en
Feedback
✍سامانه مهارت های اداری✍

✍سامانه مهارت های اداری✍

Open in Telegram

آموزش مهارت های ارتباط شفاهی و کتبی

Show more
358
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
جزوه آموزشی زبان بدن@freebook.pdf3.87 MB

4_5972275191865150802.mp44.92 MB

🔴 جزئیات لایحه اصلاح ساعت‌های کار کارکنان ادارات 🔻 در جلسه هیات وزیران که به ریاست رئیس جمهوری برگزار شد، اعضای دولت با لایحه پیشنهادی سازمان اداری استخدامی کشور مبنی بر اصلاح ماده (۸۷) قانون مدیریت خدمات کشوری درباره «ساعات کار کارکنان دولت» موافقت کردند. 🔻 به موجب این تصمیم، ساعت کار کارمندان دولت ۴۲/۵ ساعت در هفته است. 🔻 در قوانین و مقرراتی که از مبنای ۴۴ ساعت کار در هفته و ۱۷۶ ساعت کار در ماه استفاده شده است، از تاریخ ابلاغ این قانون به ترتیب به ۵/۴۲ ساعت کار در هفته و ۱۷۰ ساعت کار در ماه اصلاح می‌شود.

4_6012660266838262778.mp44.00 MB

اندر معانی واژگان و اصطلاحات مکاتبات اداری 📝📩📚📃📜📄🧾🗞📰📒📖📨✉📮 توافق: امری که حداقل بین دو شخص یا نمایندگان قانون دو سازمان، دو نهاد، دو کشور در موضوعی معین و مشخص مکتوب شود. به شکل مکتوب آن توافق نامه می گویند. موافقت: امری که پس از درخواست یک فرد حقیقی یا حقوقی توسط یک مقام صاحب صلاح دید، مورد پذیرش قرار گیرد. علت: امری که سبب به وجود آمدن یک پدیده، سانحه، حوادث و .... گردد. دلیل: آن چه دال بر وجود آمدن یک پدیده یا سانحه یا حوادث در جوامع باشد. دود دال بر وجود اتش در یک مکان است اما علت تامه به وجود آمدن آتش نمی تواند باشد. علت به وجود آمدن آش می تواند جرقه برق، گاز، اتصالات ساختمان، کبریت، بنزین، نفت، گازوییل و.... باشد. نواقص: کمبود، ناکامل، نقص و نقصان در امری است. نقایص: نقیصه، سرشت و خلق و خوی فطری است‌ این پروژه نقایص زیادی دارد. این پروژه نواقص زیادی دارد. دود غلیظ برخاسته از جنگل لویزان، دلیل وجود آتش سوزی بود.. علت آتش سوزی در جنگل لویزان، روشن کردن آتش توسط مسافران بوده است. معونت: یاری و مساعدت مئونت: رنج و محنت چنانچه معونت لازم نشود، زوجه در مئونت سختی قرار خواهد گرفت. رئیس مجلس موافقت خود را با ارایه طرح بهینه سازی سوخت اعلام کرد. رئیس مجلس ایران با همتای خود در کشور ازبکستان، توافق کردند تا پایان سال، همکاری گسترده ای در بخش ترانزیت بار داشته باشند.

Photo from اوست نشسته در نظر ...
Photo from اوست نشسته در نظر ...

فرهنگ فارسی عمید.pdf6.87 MB

مبذول از واژه عربی است. از باب ثلاثی مجرد بروزن فعل اسم فاعل و اسم مفعول کلیه ابواب ثلاثی مجرد عربی بر وزن فاعل و مفعول ساخته می شود. بذل بر وزن فعل اسم فاعلش باذل اسم مفعولش مبذول است. البته برخی ساخت ها در زبان عربی، برای فارسی کاربردی ندارند.. در اصطلاح مکاتبات اداری این واژه همیشه از مقامات پایین سطوح اداری(یک سطح پایین تر) برای مقامات بالاتر نوشته می شود. هدف از آن عنایت و توجه ویژه مقام بالاتر به موضوع و سرانجام کمک و یاری خواستن از آن مقام مسول است.

✍معنای اصطلاحی "استحضار" در مکاتبات اداری ✍🏻 از حضر، یحضر فعل ثلاثی مجرد اخذ شده و وقتی در باب استفعال صرف می شود، مصدر باب استفعال به این وزن است. اما معنای اصطلاحی ان در مکاتبات اداری حضر یعنی حاضر در مقابل غایب است. استحضار معنای اصطلاحی اش یعنی آشکار و روشن درمکاتبات اداری از سطوح ارتباطی پایین به مقام بالاتر(یک سطح)استفاده می شود و منظور بیان اشکار و روشن خواسته و ارایه گزارش ها و انجام وظایف به دور از خدعه، نیرنگ و مخفی کاری است.

+9
خلاصه کتاب مذاکره.pdf1.03 MB

طریقه مقدمه نویسی در نامه های سازمانی و درخواست های شخصی و ..... به طور کلی در نامه های سازمانی و تشکیلاتی از دو روش خاص برای تنظیم مقدمه استفاده می شود: الف)روشی که فرد ابتدا به ساکن مکاتبه را آغاز می کند یعنی مکاتباتی که فرد بر مبنای شرح وظایف سازمانی، قانون، مقرارت، صورت جلسات، رویه ها، بخشنامه ها، دستورالعمل ها و... در ابتدا انجام می دهد برای پیشبرد اهداف سازمانی و مدیریتی در دو سطوح افقی و عمودی ب)روشی که فرد برمبنای شرح وظایف سازمانی و با توجه به نامه های ارجاعی مکلف به انجام آن است برمبنای دستور مقام مافوق در قالب هامش نویسی و پی نوشت روی نامه ها، دستورالعمل ها، بخشنامه ها، و همچنین در قالب دستور مافوق به صورت یاد داشت اداری و.... در این روش یعنی روش مکاتبات ارجاعی، شاهد ارجاع نامه ها از طرف مقام مافوق در داخل و مقام هم سطح در خارج از سازمان هستیم یعنی ارتیاط عمودی و هم ارتباط افقی سازمانی ✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍ *حال تهیه و نگارش مقدمه این گونه مکاتبات چگونه میسر است؟ *از چه روش های ساده ای، می توان برای تدوین مقدمه این گونه مکاتبات استفاده کرد؟ 📑🖊برای تدوین مقدمه نامه های ابتدا به ساکن بهتر است از متن های زیر استفاده کنیم، با رعایت سطوح ارتباط سازمانی رسمی: به استناد بخشنامه شماره ۷۷۷۷۷۷۷۷ _ ۸۸۸۸۸۸در خصوص موضوع تخصیص میزان اعتبارات سال ۸۸۸۸۸۸ ..‌‌‌‌....‌ با توجه به بند ۴ ماده۵۵۵ صورت جلسه هیات مدیره در خصوص جذب و به کار گیری نیروهای تحصیل کرده و........ نظر به ضرورت و نیاز های موجود و همچنین با توجه به بررسی های انجام شده در خصوص...‌‌‌‌ باعنایت به بخشنامه هیات وزیران به شماره۷۷۷۷۷۷۷ در خصوص.......... و همچنین نظر به مصوبه شورای عالی کار به شماره۸۸۸۸۸۸۸ .... برای تدوین مقدمه نامه های ارجاعی از روش های زیر استفاده می کنیم با رعایت سطوح ارتباط سازمانی رسمی عطف به نامه شماره۸۸۸۸۸ _6666 در خصوص گزارش پروژه ......‌ بازگشت به نامه شماره۸۸۸۸۸۸_۶۶۶۶۶درخصوص پرداخت حقوق و مزایای افراد یاد شده...‌..‌ در پاسخ به نامه شماره۸۸۸۸۸-۶۶۶۶در خصوص پرداخت عوارض خودرو های سازمانی .....‌ در جوابیه نامه شماره۸۸۸۸۸-۶۶۶۶در خصوص اعزام نمایندگان کنسولگری ایران به کشورهای....‌ افعال این گونه نامه و مکاتبات برمبنای سطوح ارتباط عمودی و افقی و شخصیت های حقیقی و حقوقی تنظیم می گردد..‌ مکاتبه نامه های پیرو چگونه انجام می شود.....

مجموعه_لغات_و_اصطلاحات_کاربردی_در.PDF8.20 KB

طریقه تشخیص واژه هایی که با دال و زال نوشته می شوند....‌ مثل سپاسگزار.... قانون گذار اصولا املای این گونه واژه ها به دو روش قابل تشخیص است..‌ الف) کلیه واژه هایی که معنی و مفهوم ادای دین، فریضه، امر معنوی، امر غیر فیزیکی دارند، صرفا با "ز" نوشته می شود. مثل خدمتگزار، سپاسگزار، شکر گزار، حج گزار، نماز گزار،قانون گزار (صرفا به معنی و مفهوم ادای وظیفه در اجرای قانون ) و...‌ ب) کلیه واژه هایی که معنی و مفهوم ایجاد کننده، سلب کننده، وضع کننده، ایجاب کننده، امر فیزیکی، امر غیر معنوی دارند، صرفا با " ذ" نوشته می شود. مثل قانون گذار ( کسی که قانون را ایجاد و وضع کرده است) بنیان گذار، بیمه گذار‌ و.....

اندر معانی واژه و اصطلاح "چک" واژه‌ی «چک» Check در گفتگوهای بانکی، در بیشتر کشورهای گیتی روزانه دهها هزار بار بکار میرود. حتا در زبان تازی نیز که نمیتوانند بندواژه‌ی «چ» را بکار برند، آن را «شِک» یا «سِک» و یا «صِک» میگویند، درست در کاربرد همان معنای چک بانکی۔ ولی آیا میدانید که این واژه از ریشه پارسی است؟ واژه‌ی «چک» در زبان پارسی کهن به معنای «برگه‌ی گواهی»، «برگه‌ی خرید خانه» (قباله)، «برات» و هر نوشته‌ای که به دست کسی میدادند تا به دستور این نوشته پولی یا کالایی را بگیرد، آمده است و میتوان گفت که نزديک به همه‌ی واژه‌نامه‌ها و فرهنگنامه‌ها، واژه‌ی «چک» را پارسی دانسته‌اند. (مانند فرهنگ اسدی، فرهنگ جهانگیری، برهان قاطع، آنندراج، فرهنگ رشیدی، منتهی‌الارب و.......) در کتاب ترجمه تاریخ تبری «بلعمی» چنین میخوانیم: .. هارون‌الرشید حج کرد و این مأمون را با خود ببرد و چون حج سپری کرد، مردم موسم را گرد کرد و «چک» بنوشت یکی مأمون را و یکی امين را، بدانچه ایشان را نامزد کرده بود.... این واژه از ایران به اروپا رفت در انگلیسی Check و در فرانسه Cheque گفته و نوشته شد. سپس از «نام چِک» کارواژه (مصدر) نیز ساخته شد و در معنای بازرسی و بازبینی و رسیدگی کردن بکار رفت مانند: «این برگه‌ها را چک کن ببین درست هستند یا نه». در چامه‌های چامه‌سرایانِ ایران، بارها و بارها واژه‌ی چک (در کاربرد گواهينامه، برگه‌ی دريافت پول، پیمان‌نامه و حواله) بکار گرفته شده است. از آن میان فردوسی میسراید: به قیصر سپارم همه یک به یک از این پس نوشته فرستیم و «چک» و باز هم از فردوسی است: چو باشد مناره به پیش ترک بزرگان به پیش من آرند «چک» و یا از «مُعزی» است: آن بزرگان گر شوندی زنده در ایام او «چک» دهندی پیش او بر بندگی و چاکری همچنين «خاقانی» شروانی میسراید: تا «چک» عافیت از حاکم جان بستانید خط بیزاری از آسایش و خود، باز دهید و سر انجام از «سوزنی» سمرقندی است: تا لوح آسمان، «چک» ارزاق خلق شد تو، خلق را بِمَردی، مضمون آن چکی گذشته از این، معنای دیگری نیز برای واژه‌ی «چک» در زبان پارسی هست و آن آوای برخورد دو فلز است و ساخت «چکاچک شمشيرها» را بسیار شنیده‌ایم. همچنین واژه‌ی «چک» ریشه‌ی کارواژه‌ی «چکیدن» نیز هست که از آن واژه‌ی «چکه» را پدید آورده‌اند و بسیار شنیده‌ایم. و..... سرانجام واژه‌ی دیگری داریم به گونه‌ی «چَک» Chack (با آوای «زِبَر» برای بندواژه‌ی «چ») که در گفتار مردم تهران و برخی شهرستانها، در کاربرد «سیلی» و «تپانچه»زدن به چهره‌ی دیگری بکار میرود و آن یکسره از واژه‌ی «چِک» و معنای آن جدا است و پیوندی به واژه‌ی «چِک» ندارد. در این جستار، اشاره‌ای بمعنای دیگری از واژه‌ی «چک» کردیم و آن کاربرد «برخورد سخت دو فلز به یکدیگر» است. باید بیفزاییم که در روزگاران گذشته و کنونی، در «زرآب‌خانه» (ضرابخانه)ها هنگامی که میخواستند پول فلزی بسازند، نقشی را بر روی فلزی میکندند و آن مُهر را به سختى بر فلزی که باید پول از آن ساخته شود میکوبیدند. (یعنى مُهر به سختی بر فلز زيرين میخورد و دو فلز «چِک» میشدند). به همین انگیزه فلز زیرین را که نقش مُهر در آن بر جای میماند در زبان پارسی «چک» یا «چکه» میگفتند و همین واژه با آمدن تازیان به ایران دگرگون و «سکه» گفته و نوشته شد. (زیرا تازیان نمیتوانستند بندواژه‌ی «چ» را به زبان بیاورند.) بر این پایه ریشه‌ی واژه‌ی «سکه» نیز همان واژه‌ی «چک» است و پارسی است.

*دربارۀ خودارجاعی* . سه حالت کلی برای ارجاع مطالب در مقالات و پژوهش‌‌‌ها، قابل استفاده و تبیین است: 1ـ «عین مطلب و سخن شخصی ذکر شود» (استادی، 1401ش: 5). 2ـ مضمون یا اشاره‌ای به مطلب و سخن شخصی عنوان شود (نک: استادی، 1401ش: 6). 3ـ مطلبی ذکر شود و برای دیدن جوانب دیگر آن یا اطلاع از ابعاد دیگر مسأله یا تفهیم بهتر مطالب و مانند آن، به منبعی ارجاع داده شود (برای اطلاع بیشتر ببینید: استادی، 1401ش: 7). با ذکر این مقدمه، اکنون دربارۀ خودارجاعی می‌توان گفت: یک ـ خودارجاعی یا «خوداستنادی» از جهت درستی یا نادرستی، دو گونه هستند؛ که ارجاع نادرست به خود، از این قرار است: شخصی دو مقاله نوشته است. در مقاله الف، به مقاله ب خود ارجاع داده است. در مقاله ب نیز، به مقاله الف خود ارجاع داده است. اگر الزاماً اثبات کلی مسأله مقاله الف، منوط به نتیجه مقاله ب باشد؛ و از آن سو، اثبات کلی مسأله مقاله ب، منوط به نتیجه مقاله الف باشد؛ این وضعیت «دور» محسوب خواهد شد؛ و این نوع خودارجاعی، به جهت بطلان دور، نادرست است. دو ـ امّا وقتی ارجاع به خود، سبب دور نباشد، می‌توان به خود، ارجاع داد؛ و این نوع ارجاع، درست است. هر چند که ارجاعِ درست، از لحاظ اخلاق پژوهش، دو وضعیت «مذموم» و «غیرمذموم» پیدا می‌کند: 1ـ اگر در مسأله‌ای، فقط یک مقاله وجود دارد و نویسنده آن «شهرام» است؛ اکنون اگر شهرام مجبور یا علاقمند باشد تا در مقاله جدید خود، به پژوهشِ منفردِ قبلی‌اش ارجاع دهد، این نوع خود ارجاعی، اخلاقاً مذموم نیست؛ چون شخص دیگری در آن مسأله، پژوهشی نداشته است، تا به آن ارجاع شود. 2ـ امّا اگر در مسأله و موضوعی، مقالات و پژوهش‌های متعددی وجود داشته باشد، برای خودارجاعی، چند حالت متصور است: ـ مقالۀ خود ارجاع، مقاله‌ای کامل‌تر و دقیق‌تر، نسبت به دیگر مقالات در آن مسأله، است. ـ مقالۀ خودارجاع، هم‌عرض یا دارای کیفیت پایین‌تری نسبت به دیگر مقالاتِ مشابه دارد. در این مورد اخیر، اگر نویسنده فقط به مقاله خود، ارجاع دهد، و یا اینکه هم به مقاله خود و هم به مقاله دیگری به صورت همزمان ارجاع دهد؛ در هر دو صورت، شبهه بی‌اخلاقی بروز خواهد کرد. یعنی تصور خواهد شد که نویسنده، برای بالابردن وضعیت خود در موقعیت علمی یا مجموعۀ آماری استنادات کشوری یا جهانی، دست به «خودارجاعی» زده است. به عبارت دیگر، یک نویسنده یا حتی مجله، برای کسب جايگاه غير واقعی و رقابت ناسالم در رتبه‌بندی علمی، مرتکب عمل غيراخلاقی «خودارجاعیِ مذموم» شده است. . نکته هر خودارجاعی، نادرست نیست.

Photo from اوست نشسته در نظر ...
Photo from اوست نشسته در نظر ...

Photo from اوست نشسته در نظر ...
Photo from اوست نشسته در نظر ...