en
Feedback
کانال رسمی سایت شعر ناب

کانال رسمی سایت شعر ناب

Open in Telegram

سایت ادبی شعرناب گنجینه ی اشعارشاعران معاصرپارسی زبان بهترین ومطمئن ترین مکان برای نشر وحفظ آثارواشعارشما،چاپ کتاب گروهی و فردی ، فروش ترانه ،آموزش و نقد تخصصی و.. Sherenab.com ارتباط با مدیر @fekri45 کانال اشعار @sherenabcom

Show more
1 444
Subscribers
+624 hours
+237 days
+4130 days
Posts Archive
احوال پرسی منافق! ابن سیرین كسی را گفت: چگونه‏ ای؟ گفت: چگونه است حال كسی كه پانصد درهم بدهكار است، عیالوار است و هیچ چیز ندا
احوال پرسی منافق! ابن سیرین كسی را گفت: چگونه‏ ای؟ گفت: چگونه است حال كسی كه پانصد درهم بدهكار است، عیالوار است و هیچ چیز ندارد؟ ابن سیرین به خانه خود رفت و هزار درهم آورد و به وی داد و گفت: پانصد درهم به طلبكار بده و باقی را خرج خانه كن و واى بر من اگر پس از این حال كسی را بپرسم! گفتند: مجبور نبودی كه قرض و خرج او را بدهی! گفت: وقتی حال كسی را بپرسی و او حال خود بگوید و تو چاره ‏ای برای او نیندیشی، در احوالپرسی منافق باشی... ☑️ #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

من غریب دریا نشسته اینجا به انتظارت و بیقرارت که باز آیی و رخ نمایی بگو کجایی تو بهانه من موهای خیست رو شانه ی من دو دست گرمت تو دستای من تو آسمونا ستاره ی من من سنگ صبور غمهاتم من دل ناگرون چشمهاتم من یه عابر و یه کوچه گردم تو گرمی اوج این صدامی تو خماری و غم چشامی تو بمون تا وقتی برمیگردم باورم کن باورم کن ای همه سنگ صبور غصه هایم تا تو باشی من همون رویاترین مجنون توی غصه هایت ای تو شیرین من همون فرهادم و فرهاد کوه بی صدایت خواننده زنده باد رضا نيك فرجام #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

می‌شود گفت، با صفای جان/ هر کجا، از سرور، بنیادی‌ست؟ می‌شود با هوای دل، حس کرد/ سینه سرشارِ آبِ آزادی‌ست؟ . کاش می‌شد؛ نمی‌شود؛ امّا،/ وقتی احساسِ جانِ شورش‌زا مملو است از، سرایشِ غم‌ها؛/ بی‌قرار از، جفای بیدادی‌ست . ظلمِ بی‌حد، تمامِ دنیا را،/ کرده تاراج و رفته از هر جا التهابی که می‌سروده، از،/ حسّ نابی که محوِ فریادی‌ست . از رگِ خوابِ چشمه‌ی رویا،/ رفته نابِ جنونِ ناپیدا خوابِ شیرینِ عاطفه، هر دم،/ در پیِ پلک‌های فرهادی‌ست . رفته از خاطرِ نهان، شادی؛/ نیست در پیکرِ جهان، شادی نیست در جامِ آسمان، شادی؛/ گرچه رقصِ بهار و خردادی‌ست . رفته آری، چو شورشِ آتش/ از دلِ خاکِ سینه‌ی سرکش آبِ احساسِ آرزو؛ بی‌شک/ خانه‌ی دل، چو نقشِ بر بادی‌ست . شورِ رویای این زنِ تنها،/ کاش چونان شقایقی زیبا سرخ می‌ماند و با تبی گیرا،/ می‌سرود از، دلی که مردادی‌ست . دفترِ خاطره، کنون دارد،/ می‌نویسد: دلم جنون دارد دخترِ عاطفه، اَمردادی‌ست؛/ پس چرا مرده در غمِ شادی‌ست ☑️ زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس) #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود که یک جوان هندی،لگدی به گاوی میزند "گاوی که در هندوستان مقدس است"! فرماندار انگلی
سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود که یک جوان هندی،لگدی به گاوی میزند "گاوی که در هندوستان مقدس است"! فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم می کند! بقیه مردم حاضر که می بینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم می شمارد در جلوی گاو سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات می کنند . همراه فرماندار با تعجب می پرسد؛ چرا این کار را کردید؟! فرماندار می گوید؛ لگد این جوان آگاه می رفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیندازد،ولی من نگذاشتم! ☑️ برتراند راسل #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

بر روی شانه پرچم داعش کشیده ای یا موج عشق را به نمایش کشیده ای انگار راه ساحل گیلان و رامسر مازندران دیگر و تالش کشیده ای در
بر روی شانه پرچم داعش کشیده ای یا موج عشق را به نمایش کشیده ای انگار راه ساحل گیلان و رامسر مازندران دیگر و تالش کشیده ای در عاشقانه های کلیسای چشم هات با اجتماع راهبه رامش کشیده ای بر گونه هات سرخی لب ها نشانده ای جائی برای لذت سایش کشیده ای مردی شبیه نقش خدایان روم را در سینه ات به حجم کشاکش کشیده ای این صحنه های داغ و رمانتیک فیلم هاست یا نقشه ای برای ربایش کشیده ای چنگیز دیگری و خرابی دیگریست نازی که در مهابت یورش کشیده ای در شهر ضد زلزله ام پا گذاشتی تا قلب آهنیم به رانش کشیده ای باید که مرزهای دلم جابجا شود وقتی که پایتخت به چالش کشیده ای ✍️ احسان فلاح رمضانی #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

با تاسِ بد افتاده ی تب دار آینده ی در انزوا مُرده لای ورق های دل و گشنیز رویای آس من، تَرَک خورده هر لحظه مجذور خطرناکم مجموعه ی منفور تنهایی حجمِ تمامِ بی کسی ها را پُر می‌کند پرگار رسوایی تصمیم بَد، کبرای داغونم از فلسفیدن شکل میمونم حمّام فین آبستنِ غوغا درمانده ی فتوای توتونم هر بیت مهمانِ تنِ گونی است وقتی چُماق قافیه خونی است "پروا نکن حکم جلودار است" تنها همین پروانه قانونی است مثل فلات تشنه سیرابم از کاسه ی صبرِ شتابیده جغرافیای جیبِ عریانم در استوای نفت خوابیده یکشنبه ها انجیلِ یوحنّا هر صبحِ جمعه، نُدبه بارانم بودا کنار عود غَش کرده پُشتِ سَرِ تابوتِ دُکّانم آغوش وا کرده ته دنیا حَلوا سوارِ گردنِ خُرما بَندِ کفن قیقاج می رقصد در لُخت گاه حضرتِ امّا سَر دردهای تازه ای دارم از جنسِ گاز و روکشِ فلفل روی سر انگشت قنوت پیر مثل دُعایی مانده ام در گِل تقویم ها وارونه می‌چرخند تحویلِ حالم دستِ پاییز است ها کُن تمامت را از این کابوس افکارِ من تا انتها لیز است ✍️ #سید_هادی_محمدی #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

از همين فاصله .... لبخندِ تو را ميبوسم ... #بهمن_صباغ_زاده ‏ #سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

حال ما با دود والکل، جـا نمی آید رفیق زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است طفل حسرت نوش ما دن
حال ما با دود والکل، جـا نمی آید رفیق زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است طفل حسرت نوش ما دنیا نمی آید رفیق دستهایت را خودت "ها"کن اگریخ کرده اند از لب معشوقه هامان "ها"نمی آید رفیق هضم دلتنگی برای موج آسان نیست،آه آب دریا بی سبب بالا نمی آید رفیق یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان هیچ کس سمت دل زیبا نمی آید رفیق التیام دردهای ما فقط مرگ است وبس حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق! #سجاد_صفری_اعظم #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

باید گذشت ورفت از اینجا که مردمش حتی نگاه بر نم باران نمی کنند پنهان شدند مثلِ شبح پشت پرده ها از پنجره نظر به خیابان نمی کنن
باید گذشت ورفت از اینجا که مردمش حتی نگاه بر نم باران نمی کنند پنهان شدند مثلِ شبح پشت پرده ها از پنجره نظر به خیابان نمی کنند دیوارِ زخمیِ دلشان نم کشیده و دیگر خبر از همدم و سنگِ صبور نیست افتاده اند رویِ لج از نا امیدی و از خانه یِ بی رونقشان رفته نور نیست فارغ شدند تا که شنیدند کشته اند هر بنده در این بادیه دیوانه بود را آتش زدند خانه یِ هر عاشقی که در خوابِ خوشِ آزادیِ این خانه بود را باران نبود چاره یِ دردو از آسمان ای کاش جنون آمده مجنونشان کند دیوانه هایِ عاقل و بیدارِ شهر را تا می زند سپیده دم افزونشان کند محسن ابراهیمی اصل #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

نمونه ای از داستان مینیمال عشق او رفته بود.از شدت نا اميدي خود را از پل " گلدن گيت" پرت کرد. از قضا چند متر دورتر دختري به قصد خودکشي شيرجه زد. دو تايي وسط آسمان همديگر را ديدند. چشم در چشم هم دوختند. کيمياي وجودشان جرقه اي زد. عشق واقعي بود. فهميدند. سه پا با سطح آب فاصله داشتند. جی بوستل #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

ِمه در لندن بومی ست غربت در من در زمستان توریست اول مه را می بیند و بعد باغ وحش و برج لندن غروبها وقتی به اطاقم در الزکورت بر
ِمه در لندن بومی ست غربت در من در زمستان توریست اول مه را می بیند و بعد باغ وحش و برج لندن غروبها وقتی به اطاقم در الزکورت برمی گردم جاده ی مخّدر ِ مه حافظه ی قدم هایم را مخدوش می کند و من تلو تلو خوران ساختمان اداراتی را تنه می زنم که با وجود عشق عظیم شان به مستعمرات آفتابی اسم مرا غلط تلفظ می کنند □ لندنی ها با ِمه می زیند و با آفتاب عشق می ورزند یک روز که روی سکّوی مترو قدم می زنی با انتظار "خط کمربندی" در چشمانت مردم را می شنوی به هم می گویند «چه روز آفتابی قشنگی، اینطور نیست؟» تو به طرف بالا نگاه می کنی و می بینی سقف دارد روی سرت فشار می آورد طاهره صفارزاده #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

حالا که رفته ای، بیا بیا برویم بعد مرگت قدمی بزنیم ماه را بیاوریم و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم بعد موهایت را از ر
حالا که رفته ای، بیا بیا برویم بعد مرگت قدمی بزنیم ماه را بیاوریم و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم بعد موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار بعد موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار بعد موهایت را از روی لب های لعنتی دستم از خواب بیرون مانده است گروس عبدالملکیان #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

شرافت تنها مهره عشق بود كه هرز گشت!بداهه کاش بجای باران از آسمان،جنون ببارد! شاید، مردم این شهر عاقل شوند!بداهه من ... تنها شاعر مرده این شهرم که بر گور شعرم روضه می خوانم!بداهه سید حاج فکری احمدی زاده (ملحق) دوستانی که با این افرغ اندیشه ها بهترین شعر یا اثر در هر قالبی اعم از کلاسیک تا سپید و ازاد ... طبق نظر اساتید و پیش کسوتان سایت شعرناب انتخاب گردند به ترتیت نفر اول ۶ماه نفر دوم ۳ماه و نفره سوم یک ماه اشتراک سامانه و پایگاه ادبی شعرناب تعلق می گیرد. مدت زمان و پایان ارسال تا ۲ شهریور زیر همین پست . موفق باشید #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

او استکان چایی خود را نخورد و رفت بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت گفتم نرو ! بمان ! قسم ات می دهم ولی تنها به روی حرف خودش پا فشرد و رفت گفتم که صد شمار بمان تا ببینم ات یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت گفتم که بی تو هیچم و او گفت بی نه با! در بیت اخرین غزلم دست برد و رفت یعنی به قدر چای هم ارزش...؟نه بی خیال او استکان چایی خود را نخورد و رفت #حسین_زحمتکش #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

وقتی که حالت از غم دنیا گرفته است حال من و تمام غزلها گرفته است دلشوره های خود بخود چند روز پیش حالا چقدر یکشبه معنا گرفته است بعد از تو جای آنهمه تاب و تب مرا مشتی چرا و باید و اما گرفته است این سرنوشت غمزده تاوان عشق را روزی هزار مرتبه از ما گرفته است حتی خدا نخواست ببیند در این جهان کار دو عاشق اینهمه بالا گرفته است یک لحظه چشم بستم و دیدم کسی برام تصمیم گریه آور کبری گرفته است حالا منم و میز و دو فنجان قهوه و... مردی که روی صندلی ات جا گرفته است حرفی نمی زنم نکند برملا شود بغضی که توی حنجره ام پا گرفته است دارد به عمق فاجعه پی میبرد دلم نفرین نکن که آه تو من را گرفته است! زهرا_شعباني #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

آغوش تو چقدر می آید به قامتم در آن به قدر پیرهن خویش راحتم می پوشمت که سخت برازنده ی منی امشب به شب نشینی خورشید دعوتم با خود تو را به اوج _ به معراج_ می برم امشب اگر به خاک بریزد خجالتم ده رند خبره اند سرانگشت های تو یورش می آورند شبانه به غارتم این ده شریک قافله، این ده رفیق دزد تا آمدم به خویش، ندادند مهلتم بازار شام کن شب مان را به موی خود بگذار تا شلوغ شود با تو خلوتم بر شانه ام گدازه ای از بوسه ها گذار قافم ولی تمام شده استقامتم بگذار تا دخیل ببندم به دامنت حالا که در حریم تو گرم زیارتم من سیرتم همان که تو می خواستی شده لب تر کنی عوض شود این بار صورتم! جنگیدم و به گنج تو فرمانروا شدم این است از تمامی دنیا غنیمتم با من بمان که نوبت پیروزی من است چیزی نمانده است به پایان فرصتم علیرضا_بدیع #سایت_ادبی_تخصصی_شعر_ناب 🌐 sherenab.com #کانال_سایت_تخصصی_شعرناب @sherenabcom

・اما بَهار من تویی🌸 من ننگرم در دیگری #مولانا @sherenabcom
・اما بَهار من تویی🌸 من ننگرم در دیگری #مولانا @sherenabcom