en
Feedback
آلفاروس

آلفاروس

Open in Telegram

خانه فرهنگ روسیه www.alfarus.org Admin: @behruzbb

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 327
Subscribers
+124 hours
+37 days
-730 days
Posts Archive
دختر برفی* را چه به آن خرمن آتش؟ غرق می‌شد در رود، ای کاش، یا به زیر سم اسبان می‌افتاد. دامن نیلگون به آتش داد. نیست شد، تا نمایان گشت پایش. جرعه‌ای آب را می‌مانَد اکنون. با هوا آمیخت چه پاک، به پایان آمد او وقتش. بازی با آتش، دیرینه بازیگوشی ماست. گیرا رنگی است نارنجی، رها نمی‌کند ما را. ذوب می‌شویم از تسلیم، و تن به نابودی می‌دهیم. لیک بگذار آتش برافروزیم و به بازی بخوانیمش. خطر در آغوش گیریم و تن به آتش بسپاریم باز. سرانجام را دیدن نتوان در میان دود آتش. بیرون آییم، زنده، یا یکی شویم با آتش، جاودان. * در روسیه به بابانوئل Ded Moroz می گویند که به معنی پدربزرگ سرماست. «دد ماروز» معمولا با نوه‌اش به نام «Snegurochka» (به معنی دختر برفی) برای بچه‌ها هدیه می‌آورد. در یکی از افسانه‌های روسی آمده که دختر برفی از روی عشق روی آتش می‌پرد و آب می‌شود. خواننده: Valentina Ponomaryova شعر: Bella Akhmadulina آهنگساز: Andrey Petrov ترجمه: بهروز بهادری فر شعر این آهنگ، از بلا آخمادولینا، شاعر برجسته روس است. www.iloverussia.org/snegurochka-akhmadulina @AlfarusORG

آهنگ روسی «در آغوش پتوی مخملی» در آغوش پتوی مخملی رویای دیشب را به یاد می‌آورم چه شد؟ برنده که بود؟ چه کسی باخت؟ مرور می‌کنم دوباره عذاب می‌دهم خود را واژه‌ای برایش ندارم عشق بود آیا؟ شکارچی که بود؟ چه کسی شکار شد؟ برعکس بود به غایت گربه سیبری خانگی که مدام خِرخِر می‌کرد چه فهمید؟ در این دوئل خودرایی که بود که فقط توپ در دست داشت؟ این قلب تو بود که از جای کنده شد؟ یا قلب من؟ چه بود این؟ چیست این تمنا و افسوس؟ کاش می‌دانستم، پیروز شدم؟ یا باختم؟ خواننده: Valentina Ponomaryova آهنگساز: Andrey Petrov شاعر: Marina Tsvetaeva ترجمه: بهروز بهادری فر آهنگ‌ در آغوش پتوی مخلمی یکی از آهنگ های فیلم «رمانس بی رحم» (A Cruel Romance) محصول سال ۱۹۸۴ به کارگردانی «الدر ریازانوف» است. این فیلم بر اساس رمانی به نام «دختر بی جهاز» یا «عروس بی نوا» نوشته «آلکساندر آستروفسکی» (۱۸۷۸)، یکی از نویسندگان شاخص روس ساخته شده است. شعر از مارینا تسوتایوا، شاعر برجسته روس است که پس از اعدام شوهرش، خودکشی کرد. محققان ادبی اعتقاد دارند که این شعر اشاره به رابطه شاعر با یک زن دارد. www.iloverussia.org/tsvetaeva-pod-laskoi @iloverus

یکی از شاهکارهای ادبیات روسیه، «قلب سگی» نوشته «میخاییل بولگاکوف» است. این رمان را «بولگاکوف» چند سال بعد از انقلاب شوروی نوشت، اما به دلیل تمسخر خلاقانه وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی انقلاب، تا بیش از ۶۰ سال اجازه انتشار پیدا نکرد. داستان از این قرار است که یک پزشک، مغز یک انسان را به یک سگ پیوند می‌زند. سگ به شکل انسان درمی‌آید، ولی آن‌قدر برای دکتر و دیگران مشکلات درست می‌کند و عرصه به همه تنگ می‌شود که در نهایت با عمل جراحی مجدد، او را دوباره به شکل سگ در می‌آورد. نویسنده می‌خواهد بگوید که این قلب است که انسان را می‌سازد و نه مغز. در واقع «شاریک»، این «موجود آزمایشگاهی» و شخصیت فانتزی داستان، همان انقلاب شوروی است که زندگی مردم را مختل کرده است. زمان خلق این اثر، بولگاکوف تنها ۳۴ سال داشت، با این وجود این رمان کوتاه، یکی از خلاقانه‌ترین آثار ادبی روسیه است. بهترین ترجمه فارسی قلب سگی را نشر ماهی با ترجمه آقای آبتین گلکار منتشر کرده است. ترجمه و زیرنویس: بهروز بهادری فر www.iloverussia.org/heart-of-a-dog @AlfarusORG

+1
روز پیروزی، جشن پایان جنگ جهانی دوم در روسیه آهنگ روز پیروزی با صدای Lev Leshchenko روی تصاویری تاریخی از بازگشت سربازان روسی از جبهه‌های جنگ https://t.me/AlfarusORG/529 www.iloverussia.org/den-pobedy @AlfarusORG

امروز در روسیه و اکثر کشورهای شوروی سابق ۷۵ مین سالگرد «روز پیروزی» است. ساعت‌های آخر شب ۸ ماه مِی ۱۹۴۵ در برلین بود که آلمان نازی تسلیم‌نامه‌ای را امضا کرد و به این ترتیب رسما شکست خود از ارتش سرخ شوروی را پذیرفت. به خاطر اختلاف ساعت، امضای این سند به وقت مسکو، در اولین ساعات ۹ مِی اتفاق افتاد و بنابراین، ۹ مِی، روز پیروزی نام گرفت. در ابتدای جنگ جهانی دوم، استالین، رهبر خودکامه اتحاد جماهیر شوروی، که به سرعت و با خشونت بی‌سابقه‌ای مشغول تبدیل روسیه از یک کشور عقب‌افتاده به یک کشور صنعتی و قدرتمند بود، با هیتلر توافق کرده‌بود که با هم درگیر نشوند و به آلمان غلات و مواد خوراکی می‌فرستاد. اما هیتلر زیر توافقش زد و با حمله شبانه به پایگاه‌های هوایی کی‌یف که آن زمان بخشی از شوروی بود، استالین را غافلگیر کرد. ارتش آلمان تا دل استالینگراد و مسکو و سنت پترزبورگ آمد. سنت پترزبورگ را حدود دو سال و نیم در محاصره خود درآورد تا جایی که مردم به خوردن گوشت انسان روی آوردند. شوروی (که شامل کشورهای جداشده امروزی هم می‌شد) ۲۰ و چند میلیون کشته داد. یعنی چیزی حدود ۱۵ درصد جمعیت‌اش را از دست داد. اما تسلیم نشد و نه تنها آلمان را شکست داد، بلکه بخشی از اروپای شرقی؛ استونی، لیتوانی، لتونی، کالینینگراد و آلمان شرقی را هم به خاک خود الصاق کرد. این پیروزی، روحیه و غرور ملی مردم روس را تقویت کرد و به محبوبیت استالین افزود. هرچند که کمتر از ۵۰ سال بعد، امپراطوری شوروی به کلی فروپاشید. شاید اغراق نباشد که «روز پیروزی» بعد از کریسمس، مهمترین مناسبت در تقویم روسیه است. آمادگی برای این جشن باشکوه از روز اول ماه مِی که روز کارگر و اول بهار است شروع می‌شود. روزهای بین اول تا ۹ می به اصطلاح تق و لق است و تعطیلات ماه می نام دارد. در این مراسم که در میدان سرخ مسکو برگزار می‌شود، با حضور مقامات دولتی رژه و مانور هوایی برگزار می‌شود. در نزدیکی میدان سرخ و کنار دیوارهای کرملین، بنای یادبود شهدای گمنام و «شعله جاودان» به یاد جانباختگان جنگ قرار دارد. در این روزها، جوان‌تر‌ها به زن و مردهای کهنه سرباز که معمولا لباس رسمی می‌پوشند و بیرون می‌آیند، گل هدیه می‌دهند. دولت هم معمولا هدیه‌ای برای آن‌ها می‌فرستد. خیلی‌ها کلاه سربازان ارتش سرخ به سر می‌کنند و روبانی نارنجی و سیاه رنگ به ماشین و کیف و… می‌بندند. «روبان سنت جورج» که سابقه ای ۲۵۰ ساله دارد، یکی از مورد احترام ترین نمادهای ارتش روسیه است که شامل ۳ نوار باریک مشکی رنگ و دو نوار باریک نارنجی رنگ می‌شود. از چند روز قبل از روز پیروزی، جوان‌هایی در کنار خیابان روبان‌های مجانی بین مردم پخش می‌کنند. بعضی‌ها پشت ماشینشان می‌نویسند «از پدربزرگ برای این پیروزی سپاسگزاریم». بعضی‌ها هم که وطن پرست‌ترند، می‌نویسند «پیش به سوی برلین». این تزیینات تا ماه‌ها در سطح شهر دیده می‌شود. شب قبل مراسم آتش بازی برقرار است و مردم به هم تبریک می‌گویند و قلبا حس خوشحالی و پیروزی دارند. جنگ جهانی دوم، تاثیر عمیقی روی خلق و خوی و روحیات مردم روسیه گذاشته است و این حس جنگ و شکست و پیروزی هنوز هم بین مردم، پیر و جوان، دیده می‌شود. تصور کنید روز آزادسازی خرمشهر، مقیاس جهانی داشت. مسلما در روحیه ما بیشتر تاثیر می‌گذاشت. بهروز بهادری فر www.iloverussia.org/den-pobedy @AlfarusORG

کارتون روسی «مارتینکو» کارگردان: Eduard Nazarov بر اساس داستانی از: Boris Shergin محصول شوروی، ۱۹۸۷ ترجمه و زیرنویس: بهروز بهادری فر www.iloverussia.org/martynko @AlfarusORG

«شیگیر»، قدیمی‌ترین مجسمه چوبی جهان مجسمه «شیگیر» (Shigir Idol) با قدمت ۱۱ هزار سال، قدیمی‌ترین مجسمه چوبی است که تا به حال ک
«شیگیر»، قدیمی‌ترین مجسمه چوبی جهان مجسمه «شیگیر» (Shigir Idol) با قدمت ۱۱ هزار سال، قدیمی‌ترین مجسمه چوبی است که تا به حال کشف شده‌است. به عبارت دیگر، این مجسمه (بُت)، بیش از ۲ برابر اهرام ثلاثه و بیش از ۴ برابر تخت جمشید قدمت دارد. ارتفاع این مجسمه ۵ متر و ۳۰ سانت بوده، اما تکه‌هایی از آن در زمان شوروی از بین رفت و امروزه فقط ۲ متر و ۸۰ سانت آن باقی مانده‌است. این مجسمه در سال ۱۸۹۰ میلادی در شهر «کیروفگراد» (سیبری غربی) و در عمق ۴ متری از سطح یک لجن‌زار کشف شد و امروزه در موزه تاریخ یکاترینبورگ (شهری مهم در جنوب محل کشف مجسمه) نگهداری می‌شود. دانشمندان معتقدند که چوب این مجسمه متعلق به یک درخت سیاه‌کاج ۱۵۷ ساله بوده که توسط ابزار سنگی برش داده‌شده. روی سطح مجسمه طرح های هندسی تکراری حک شده‌اند که می‌تواند بیان‌کننده عقاید آن فرهنگ و یا نشان قبیله‌ای باشد. مردمان آن دوران جادوباور بودند. روس‌ها تا کمی بیش از هزار سال پیش، و قبل از ورود مسیحیت، شمن‌باور بودند. بعضی از مراسم مذهبی و ملی روسیه امروزی، مانند «ماسلنیتسا» و «ایوان کوپالا» ریشه در اعتقادات شمن‌باوری دارد. www.iloverussia.org/shigir @iloverus

آهنگ «خورشید خسته» ۱۹۳۷ میلادی خورشید خسته با دریا وداع ‌کرد آرام اعتراف کردی که دلباخته نیستی در آن غروب غم مرا گرفت خالی از حزن و اندوه بود کلامت در آن غروب جدا می‌شویم خشمگین نمی‌توانم بود به یکسان مقصریم خواننده: Pavel Mikhailov موسیقی: Jerzy Petersburski ترانه: Iosif Alvek ترجمه: بهروز بهادری فر «خورشید خسته» یک آهنگ اصالتا لهستانی است که به «آخرین یکشنبه» یا «تانگوی خودکشی» شهرت دارد و توسط آهنگسازان و خوانندگان زیادی اجرا شده‌است و شاعران زیادی روی آن شعر نوشته‌اند. این آهنگ به شکل‌های مختلف در فیلم‌های زیادی به کار رفته است، از جمله «فهرست شیندلر» اثر استیون اسپیلبرگ و «آفتاب سوخته» اثر نیکیتا میخالکوف. www.iloverussia.org/utomlennoe-solntse @AlfarusORG

فیلم «رمانس بی رحم» (A Cruel Romance) محصول شوروی در سال ۱۹۸۴ به کارگردانی «الدر ریازانوف» است که بر اساس رمانی به نام «دختر بی‌جهاز» یا «عروس بی‌نوا» نوشته «آلکساندر آستروفسکی» (۱۸۷۸)، یکی از نویسندگان شاخص روس ساخته شده‌است. زنی از یک خانواده اشراف‌زاده ۳ دختر دارد. پس از فوت همسرش، وضعیت مالی خانواده به وخامت گذاشته و مادر در تلاش است تا با معاشرت و مهمانی گرفتن و رفت و آمد، برای دخترانش که از بد روزگار بدون جهیزیه مانده‌اند، خواستگار پولدار پیدا کند. لاریسا، دختر کوچک‌تر چند خواستگار دارد. از جمله یولی، که دوست دوران کودکی لاریسا‌ است، مردی ابله، بی‌پول و خودخواه است و لاریسا به او علاقه‌ای ندارد. مرد دیگری که به لاریسا ابراز علاقه کرده، متاهل است و مادر لاریسا فقط از علاقه او به دخترش استفاده کرده و از او پول تیغ می‌زند. اما لاریسا دلباخته مرد دیگری به نام سرگی است. او خوشتیپ، پولدار و صاحب کشتی بخار است و به نظر می‌رسد او هم عاشق لاریسا شده. اما به یکباره به بهانه کار فوری، بدون خداحافظی، شهر را ترک می‌کند و لاریسا را تنها می‌گذارد. لاریسای دلشکسته، یک سال منتظر سرگی می‌ماند، اما خبری از او نیست. مادرش به مهمانی گرفتن ادامه می‌دهد و بعد از دزد و دغلباز درآمدن یکی از خواستگارها، به دخترش فشار می‌آورد که هرچه زودتر ازدواج کند. لاریسا قبول می‌کند تا به اولین خواستگار جواب بله بدهد. بلافاصله، یولی بی‌پول، خواستگاری می‌کند و لاریسا به او می‌گوید که بدون عشق و علاقه و فقط از سر ناچاری جواب مثبت می‌دهد. در گیر و دار برپایی مراسم عروسی لاریسا با یولی، سر و کله سرگی از سفر پیدا می‌شود. لاریسا و سرگی ملاقات می‌کنند و لاریسا اعتراف می‌کند که هنوز عاشق اوست. در مراسم عروسی، سرگی با کمک دوستانش، داماد را به قدری مست می‌کنند که لاریسا از ناراحتی و شرم، مراسم را ترک می‌کند. سرگی به دنبالش می‌رود و بدون اشاره به ورشکستگی‌اش و این که در شرف ازدواج با یک خانم پولدار است، به لاریسا می‌گوید من هم عاشق تو هستم، همه چیز را ترک کن و عروس را با خود به کشتی‌اش می‌برد و کل مراسم عروسی بهم می‌ریزد. در کشتی، جشن می‌گیرند و کولی‌ها برای این زوج موسیقی اجرا می‌کنند و لاریسا شب را پیش سرگی می‌ماند. صبح روز بعد، در کمال ناباوری لاریسا متوجه می‌شود که سرگی با احساسات او بازی کرده و آبرویش در معرض خطر است. در این میان، داماد که تازه متوجه شده که بازی خورده، تفنگش را بر می‌دارد و با قایق خود را به کشتی می‌رساند و دوستان سرگی را می‌بیند که در حال شیر یا خط انداختن هستند تا انتخاب کنند کدامشان لاریسا را با خود به سفر پاریس ببرد! داماد از لاریسا خواهش می‌کند با او برگردد، اما لاریسا مستاصل و شوکه است و می‌گوید به تو علاقه ندارم و با دوست سرگی می‌روم پاریس. داماد هم در یک جنون آنی، او را با شلیک یک گلوله از پای در می‌آورد. بهروز بهادری فر تماشای قسمت اول: https://t.me/AlfarusORG/522 تماشای قسمت دوم: https://t.me/AlfarusORG/523 www.iloverussia.org/a-cruel-romance @AlfarusORG

فیلم روسی (قسمت 2/2) رمانس بی‌رحم A Cruel Romance ۱۹۸۴ قسمت اول: https://t.me/AlfarusORG/522 توضیحات: https://t.me/AlfarusORG/524 www.iloverussia.org/a-cruel-romance @AlfarusORG

فیلم روسی (قسمت 1/2) رمانس بی‌رحم A Cruel Romance ۱۹۸۴ قسمت دوم: https://t.me/AlfarusORG/523 توضیحات: https://t.me/AlfarusORG/524 www.iloverussia.org/a-cruel-romance @AlfarusORG

آهنگ روسی «سرزمین جادویی عشق» همچو پروانه به دور شمع بی‌تاب سرزمین جادویی عشقم آن‌جا که عزیز و محبوبم آن‌جا که روزها خالی از تکرارند آن‌جا که رها از وحشت و ترسم سرزمین دلفریب عشق یگانه جایگاه خوشبختی روزگار می‌چرخد نیستی کنارم یا دروغ می‌بافی، آسان اکنون می‌دانم که عشق، سرزمین ریاکاران است ساده‌دلم، گناه من نیست عشق، سرزمین دروغگویان است همه فریبکارند در برابرت اشک می‌ریزم چرا؟ بی‌بهانه لبخند می‌زنم چرا؟ در این سرزمین بی‌وفای عشق همه خیانتکارند می روید این گل، دوباره از میان هر چه رنج و مانع عشق، سرزمین بهار است یگانه جایگاه خوشبختی خواننده: Valentina Ponomaryova ترانه: Eldar Ryazanov آهنگساز: Andrey Petrov ترجمه: بهروز بهادری فر «سرزمین جادویی عشق»، یکی از آهنگ‌های فیلم «رمانس بی‌رحم» محصول سال ۱۹۸۴ به کارگردانی «اِلدَر ریازانوف» است. www.iloverussia.org/ahang_sarzamin_jaduee_eshgh @AlfarusORG

آهنگ روسی «و در پایان بگذار بگویم» و در پایان بگذار بگویم دیوانه شده‌ام به انتهای مرز دیوانگی، به جنون رسیده‌ام چگونه عاشقی بودی؟ طعم مرگ را چشیدی اما فراتر از آن مرا با عشقت به نابودی کشاندی و چه ناخواسته و ناشیانه چنین کردی هنوز کمی جان در بدن دارم اما دستانم لمس افتاده‌اند و بوها و صداها به آهستگی از من دور می‌شوند بدرود دیگر مجبور نیستی عاشقم باشی خواننده: Valentina Ponomaryova ترانه سرا: Bella Akhmadulina آهنگساز: Andrey Petrov ترجمه: بهروز بهادری فر «و در پایان بگذار بگویم»، یکی از آهنگ‌های فیلم «رمانس بی‌رحم» محصول سال ۱۹۸۴ به کارگردانی «اِلدَر ریازانوف» است. www.iloverussia.org/a-naposledok-ya-skazhu @AlfarusORG

میخاییل بولگاکوف نویسنده برجسته روس چند روز دیگر ۱۲۹ ساله می‌شود. بولگاکوف مانند نیکلای گوگول، اصالتا اوکراینی و مانند آنتون چخوف، پزشک بود. بولگاکوف در پایان عمر دچار اعتیاد شد، اما به یک‌باره ترک کرد و در نهایت در سن ۴۸ سالگی از دنیا رفت. مقبره او و همسرش (که ۳۰ سال بعد فوت شد و در این فاصله دو همسر دیگر اختیار کرد) در صومعه نوودیوچی قرار دارد و خانه آن‌ها در مرکز شهر، به موزه تبدیل شده. از او آثار بسیار مشهوری همچون مرشد و مارگاریتا و قلب سگی به یادگار مانده‌است. رمان مرشد و مارگاریتا، از بزرگ‌ترین آثار ادبی قرن بیستم روسیه است. نوشتن این کتاب ۱۲ سال و تا مرگ این نویسنده به طول انجامید و در نهایت همسرش کتاب را به پایان رساند. مانند قلب سگی، مرشد و مارگاریتا هم تا بیش از ۳۰ سال اجازه انتشار بدون سانسور نیافت. در این قطعه کوتاه که از سریال مرشد و مارگاریتا انتخاب کرده‌ام، شیطان (استاد ولند) به همراه دستیارانش در یک سالن تئاتر دیده می‌شود که به نظاره رفتار انسان‌ها مشغول است و به نوعی آن‌ها را به بازی می‌گیرد. بهروز بهادری فر www.iloverussia.org/bulgakov125 @AlfarusORG

فیلم کمدی «طنز سرنوشت» یا «عافیت باشه!» محصول شوروی (۱۹۷۶) به کارگردانی ایلدر ریازانوف است. شاید اغراق نباشد که این فیلم موفق‌ترین و محبوب‌ترین فیلم شوروی است و تا امروز، همه ساله، شب سال نو میلادی از تلویزیون پخش می‌شود. ژِنیا قرار است شب سال نو میلادی را با نامزدش باشد و همان ‌شب به او پیشنهاد ازدواج بدهد. مادرش هم که تلاش دارد پسرش سر و سامان بگیرد، تصمیم دارد شب آن‌ها را تنها بگذارد. همان روز، با دوستانش به بانیا (حمام روسی) می‌رود. آنجا همه مست می‌کنند و دوستانش به اشتباه، ژنیا را به جای یکی دیگر از دوستان که قرار بوده به سنت پترزبورگ برود، سوار هواپیما می‌کنند. ژنیا به سنت پترزبورگ می‌رسد و در عالم مستی به راننده آدرس منزل خودش را می‌دهد، به این خیال که در مسکو است. کلید می‌اندازد و وارد آپارتمان می‌شود و روی تخت به خواب می‌رود. در زمان شوروی، به خصوص برژنف، انبوه سازی مسکن با یک نقشه واحد رونق گرفته بود. این موضوع دستمایه طنز این فیلم شده. یعنی در دو شهر مختلف، آدرس و نقشه و کلید و... عین هم یکسان است. صاحب آپارتمان در سنت پترزبورگ، نادیا، دختر جوانی است که مادرش او را تنها گذاشته تا نامزدش (ایپولیت) شب سال نو بیاید و به او پیشنهاد ازدواج بدهد. نادیا که از خرید برمی‌گردد، با یک مرد غریبه مست در تخت خوابش مواجه می‌شود. در این میان نامزدش هم وارد می‌شود و داستان را باور نمی‌کند و با قهر، نادیا را با ژنیا تنها می‌گذارد. حال ژنیا که بهتر می‌شود، عذرخواهی کرده و سعی می‌کند به مسکو برگردد، اما شب سال نو پروازی وجود ندارد. در این حین سعی می‌کند به منزل خود در مسکو زنگ بزند و به نامزدش ماجرا را بگوید. اما شرایط طوری می‌شود که وقتی نامزدش زنگ میزند، نادیا گوشی را بر می‌دارد. و وقتی ایپولیت زنگ می‌زند، ژنیا گوشی را برمی‌دارد. ایپولیت برمی‌گردد و با ژنیا بحث و دعوا می‌کنند و خلاصه کار بدتر می‌شود. به اجبار، ژنیا و نادیا سال را با هم نو می‌کنند. در این میان، دوستان نادیا می‌آیند مهمانی، تا هم ایپولیت، نامزد نادیا را ببینند و هم سال نو را تبریک بگویند. نادیا از ترس این‌که برایش داستان درست نکنند، مجبور می‌شود وانمود کند ژنیا همان ایپولیت است و او را می‌بوسد. داستان طوری پیش می‌رود که این دو به هم علاقمند می‌شوند. صبح زود، ژنیا با اولین پرواز به مسکو برمی‌گردد و می‌رود می‌خوابد. وقتی بیدار می‌شود، نادیا کنارش است. پیدا کردن ژنیا سخت نبوده، چون آدرس و کلید، یکی است! این فیلم به قدری محبوب است که قسمت دوم آن هم چند سال پیش ساخته شد، اما خیلی موفق نبود. بهروز بهادری فر تماشای قسمت اول: https://t.me/AlfarusORG/516 تماشای قسمت دوم: https://t.me/AlfarusORG/517 www.iloverussia.org/tanze-sarnevesht @AlfarusORG

فیلم روسی (قسمت 2/2) طنز سرنوشت (عافیت باشه!) The Irony of Fate ۱۹۷۶ قسمت اول: https://t.me/AlfarusORG/516 توضیحات: https://t.me/AlfarusORG/518 www.iloverussia.org/tanze-sarnevesht @AlfarusORG

فیلم روسی (قسمت 1/2) طنز سرنوشت (عافیت باشه!) The Irony of Fate ۱۹۷۶ قسمت دوم: https://t.me/AlfarusORG/517 توضیحات: https://t.me/AlfarusORG/518 www.iloverussia.org/tanze-sarnevesht @AlfarusORG

بدرخش ستاره من، بدرخش بدرخش ای ستاره عشق و دوستی تویی تنها عزیز و محرم، تویی یگانه محبوب امروز و فردا تو ای ستاره عشق، ستاره جادویی، ستاره گذشته‌های من روح خسته‌ام، جایگاه ابدی توست زندگی‌ام نورانی از پرتو نیروی نامرئی توست پس از مرگ نیز بر مزارم بتاب و نور بیافشان رومانس «بدرخش ستاره من» یکی از معروف‌ترین آهنگ‌های روسی است. از آن آهنگ‌هایی که مردم دورهمی با گیتار می‌خوانند. تاریخچه آن به حدود ۱۸۰ سال قبل باز می‌گردد، زمانی که یک دانشجوی حقوق دانشگاه مسکو، به مناسبت ۷۰۰ سالگی مسکو، شعر این آهنگ را نوشت. خواننده‌های روسی بسیاری این آهنگ را اجرا کرده‌اند و به شعر اصلی وفادار بوده‌اند. اما اجرای «آنا گرمان» که از همه معروف‌تر است، بر اساس شعری کمی متفاوت از نسخه اصلی تنظیم شده‌است. این آهنگ در زمان شوروی به دلایل سیاسی چند سالی ممنوع شد، اما در دهه پنجاه میلادی دوباره به اوج محبوبیت رسید. خواننده: Anna German آهنگساز: Pyotr Bulakhov شاعر: Vladimir Chuyevsky ترجمه: بهروز بهادری فر www.iloverussia.org/gori_anna_german @AlfarusORG

فیلم روسی (فیلم کامل) آرایشگر سیبری 1998 آرایشگر سیبری داستان یک مثلث عشقی در زمان روسیه تزاری است. یک مخترع آمریکایی ماشینی (آرایشگر سیبری) برای برداشت آسان چوب درختان اختراع کرده‌ و به روسیه آمده تا حمایت یکی از شاهزاگان را برای خرید این دستگاه جلب کند. در این سفر، جِین هم که در روسیه ارتباطاتی دارد، او را همراهی و کمک می‌کند. جِین درگیر یک مثلث عشقی بین آندری که یک سرباز ساده است و فرمانده او، ژنرال رادلوف می‌شود. رابطه جِین و آندری جدی‌ می‌شود، اما آندری متوجه می‌شود که جِین قصد دارد برای موفقیت پروژه فروش دستگاه آرایشگر سیبری، از عشق آندری به نفع ژنرال رادلوف که مرد بانفوذی است، صرف نظر کند. آندری به ژنرال رادلوف حمله می‌کند. ژنرال هم او را به چندین سال کار اجباری در سیبری تبعید می‌کند. سال‌ها بعد جِین برای ملاقات با آندری به سیبری می‌رود، اما موفق به دیدار او نمی‌شود. داستان به شکل نامه جِین به پسر ۲۰ ساله‌اش روایت می‌شود که برای اولین بار این راز سر به مهر را بازگو می‌کند؛ پدر این پسر، آندری، همان سرباز عاشق پیشه است. بهروز بهادری فر www.iloverussia.org/the-barber-of-siberia @AlfarusORG

فیلم روسی (قسمت 2/2) رمانس اداری Office Romance ۱۹۷۷ قسمت اول: https://t.me/AlfarusORG/512 این فیلم کمدی عاشقانه به کارگردانی اِلدَر ریازانوف، درباره رابطه عاشقانه‌ای است که با وجود تنفر اولیه، بین خانم رییس و کارمند او شکل می‌گیرد. متن آهنگ اصلی فیلم (با صدای بازیگر نقش اصلی فیلم): آرام و قرار ندارم. چشم انتظار کسی هستم. شب تا صبح را به یاد او چشم بر هم نمی‌گذارم. کسی کنارم نیست. آه چگونه او را بیایم؟ همه دنیا را به جستجویش می‌گردم. آه ای نگهبانان عشق، نیروهای ناشناخته! دلبری را سالم و سلامت به من برسانید! کسی کنارم نیست. غم مرا فرا گرفته. قسم که هر چه دارم می‌دهم تا به او برسم. آهنگ روسی «آرام و قرار ندارم» خواننده: Alisa Freindlich شاعر: Robert Burns ترجمه: بهروز بهادری فر www.iloverussia.org @AlfarusORG