566
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
566
اگه دنبال یه میکس آهنگی که هیچوقت برات تکراری نشه
بهت پیشنهاد میدم حتما "رنچ ۵" گوش بدی ،قول میدم بعدش میره تو پلیلیست ثابتت.🩶✨
@gamname
566
.
ناراحت میشوی اگر یکشب برایت ننویسم؟
.
هرکجا را که نگاه میکنم، تویی؛ که نیستی. جای خالیاَت آنقدر بزرگ شده، که دنیایم را پُر کرده. یا، دنیایم آنقدر کوچک شده، که جای خالی کسی میتواند اینطور لبالب پُرش کند؟ هرچه که هست، من اینجا نشستهاَم، وَ در عظمت ِتمام دریاهای دنیا، تو را میبینم که میروی. رفتهای؛ وَ من هنوز میبینم که میروی. یکنفر، چهقدر باید فراموشت شود، که دیگر حتا جای خالیاَش را هم نبینی؟ کاش سر حرفت میماندی، که دیگر حتا بهخواب هم نمیتوانی داشته باشیاَم. تو رفتهای وُ من، عطر تو را، صبح که بیدار میشوم، در فضای اتاق حس میکنم. نکند شبها، میآیی که مطمئن شوی نتوانستهاَم فراموشت کنم. مطمئن باش. پیشتر هم به تو گفته بودم: برای فراموش کردن ِتو، باید مُرد. ببخش که زندهاَم هنوز، وَ با مرور خاطرات، عذابت میدهم.
.
امشب اگر آمدی، ای کاش که بیدارم کنی.
علی تنها
@atanha36
566
وقتی میگم حالم بده ازم نپرس کجات درد میکنه،
وقتی میگم خستهم ازم نپرس مگه چی کار کردی،
وقتی میگم ناراحتم ازم نپرس چی اعصابمو به هم ریخته،
من از الکی امید دادن به کسی که ناامیدی وجودشو بلعیده، از پوشوندن تلخی حقیقت با یه مشت دروغ شیرین، از حرف زدن درمورد یه پایان قشنگ و رویایی برای قصهگویی که از داستان زندگیش جز اشک و حسرت هیچی برای گفتن نداشته خستم.
از تلاش کردن برای گذروندن این روزای سیاه، از جنگیدن برای هیچ و پوچ، از درجا زدن و به ظاهر کم نیاوردن خستم.
از خودم ناراحتم چون میدونم دارم امید واهی میدم، میدونم معجزهای درکار نیست، میدونم قرار نیست اوضاع از چیزی که هست بهتر بشه ولی به جز امیدوار کردن آدما نسبت به یه معجزه قشنگ و رنگی وسط روزای ناامید کنندهی خاکستری زندگیشون کاری ازم برنمیاد. اگر بخوام روراست باشم باید بگم این روزا حالم بده چون از خودم بیزارم، چون احساس میکنم یه موجود بی مصرفم که بلد نیست حال خانوادشو خوب کنه، از پس خندوندن دوستاش برنمیاد و نمیتونه دستای همسن و سالاش که تو باتلاق مشکلات دست و پا میزنن رو بگیره و از این وضعیت نجاتشون بده.
این روزا از خودم، از شرایط، از اتفاقاتی که میفته راضی نیستم ولی راهکاری هم برای تغییر این وضع سراغ ندارم، پس مثل همیشه پشت پنجره منتظر طلوع آفتاب امید میمونم و صداهای تو سرمو با دود بهمن خفه میکنم.
@gamname
566
نمیدانم چرا شبها ، دلم ناگاه میگیرد
گلویم را غمی جانسوز و بغض آه میگیرد
شبم تاریک و دردم لاعلاج و سینه ام پر خون
همیشه وقت تنهایی ، دلم چون ماه میگیرد
خداوندا برایم راهی از بیراهه پیدا کن
که هرجا رهسپارم ، غم برویم راه میگیرد
نمیدانم چگونه این همه غم ، در دلم جا شد
اگر با چاه گویم درد ، قلب چاه میگیرد
شکایت میکنم هر لحظه از غم بسکه بی تابم
گمان دارم دل غم هم ز من گه گاه میگیرد
مکن در پیش درویشان حکایت از دل تنگم
که از این درد بی درمان ، دل هر شاه میگیرد
رها را با دلی پر غم ، رها کن تا رها باشی
مخوان اشعار تلخم را ؛ دلت ناخواه میگیرد... ٠٠
@gamname
566
هرگز نخواب کوروش
میهن جوان ندارد
حتی دگر دماوند
آتشفشان ندارد
دارا کجای کاری؟
دزدان سرزمینت
بر بیستون نوشتند: اینجا خدا ندارد
دیو سیاه در بند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیرو کمان ندارد
دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
اما چه سود اینجا
نوشیروان ندارد
کو آن حکیم توسی
شاهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما ، دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش
ای مهر آریایی
بی نام تو وطن نیز
نام و نشان ندارد
@gamname
