| یادداشت روزانه |
Open in Telegram
📝 #شعر ❤️ #دلنوشته 📕#کتاب 📚 #داستان_کوتاه 🎼 #معرفی_آهنگ 👤 #زندگینامه 📜 #واژه_نامه_وارونه
Show more651
Subscribers
+124 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
دریچهای ز بهشتش به روی بگشایی
که بامداد پگاهش تو روی بنمایی
.
جهان شب است و تو خورشید عالم آرایی
صباح مقبل آن کز درش تو بازآیی
.
به از تو مادر گیتی به عمر خود فرزند
نیاورد که همین بود حد زیبایی
.
هر آن که با تو وصالش دمی میسر شد
میسرش نشود بعد از آن شکیبایی
.
درون پیرهن از غایت لطافت جسم
چو آب صافی در آبگینه پیدایی
.
مرا مجال سخن بیش در بیان تو نیست
کمال حسن ببندد زبان گویایی
.
ز گفت و گوی عوام احتراز میکردم
کز این سپس بنشینم به کنج تنهایی
.
وفای صحبت جانان به گوش جانم گفت
نه عاشقی که حذر میکنی ز رسوایی
.
گذشت بر من از آسیب عشقت آن چه گذشت
هنوز منتظرم تا چه حکم فرمایی
.
دو روزه باقی عمرم فدای جان تو باد
اگر بکاهی و در عمر خود بیفزایی
.
گر او نظر نکند سعدیا به چشم نواخت
به دست سعی تو باد است تا نپیمایی
.
#سعدی
@yad_Dasht
می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه لب تشنه آب را
.
محو تو آن چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
.
بی تابم آنچنانکه درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
.
بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه بال پریدن عقاب را
.
حتی اگر نباشی ، می آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را
.
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
.
#قیصر_امین_پور
@yad_dasht
ماییم و خیالِ تو را نفس کشیدنِ پی در پی
ماییم و نوایِ زیبای تو را شنیدنِ پی در پی
.
شبیهِ تو کجاست ؟ بگو دزدیده ، نگاهش کنیم ..
ماییم و حسرتِ خوابِ تو را دیدن پی در پی
.
به آن ایام می خندم ، چو یادی می کنم از تو
به این هجران ندارم جز ، باریدنِ پی در پی
.
جمیع خلق می گویند : برو دیوانه فکری کن !
چو می بینند مرا با کودکان ، خندیدنِ پی در پی
.
عجایب هاست ، در کارت ، نمی آییُ ... و می آیی
من و آن سایه ها ، همسایه ها ، پاییدن های پی در پی
.
شرابِ وصل ما را نیست ، خیالت را غنیمت باد
به عطرِ جانفزایِ زلفِ تو ، بوییدن های پی در پی
.
بخند بیگاه ، به یادِ ما ، که ما را می رسد ای ماه !
به لبخندت ، گُلِ شب بو ، هزار بوسیدن های پی در پی
.
بهشتِ گیسوانِ تو ، به تقوی می توان دست یافت ؟
بمانم؟ یا فرار ؟ ز ترسِ پیراهن های دریدن های پی در پی
.
#مریم_قهرمانلو
@yad_DAsht
جان پیش تو هر ساعت میریزد و میروید
از بهر یکی جان کس چون با تو سخن گوید
.
هر جا که نهی پایی از خاک بروید سر
وز بهر یکی سر کس دست از تو کجا شوید
.
روزی که بپرد جان از لذت بوی تو
جان داند و جان داند کز دوست چه میبوید
.
یک دم که خمار تو از مغز شود کمتر
صد نوحه برآرد سر هر موی همیموید
.
من خانه تهی کردم کز رخت تو پر دارم
میکاهم تا عشقت افزاید و افزوید
.
جانم ز پی عشق شمس الحق تبریزی
بی پای چو کشتیها در بحر همیپوید.
.
#مولانا
@yad_Dasht
باد توفنده ی بنیان کنی و من کاهی
همه ی عمر بکش هر طرفم می خواهی
.
فاش کن راز مرا بر سر بازار جهان
ای که از درد دل بی خبرم آگاهی
.
پشت هر پنجره باشم نظرم خیره به توست
در نگاهم تو فقط منظره ی دلخواهی
.
ریسمان باز کن از پنجه ی دیوانگیم
کی به پایت برسد دست به این کوتاهی
.
سایه ام مانده کنارم فقط از آن همه باغ
بتکان شاخه ی تنهایی من را گاهی
.
ماه می بوسمت از دور چه می شد که شبی
بشنوی از لب من قصه ی خاطر خواهی
.
#اعظم_سعادتمند
@yad_dasht
این دل پر درد را چندان که درمان میکنم
گوییا یک درد را بر خود دو چندان میکنم
.
بلعجب دردی است درد عشق جانان کاندرو
دردم افزون میشود چندان که درمان میکنم
.
چند گویی توبه کن از عشق و زین ره باز گرد
چون توانم توبه چون این کار از جان میکنم
.
از میان جان نگیرد عشق او هرگز کنار
کز میان جان هوای روی جانان میکنم
.
این عجایب بین که نگذارند در گلخن مرا
وانگهی من عزم خلوتگاه سلطان میکنم
.
عشق توتاوان است بر من چون نیم در خورد تو
مرد عشق خود تویی پس من چه تاوان میکنم
.
چون دل و جانم به کلی راز عشق تو گرفت
من چرا این راز را از خلق پنهان میکنم
.
نی خطا گفتم تو و من کی بود در راه عشق
جملهٔ عالم تویی بر خویش آسان میکنم
.
تا گهرهای حقیقت فاش کردم در جهان
با دل عطار دلتنگی فراوان میکنم
.
#عطار
@yad_Dasht
شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی
چاره او یابد که تش بیچارگی روزی کنی
.
عشق جامه میدراند عقل بخیه میزند
هر دو را زهره بدرد چون تو دلدوزی کنی
.
خوش بسوزم همچو عود و نیست گردم همچو دود
خوشتر از سوزش چه باشد چون تو دلسوزی کنی
.
گه لباس قهر درپوشی و راه دل زنی
گه بگردانی لباس آیی قلاوزی کنی
.
خوش بچر ای گاو عنبربخش نفس مطمئن
در چنین ساحل حلال است ار تو خوش پوزی کنی
.
طوطیی که طمع اسب و مرکب تازی کنی
ماهیی که میل شعر و جامه توزی کنی
.
شیر مستی و شکارت آهوان شیرمست
با پنیر گنده فانی کجا یوزی کنی
.
چند گویم قبله کامشب هر یکی را قبلهای است
قبلهها گردد یکی گر تو شب افروزی کنی
.
گر ز لعل شمس تبریزی بیابی مایهای
کمترین پایه فراز چرخ پیروزی کنی.
.
#مولانا
@yad_Dasht
«خانهای خواستی؛
به رویت آغوش گشودم...»
عبدالعظيم فنجان / برگردان اسماء خواجهزاده
@yad_Dasht
