EUTHANAS
Open in Telegram
• من یک روانِ پاکم در هزار کالبد t.me/HidenChat_Bot?start=133467880 𓂀 @Pharida
Show more2 606
Subscribers
No data24 hours
-457 days
-41430 days
Posts Archive
2 606
Perspective is a tyrannical system. It forces a single point of view, but that’s not how we see ...
2 606
وقتی احسان میخاد پیشنهاد بده همون چیز کیکی که خیلی دوسش داری رو بخور :
+ چیزکیک اسکندر مقدونی بخور !
منظورش چیزکیک سن سباستین بود ...
من فقط سکوت ! و بعدش انفجار خنده من و یلدا .....
2 606
پاتریک:
ـ آیا ممکنه احساساتم واقعی نباشن... چون من مغز ندارم ؟
باب اسفنجی:
ـ نه پاتریک ! احساساتت، تو رو خاص میکنن، نه مغزت !
2 606
امروز جیران یه پیشی خیلی کوچولو پیدا کرد و آوردش دفتر .. چشماش مشکل داشت که با احسان بردنش پیش دکتر کارساز، ک گفته بود ویروس خطرناک داره و چشماش پر عفونت بود ...
پیکسی کاملن با حس مادرانه باهاش برخورد کرد و بعد از رفتنش وجب ب وجب دفترو دنبالش گشت .. هوپیکس کاملن پدرانه بوش کرد و لیسش کشید [ و من اون لحظه ها نمیدونستم ویروس خطرناک داره فک کنم هرپس .. ک اجازه دادم کاملن باهاش ارتباط بگیرن، ک خب اشتباهه ممکنه خطرناک باشه .. ] نگران شدم شدید ک نکنه ویروسش بهشون منتقل بشه که کلی سرچ کردم و از چت جی بی تی پرسیدم و به دکترشون زنگ زدم ک گفتش فقط بین گربه سانان قابل انتقاله ..
امیدوارم این پیشی نایسِ کوچک که اسمشُ گزاشتیم مینی، زودتر حالش خوب بشه.. براش انرژی مثبت بفرستین ♡
2 606
امروز صبح وقتی شرکت بودم، درگیر یه کار مهم و خسته از آلرژی .. گوشیم زنگ میخورد، بدون پاسخ سایلنت میکردم ..
گوشیم دوباره زنگ خورد ..
یه نگاه کردم به نظرم شماره آشنا بود .. با بیحالی جواب دادم :
○ بله بفرمایید
+ سلام خانم مهندس خوبین ؟
○ سلام مچکرم بفرمایید ..
+ سال نو مبارک ..
○ سال نو شما هم مبارک ..
یه لحظه شک کردم ولی باورم نشد ..
یهویی جیغ کشیدم با هیجان غیر قابل کنترل ..
باورم نمیشد ..
بعد ۴ سال !
اولین کارفرمای شرکت من که در مناقصه، میون دهها شرکت با سابقه و گرید دار، با اینکه گرید نظام مهندسی و برنامه بودجه تازه اقدام کرده بودیم، و گرید نداشتیم، شرکت منو انتخاب کرده بود برای یه پروژه بزرگ ..
یک سال درگیر اون پروژه بودیم .. و چقدر کنار مدیرانشون یاد گرفتم ..
و همون پروژه رزومه قوی من شد برای شروع تلاش هام ..
بعدش دیگه بی خبر موندم ازشون ... به دلایل سیاسی و تغییر مدیریت ...
بعد از ۴ سال چه حسِ قشنگی ..
چه آدمهای خوبی ...
آدمهایی ک به خاطر اینکه درگیر رانت و خلاف نشن ازونجا استعفا داده بودن و الان با افتخار برشون گردونده بودن ...
چقد خوشحالم دوباره شاهد افتخارات شرکتی باشم ک ۴ سال پیش جز برترین های صنعت کشور بود .. و ۳ سال با مدیریت اشتباه داشت از بین میرفت ..
و الان دوباره میخاد سرشو بگیره بالا ...
و چقد خوشحالم ک از شرکت من دعوت کردن به عنوان وِندور کنارشون باشیم ..
چه سالِ عجیبی داره شروع میشه .. اتفاقای عجیب دور از ذهن پشت سر هم ..
اولین کارفرما و اولین پروژه هم دقیقن مث همه تجربه های اولی .. خیلی حس خاصی داره ..
همونقدر فراموش نشدنی ..
2 606
● آفرین به پیکسی کوچولو !
دقیقن بچههای باهوش موقع zoomies هم یه جورایی راننده فرمول یک میشن هم سریع، هم دقیق ...
●
●
●
امروز واقعی ترین اشتیاق بودی با اون سرعت و هیجان خاصت .. دختر کوچولو ...
