en
Feedback
آسمانی باش

آسمانی باش

Open in Telegram

راهی برای آسمانی شدن وجود دارد کافیست اراده کنیم راه مشخص است جهت تعجیل در فرج آقا دعا بفرمایید مدیر کانال @ali_reza_ayati

Show more
7 168
Subscribers
-324 hours
-57 days
-3330 days
Posts Archive
پناه ما حاج آقا کاشانی @Asemani_bashim

تو که آخر گره را وا میکنی @Asemani_bashim

دنیازدگی مسئولين @Asemani_bashim

عاشق بین الحرمین @Asemani_bashim

زمينه سازان ظهور آیت الله فروغی @Asemani_bashim

آیت الله سید محمد حسین همدانی صاحب تفسیر ارزنده «انوار درخشان» نقل می کند: « ... ایامی چند را من در خدمت ایشان [مرحوم قاضی] بودم. البته، قبل از اینکه خدمت ایشان برسم اوصاف ایشان را از مرحوم ابوی بسیار شنیده بودم. مرحوم ابوی، می فرمودند: میرزا علی آقا قاضی، از شاگردان مبرز مرحوم آقا سید احمد کربلایی و بسیار سید جلیل و بزرگواری هستند. در سال 1347 یا 1348 قمری که من در مدرسه قوام [نجف اشرف] بودم، مرحوم میرزا علی آقای قاضی به مدرسه قوام تشریف آوردند و از متصدی مدرسه خواستند که حجره ای را در اختیار ایشان قرار دهد. متصدی مدرسه با کمال احترام پذیرفت و یک حجره کوچکی از طبقه فوقانی مدرسه را در اختیار ایشان قرار داد. بعد معلوم شد که مرحوم میرزا علی آقای قاضی حجره را به عنوان مکان خلوتی برای تهجد و عبادت می خواستند؛ چرا که منزل ایشان کوچک بود و ایشان تصور داشتند شب هنگام که می خواهند به نماز و تهجد بپردازند، مزاحم بچه ها هستند!به این جهت، این حجره را تهیه کرده بودند. شبها حدود ساعت دوازده که معمولاً طلبه ها به خواب می رفتند تا برای درسهای فردا استراحتی کرده باشند، شب زنده داری و تهجد ایشان در آن حجره کوچک شروع می شد. در آنجا بود که من شیفته مرحوم میرزا علی آقا قاضی شدم. حالت دعا و نیایش ایشان در آن حجره کوچک، خیلی برای من جالب و زیبا بود. چند ماهی از آمدن ایشان به مدرسه می گذشت که من رفتم خدمت ایشان و تقاضا کردم که کتاب «جامع السعادات» مرحوم نراقی را برای من بخوانند و ایشان با کمال بزرگواری پذیرفتند.قرار شد من در کنار درسهای دیگر در ساعات فراقت خدمت ایشان برسم. با این قرار، من خدمت ایشان می رسیدم و ایشان درس می فرمودند؛ اما چه درسی! واقعاً درس عرفان بود، یک عرفان وجدانی! شنونده یقین می کرد که آنچه استاد می گوید، خود به یقین دریافته و در وجود خودش پیاده کرده است. عجیب صحنه هایی پیش آمد! بعد از چندی، تمام ذکر و ورد من مرحوم میرزا علی آقای قاضی شده بود. به هیچ درسی توجه نمی کردم. تنها درس ایشان مورد توجه من بود. وقتی مقابل ایشان برای درس می نشستم و ایشان صحبت را آغاز می فرمود، تمام درسهای دیگر از خاطرم می رفت و تنها محو ایشان می شدم. تمام روز، به چیزی جز فرمایشات ایشان نمی اندیشیدم.شب هنگام هم که ایشان برای نماز و تهجد آماده می شدند، من یا خواب نبودم و یا اگر خواب هم بودم بیدار می شدم؛ چون ایشان برای وضو گرفتن از میان ایوانی می گذشتند که من شبها در آنجا می خوابیدم. در عین اینکه ایشان نعلین خود را از پا می گرفت که صدا نکند، در عین حال من بیدار می شدم و مخفیانه چگونگی دعا و نیایش ایشان را زیر نظر می گرفتم. خیلی برایم جالب بود. تا صبح خوابم نمی برد و پیرامون آن می اندیشیدم. رفته رفته، در اثر آن بیداریهای شبانه و بی توجهی به درسهای دیگر، در من تغییراتی به وجود آمد و حالم عجیب شده بود، به صورتی که بعضی از دوستان، متوجه تغییر حالت من شده بودند؛ از جمله: آقای سید یوسف حکیم فرزند مرحوم آیت الله حکیم، که با هم انس بسیار داشتیم. یک روز به مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی عرض کردم: حاج میرزا علی آقای قاضی آمده اند در مدرسه ما حجره ای گرفته اند. ایشان متوجه شدند و مسأله را فهمیدند؛ به من فرمودند: « آقا! برای شما خیلی زود است که درس جناب میرزا علی آقای قاضی بروید. شما هنوز مرد این میدان نیستید. او بزرگ مردی است که هماورد بزرگی می خواهد. شما بهتر است، درس ایشان را ترک کنید و برای فراگرفتن مسائل اخلاقی به همان جلسات منزل آقا سید الغفار اکتفاء کنید که در موقعیت شما، این جلسات مفیدتر است». من به مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی، احترام زیادی می گذاشتم و تحت تأثیر قوت روح ایشان بودم؛ از این جهت، بعد از آن روز، درس مرحوم میرزا علی آقای قاضی را ترک کردم. هنوز شیرینی و لذت آن مدت کوتاه درس را که خدمت ایشان بودم احساس می کنم. اقرار می کنم که مرحوم میرزا علی آقای قاضی بسیار مرد کم نظیری بود. کلام و رفتار و سلوک ایشان بسیار جذاب و دلنشین بود. این قضیه را که نقل کردم مربوط می شود به سال 1347 قمری آن زمان مرحوم علامه طباطبائی، خدمت آقا سید الغفار می آمدند. بعدها ایشان با مرحوم قاضی ارتباط برقرار کرد، البته مرحوم علامه طباطبائی و حاج میرزا علی آقای قاضی خویش بودند؛ منظورم ارتباط درس و بحث یا استاد و شاگردی است. » ✍️خبرگزاری فارس @Asemani_bashim

چگونگی دعا آیت الله فاطمی نیا رحمت الله علیه @Asemani_bashim

برکت بواسطه امام زمان علیه‌السلام حاج آقا عالی @Asemani_bashim

نور محمد و علی صلوات الله علیهم @Asemani_bashim

زندگی سخت آیت الله جوادی آملی @Asemani_bashim

بغض به امیرالمؤمنین علیه‌السلام آیت الله ضیا آبادی @Asemani_bashim

آیت الله جوادی آملی: همان‌طورى كه انسان از ذات اقدس اله دو جور نگاه و دو جور شنيدن تحويل گرفت؛ يكى شنيدن فيزيكى و ديگرى شنيدن متافيزيكى؛ يكى نگاه طبيعى و ديگرى نگاه فرا‌طبيعى، و خدا دو تا نگاه و دو تا شنيدن دارد؛ ما هم دو جور ناله و گريه داريم. دو جور دعا داريم؛ يكى دعا و ناله و گريه طبيعى كه آن خيلى سهل است و ديگرى دعا و ناله فرا‌طبيعى كه آن سهل نيست و براى آن بايد خيلى طيب و طاهر بود. كسى كه با دهان غيبت‌كرده، با دهان بد‌گفته، با دهن دشنام و لعن‌گفته، اين دهانى كه مرتب باز شد و جوك گفت و خنديد و خنداند، آن طهارت را ندارد كه از اين دهان حرف بگذرد! رسول گرامى صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «طهّروا افواهكم فانّها طرق القرآن»، مستدرك‌الوسائل،1/368. مگر شما نمى‌خواهيد از اين دهان، قرآن بيرون بيايد؟ اين را آلوده نكنيد. حضرت امير عليه‌السلام در نهج‌البلاغه به پسرش فرمود: مبادا در جلسه‌اى كه نشستى، حرفى بزنى كه ديگران بخندند! اگر مى‌خواهند بخندند، ديگران بگويند و بخندند، نه اين‌كه تو حرفى بزنى و بخندانى! فرمود: اين دهان اگر بخواهد به جايى برسد، بايد اين كانال، پاك باشد. نه غذاى شبهه‌ناك برود و نه حرف مشتبه بيرون بيايد؛ بگذاريد اين كانال پاك باشد: «طهّروا افواهكم فانّها طرق القرآن». مگر اين كتابى كه: «لايمسّه الا المطهّرون»، واقعه/79، از هر دهان و زبان و قلمى كه بگذرد اثر مى‌گذارد؟! اگر شما از لوله آلوده، آب كوثر هم رد كنيد، بالاخره آلوده مى‌شود! شما اگر آب را تصفيه كرديد، تلاش و كوشش كرديد و از چشمه زلال آب گرفتيد، اما از اين مسير آلوده كه مى‌گذرد، آلوده مى‌شود! ✍️سایت معاونت تهذیب حوزه های علمیه @Asemani_bashim

سلام اربابم @Asemani_bashim

هزینه پیامبر برای هدایت مردم حاج آقا کاشانی @Asemani_bashim

عشق واقعی آیت الله جوادی آملی @Asemani_bashim

بطلب بیام @Asemani_bashim

نفرین نماز @Asemani_bashim
نفرین نماز @Asemani_bashim

حاج آقا احمد عابدی: اگر که ما می‌خواهیم تهذیب نفس بکنیم، اولین چیز در تهذیب نفس، تهذیب نفس ناطقه است؛ این که بفهمیم با خلق خدا چگونه برخورد کنیم؟ نوع معاشرت با مردم چگونه باشد؟ معاشرت ما با خدای متعال و با ملائکه چگونه باشد؟ ما هر روز چقدر با ملائکه سر و کار داریم؟ این که این همه می‌گفتند چهار فرشته، فرشته های اصلی اند: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل، این به خاطر این که چهار کار، کارهای اصلی دنیا اند. علم و معرفت کار جبرئیل (ع)، رزق و کار و کسب و این جور چیزها کار میکائیل، این که زمین زنده بشود، درخت‌ها زنده بشود و آن درخت میوه بدهد آن کار رونق پیدا بکند، این‌ها کار اسرافیل هست. زمستان شدن و چشمه خشکیدن و درخت خشکیدن و فلان هم کار عزرائیل است. یعنی این چهار تا کار اصلی ،کار این چهار فرشته ی اصلیِ خدای متعال است؛ هر چه ما ارتباطمان با این‌ها بیشتر باشد، آن وقت بهتر می‌توانیم تهذیب نفس بکنیم. یک بخشی از تهذیب نفس، مربوط به نفس ناطقه است. یک مقداری مربوط به نفس غضبیه است، یک مقداری مربوط به نفس شهویه است که همه آن ها با این چهار فرشته بزرگ خدای متعال، ارتباط دارند. ✍🏼سایت جماران @Asemani_bashim

آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) یأس از رحمت الهى، بدترین گناهان است و از آن، بالاتر گناهى را سراغ نداریم؛ جسارت مى‌کنم و عرض مى‌کنم: به یک جهت، یأس از رحمت الهى، از کشتن انبیا علیهم‌السلام بدتر است! ✍️رساله لقاءالله ؛ توبه @Asemani_bashim

یک آیه قرآن یک دنیا حرف؛ خداوند متعال می فرماید:«مَا یفتَحِ اللّهُ للنّاسِ مِن رَحمَةٍ فَلا مُمسِکَ لَها وَ مایمسِک فَلا مُرسِلَ لَهُ مِن بَعدِهِ وَ هُوَ العَزیزُ الحکیمُ ؛ دری که خداوند از روی رحمت بر مردم بگشاید هیچکس نمی تواند ببندد و آن دری را که او ببندد هیچ کس نمی تواند بگشاید؛ در حالی که او عزیز حکیم است». ✍️(سوره فاطر، ایه 2) @Asemani_bashim