية» ما قبل آن علت برای ما بعد است مانند: اجتهد فتنجح. و در«فاء تعليل»ما بعد آن علت برای ما قبل است مانند:اخرج منها فإنك رجيم و فرق دیگر ابن است که بعد از «فاء السببية» فعل مضارع منصوب می آید🍀🍀
بسمه تعالی
اقسام ایَّ
•-استفهامیه
•بوسیله آن از همه چیز سوال می شود و به نکره یا معرفه اضافه می شود(به معنی چه چیزی وچه کسی)
۲-تعجبیه
• تعجب از آن اراده می شود(به معنی عجب): ایُّ رجلٍ خالد
۳-شرطیه
•دو فعل را جزم می دهد و به نکره و یا معرفه اضافه می شود(به معنی هر):ایَّ انسانِ جاءکِ فاخذ منهُ
۴-کمالیه
•آنگاه به معنی کمال است که صفت قرار گیرد( غالباً بین دو نکره از یک لفظ می آید): جاء رجلٌ ایُ رجلٍ
۵-موصوله
•آنگاه به معنی الذی است که اضافه شود و صدر صله حذف شود :لنبلونّکم ایّهم احسن عملا
۶-ندائیه (ایّ برای ندا): یا ایّها الناس
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
