هرزنده بیر باخیش
Open in Telegram
ازروستاهای شهرستان مرند که دربیست کیلومتری جاده مرند_جلفا ؛ بافاصله هفت کیلومتری ازجاده بین الملی ارس واقع شده است (آلاکی ؛سمت شرق پمپ بنزین ) ادمین ها @A_Aghbali @a_dalili @ebrahim20 لینک کانال: 🌿 @harzandejadid 🌾
Show more2 885
Subscribers
+324 hours
-27 days
+1130 days
Posts Archive
2 884
خانم یعقوبی از آنا باجی نیز یاد کرده
بهتر بگم آنا عمه یا قند عسل چنان مهربان بود با فرزندان برادرانش که برای کل روستا عمه بود
هنوزم گوشم را صدای آنا عمه نوازش می کنه که پشت بام ورودی روستا با هر رهگذری احوالپرسی می کرد و تا هوا تاریک نشده سراغ قدرت(پسرش) را می گرفت
2 884
Repost from N/a
نه به پلاستیک
نه به بنر
نه به
مواد شوینده ، نگهدارنده ، رنگ دهنده
نه به
مصرف بی رویه ، هدر دادن امانت نسل آينده
2 884
ارزشمند و موثرترین کار همین است که در حیات هم سراغ همو بگیریم صله ارحام کنیم از احوال هم باخیر شویم
بزرگان و زحمتکشان پیر می شوند فراموش می شوند
بهترین زمان است که بیش از پیش تکریم شوند
بعد از فوت انسان هیچ نمایشی ، بنر و دسته گلی ، عزا و سیه پوشی برای مرده ذره ای تاثیری ندارد
تنها یک راه برای خشنودی روحش باقیست به یادش دستی را بگیریم دلی را شاد کنیم کتابی را هدیه کنیم و راهی را باز کنیم
2 884
Repost from N/a
بیر دادلی و محبتلی
سالام و سحریز خیر واریمدی سیزه
کندیمزین قوجا جاوانی آروات گیشی سی
اوزخدا یاخیندا
ساغ سلامت قالاسیز
غمسیز جیبی دوغلی اولاسیز
2 884
Repost from مؤسسه خیریه مهرورزان
بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِيمِ
یا رَبَّ الْعالَمین (ای پروردگار جهانیان)
پروردگارا:
همان گونه که چشم هایمان را از
خواب بیدار کردی ، روح های مان
را از غفلت بیدار کن.
و همان گونه که جهان را به نور
صبح منور گرداندی ، زندگی مان
را به نور هدایت منور بگردان....
خداوندا:
بنویس برای ما پاک شدن گناهان و
پوشش عیوب و نرمی قلوب و بر
طرف شدن ، غم ها و آسان شدن کارها را...
صبح مان و روزمان را سرشار از
خیر و بخشش و مغفرت و توفیق
و استواری و استقامت بر مسیر بندگیات قرار بده.
آمیـــن یا رب العالمین
@mkmh_marand
2 884
Repost from مؤسسه خیریه مهرورزان
با نام و یاد خداوند تبارک و تعالی
امروز عصر جمعه مورخه ۱۴۰۵/۴/۱۹ مراسم کلنگ زنی احداث زیر گذر سه راهی هرزند جدید با اتوبان مرند - جلفا با حضور نماینده محترم شهرستان جناب آقای حبیب زاده ، معاونت استانداری و فرماندار ویژه مرند و مهندس رستمی مهر معاونت ساخت اداره کل مسکن و شهرسازی آذربایجانشرقی و جناب مهندس غفاری ناظر ارشد پروژه مرند و جمع کثیری از همولایتی های فهیم و فکور برگزار گردید.
در وحله اول سپاس مان از ریش سفیدان بزرگوار و جوانان عزیز دیارمان می باشد که با همدلی و حضور خویش مراسم را صد چندان مزین فرمودند.
در مرحله بعد سپاسگزاریم از مسئولین ولایت مان و دوستان عزیزی که به جد پیگیر قضیه بودند و تا حصول نتیجه قطعی پای کار خواهند بود.
سپاس فراوان از برادران نقدی ، معرفت و نقوی که با اهدای زمین های زراعی خویش اجر دنیوی و ذخیره آخرت خویش را از خالق جهان هستی دریافت خواهند کرد .
در خاتمه تقدیر و تشکر ویژه داریم از معاونت ساخت اداره کل مسکن و شهرسازی آذربایجان شرقی ، فرماندار ویژه مرند ، نماینده محترم شهرستان ، پیمانکار عزیز و تمامی بزرگوارانی که در این مراسم حضور داشتند....
@mkmh_marand
2 884
Repost from N/a
این جمع در تهران امروز بعدازظهر۱۹ تیرماه با هماهنگی آقای بیغم در محضر آقای مهندس هرزندی جهت عرض ادب و احوالپرسی گردهم آمده اند
ازراست به چپ
اقای دکتر دوامی اهل پیام مرند
اقای مهندس حسن هرزندی
آقای بیغم
اقای دکتر جدید بناب اهل بناب مرند
آقای دکتر ذکی
اقای محمد یعقوبی
آقای دکتر واحدی
برای همگی آرزوی سلامتی و بهروزی داریم
2 884
Repost from N/a
معصومه ننه در چای اوستی تنها زندگی می کرد شاید گفت کسی را نداشت یقین خدا را داشت که همین الان یاد ما بیاندازد تا ازش یاد کنیم
مادرم وقتی تنها بود و چشم به در و پنجره می دوخت تا کسی بیاید می گفت :
تهلوخ آللهین دی نه بنده نین
عصرجمعه ها دلتنگی سراغ همه میاد مخصوصا پیرترها
هرچه آدم پیر میشه عین بچه زود رنج میشه اما این کجا و آن کجا
2 884
Repost from N/a
+3
چهار عکس متفاوت طی نیم قرن اخیر از میدان ورودی روستا
میدان امام حسین(قربیستان)
2 884
Repost from N/a
تقدیم محضر مبارکتان
الهی قمشه ای:
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند فضای منزلتان خالی از نقاشی های کودکانه خواهد شد؛ دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه، حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه،وجودنخواهد داشت.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهد داشت. در آن روز می توانید مدادی را بر روی میز براي يادداشت كردن پیدا کنید و شيرينی داخل یخچال باقی خواهد ماند.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند میتوانید برای خود غذاهای بخارپز به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.
میتوانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندانتان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند زندگیتان متفاوت خواهد شد آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام... ساکت... خالی و تنها خواهد شد.
در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرارسیدن «روزی» ؛ دیروزها را مرور خواهید کرد... یعنی در ان روزها ؛ دلتنگ امروزتان خواهید شد...
امروزتان راباآنها عاشقانه زندگی کنید
2 884
Repost from N/a
وقتی آسمانی شد این عکس(پیشواز سفرکربلا) را گذاشتیم و نوشتیم پدر رفتی پیش خدا با این گل زیبا
درو کردن گندم ها تمام می شد دنبال تراکتورچی می کشتیم تا بیاریم ساللوخ خرمن کنیم
اول سراغ مشه قدرت می رفتیم چون برای بارزدن کمک می کرد و شوخ طبع بود
گندم ها را بار کرده بودیم تو راه می آمدیم شوخی می کرد و گفت :
این گندم ها را می برید نانش سیاه می شود دست های منو می بینید عین آنها
هم خندیدیم هم نگران شدیم...
کدام اثر از آدمها به یادگار می ماند؟
اخلاق خوب
2 884
Repost from N/a
حیاط مان بالکن بزرگی داشت و جلوش جوبی که حاج مهدی جمعه ها قنات محمدعلی کهریزی را می برد و یکبار نپرسید آب بازه دیگرجایی میره
و همزمان صبح آنجا سفره می انداختیم چند خواهر و برادر دور تا دورش می نشستیم تشکچه ای با دو بالش مخصوص پدر بود و مادر کنار سماور ذغالی می نشست تا چایی بریزد
هرچه تو سفره بود محصول خودمان بود الچورئی را مادر همین صبحی پخته بود و کوزه پنیری و گردو ها را پودر کرده توی نعلبکی ریخته بود و با چند تخم مرغ محلی نیمرو درست کرده بود
و بوی خاک ، آب و جارو خورده با نان تازه و صدای شرشر آب و نسیم خنک صبحگاهی در تابستان گرم به هر دلی با هر درد و غمی می چسبید و فراغ خاطر می آورد
پدرم داد می زد در حیاط را باز بگذارید
هجر باجی از راه می رسید می نشست کنار کمی وسواس بود مادرم جلوی چشمش استکان را چندبار آب می کشید و براش چای میریخت و از پدرم جویای گندم و محصول باغ می شد و صدبار دعای خیر و برکت می کرد و آن وقت می فهمیدم چرا پدرم می گفت در حیاط را باز بگذارید
تقسیم کار می شد کی با پدر میره درو کردن گندم کی میره آبیاری می سپرد ۶ پا (ساعت نبود سایه را با پا می شمردند) آب را از مشدعباس عمی بگیرید...
2 884
Repost from N/a
حیاط مان بالکن بزرگی داشت و جلوش جوبی که حاج مهدی جمعه ها قنات محمدعلی کهریزی را می برد و یکبار نپرسید آب بازه دیگرجایی نمیره
و همزمان صبح آنجا سفره می انداختیم چند خواهر و برادر دور تا دورش می نشستیم تشکچه ای با دو بالش مخصوص پدر بود و مادر کنار سماور ذغالی می نشست تا چایی بریزد
هرچه تو سفره بود محصول خودمان بود الچورئی را مادر همین صبحی پخته بود و کوزه پنیری و گردو ها را پودر کرده توی نعلبکی ریخته بود و با چند تخم مرغ محلی نیمرو درست کرده بود
و بوی خاک ، آب و جارو خورده با نان تازه و صدای شرشر آب و نسیم خنک صبحگاهی در تابستان گرم به هر دلی با هر درد و غمی می چسبید و فراغ خاطر می آورد
پدرم داد می زد در حیاط را باز بگذارید
هجر باجی از راه می رسید می نشست کنار کمی وسواس بود مادرم جلوی چشمش استکان را چندبار آب می کشید و براش چای میریخت و از پدرم جویای گندم و محصول باغ می شد و صدبار دعای خیر و برکت می کرد و آن وقت می فهمیدم چرا پدرم می گفت در حیاط را باز بگذارید
تقسیم کار می شد کی با پدر میره درو کردن گندم کی میره آبیاری می سپرد ۶ پا (ساعت نبود سایه را با پا می شمردند) آب را از مشدعباس عمی بگیرید...
2 884
Repost from مؤسسه خیریه مهرورزان
بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِيمِ
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم (خدایا رحمت فرست بر محمد و خاندان محمد)
پروردگارا:
روحی شریف و درستکار،
ذهنی صادق و پرهیزگار،
قدمی استوار و عزت نفسی پایدار،
قلبی بی قرار ، و محبت و کلامی ماندگار و سازگار عطا کن
پروردگارا:
یک دم بی تو بودن به بهای فرو رفتن
در گرداب وسوسه است.
از تو صبوری و شکیبائی میخواهیم.
قلب بی قرار، ذهن پریشان و افکار شوریده مان را سامان ببخش.
آمین یا رب العالمین
@mkmh_marand
2 884
آگهی استخدام در اردوگاه زندان مرند یک نفر کارشناس یا کارشناس ارشد محیط بهداشت مرد باتشکر ازآقای بهروز حسین زاده
2 884
Repost from مؤسسه خیریه مهرورزان
ثروت ما کسانی هستند با بودنشان
لبخندی از محبت بر دل ما می نشیند و نبودنشان انبوهی از درد
در این پنجشنبه عزیز یاد میکنیم از مهندس بزرگوار و متین و با ادب مهدی علیرضایی و فرزند نوجوانش زهرا جان
خیر بزرگواری که نخواستند ذکر نام شوند به جهت گرامیداشت یاد و خاطر مهندس عزیز و فرزندش مبلغی از بابت احسان آن دو بزرگوار در مورخه ۱۴۰۵/۴/۱۶به حساب موسسه خیریه واریز نمودند.
ضمن تقدیر و تشکر و آرزوی طول عمر با برکت برای این بزرگوار ، جهت شادی ارواح طیب زنده یاد مهندس مهدی و زهرا علیرضایی صلوات و فاتحه می خوانیم.
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
وَ عَجِّل فَرَجَهُــم
@mkmh_marand
