EUTHANAS
Open in Telegram
• من یک روانِ پاکم در هزار کالبد t.me/HidenChat_Bot?start=133467880 𓂀 @Pharida
Show more2 606
Subscribers
No data24 hours
-457 days
-41430 days
Posts Archive
2 606
بعد از یه دوره چند روزه بسیار پیچیده در زندگی کاری، که پیشرفت کارها بسیار کُند بود و نیازمند اعجاز زمان بودم .. تونستم درک شدیدی ازش داشته باشم و توجه کنم خیلی چیزها رو فقط زمان میتونه حل کنه نه هیچ چیز دیگه !
نیازمند ریسمان کیهانی بودم برای انطباق با تعهد و مسئولیت .. نوعی جهش به درون سیاهچاله و خروج از سفید چاله .. و چه روز سختی ..
همزمانی دو نوع متفاوت از استرس !
و چه طلوعِ آفتاب شگفت انگیزی ..
بعدش همه یا رفتن خابیدن .. یا همه رفتن سر موعد برای انجام وظیفه .. و من درون یک کرم چاله متلاطم پرتاب شدم .. چون باید پاسخگوی مواضع مختلفی میبودم، چون درکی از سختی شرایطم برای گروه های مختلف وجود نداشت .. هوووف ...
برای درمان بیش فعالی، و به پیشنهاد یک آدم حسابی وارد این لاین از شغل مرتبط با فیلد کاری شرکت شدم .. درمانش بماند .. ایجاد سرشاخه های عجیب جدید و اعتیاد به یک نوع تنش همراه با لذت و جنون؛ ترکیب ناموزونِ جدیدی رو آغاز کرد ...
و همچنان دلهره از پرتاب در ریسمان ..
2 606
وقتی درد داری و یه جوجه مهربون، با تخم مرغ شانسی سورپرایزت میکنه .. تاج سرش انگشتر هم میشه ..
#روژان
2 606
درهم تنیدگی کوانتومی زمانی هستش که دو ذره بدون توجه به اینکه چقدر از هم در فضا فاصله دارند، به روشی خاص به یکدیگر متصل میشوند.
بدون اینکه وجه مشترکی داشته باشن ..
مثال ساده : دوتا پیتزا میخریم یکیش پپرونی، یکیش بیکن .. تا زمانی که در جعبه یکیشو باز نکنیم نمیدونیم اون یکی کدومه !
حال فک کنید یه پیتزا رو می بریم یه سیاره دیگه و سالها ازش بیخبر میمونیم .. پیتزایی که روی زمین داریم باز میکنیم و همون لحظه مشخص میشه اون پیتزا توی سیاره دیگه کدومه .. بدون اینکه ما بهش دسترسی داشته باشیم .. نمیدونم چطوری توضیح بدم ..
در هم تنیدگی کوانتومی می تونه در طول زمان اتفاق بیفته، نه فقط در فضا...
حالا .. اینارو بافتم به هم ک بگم دلم یکیو میخاد که باهاش درهم تنیدگی کوانتومی داشته باشم ..
اصن هر وقت فشار کاری زیاد میشه دلم ازین پیوندهای شیمیایی و فیزیکی و کوانتومی و .. میخاد !
2 606
یه نقطه هستی ک تهرانِ واقعی ازت پیداس .. انرژی باشگاه انقلاب درونت جولان میزنه .. نفس تنگی توی خیابونات لغو میشه .. درختا خوشحالن .. نبض اقتصاد کشورم توی چنگته ... امیدوارم هرگز دست زمینخوارهای شورای شهر بهت نرسه چون بخشی از قلب من و تهرانِ منی ..
2 606
امروز برای اولین بار با کلمه [ انطباع ] آشنا شدم ..
یک متن پیچیده داشتم مطالعه میکردم که خودش ب اندازه خیلی خیلی کافی فهمش سخت بود چه برسه کلماتی ثقیل هم برای اون مبحث به کار برده بشه !
گاهی فکر میکنم اگه میخام به صورت عمیق کانت بخونم باید آلمانی یاد بگیرم .. همونطور که برای فهم بیشتر دکارت و روسو و ولتر، و درک عمیق تر مارسل پروست؛ به جای اعتماد ب ترجمه های ناشیانه، خودم شروع کردمشون به زبان اصلی ..
انطباع = عقیده، تصور، گمان ...
2 606
وقتایی که پیکسی خودشُ لوس میکنه و من نازشو ب شدت میخرم، هوپیکس کاملن عمیق با نگاه نافذ و خیلی مفهومی بهم ضُل میزنه و ثابت چشاشو میدوزه توی چشام و هربار میخاد انگار حرف بزنه ولی نمیتونه ..
هوپیکس از وقتی از روسیه آوردنش و داره با ما زندگی میکنه هاپ هاپ نکرده .. و این غم انگیزترین ماجرای زندگی منه ک هر روز تکرار میشه ..
این نگاه راز آلود و هزاران نقطه کوچولو توی مغز فسقلیش، میخ میکنه توی چشام و سکوت مطلقش منُ به جنون میرسونه .. و من هربار بغلش میکنم و نازشُ قدِ تموم کیهان میخرم و یه دلِ سیر گریه میکنم ..
