en
Feedback
اشعار حامد عسکری

اشعار حامد عسکری

Open in Telegram
6 107
Subscribers
+224 hours
+127 days
+10530 days
Posts Archive
بی‌بی جانمان می‌گفت: «به قاعده حرف بزن. حرفِ دل، نان تنوری است؛ زود بیرون بیاید، خمیر است و وا می‌رود، دیر بیرون بیاید، سوخته است. وقت دارد حرفِ دل زدن. تصدقت.» دکلمه: #بهار_کوثری @hamedaskari

(ارسالی اعضای کانال) غزل معاصر شاعر: #حامد_عسکری صدا: سیدمحمودلواسانی @hamedaskari

(ارسالی از اعضای کانال) شعر: #حامد_عسکری دکلمه: الهام یوسفی راد @hamedaskari

من هنوزم شبیهِ بچگیام یادِ بستنی می سوزه توو گلوم تمام روزام تابستونِ بَمه من هنوز عاشق کیمِ دوقلوم من هنوزم شبیه بچگیام توو سرم هزار تاگنجشک می پره هنوزم وقتی نوشابه می خرم اونی رو ورمیدارم که پرتره کله ی زده با ماشین چهار زانوهای همیشه پر از خراش دنبال دوشاخه واسه ساختنِ تیر کمونایی با دقتِ کلاش ازم عکسی اگه باقی مونده یا کنار نخله یا توو کوچه هاش هیشکی واسه من تولد نگرفت توی اون شهری که قنادی نداش ولی تو بچه ی شهری بودی و مهدکودکت ماکارونی می داد بستنی واست یه آرزو نبود مدادِ نوکیت گرون بوده زیاد گلِ سرهای گرون و رنگارنگ بعدِ یه هفته واسه ت تکراری بود کمدت اونی که روش باربی داشت یه کلکسیون جوراب شلواری بود توی تختِ صورتیت خوابیدی نوار قصه هاتو گوش کردی طبق آماری که عکسا میدادن بیست و چندتا کیکو خاموش کردی من با کاسه ای که زنجیر بش بود تشنگی م تلف شده اما تو نشده یه دفعه امتحان کنی لیوانِ لب زده ی باباتو اسکی توی پیستای قرق شده دلخوشی روزای تعطیلته لواشک هاتو کیلویی می خری ماهی یک تومن پول پاستیلته این وسط نه تو گناه کردی نه من نمیخوام بگم که من خوب ، تو بدی شب به شب تو آینه به خودم میگم هی پسر کجا به دنیا اومدی ما دو تا به درد هم نمی خوریم بذا زندگیت بازم لطیف بشه من دهاتی ام به زندگیت برس حیفه که شناسنامه ت کثیف بشه #حامد_عسکری @hamedaskari

من دهاتی ام به زندگیت برس نمیخوام شناسنامه ت کثیف بشه! قصه جالب نوشتن ترانه زیر و خوانش آن، توسط #حامد_عسکری. @hamedaskari

من هنوزم شبیهِ بچگیام یادِ بستنی می سوزه توو گلوم تمام روزام تابستونِ بَمه من هنوز عاشق کیمِ دوقلوم من هنوزم شبیه بچگیام توو سرم هزار تاگنجشک می پره هنوزم وقتی نوشابه می خرم اونی رو ورمیدارم که پرتره کله ی زده با ماشین چهار زانوهای همیشه پر از خراش دنبال دوشاخه واسه ساختنِ تیر کمونایی با دقتِ کلاش ازم عکسی اگه باقی مونده یا کنار نخله یا توو کوچه هاش هیشکی واسه من تولد نگرفت توی اون شهری که قنادی نداش ولی تو بچه ی شهری بودی و مهدکودکت ماکارونی می داد بستنی واست یه آرزو نبود مدادِ نوکیت گرون بوده زیاد گلِ سرهای گرون و رنگارنگ بعدِ یه هفته واسه ت تکراری بود کمدت اونی که روش باربی داشت یه کلکسیون جوراب شلواری بود توی تختِ صورتیت خوابیدی نوار قصه هاتو گوش کردی طبق آماری که عکسا میدادن بیست و چندتا کیکو خاموش کردی من با کاسه ای که زنجیر بش بود تشنگی م تلف شده اما تو نشده یه دفعه امتحان کنی لیوانِ لب زده ی باباتو اسکی توی پیستای قرق شده دلخوشی روزای تعطیلته لواشک هاتو کیلویی می خری ماهی یک تومن پول پاستیلته این وسط نه تو گناه کردی نه من نمیخوام بگم که من خوب ، تو بدی شب به شب تو آینه به خودم میگم هی پسر کجا به دنیا اومدی ما دو تا به درد هم نمی خوریم بذا زندگیت بازم لطیف بشه من دهاتی ام به زندگیت برس حیفه که شناسنامه ت کثیف بشه #حامد_عسکری @hamedaskari

شاید اگه یه فصل دیگه ای بود شاید اگه برگا صدا نمی داد صدای قلبمو نمی شنیدی عشق به ما اینجوری پا نمی داد من که می‌گم درختا عاشق شدن گردش فصلا و خزون بهانه‌اس فرقی نداره تو بهار یا پاییز چتر یه اختراع احمقانه‌اس پاییز امسالو قدم می‌زنم تموم شهرو کوچه‌هاشو با تو خیابونا بلنده خسته میشی از کمدت درآر کتونیاتو قراره باز بخندي كورم كنه برق سفيدِ خنده‌ي مرمريت قراره باز دوباره بعد بارون عينكمو پاك كني با روسريت یکی باید باشه، شبا نزاره غصه و تنهایی مزاحمت شه یکی باید باشه برات بیاره مُسکناتو، اگه لازمت شه یکی باید باشه که قبل خوابت موهای نسکافه‌ایتو بو کنه بلد باشه دس بکشه رو پلکات بلد باشه چشماتو جادو کنه گفتنیا رو گفتم و شنیدی حالا خودت بشین حساب کتاب کن اگه یه روزی غم اومد سراغت رو قلب ساده منم حساب کن این اولین پاییزه که دارَمِت خیابونا قراره زیبا بشه باید یه پالتو بخرم تو جیباش دستای کوچیکِ تو هم جا بشه #حامد_عسکری @hamedaskari

#چتر_یه_اختراع_احمقانه‌‌اس. شعرخوانی: #حامد_عسکری @hamedaskari

برای سوخته دل، بستر و مزار یکیست تمشکِ ترشِ لب و تُنگِ زهرمار یکیست تفاوتی نکند اشک و بغض و هق هقِ ما مسیرِ چشمه و سیلاب و آبشار یکیست هنوز گُرده ی سهراب، سرخ مثل عقیق هنوز رسمِ پدر سوزِ روزگار یکیست هنوز طعنه به جان میخرد زلیخا و هنوز بر درِ کنعان امیدوار یکیست هزار بار دلم سوخت در غمی مبهم دلیلِ سوختنش هر هزار بار یکیست حرام باشد اگر بی وضو بغل گیرم که قوسِ پیکره ی برنو و دوتار یکیست شبی ترنج به بَر میکشد شبی حلاج شکایت ازکه کنیم ای رفیق؟!دار یکیست دو مصرع اند دو ابرو شکسته نستعلیق میانِ هر غزلی بیتِ شاهکار یکیست به دستِ آنکه نوازش شدیم، تیغ افتاد دلیل خون جگریِ من و انار یکیست! به دشنه کاریِ قلبم برس ادامه بده خدای هر دوی ما انتهای کار، یکیست... #حامد_عسکری @hamedaskari

شعر خوانی حامد عسکری در شبکه چهار سیما.

عشق بعضی وقت‌ها از درد دوری بهتر است بی‌قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است توی قرآن خوانده‌ام، یعقوب یادم داده است: دلبرت وقتی
عشق بعضی وقت‌ها از درد دوری بهتر است بی‌قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است توی قرآن خوانده‌ام، یعقوب یادم داده است: دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است نامه‌هایم چشم‌هایت را اذیت می‌کند درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است چای دم کن، خسته‌ام از تلخی نسکافه‌ها چای با عطر هل و گل‌های قوری بهتر است من سرم بر شانه‌ات؟ یا تو سرت بر شانه‌ام؟ فکر کن خانم اگر باشم چه جوری بهتر است؟ #حامد_عسکری @hamedaskari

سلام و صبح بخیر خدمت دوستان همراه دکلمه‌ای که با مطلع: "تو اگر باشی و من باشم و باران باشد" در کانال منتشر شد، از آقای #حامد_عسکری نیست، از این بابت عذرخواهی می‌کنم.

اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام من رعد و برق و زلزله‌ام؛ ناگهانی‌ام این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام رودم؛ اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی‌ام من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم من، این من غبار؛ چرا می‌تکانی‌ام؟ بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز این سر که سرشکستۀ نامهربانی‌ام کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست از بعد رفتنت گل ابروکمانی‌ام "شاعر شنیدنی است" ولی دست روزگار نگذاشت این کـــه بشنوی‌ام یا بخــوانی‌ام این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند من دوست‌دار بستنی زعفـــرانی‌ام #حامد_عسکری @hamedaskari

پریدخت: #حامد_عسکری دکلمه: عطیّه‌ ضرّابی @hamedaskari

پریدخت: #حامد_عسکری دکلمه: #الهه @hamedaskari

تو اگر باشی و من باشم و باران باشد... شعر: #حامد_عسکری دکلمه: #حامد_غلامی @hamedaskari

پریدخت: #حامد_عسکری دکلمه: #الهه @hamedaskari

شعر: #حامد_عسکری خط: #فرزانه_ظاهری @hamedaskari
شعر: #حامد_عسکری خط: #فرزانه_ظاهری @hamedaskari

#حامد_عسکری @hamedaskari
#حامد_عسکری @hamedaskari

عشق مدت‌هاست این روحِ سراسر درد را برده بر بام جنون و نردبان برداشته              #حامد_عسکری @hamedaskari