آلفاروس
Open in Telegram
خانه فرهنگ روسیه www.alfarus.org Admin: @behruzbb
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 327
Subscribers
+124 hours
+37 days
-730 days
Posts Archive
1 327
ویلیام میخائیلوفسکی
(Wilhelm Mikhailovsky) (1942 - 2018)
عکاس اهل لاتویا. او با عشق به نقاشی و شعر به عکاسی روی آورد. میخایلوفسکی در بیش از 300 نمایشگاه در 50 کشور جهان شرکت کرد ، تعدادی جوایز معتبر دریافت کرد از جمله جایزه World Press Photo award (1988) . او در فیلمبرداری مستند The Supreme Court (کارگردان Herz Frank) شرکت کرد. میخایلوفسکی با داشتن 8 مجموعه اثر به نام خود ، در بیش از 300 نمایشگاه شرکت کرده است، هزار لحظه را ثبت کرده، زیبا و غمناک.
درک عکاسی ارتباط مستقیمی با واقعیتی که در آن به تصویر کشیده شده ندارد. این مخاطب است که در سطوح مختلف عکس ادراک به وجود می آورد. بنابراین، جهان بازآفرینی شده توسط ما (عکاس)، اگرچه معتبر است، ولی واقعی نیست، بلکه تخیلی است.
مجموعه ها:
Faces of the Time
Mine 365 Days
Centuries Are Looking at Us
Latvia here and now
Invitation to Execution
Flight
Humanus
People of Riga
#wilhelmmikhailovsky #sovietphotography
#عکاسی
@russian_art_and_culture
1 327
نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه بود.
سقوط او در سال ۱۹۱۷ میلادی، به بیش از ۳۰۰ سال حکومت خاندان رومانوف پایان داد.
نیکلای دوم، شاهزاده جوان، حکومت را از پدرش، تزار الکساندر سوم به ارث برد.
همسرش، الکساندارا (آلیس)، شاهدخت آلمانی - انگلیسی و نوه ملکه ویکتوریای انگلستان بود.
نیکلای و الکساندارا ۴ دختر و ۱ پسر داشتند.
بیماری پسرشان باعث نفوذ راسپوتین که ادعای نیروهای درمانی ماورایی داشت، در درباره تزار شد.
در سال ۱۹۱۸، مدتی پس از پیروزی انقلاب شوروی، نیکلای دوم و همسر و فرزندانش و چند خدمتکار در یکاترینبورگ تیرباران شدند و قبرشان تا سالها مشخص نبود تا این که در سالهای گذشته با تشخیص DNA اجساد آنان شناسایی شد.
بسیاری دیگر از اعضای خاندان رومانوف، به خارج از کشور گریختند و آثار هنری و ثروت هنگفتی را از روسیه خارج کردند و برخی از نوادگان آنان هنوز در رفاه کامل در خارج از کشور زندگی میکنند.
عکسهای نیکلای دوم و همسر و فرزندانش که رنگی شدهاند را میبینید.
-----------------
آلفاروس
www.alfarus.org
@AlfarusORG
1 327
مرگ قو
The Dying Swan
Умирающий лебедь
رقصنده: Natalia Makarova
مرگ قو، بخشی از باله «دریاچه قو» اثر پیوتر چایکوفسکی، آهنگساز روس است. دریاچه قو از معروفترین بالههای دنیاست.
پرنسس و ندیمانش به اثر نفرینی، به قو بدل شدهاند و در دریاچهای از اشک مادران و پدارنشان زندگی میکنند و فقط شبها به انسان تبدیل میشوند.
شبی شاهزاده، پرنسس را دیده و به او دل میبندد و قول میدهد او را از نفرین رها کند. جادوگر، دختر خود را به شکل پرنسس درآورده به و نزد شاهزاده میفرستد و او را فریب میدهد.
پرنسس دلشکسته، برای رهایی از غم، تن به مرگ میدهد. (صحنه معروف مرگ قو)
نسخههای مختلفی از پایان داستان وجود دارد.
از جمله اینکه شاهزاد به اشتباه خود پیبرده و پرنسس او را بخشیده و با هم میمیرند.
-----------------
آلفاروس
www.alfarus.org
@AlfarusORG
1 327
افسانه «تزار سالتان»
اثری منظوم از الکساندر پوشکین
در روزگاران دور، سه خواهر دور هم نشسته بودند و خیال پردازی میکردند که اگر همسر تزار (پادشاه) بشوند، چه کار میکنند.
یکی میگوید برای همه دنیا غذا درست میکردم. دیگری میگوید، برای همه مردم دنیا لباس میبافتم. و خواهر از همه کوچکتر، میگوید برایش یک پسر و جانشین دلاور به دنیا میآوردم.
به یک باره «تزار سالتان» وارد شده و خواهر کوچکتر را به همسری برگزیده و دو خواهر دیگر را به سمت آشپز و بافنده دربار به خدمت میگیرد.
چند ماه بعد «تزار سالتان» همسر باردار خود را تنها گذاشته و خود به میدان جنگ میرود. مدتی بعد که پسر پادشاه به دنیا میآید، دو خواهر ملکه، به کمک پیرزنی به نام «بارباریکا» و با دسیسه و کلک، کاری میکنند تا سربازان دربار، ملکه و پسرش را داخل بشکه حبس کرده و به داخل دریا بیاندازند.
شاهزاده «گویدون» (Gvidon) ظرف چند ساعت، داخل بشکه رشد کرده و به جوانی قوی و دلاور بدل میشود و از دریا میخواهد که آنها را به ساحلی آرام هدایت کند.
بعد از رسیدن به ساحل جزیرهای آرام، شاهزاده جوان به دنبال شکار میرود و با تیرش، شاهینی را که میخواست یک قوی سفید را شکار کند، از پای در میآورد. قوی نجات یافته میگوید که این شاهین، جادوگر خبیثی بوده و چون شاهزاده جانش را نجات داده، تا پایان عمر به خدمت او درمیآید.
فردایش ملکه و شاهزاده خود را داخل شهری زیبا و مجلل میبینند و شاهزاده جوان، حاکم این شهر میشود.
مدتی بعد گروهی تاجر با کشتی وارد جزیره میشوند. شاهزاده از آنها پذیرایی میکند و به آنها میگوید تا سلامش را به «تزار سالتان» (پدرش) برسانند.
شاهزاده به قو میگوید که ای کاش میتوانستم من هم به دیدار پدرم بروم. قو، شاهزاده را به پشهای تبدیل میکند تا بتواند تاجران را همراهی کند.
در محضر پادشاه، تاجران از این شهر زیبا میگویند و پادشاه ترغیب میشود که به دیدن آن شهر برود. اما خواهران ملکه و «بارباریکا»، با مسخره کردن داستان تاجران از شهری میگویند که در آن سنجابی زیر درخت مینشیند، آواز میخواند و میوههای طلایی گاز میزند که داخلشان زمرد خالص است. و به این طریق شاه را از سفر منصرف میکنند.
شاهزاده پشه شده چشم یکی از خالههایش را میگزد و به شهر خودش باز میگردد و ماجرا را تعریف میکند. قو هم عین همان سنجاب را پدید میآورد که مایه ثروت شاهزاده میشود.
مدتی بعد دوباره گروهی تاجر وارد جزیره شاهزاده میشوند و همان داستان قبلی تکرار میشود. این بار، قو شاهزاده را به شکل مگس درمیآورد.
تاجران در محضر پادشاه از زیباییهای آن شهر و از سنجاب معروفش میگویند. پادشاه هر چه بیشتر ترغیب میشود که به این شهر افسانهای سفر کند، اما بار دیگر خواهران ملکه و دوستشان «بارباریکا»، با تعریف کردن از شهری که ۳۳ جنگاور زره پوش و یک جادوگر توانگر دارد، پادشاه را منصرف میکنند.
شاهزاده مگس شده، «بارباریکا» را نیش میزند و برمیگردد و ماجرا را برای قو تعریف میکند. قو هم میگوید که این ۳۳ جنگاور، برادرانش هستند و آنها را به خدمت شاهزاده جوان درمیآورد.
چند ماه بعد، بار دیگر تاجرانی با کشتی هایشان به جزیره میآیند و همان داستان تکرار میشود. این بار، قوی سفید شاهزاده را به شکل زنبور عسل در میآورد.
ملودی معروف «پرواز زنبور عسل» هم دقیقا این قسمت داستان را روایت میکند.
تاجران در محضر شاه از جنگاوران زره پوش و جادوگر و تمام زیباییهای شهر میگویند، اما بار دیگر خواهران ملکه، با تعریف کردن از شهری که پرنسسی به غایت زیبا در آن زندگی میکند، شاه را از سفر منصرف میکنند.
بار دیگر شاهزاده زنبور شده، بینی «بارباریکا» را نیش میزند و برمیگردد. شاهزاده از پرنسس میگیود و قو پاسخ میدهد که آن پرنسس زیبا، خودم هستم و بالهایش را تکان داده و به دخترکی جوان و به غایت زیبا بدل میشود.
شاهزاده جوان پرنسس را در آغوش گرفته، او را میبوسد و این دو همان شب با هم ازدواج میکنند.
مدتی بعد گروهی از تاجران و کشتیهایشان وارد جزیره میشوند. اما شاهزاده دیگر تمایلی به دیدار پدرش ندارد.
تاجران برای پادشاه از شهر و زیباییهایش و از پرنسس زیبای آنجا میگویند و این بار «تزار سالتان» بار سفر کرده و راهی آن شهر میشود.
با ورود به شهر، همه آنچه را شنیده بوده، به چشم میبیند. سنجاب آوازخوانی که میوههای طلایی میجود، جنگاوران زرهپوش و جادوگر توانگر و در نهایت، پرنسس به غایت زیبا را.
پادشاه با دیدن همسر گمشدهاش، متوجه داستان میشود و تا پایان عمر به خوبی و خوشی به زندگی در کنار هم ادامه میدهند.
بهروز بهادری فر
www.alfarus.org/tsar_saltan
--------------
آلفاروس
@AlfarusORG
1 327
پرواز زنبور عسل
Flight of the Bumblebee
Полёт шмеля
این ملودی (آهنگ کارتون هاج زنبور عسل)، قطعه کوتاهی است از اپرای مشهور «افسانه تزار سالتان» اثر آهنگساز برجسته روس «نیکولای ریمسکی-کورساکوف» (Nikolai Rimsky-Korsakov) که حدود ۱۸۰ سال پیش تحت داستانی با همین نام توسط «الکساندر پوشکین» نویسنده شهیر روس به نظم نوشته شدهاست.
خلاصه افسانه تزار سالتان:
https://t.me/AlfarusORG/560
www.alfarus.org/tsar_saltan
--------------
آلفاروس
@AlfarusORG
1 327
معرفی منابع مرتبط با روسیه
کانال تلگرام
Русская литература ادبيات روسى
ترجمهى شعر و فرازهايى از نثر بزرگان ادبيات روسى
موسيقى روسى
كتاب گويا
ادمین: خانم نرگس سنائی
نشانی کانال:
@rucckayaliteratura
-----------------
آلفاروس
www.alfarus.org
@AlfarusORG
1 327
معرفی منابع مرتبط با روسیه
کانال تلگرام
Russian Art and Culture | هنر و فرهنگ روسی
نقاشی، عکاسی و فرهنگ روسی
ادمین: خانم نرگس ناصری
نشانی کانال:
@russian_art_and_culture
-----------------
آلفاروس
www.alfarus.org
@AlfarusORG
1 327
سلام،
بنیاد اومانا (OOMANA Foundation)، موسسهای فرهنگی، غیرانتفاعی و مستقل است که ۱۱ سال پیش در مسکو به ثبت رسید.
برگزاری چندین کنسرت، نمایشگاه عکس، کارگاه آموزشی، نمایشگاه صنایع دستی، چاپ کتاب، ساخت مستند، اهدای کتاب و سیدی به دانشگاهها و مراکز فرهنگی روسیه و ایران، همکاری با موزهها، ترجمه فیلم و تولید بیش از ۸۰۰ مقاله به زبان روسی درباره ایران و ۴۰۰ مقاله به زبان فارسی درباره روسیه از جمله فعالیتهای «بنیاد اومانا» بودهاست.
سایت و کانال «آی لاو راشا» پروژهای از «بنیاد اومانا» است که ۶ سال پیش با هدف آشنایی با فرهنگ روسیه راهاندازی شد.
ویديوهای تولیدی «آی لاو راشا»، در یوتیوب و دیگر پلتفورمها، بیش از ۱۵ میلیون بازدید داشته و از شبکههای تلویزیونی داخلی و خارجی هم پخش شدهاست.
محتوای تولید شده «آی لاو راشا» را بیش از ۲۰ هزار نفر در یوتیوب، فیسبوک، تلگرام، ساندکلاود، آپارات و... دنبال میکنند.
برای ۱۱ سال فعالیت، کارنامه بسیار ضعیفی است، اما هرچه بوده، با بودجه محدود شخصی بوده.
آلفاروس - خانه فرهنگ روسیه، نام جدید آی لاو راشا است و دامنه فعالیتهای قبلی را گسترش خواهد داد.
تغییرات و پروژههای زیادی در راه است.
از نظرها، انتقادها و پیشنهادهای شما استقبال میکنیم.
با احترام،
بهروز بهادری فر
@AlfarusORG
@behruzbb
www.alfarus.org
1 327
سرود کروبی، اثر چایکوفسکی
همانطور که مسلمانان شیعه، دعای توسل و ندبه و جوشن کبیر دارند، مسیحیان ارتودوکس، نیایشهای قدسی دارند که بدون ساز و به صورت آواز جمعی اجرا میشوند.
در مناسبتهای مختلف، در کلیساهای نیایشی، گروه همسُرایان، این نیایشها را اجرا میکنند.
یکی از این نیایشهای قدسی، نیایشی است به قلم قدیس یوحنای زریندهان (جان کریسوستوم) که در قرن چهارم میلادی میزیسته است.
او به قدری در سخنوری و منبرنشینی خبره بود که به او لقب زریندهان دادند.
به نوعی میتوان قدیسان مسیحی در مذهب کلیسای ارتودوکس را، با وجودی که هیچ نسبت خونی با حضرت مسیح ندارند، با امامزادگان در اسلام و شیعه مقایسه کرد.
این قدیسان، چه مرد و چه زن، مورد تکریم باورمندان هستند و به طور کلی میتوان گفت که هر کلیسایی به افتخار و نام یکی از این قدیسان نامگذاری شده است و مردم برای دعا و طلب حاجت، به ایشان متوسل میشوند.
به هر قدیسی، کرامات خاصی نسبت داده شده و باورمندان تصاویر (تمثال) برخی از قدیسان را در منزل و کیف و خودروی خود نگهداری میکنند تا از بلاهای خاصی به دور باشند.
اجرای نیایشهای قدسی در زمان روسیه تزاری، در انحصار کلیسا بود و هر نوع اجرایی باید به تایید کلیسا میرسید.
پیوتر چایکوفسکی، آهنگساز برجسته روس که به غنای هنری نیایشهای قدسی پی برده بود، بیش از ۱۴۰ سال پیش، نیایش «قدیس یوحنای زریندهان» را برای گروه همسُرایان بازنویسی و تنظیم کرد.
این کار باعث جنجال و دعوایی حقوقی شد و در نهایت، برای اولین بار، حکم دادهشد که آهنگسازان برای آثار مذهبیشان، نیازی به مجوز کلیسا ندارند و چایکوفسکی اولین آهنگساز برجستهای بود که به خلق موسیقی مذهبی پرداخت.
پس از او، دیگر آهنگسازان روس مانند ریمسکی-کورساکف و راخمانینف هم این مسیر را ادامه دادند.
سرود کروبی (Cherubic Hymn) قطعهای بسیار معروف از نیایش «قدیس یوحنای زریندهان» با تنظیم چایکوفسکی است که میشنوید.
فرشتگان کروبی، بعد از فرشتگان سرافیم، دومین ملائک مقرب عرش الهی در آسمان اول هستند که ۴ بال دارند.
ملائک در مسیحیت دارای مراتب و درجات ۹ گانه در ۳ آسمان هستند. فرشتگان نگهبان، در آسمان سوم، نزدیکترین فرشتگان به انسانها هستند.
بهروز بهادری فر
موسیقی:
https://t.me/AlfarusORG/551
www.iloverussia.org/cherubic-hymn
@AlfarusORG
1 327
سرود کروبی، اثر پیوتر چایکوفسکی
نیایش «قدیس یوحنای زریندهان»
توضیحات:
https://t.me/AlfarusORG/552
www.iloverussia.org/cherubic-hymn
@AlfarusORG
1 327
رویدادنامه رادزیویل (Радзивилловская летопись) یکی از قدیمیترین رویدادنامههای تاریخ روسیه است و به سبب داشتن بیش از ۶۰۰ تصویر (مینیاتور) از وقایع تاریخی روسیه قرون وسطی، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
این رویدادنامه که متعلق به قرن ۱۵ میلادی است و به زبان اسلاوی شرقی باستان نوشته شده و در آکادمی علوم روسیه در سنت پترزبورگ (RAS) نگهداری میشود، در واقع کپی از نسخه اصلی قدیمیتری است که از بین رفته.
قدیمیترین کتاب تصویرسازی شده روسی، انجیل آسترامیر (Остромирово Евангелие) متعلق به قرن ۱۱ میلادی است، با تصاویری بسیار کمتر از رویدادنامه رادزیویل. این کتاب در کتابخانه ملی روسیه (NLR) در سنت پترزبورگ نگهداری میشود.
تصاویری از این کتاب رویدادنامه رادزیویل میبینید.
دانلود نسخه الکترونیک رویدادنامه رادزیویل (فرمت PDF):
https://t.me/AlfarusORG/542
www.iloverussia.org/radziwill
@AlfarusORG
1 327
نسخه الکترونیک رویدادنامه رادزیویل
Радзивилловская летопись
توضیحات:
https://t.me/AlfarusORG/543
www.iloverussia.org/radziwill
@AlfarusORG
1 327
آهنگ روسی «زبانگنجشک را پرسیدم»
زبانگنجشک را پرسیدم
کو نگارم؟
سر تکان داد، بی جواب
صنوبر را پرسیدم
کو نگارم؟
برگ پاییزی ریخت بر سرم
پاییز را پرسیدم
کو نگارم؟
باران بود جوابش
باران را پرسیدم
کو نگارم؟
بسی گریست پشت پنجره
ماه را پرسیدم
کو نگارم؟
ابر پوشید به خود
ابر را پرسیدم
کو نگارم؟
محو شد در آسمان آبی
یگانه دوستم
کو نگارم؟
کجا پنهان است، بگو
تو میدانی؟
وفادار دوستم
پاسخ داد صادقانه
نگارت بود
نگارت بود
نگارت بود
همسر من است اکنون
خواننده و آهنگساز: Sergey Nikitin
شعر: Vladimir Kirshon
ترجمه: بهروز بهادری فر
www.iloverussia.org/zaban-gonjeshk-nikitin
@AlfarusORG
1 327
از گاستیاتا به واسیل
هر چه پدر داد و هر چه اقوام دادند، پیش شوهرم ماند.
حالا با یک زن دیگر ازدواج کرده و چیزی به من نمیدهد.
قول و قرار که گذاشتند، من را بیرون انداخت و با او ازدواج کرد.
خواهش میکنم بیا.
این ترجمه نامهای است (تصویر پیوست) به زبان اسلاوی باستان که ۸۵۰ سال پیش، همزمان با حکومت سلجوقیان در ایران، زنی از اهالی نووگورود (Novgorod) روسیه، به یک مرد که احتمالا برادر یا از اقوام او بوده، روی پوست درخت توس نوشته و درخواست کمک کردهاست.
درخت توس (غان) در روسیه به وفور یافت میشود.
پوست درخت توس (Beresta) نرم و سفید و انعطافپذیر است و روسها از زمانهای دور از آن برای نوشتن استفاده میکردهاند.
در اردوگاههای کار اجباری (گولاگ) زمان شوروی هم بعضی از تبعیدیان روی پوست درخت توس نامه نوشته و در فرصت مناسب از قطار به بیرون میانداختند. اهالی محلی که این نامهها را پیدا میکردند، به نحوی نامه را به دست دوست و اقوام نویسنده نامه میرساندند.
درخت توس، نقش مهمی در تاریخ و فرهنگ و ادبیات روسیه داشته است.
بهروز بهادری فر
www.iloverussia.org/novgorod-letter-beresta
@AlfarusORG
1 327
اینِسا، معشوقه لنین
در سالهای اخیر، از «اینِسا آرمانْد» (Inessa Armand) به عنوان معشوقه لنین نام برده میشود.
او نقش مهمی در انقلاب کمونیستی شوروی داشت و یکی از معدود معتمدان لنین بود.
اینسا در پاریس با لنین و همسرش، نادیا آشنا و مجذوب عقاید و کاریزمای لنین شد.
نامهها و مکاتبات وی با لنین حکایت از رابطه عاطفی این دو دارد، و همین باعث شد تا نقش سیاسی وی در حاشیه قرار گرفته و تا سالها مورد غفلت واقع شود. استالین، به طور خاص، سعی در پاک کردن نقش او در انقلاب شوروی داشت.
او دست راست لنین بود و مسئولیتهای مهمی بر عهده داشت و به خاطر لنین به زندان افتاد.
جالب این که نادیا هم از نقش پررنگ و حضور اینسا در زندگی لنین، ابراز خوشحالی و رضایت میکرده.
وی در ۴۶ سالگی و در اوایل انقلاب شوروی بر اثر بیماری درگذشت و اولین زنی است که با مراسم و احترام ویژه در میدان سرخ مسکو دفن شد.
بهروز بهادری فر
www.iloverussia.org/inessa-armand
@AlfarusORG
1 327
داستان عشق پنهان نیکلای و مروارید
https://t.me/AlfarusORG/537
www.iloverussia.org/pearl_nikolay_love
@AlfarusORG
1 327
داستان عشق پنهان نیکلای و مروارید
تا حدود ۱۶۰ سال پیش، رعیتداری در روسیه رواج داشت و بیشتر از ۸۰ درصد جامعه را رعیتها تشکیل میدادند. در مقابل، نجیبزادگانی بودند که هرطور میخواستند با رعایای خود رفتار میکردند. رعیتها از بسیاری از حق و حقوق محروم بودند و از جمله آنها، حق ازدواج با نجیبزادگان را نداشتند.
زمانی که رعیتداری در روسیه لغو شد (۱۸۶۱)، روسیه به اندازه ایران امروز، یعنی حدود ۷۵ میلیون نفر جمعیت داشت.
حدود ۲۵۰ سال پیش (یعنی در زمان «کریم خان زند») در این جامعه به شدت طبقاتی، «کاترین کبیر» به قدرت رسید. زنی اصالتا آلمانی (اهل پروس) که ۳۰ و اندی سال حکمرانیاش به «دوران طلایی» تاریخ روسیه معروف است. در دوران او روسیه قدرتمندتر شد و فرهنگ و هنر رو به رشد گذاشت. با این وجود بسیار خوشگذران و ولخرج بود و در دوران او رعیتها فقیرتر و اربابان پولدارتر شدند.
خاندان نجیب زاده «شـِرِمی تی یـِف» (Sheremetev) هم از این دسته بودند که هر روز بیشتر و بیشتر به املاک و ثروت خود افزودند. فرودگاه بین المللی «شرمیتوا» در شمال غرب مسکو، در منطقهای که املاک این خانواده بوده واقع شده.
«نیکلای شـِرِمی تی یـِف» یکی از اعضای این خاندان نجیبزاده بود که از «سنت پترزبورگ»، پایتخت آن زمان، به مسکو فرستاده شد تا یک بانک را اداره کند. او که تحصیلکرده اروپا بود و شیفته موسیقی، یک مجموعه فرهنگی برای آموزش هنر به رعیا تاسیس کرد.
یکی از شاگردان این مجموعه فرهنگی، دختر یک آهنگر بود به نام «پراسکوویا» (Praskovia). این دختر آن چنان با استعداد بود که تا سن ۱۷ سالگی به زبان فرانسه و ایتالیایی تسلط پیدا کرد، هارپ مینواخت و در اپرا و بازیگری تئاتر بسیار توانمند بود، به طوری که به او نام هنری «ژِمچوگُوا» (Zhemchugova) (به معنی مروارید) دادند.
در یکی از نمایشهای تئاتر، «کاترین کبیر» به قدری مجذوب اجرای او شد که بعد از نمایش با این بازیگر جوان دیدار کرد و به او یک انگشتر الماس هدیه داد.
در همین سالها بود که داستان رابطه عاشقانه او با «نیکلای شـِرِمی تی یـِف» بر سر زبانها افتاد. درز کردن این خبر میتوانست برای نیکلای گران تمام شود. رعیت هرچقدر هم که هنرمند و معروف، در یک خانواده نجیب زاده، حتی در حد یک معشوقه هم جایگاهی نداشت. حتی کلیسای ارتودوکس هم از این بی عدالتی حمایت میکرد.
با این وجود رابطه نیکلای و «مروارید» ادامه پیدا کرد. نیکلای جوان به یکی دیگر از املاک «شـِرِمی تی یـِف» در شرق مسکو، در منطقهای به نام «کوسکووا» (Kuskovo) نقل مکان کرد و طور مخفیانه با معشوقه هنرمند و بازیگرش به زندگی ادامه داد.
چند سال بعد، نیکلای به یک سمت دولتی در دربار منصوب شد و با «مروارید» به سنت پترزبورگ رفت و همچنان رابطه عاشقانهاش را مخفی نگاه میداشت. در همین زمان، «مروارید» به شدت بیمار شد و از فعالیت هنری فاصله گرفت.
نیکلای مجموعه فرهنگیاش را تعطیل کرد، کل خانواده «مروارید» را از رعیت بودن رسما آزاد کرد و با صرف هزینه زیاد، شجرهنامه جعلی از اروپا تهیه کرد تا به دروغ به خانوادهاش بگوید که «مروارید» از یک خانواده نجیب زاده اهل لهستان است.
به این ترتیب این دو عاشق و معشوق در سال ۱۸۰۱ طی مراسمی مخفی در مسکو ازدواج کردند.
چند ماه بعد «مروارید» باردار شد و بلافاصله بعد از زایمان، حالش رو به وخامت گذاشت و پس از چند ماه در سن ۳۵ سالگی درگذشت.
«مروارید» وصیت کرده بود تا مبالغ قابل توجهی صرف فقرا و بچههای یتیم و همینطور تهیه جهیزیه (به روسی «پریدانایه») برای دختران دمبخت شود.
نیکلای به وصیت همسرش عمل کرد و به یاد او، نوانخانهای در مرکز مسکو راه انداخت. در دوران شوروی این مرکز به موسسه تحقیقات پزشکی بدل شد و امروز بزرگترین و تخصصیترین مرکز سوانح و اورژانس مسکو (Sklifosovsky Institute) است.
گفتنی است که رایزنی فرهنگی ایران در نزدیکی این مرکز واقع شدهاست.
و اما حاصل این عشق ممنوعه و پنهان.
خبر پسر دار شدن نیکلای، خانواده «شـِرِمی تی یـِف» را برآشفته کرد. اقوام نیکلای به ملک و املاک بیوارث چشم داشتند و تولد «دیمیتری» تمام اهداف آنها را نقش بر آب میکرد. برای همین، سعی کردند تا پسربچه را از هر طریقی که شده بکشند، اما موفق نشدند.
«دیمیتری شـِرِمی تی یـِف» راه پدر و مادرش را ادامه داد. بسیار نیکوکار بود و از اشرافیگری دوری میکرد. یک مدرسه موسیقی رایگان راهاندازی کرد و سالانه صدها جهیزیه میداد و به طور ناشناس به فقرا کمک میکرد و مدرسه و کلیسا میساخت.
داستان عشق پنهان نیکلای و «مروارید» موضوع چندین کتاب در روسیه و کشورهای غربی بوده است.
بهروز بهادری فر
www.iloverussia.org/pearl_nikolay_love
@AlfarusORG
1 327
مِندِلییف، شیمیدان عاشق پیشه
https://t.me/AlfarusORG/535
www.iloverussia.org/mendeleev
@AlfarusORG
1 327
مِندِلییف، شیمیدان عاشق پیشه
همه ما از دوران مدرسه و کلاس شیمی با «جدول مِندِلییف» یا جدول تناوبی عناصر شیمیایی آشنا هستیم.
«دیمیتری مِندِلییف» (Dmitri Mendeleev) شیمیدان معروف روس، حدود ۱۸۰ سال پیش، یعنی چند سال بعد از عهدنامه ترکمنچای، در «توبولسک»، شهر مهمی در «سیبری» متولد شد و گفته میشود که فرزند هفدهم خانواده بوده.
در سن ۲۳ سالگی، یعنی سالها قبل از تدوین جدول شیمیایی معروفش، عاشق دختری میشود و قول و قرار ازدواج میگذارند. اما دختر در آخرین لحظه زیر همه چیز میزند. دیمیتری جوان ضربه روحی سنگینی میخورد و مریض میافتد. خواهرش که تحمل پریشانی و افسردگی برادر را نداشته، دختری را که ۶ سال از او بزرگ تر بوده پیشنهاد میدهد و کار به ازدواج میکشد. اما با وجود سالها زندگی مشترک و داشتن دو فرزند، همواره رابطه سردی با هم داشتند.
در آن زمان مرکز علم و تحصیل، پایتخت، یعنی «سنت پترزبورگ» بوده و دیمیتری هم به آنجا نقل مکان میکند. حدود ۲۰ سال بعد، «مِندِلییف» ۴۳ ساله که دیگر برای خودش شهرت زیادی به عنوان شیمیدان کسب کرده بوده، یک دل نه و صد دل عاشق «آنا»، دختری ۱۹ ساله میشود.
باید در نظر داشت که در آن زمان یک دختر ۱۹ ساله از وقت ازدواجش هم گذشته بوده و یک دختر کم سن و سال محسوب نمیشده.
پدر «آنا» به شدت مخالفت میکند و برای این که فکر این پیرمرد متاهل از سر دخترش بیافتد، «آنا» را به ایتالیا میفرستد. اما «مِندِلییف» هم به دنبالش میرود و خلاصه بعد از حدود ۴ سال کش و قوس، به «آنا» پیشنهاد ازدواج میدهد.
این در حالی است که او رسما متاهل است و طبق قانون روسیه دو همسری ممنوع بوده (و هست). علاوه بر این، طبق قوانین کلیسای ارتودوکس روسیه، باید حداقل ۶ سال از طلاق بگذرد تا بتواند مجددا ازدواج کند.
اما «مِندِلییف» به یک کشیش ۱۰ هزار روبل رشوه میدهد تا عقد او و «آنا» را جاری کند. برای این که رقم این رشوه دستتان بیاید، فقط کافی است تصور کنید که ارزش کل زمین و ملک و املاک و دارایی غیر منقول «مِندِلییف» در آن زمان، حدود ۸ هزار روبل بوده.
طلاق «مِندِلییف» از همسر اولش تنها یک ماه بعد اتفاق میافتد و همین ماجرا بهانهای میشود برای رقیبان علمی «مِندِلییف» تا او را به آکادمی علوم راه ندهند.
«مِندِلییف» از همسر محبوبش صاحب سه فرزند میشود که یکی از آنها به نام «لوبوف» همسر «الکساندر بلوک» شاعر برجسته روس میشود. «سرودههایی در وصف بانوی زیبا» اثر «الکساندر بلوک» در واقع درباره دختر «مِندِلییف» است.
«مِندِلییف» علاوه بر تدوین جدول تناوبی عناصر و پیش بینی وجود چندین عنصر دیگر، نقش مهمی در تاسیس اولین پالایشگاه نفت در روسیه داشت.
او رسالهای درباره ترکیبات آب و الکل دارد و زمانی هم رییس آرشیو دولتی اندازهگیری و اوزان بوده. همین باعث شده که در روسیه بگویند که رقم ۴۰ درصد برای ودکا، حاصل تحقیقات و ابتکار «مِندِلییف» بوده و بعضی از شرکتهای تولید کننده ودکا هم از این موضوع در تبلیغات خود استفاده کنند و بگویند که استاندارد الکل ما را «مِندِلییف» تعیین کرده!
بهروز بهادری فر
www.iloverussia.org/mendeleev
@AlfarusORG
