en
Feedback
my thoughts

my thoughts

Open in Telegram

نمیدونم و مطمئن نیستم !

Show more
1 780
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-930 days
Posts Archive
10. Mon Amour.mp36.59 MB

وقتی درد خیلی شدید شود، جهان و زبانِ آدمی تغیر میکنه . حالا جهت این تغیر از درونت میاد . از جایگاهی براش ایستادی از سطح انرژی که درش حضور داری.

+3
حاسس اني حاسّ اللي انت حاسس فيه و من العيب حسي اللي انتي حاسه فيه

سلام خیلی حرف دارم ولی از حوصلم خارجه الان چیدن کلمه ها و حس ها کنار هم بهتون موزیک میدم به جاش یادتون باشه زیاد توی ذهن ساکن نمونید و بیشتر بیاید توی بدنتون به دست ها و پاها به صورتتون نگاه کنید لمس کنید :**

وقتی می‌نشینیم و اجازه می‌دهیم تا افکار و از آن مهم‌تر پریشان احولی‌ها در ما بیدار شوند، این‌که با هدفمندی و ترفندی خاص با آن‌ها برخورد نکنیم، بسیار مهم است؛ یعنی تلاش نکنیم از دست‌شان خلاص شویم. فقط اجازه بدهید که خیلِ عظیم افکار و احساسات خودشان را در حضورِ پر مهر و بی‌طرف شما به نمایش بگذارند. با گذر زمان، از شدت‌شان کم خواهد شد و لایه‌هایی پیچیده‌تر از افکار و احساسات از سوی «خود گسیخته» برای‌تان آشکار خواهند شد تا جایی‌که به آن زیرنمای (پیش زمینه) کم حجم و تقریبا بی‌ غرضِ افکار، خواهید رسید. این حس همان احساسِ جدایی، یا ایگوست که در ملایم‌ترین شکلش ولی به سختی قابل رویت و دریافت می‌شود. با بینش‌ به آن نگاه کنید. یعنی به «مقاومت در برابر آنچه روبروی‌تان است» در پیچیده ترین شکلش با دقت و ظرافت نگاه کنید. این همان حیوان کوچک و پشمالوی دوست داشتنی است که بعدا به هیولایی تبدیل خواهد شد. با گذر زمان دقت‌مان بیشتر و بیشتر می‌شود تا جایی‌که متوجه می‌شویم چقدر از فکر کردن‌ها، احساسات، و فعالیت‌های‌مان با هدفِ مشخصِ «مقاومت در برابرِ آنچه روبروی‌مان است» و نادیده گرفتن «این» و «هم اکنون» ساخته و پرداخته می‌شوند؛ و در این گشودگیِ عاری از قضاوت و مقاومت نکردن در برابرِ پذیرفتن است که سرانجام همه‌ چیز دست به دست هم داده و «من» را به حالتِ شایسته‌اش یا همان جایگاهِ «آگاهی مطلق»، بازمی‌گرداند؛ درنتیجه با پایداریِ خودِ واقعی، و با نرمی و ملاطفت، افکار و احساسات‌مان را با شادی و آرامش ذاتی‌اش همسو می‌کند. روپرت اسپایرا

ببینید من خیلی وقتا روابط و احساسات بین آدمارو درک نمیکنم و یک سیگنال هایی دریافت میکنم که واقعا نمیتونم بفهممشون خیلی وقتا ازین که من آدمی ام که نگران شفافیت و امن بودن فضاست خسته میشم چرا منم مثل اکثر آدم های این روزا به هیچ جام حساب نکنم همه چیو؟ چرا خیلی راحت توی غبار و ابهام رها نکنم روابطم و آدمارو واقعا اگر در فضا و محیط درستی قرار نگیریم درست رفتار کردن کار آسونی نیست شاید منم حق دارم یه موقع هایی یه آدم بیخیال باشم واقعا نیاز دارم بیخیال باشم :)))

بعضی وقتا واقعا حس میکنم باید شب رو از قلبم از ذهنم از بدنم به زور بیرون کنم که بعد صبح بیاد. بعضی وقتا باید خودمو قانع کنم که اگر الان شبه همیشه شب نمیمونه..

«امشب هم که از در بیرونش کنیم صبح از پنجره به درون می‌آید.»
«امشب هم که از در بیرونش کنیم صبح از پنجره به درون می‌آید.»

«سپیده که سر بزند در این بیشه‌زار خزان‌زده شاید گلی بروید شبیه آن‌چه در بهار بوئیدیم. پس به نام زندگی هرگز نگو هرگز...» - پل اِلوار؛

۲۰ مهر شد تولدم مبارک ✨

تولدم ۲۰ مهره و مثل یک پیشی زنبوری کوچولو 🐝خیلی از کادو و تولد خوشحال میشم ولی نکته جالب اینجاست که امسال دقیقا برعکس جهت دا
تولدم ۲۰ مهره و مثل یک پیشی زنبوری کوچولو 🐝خیلی از کادو و تولد خوشحال میشم ولی نکته جالب اینجاست که امسال دقیقا برعکس جهت دارم عمل میکنم و دارم میرم تنهای سفر :)) مهمونی و کادو و سوپرایز کنسل میشه تا حدودی ولی یه حس ته دلم میگه جالب ترین تولد این چند سال اخیر رو خواهم داشت تنهایی کنار دریا.

امیدوام امسال بیشتر از پارسال کادو بگیرم واقعا پارسال خیلی کم بم کادو دادن و غصه خوردم🫠

پارسال همین موقع ها اینارو گوش میدادم نزدیک تولدم بود و خب راستش رو بگم فکر میکنم از امسال خوشحال تر بودم چون داشتم با دوتا از دوستام از صبح تا شب توی تهران میچرخیدیم و هنگ آوت میکردیم امسال هیچ کدومو ندارم توی زندگیم و ایمان دارم که اگر ندارمشون پس حتما درستش همین بوده برامون که چرخه ی زیست مون تا همون نقطه بچرخه کنار هم. اما دوس دارم دلشون خیلی برام تنگ شه :)))

Kevin_de_Vries_Dance_With_Me_nMVbfoteKdY_140.mp311.95 MB

arctic-monkeys-505-cover-nursena-yener.m4a3.56 MB

Je rêve d_é Indolore.mp32.86 MB

+3
Thom Yorke - 5.17.mp39.34 MB

سلام امروز رو روز موزیک اعلام میکنم 🐌 مجددا خدمتتون عرض میکنم که مراقب موزیکام باشید بوس :)

«سرم، گویی جمجمه برایش کوچک باشد، مرتباً از درون می کوبد.» ‌ ‏- از میان نامه‌ی فرانتس کافکا به فلیسه.

درخت‌ها، آسمان، خون و استخوان! آیا هنوز می‌توانم؟
درخت‌ها، آسمان، خون و استخوان! آیا هنوز می‌توانم؟