en
Feedback
Once upon a december

Once upon a december

Open in Telegram
365
Subscribers
-224 hours
-17 days
+430 days
Posts Archive
👉 @OnceUponaDecember 🌛 Fuko Ueda
👉 @OnceUponaDecember 🌛 Fuko Ueda

Fragments of today are close but far away For all that is time sails in the moment Fragments of today are close but far away For all that is time sails in the moment But a memory
💽 Leviathan II 🎵 #Metal #SymphonicMetal #GothicMetal #OrchestralMetal #Therion 🎶 Lyrics 🎸Vextune

استخر و دو پیکر - دیوید هاکنی 👉 @OnceUponaDecember 🌛
استخر و دو پیکر - دیوید هاکنی 👉 @OnceUponaDecember 🌛

Repost from آیما.
سلام به همگی تا آخر این ماه نیاز به جمع کردن یه مقدار پول دارم بخاطر همین تصمیم به فروختن نقاشی های اینجا گرفتم میتونید داخل
+3
سلام به همگی تا آخر این ماه نیاز به جمع کردن یه مقدار پول دارم بخاطر همین تصمیم به فروختن نقاشی های اینجا گرفتم
میتونید داخل چنل بگردید و عکس نقاشی‌هایی که میخوایید سفارش بدید رو برام ارسال کنید @im_Ayma
ممنون میشم اگه به دیده شدن این پیام کمک کنید چون فرصت و زمان محدوده

در تصویر مریم خانم را مشاهده می نمایید که در بالای جسد آریوس به فرمانروایی مشغول هستند. "علاوه بر این اگر هر نوشته‌ای که توسط
در تصویر مریم خانم را مشاهده می نمایید که در بالای جسد آریوس به فرمانروایی مشغول هستند. "علاوه بر این اگر هر نوشته‌ای که توسط آریوس نوشته شده‌است پیدا شود باید در آتش سوزانده شود تا بدیهای نوشتارش از بین رود و هیچ چیزی برای یادآوری از نام او باقی نماند. هم اکنون من دستور می‌دهم که هرکسی که نوشتار آریوس را مخفی کرده باشد و آن را برای نابودی به وسیله آتش نیاورد باید اعدام شود. به محض اینکه این گناه مشخص شد فرد خاطی باید اعدام شود…" - دستور امپراتور کنستانتین علیه آریوس" 👉 @OnceUponaDecember  🦁 ☀️ The Madonna Enthroned with Saint Ambrose and Saint Michael — Bramantino

«فکر می‌کنم اشتغال تقریبن کامل هنر مدرن به ذهنیت‌گرایی، به هرج‌ومرج در هنرها منجر شده است. این تصور که واقعیت فقط در ذهن هنرم
«فکر می‌کنم اشتغال تقریبن کامل هنر مدرن به ذهنیت‌گرایی، به هرج‌ومرج در هنرها منجر شده است. این تصور که واقعیت فقط در ذهن هنرمند وجود دارد، و چیزی که آدم‌های ساده‌دل برای مدت طولانی باور داشتند واقعیت است، صرفاً یک توهم است، در ابتدا نیرویی برانگیزاننده بود، اما در نهایت به آثار بسیار اصیل، بسیار شخصی و فوق‌العاده غیرجالب انجامید. 👉 @OnceUponaDecember 🍊 در فیلم اورفه اثر کوکتو، شاعر می‌پرسد چه باید بکند. به او گفته می‌شود: «مرا شگفت‌زده کن.» بخش اندکی از هنر مدرن چنین می‌کند. قطعن نه به آن معنا که یک اثر بزرگ هنری می‌تواند شما را به حیرت وادارد که چگونه یک انسان فانی توانسته آن را خلق کند. به هر حال، فیلم‌ها متاسفانه اصلن این مشکل را ندارند. از همان ابتدا، آن‌ها تا حد ممکن محتاطانه عمل کرده‌اند، و هیچ‌کس نمی‌تواند وضعیت عمومن کسل‌کننده سینما را به زیادی اصالت و ذهنیت‌گرایی نسبت دهد.» — استنلی کوبریک، مصاحبه با میشل سیمان، ۱۹۷۱ توضیحِ تصویر : Stanley Kubrick on the set of A Clockwork Orange (1971)

مصاحبه‌گر: در فیلم شما نوعی بازیگوشی در استفاده از تکنیک‌ها وجود دارد؛ مثلاً صحنه‌های مربوط به آینه که در آن خون‌آشام‌ها هیچ انعکاسی ندارند، اما آدم‌های معمولی دارند. پولانسکی: اما مطمئنید آن بازیگرانی که انعکاس نداشتند، واقعاً خون‌آشام نبودند؟ مصاحبه‌گر: طبق داستان، تفاوت بین خون‌آشام‌ها و غیرخون‌آشام‌ها مشخص است. در هر حال، دو شخصیت اصلی خون‌آشام نیستند، چون در پایان فیلم گزیده می‌شوند و تازه آن موقع تبدیل به خون‌آشام می‌شوند. 🦇 @OnceUponaDecember 🧛 پولانسکی: منطقی است، اما به‌نظر می‌رسد بیش از حد مطمئن حرف می‌زنید. به‌هرحال، فکر می‌کنید حقهٔ آینه‌ها را چطور اجرا کردیم؟ مصاحبه‌گر: یک افکت به سبک ژان کوکتو: از پشت بدل‌ها فیلم می‌گیرید در حالی که بازیگران رو به دوربین هستند. پولانسکی: بله، همین ایده بود. چند روش مختلف را امتحان کردم اما این ساده‌ترین بود. یک سوراخ در دکور ایجاد کردیم و آینه‌ها را آنجا نصب کردیم، دکور پشت را به سمت دیگر منتقل کردیم و بدل‌ها را روبه‌روی دکور قرار دادیم. همین کار را در صحنهٔ تخت هم انجام دادیم، آن‌جایی که من کنار آن مرد همجنس‌گرا نشسته‌ام.

👉 @OnceUponaDecember 🦁 ☀️ چه کسی می داند درد غنچه را به هنگام شکفتن؟ — عباس کیارستمی
👉 @OnceUponaDecember  🦁 ☀️ چه کسی می داند درد غنچه را به هنگام شکفتن؟ — عباس کیارستمی

گاهی اوقات آدم باورش نمی شه که یه زمانی، در همین دانشگاه وین، 87 نفر از اساتید دانشگاه به کارهای گوستاو کلیمت گفتن : بی شرمان
+3
گاهی اوقات آدم باورش نمی شه که یه زمانی، در همین دانشگاه وین، 87 نفر از اساتید دانشگاه به کارهای گوستاو کلیمت گفتن : بی شرمانه مستهجن پورن و اروتیک و در نهایت بر خلاف ارزش ها و جایگاه دانشگاه 👉 @OnceUponaDecember  🦁 ☀️ امروز، همون کارها، در همون دانشگاه، تدریس می شه و صدها کتاب دربارشون نوشته شده. و در همون شهری که قشر فرهیخته ش، برای بایکوت کردن گوستاو کلیمت، تلاش می کردن، بر روی اتوبوس ها، تابلوهای شهری و حتی تاکسی ها و سوغاتی ها، همون آثار مثلن بی شرمانه، اروتیک و مستهجن تبلیغ می شه. 🥸 تو را چگونه می شود ای بشر؟ قبلن در این پست پادکست مصنوعی درباره این دوران ساخته بودیم :

تازگیا با یک شاعر و طنز نویس آلمانی با نام مستعار Theobald Tiger آشنا شدم که حیفم اومد، در کانال آلمانی به فارسی به بررسی یکی از شعرهای مشهورش نپردازیم. 🙂 @almanifarsichannel 🐦 سعی می کنم پست رو طوری تنظیم کنم که حتی اگر زبان آلمانی نمی دونید هم با این شعر ارتباط برقرار کنید. کورت توخولسکی، از مهم ترین طنزنویسان، شاعران و منتقدان سیاسی آلمان دوره وایمار بوده. البته من واقعن درباره گرایش سیاسیش تحقیق نکردم. ولی خودتون اگر دوست داشتید برید تحقیق کنید به منم بگید. شعرش با این بیت طلایی شروع می شه، که البته منو یاد یکی از شعرهای فارسی هم می ندازه، ولی هرچی فکر می کنم یادم نمیاد کدوم شعر 😂 : Bald fehlt uns der Wein 🍷 Bald fehlt uns der Becher 🍷 یعنی : یه وقت شراب نداریم، یه وقت جام نداریم! توی پرانتز بگم که طنز بعضی از شعرهاش نمی تونم بگم سیاه، ولی تلخه. خلاصه منظورش واضحن از این بیت اول اینه که همیشه بالاخره یه چیزی توی زندگی کمه و هیچ وقت همه چیز با هم جور در نمیاد. این رو ممکنه در گفتمان روزمره هم شنیده باشید. یه جورایی تبدیل به ضرب المثل شده. بعد ادامه می ده : Gehst du abends spät nach Hause, naßkalt, müde nach der Klause mußt du heimwärts hinken? Dafür hast du keinen Faible, und du lugst durch blauen Nebel, wo zwei Lichter blinken. Und da ratterts. »Holla, Kutscher!« Der sieht gar nicht hin. Kommt schon mal ne leere Droschke – dann sitzt einer drin! خلاصه این قسمت می شه که گاهی وقتی که شبا خیس و سرد و خسته داری به خونه برمی گردی که کنج عزلت بگزینی، می بینی که یه درشکه خالی داره از دور میاد. ولی یکی توش نشسته! 😅 (درشکه نه آلمانی، نه فارسی و نه فرانسه، بلکه روسی است که وارد زبان های دیگر هم شده است.) این بیت آخر هم دوباره مثل بیت اول خیلی مشهور هست : Kommt schon mal ne leere Droschke – dann sitzt einer drin! این بیت هم طنز تلخ داره : کنایه از این که وقتی که فکر می کنی شانس آوردی، با هم یه چیزی هست که خرابه یا خراب می شه! 🙂 @almanifarsichannel 🐦 در ادامه : Dieses scheint mir allegorisch. Eine liebt ich dilatorisch. Wartete sechs Wochen. Endlich kehrt sie heim zu Muttern. Darf ich dich mit Liebe futtern? Hör mein Herzlein pochen! Doch sie lächelt. »In acht Monden bin ich Wöchnerin!« Kommt schon mal ne leere Droschke – dann sitzt einer drin! Neuer Chef im Amt. Wie ist er? Kabinettssturz. Die Minister gehen, kommen, wechseln. Heut auf schwarz-weiß-roten Kissen, morgen durch die Brust geschossen – Laß sie Noten drechseln! Dies, mein Sohn, in einem Satze ist des Lebens Sinn: Kommt schon mal ne leere Droschke – dann sitzt einer drin! این بخش آخر رو توضیح اضافه نمی دم، فقط بدونید که یه قسمتش درباره اینه که معشوقه ش برگشته، ولی معلوم می شه دلیل برگشتنش این بوده که باردار هست. 🤰 اما نه باردار از خود شاعر. بلکه باردار از شخص دیگه. بخش بعدیش درباره سیاست صبحت می کنه که اگر خواستید کلمه به کلمه ترجمه ش کنید، لازم به ذکر هست که سیاه سفید قرمز رنگ پرچم امپراتوری آلمان بوده. ترجمه پایان بندی شعر هم چنین می شه : „Dies, mein Sohn, in einem Satze ist des Lebens Sinn:“ این، پسرم، در یک جمله معنای زندگی است : Kommt schon mal ne leere Droschke – dann sitzt einer drin! یه وقتی بالاخره ... یه درشکه خالی میاد. که کسی توش نشسته. 😁

Repost from DLeX: AI Python
خانم Esther Perel که به خصوص در حوزه روان شناسی به دلیل ساختارشکنی های جسورانه و زاویه نگاه خاصش شناخته می شه، در SXSW درباره عشق، تنهایی و هوش مصنوعی با آقای Spike Jonze به گفت و گو می نشیند. 👉 @ai_python 🦁 ☀️ Love, Loneliness, and AI Where Should We Begin Live with Esther Perel and Spike Jonze پرل بارها تأکید می‌کند که عشق انسانی همیشه با ریسک، عدم قطعیت، نیازهای متقابل و گاهی رنج همراه است. اما رابطه با یک AI کاملاً فریکشن‌لس است: همیشه در دسترس، همیشه مهربان، همیشه تأییدکننده. او هشدار می‌دهد که اگر به این نوع رابطه 😴 عادت کنیم، ممکن است توقع‌مان از انسان‌ها غیرواقعی شود ... انسان‌هایی که خسته می‌شوند، نیاز دارند، اشتباه می‌کنند و همیشه نمی‌توانند نسخه کامل باشند. https://youtu.be/mV2ilz0WxEI?si=kIKWvGYZHcCmpMQG

آقای یووال نوح حراری می فرمایه : “It is even possible to convert sex into salvation, as fifteenth-century prostitutes did when they slept with men for money, which they in turn used to buy indulgences from the Catholic Church.” ― Yuval Noah Harari, Sapiens: A Brief History of Humankind 👉 @OnceUponaDecember  🦁 ☀️ که یعنی : حتی امکان تبدیل سکس به رستگاری هم وجود دارد، چنان که فاحشه های قرن پانزدهم در ازای پول با مردان می‌خوابیدند و بعد ، از همان پول برای خرید آمرزش از کلیسای کاتولیک استفاده می‌کردند. نکته 1️⃣ : سکس فاحشه ها از نظر کلیسای کاتولیک حرام اندر حرام است و در دوران قبل از اصلاحات پروتستانی کلیسا آمرزش نامه می فروخته. (در کل پول نقش بسیار پر رنگی در کلیسا داره و خدا هم آدم پول پرستیه) نکته 2️⃣ : مثال بهتر و سر راست ترش می شه این آدمایی که توی ایران پول می گیرن به جات نماز بخونن. (بله درست خوندید. در ایران این یه شغله!) بنابراین پول ، بسیار مرز شکن است. شما با پول تقریبن می توانید همه مرزهای فرهنگی، اخلاقی و حتی مذهبی را در هم بشکنید. اگر این بحث براتون جالبه، در کتاب Sapiens ، این بخش در قسمت سوم Unification of Humankind قرار دارد.

ارسطو در بخش چهارم کتاب سیاست من باب اهمیت برده داری در اقتصاد باستان فرماییده : “if the shuttle could weave by itself and th
+1
ارسطو در بخش چهارم کتاب سیاست من باب اهمیت برده داری در اقتصاد باستان فرماییده : “if the shuttle could weave by itself and the plectrum pluck the lyre, masters would have no need of slaves.” 👉 @OnceUponaDecember  🦁 ☀️ به فارسی : اگر ماکو خودش بتواند ببافد و مضراب خودش بتواند چنگ را بنوازد، دیگر اربابان نیازی به بردگان نخواهند داشت. توی پرانتز بگم که ماکو، از این بیلبیلک ها توی دستگاه بافندگی هست که شاید توی کارتون ها دیده باشید. نخِ پود داخلش قرار می گیره و با سرعت از یک طرف به طرف دیگه پرتاب می شه تا پارچه بافته بشه. جدا از این که این نشون می ده که ارسطو در زمان خودش مقدار بسیار کمی، حتی کم تر از همنسلان خودش درباره روان آدمی می دونسته، تاریخ هم نشون داده که الان هم ماکو خودش می بافه و هم مضراب خودش چنگ را می نوازه، اما هنوز اربابان به برده ها و برده ها به اربابان نیاز دارند. مخالفید؟ مگه نه؟

و این گونه هست که هیچ وقت نه اصلن توجه می کنم ترامپ چی می گه. نه توجه می کنم توافق می شه یا نمی شه و فقط تنها کاری که می کنم هر روز یه سری به چانال حقوق خصوصی می زنم.

راستش من از همون موقع ها که توی تابستون اسرائیل حمله کرد به ایران، خودم رو سپردم دست تحلیل های رضا ثابت راسخ. البته خیلی قبل تر مطالب ایشون رو دنبال می کردم. اما از بعد از دور اول جنگ بیش تر توجهم جلب شد. 👉 @OnceUponaDecember  🦁 ☀️ می دونم که ایشون هم مثل همه تحلیل گرهای دنیا خیلی وقتا اشتباه می کنن. اصلن اعتقاد دارم خیلی وقتا بعضی از مطالب رو طوری می نویسن که بعد تر بشه از یک طرف دیگه هم برداشتش کرد و کسی نتونه بگه که اشتباه در اومد یا درست دراومد، اما به طور کلی حسم اینه که بیش از 70 درصد اونجاهایی که منظورشون واضح هست، همون اتفاق هم افتاده یا در آینده خواهد افتاد. 30 درصد دیگه ش هم وقتی با تحلیل گر ها و چانال های دیگه مقایسه بشه زیاد به چشم نمیاد. نمی دونم. شاید هم به خاطر این، فقط همین یه دونه چانال و شخص رو قبول دارم و دنبال می کنم که منم مثل بقیه دنبال جواب، امنیت و قطعیت هستم. و خب توی چانال ایشون جایی هست که می تونم کم و بیش همه اینارو داشته باشم. حداقل می تونم منطقی ترین ورژنش رو داشته باشم. و نظریه مورد علاقه م هم قانونِ سر کوچه س. هرچند که به نظر من قانون سر کوچه هم می شه توی شرایط خاص از بین بره. امید من این هست که قانون سر کوچه همیشه پابرجا باشه. اگر هنوز افرادی هستن که ایشون رو نمی شناسن، این آدرس چانالشون هست : https://t.me/hoghough_khososi

من باب حس لذت بدون گناه : 👉 @OnceUponaDecember  🦁 ☀️ https://youtube.com/shorts/rj54rmVG8qo?is=3-3MojCvtfS3g1oW

پسر رعد آبی