کانال رسمی سایت شعر ناب
Open in Telegram
سایت ادبی شعرناب گنجینه ی اشعارشاعران معاصرپارسی زبان بهترین ومطمئن ترین مکان برای نشر وحفظ آثارواشعارشما،چاپ کتاب گروهی و فردی ، فروش ترانه ،آموزش و نقد تخصصی و.. Sherenab.com ارتباط با مدیر @fekri45 کانال اشعار @sherenabcom
Show more1 444
Subscribers
+624 hours
+237 days
+4130 days
Posts Archive
گر خداوند نظر بر فقرا اندازد
در و دیوار بر او حل معما سازد
در فیض ازلی باز شود گر روزی
مرغکی یا ملخی مرشد و ملا سازد
من کجا شعر کجا قافیه چون باشد و وزن
شربتی لعل به کام من رسوا سازد
بعد سالی که کشد رنج فراغ یوسف
چشم یعقوب شفا یابد و بینا سازد
آن در بسته که گم گشته کلیدش عمری
شه کلید آید و آن قفل خشن وا سازد
چونکه قابیل ستد جان برادر به حسد
زاغکی آید و اسرار هویدا سازد
دیگر از من تو مجو صبر و قراری پدرم
چون به کامم شکرین نوش زحلوا سازد
شعر عرفان چو شود زمزمه در باغ و بهشت
حور و غلمان و پری واله وشیدا سازد
"مهندس محمد دانشمند "
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
با شعر و سیگار
به جنگ نابرابری ها می روم
من، دون کیشوتی مضحک هستم
که جای کلاهخود و سرنیزه
مدادی در دست و قابلمه ای بر سر دارد
عکسی به یادگار از من بگیرید
من انسان قرن بیست و یکم هستم!
رسول یونان
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
مثل سردرد پس از طی شدن مستی ها
خسته ام، مثل تمام دهه ی شصتى ها !
محمدحسین حسینی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
بانوی شرجی! خوبِ من! خاتونِ بی خلخال!
باید زبان حالِ دریا را بلد باشی
شیراز رنگ خیس چشمت را نمی فهمد
ای کاش رسم این طرف ها را بلد باشی
شاید خودت را خواستی یک روز برگردی
باید مسیر کودکی ها را بلد باشی
یعنی بدانی ” مرد در باران ” کجا می رفت
یا لااقل تا ” آب – بابا ” را بلد باشی
وقتی که حتی از دل و جان دوستش داری
باید هزار آیا و اما را بلد باشی
یعنی ببینی و نبینی! بشنوی اما…
یعنی زبان اهل دنیا را بلد باشی
حتی اگر آیینه باشی، پیش این مردم
باید زبان تند حاشا را بلد باشی
دیروز یادت هست از امروز می گفتم
امروز می گویم که فردا را بلد باشی…
محمدحسین بهرامیان
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
دیدمت قافیه و شعر و غزل ریخت به هم
باز رفتی و دل از ترس اجل ریخت به هم
خنده کردی و شکر ریخت ز لبهایت باز
مزه و طعم به کندوی عسل ریخت به هم
روسری از سرت افتاد و زمین لرزیدو
بعد از آن معنی و مفهوم گسل ریخت به هم
حلقه ی چشم تو شد علت ماهیّت شعر
لحظه ای پلک زدی کلّ علل ریخت به هم
مَثَلی خواستم از طاق دو ابروت زَنم
اَخم کردی و همه ضرب و مثل ریخت به هم
یک شبی رَد شدی از کوچه ی متروکه ی ما
کوچه نه، بعد تو حالات محل ریخت به هم
وزن اشعار من از هُرم نفسهای تو بود
سر عقب بردی و مفعول و فَعَل ریخت به هم
محمدجواد شاه بنده
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
وقتی که تو را دید به هم ریخت و بعد...
با حال بدش خوب گلاویخت و بعد...
شعری شد و در مصرع آخر هم دل؛
بر گردن خود حلقه ای آویخت و بعد...
امیرحسین پناهنده,
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
بیــا گناه ندارد بــه هم نگاه کنیم
و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم !
نگاه و بــوسه و لبخند اگــر گناه بود
بیا که نامهی اعمال خود سیاه کنیم
بیا به نیم نگاهی و خندهای و لبی
تمــــام آخرت خویش را تبـــاه کنیم
به شور و شادی و شوق و ترانه تن بدهیم
و بار کــــوه غـــــم از شور عشق کاه کنیم
و خوشخوریم و خوشبگذریم و خوش باشیم
و تف بـه صورت انواع شیـــخ و شـــاه کنیم !!
و زندهزنده در آغــوش هــــم کباب شویم
و هرچه خنده به فرهنگ مردهخواه کنیم
برای سرخوشی لحظههات هم که شده است
بیــــا گنــــاه ندارد بـــــه هـــم نگــــاه کنیم
از : فرامرز عرب عامری
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
از همان روزی که بی من زیر باران تر شدی
آتش پنهان شده در زیر خاکستر شدی
از نگاهم رود بی تابی براه افتاد و تو
قطره ای بودی که کم کم سیل ویرانگرشدی
با جدایی از من و با بی خیالی های خود
عاشقی کردی و از قبلا کمی بهتر شدی
رفته رفنه بوی سیگار و نگاه و فتنه ها
شاهدی می شد که چون دیوانه ها خودسر شدی
در توهم از بهشت پیش رو گفتی و باز
آیه ای آورده و ناخوانده پیغمبر شدی
با رها بودن میان گله های دهکده
مثل چوپان در نهایت قاتلی دیگر شدی
گفتگو با تو همیشه آخر دیوانگیست
چون که با زیبایی ات در این غزل محشر شدی!
محمد میرزازاده ارانی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
اینکه دیگر نیستی در خاطرم،اغراق نیست
یا به دنبال نگاری شاعرم ، اغراق نیست
قلب من میدان سرخ یکّه تازی تو بود
خوب میدانم در اینجا قاصرم،اغراق نیست
افتخاری بود اینکه عاشقی رسوا شوم
سالها این بود فکر فاخرم ، اغراق نیست
نیست در تدبیر من جز باختن ،سودی دگر
در قمارستان حریفی نادرم ، اغراق نیست
بسکه دیدم نامسلمانی ز کار مسلمین
بعد ازین مابینتان من کافرم، اغراق نیست
عاشقی تنها خداوند دو عالم را سزاست
صد هزاران بار حق را شاکرم ، اغراق نیست
بار الها فیض واسع را نصیبم کرده ای
من برای جان سپردن حاضرم ، اغراق نیست
سید علی کهنگی (واسع) تیر 1400
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
با هجمه ی کابوس و حجمِ ابیِ خودکار
در نور تیپا خورده ی فانوسِ روی دار
از بغض دریا، داغ دریا می نویسم شعر
هم از صدای بی قرارِ مرغ ماهی خوار
از تیزی قلاب و زخمِ فلسِ ماهی ها
از ماجرای تورهای صید شب بیدار
از رد پای خیس و خون آلوده ی خورشید
تا انتهای ازدحامِ خسته ی شنزار
هم از غروبِ پشتِ قایق می نویسم شعر
هم از هجومِ بی امانِ موجِ پر تکرار
از پرده ی شب روی تصویرِ غم انگیزِ
تشییع اجسادِ نهنگان از سرِ اجبار
من با تو می مانم خلیج خالی از مرجان
آه ای خلیجِ گیجِ تنها مانده ی سرشار!
محمد قنبرپور(مازیار)
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
شاعر که باشی یک ردیف نا تمامی
هر بیت تو آبستن وهم و خیال است
مثل بَغل هایی که دختر هم ندارند
چشم انتظار گفتن بابا ، محال است
شاعر که باشی لُقمه ای از درد داری
در حفره ی خالی چشمت شَرم داری
با دوستان ناکس خنجر به پهلو
زخمی شبیه جنگ های نَرم داری
شاعر که باشی جمع تو تفریق هَمرس
یک مرد سوم شخص غائب، ضلع نارس
ته مانده های ذهن تب دارت پریشان
خون سرفه هایی در گلوی لیزِ کرکس
شاعر که باشی جمعه تا شنبه غریبی
در هیچ های مبهم تقویم فردا
پیغمبری بی معجزه، دریای بی موج
گم کرده ای پاییز خود را بعد یلدا
شاعر که باشی زاغه ی تلخ دهانت
پُر میشود از آهن و شلیک باروت
سَر میگذاری روی قبری که نداری
هر شب در این سیاره ی هم شکل تابوت
شاعر که باشی گرگ های پشت پرده
حتی صدا حتی تمامت را چریده
بر روی حلقت توله های انتحاری
مصرع به مصرع شعرهایت را دریده
شاعر که باشی نعش تو در زیر باران
خط میکشد بر دفتر خیسِ خیابان
بُمبی سرت را منفجر کرده ولی تو
دنبال خودکار خودت هستی به قرآن
#سید_هادی_محمدی
🔵این شعر تقدیم میگردد به استاد احمدی زاده (ملحق) به پاس تمام تلاش های شبانه روزی برای اعتلای شعر و شاعری و صبوری بر تمام مشکلات و فراهم کردن محیطی برای خواندن و دیدن اشعار دوستان شاعر امید که مقبول افتد
🔵 با مطلع (شاعر که باشی) چند نفر از شاعران عزیز شعر سروده اند که به دلیل نبود اسمی پای شعرشان نمیتوانم ادای دین کرده و اسمشان را بیاورم
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
شال بردار از سرت بانو گنه در کار نیست
آنکه دارد می نویسد آنقدر بیکار نیست
گیسوانت را برقصان در مسیر باد چون
عطر گیسوی تو کم از عطر شالیزار نیست
دست بردار از نخندیدن بنا کن عشوه را
ناز تو نازک بدن زیباست،ناهنجار نیست
عشق را در تنگنای سینه ات پنهان مکن
عمر کوته را مجال و فرصتی بسیار نیست
محسن ابراهیمی اصل
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
خیاط ِ عمر از تار و پود زندگی شاکیست
حتی زمین هم از فرود زندگی شاکیست
این "عمرفرما " باخت کسب و کار خود را چون
هر ماه، از میزان سود زندگی شاکیست
دریافتم از آنچه زیبا بود ، زیبا نیست
احساسم از کشف و شهود زندگی شاکیست
گفتند روشن باش از این آتش به چشمی که
چندیست از برخورد دود زندگی شاکیست
حتما جواب هر سلامی واجب است اما
اینبار گوشم از درود زندگی شاکیست
گویا فقط من نیستم، هر شنبه ای این شهر...
وقتی که میخواند سرود زندگی ،شاکیست
در آستین مرگ ،دستی برده ام او هم...
میلیاردها سال از وجود زندگی شاکیست!!
اما چه باید کرد، گویا هر که شاکی بود
در اعتراضش از نبود زندگی شاکیست!
به مهرداد عزیزیان بی تخلص
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم!
ما آمده بودیم تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم!
یک جرات پیدا شدن و شعر چکیدن
بس بود که با آن غزل آهنگ بمیریم!
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواسته دل تنگ بمیریم!
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد
در غیرت ما نیست که از سنگ بمیریم…
محمد عبدی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
چشم تو مجموعه ی شعر و نگاهم ناشر است
چشم هایت سوژه ی خوبی برای شاعر است
بازوانت مثل یک منظومه ی شعر کهن
بین آغوشت شب شعر عجیبی دایر است
پند آموز و کمی طولانی و پر پیچ و تاب
گیسوان مشکی ات یک مثنوی فاخر است
سبک های مختلف را می شود با تو سرود
چون لبت مثل دو بیتی های بابا طاهر است
مشکل شرعی ندارد بوسه از لب های تو
میوه ی بیرون زده از باغ حق عابر است!
محمد شیخی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
بازهم رایحه ی خوب تنت می آید
بوی یک بوسه ی ناب از دهنت می آید
لبنیات تو از زیر لباست پیداست
چقدر چاک به این پیرهنت می آید !
دست من سوی تو با قیمت یک مشت غزل
به خریداری جنس بدنت می آید
ابتدایش لب دریاست..به دریا زده ام
دامنت خوب به دریا شدنت می آید
فال حافظ که زدم گفت: کمی صبر کنی
یوسفِ عشق به خاک وطنت می آید
دفعه ی قبل هم از شهر سفر برگشتی
مطمئنم خبر آمدنت می آید …
محمد شریف
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
نسیمی روی دوشش میهمان شد، استراحت کرد
پس از آن روسری از روی مویش، رفع زحمت کرد
برایم شیطنت می کرد و روی شانه می آمد
گمانم گفت سنگین باش…مویش را نصیحت کرد
به آرامی پریشان کرد خاطر جمعیِ ما را
اصولِ دلبری را مو به مو امشب رعایت کرد
دهانم را به صرفِ بوسه ای از طعم لب هایش
به لبخندی به این مهمانیِ پرشور دعوت کرد
به قدری چرخ زد با دامنِ گلدار و رنگینش
که عطرِ دامنش را با تمام خانه قسمت کرد
نگاهش مثل خورشیدی که فکر صبح در سر داشت
کنار پنجره از امتدادِ شب شکایت کرد
به من وقت ملاقاتی نخواهد داد می دانم
خوشا پلکش که از چشمان بیمارش عیادت کرد
همین که دید توصیفش برای شعر من سخت است
کمان انداخت در ابرو و با آیینه خلوت کرد
محمد شریف
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
هست قرآن حافظ ما صورت فالیم ما
فارغ از دیروز و فرداییم ما حالیم ما
حرف ما را هیچ کس از شخص ما نشنیده است
صاحب نطقیم اما چون قلم لالیم ما
در رکوع ما دعای عافیت جایی نداشت
اول و پایان هر دردیم ما دالیم ما
سخت مخمورم شراب امروز را فردا بریز
ای طبیب امشب نیایی ناخوش احوالیم ما
رفتن ما را به خندیدن تناسب بسته اند
مرگ ما را عید می گیرند چون سالیم ما
باطن مبسوط از صحرا چه منت می کشد
در قفس هم میتپیم از فیض خود بالیم ما
با رقیبان کاه میسنجند و با ما زعفران
دیگران خروار اگر باشند مثقالیم ما
جمع اضدادیم هم پستیم هم والا مقام
روضهی ما خواندنش سخت است گودالیم ما
چیدن ما نیز معنی بساط درد بود
تا رسیدیم آمد آوازی که خود کالیم ما
محمد سهرابی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد
دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد
جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب
آسمانی ابر با بغضی سترون گریه کرد
با هزاران آرزو یک مرد مردی پر غرور
مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد
این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد
نسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کرد
وسعت تنهایی ام را در شبستان غزل
شاعری با فاعلاتن فاعلاتن گریه کرد
گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق
بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد
یک زمان حتی تو هم در مرگ من خواهی گریست
مثل سهرابی که در سوگش تهمتن گریه کرد
محمد سلمانی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
مثل زبان مـادری ام دوست دارمت
با لهجهی “علی اصغریام” دوست دارمت
عطری که میزنی به تنت بویش آشناست
مجنون بوی بربریام دوست دارمت
دیوانهی حجاب تو و چادرت شدم
اما بدون روسریام دوست دارمت
قصدم حلال بود ولی خب اگر نشد
یک جورهای دیگریام دوست دارمت
راجع به من عزیز دلم فکر بد نکن
یعنی به چشم خواهریام دوست دارمت!
محمد رفیعی
#سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
🌐 sherenab.com
بهترین ها رادر #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب بخوانید
@sherenabcom
