آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
Open in Telegram
قوی ترین کانال آموزش فیزیک دبیرستان برای دانش آموزان مدیر کانال : @saeid134 09122101875 آدرس ما در اینستاگرام : http://www.instagram.com/namazi.ir _________ برای تهیه جزوات کامل به ایدی زیر پیام بدهید @ng2015 ______________
Show more2 343
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1630 days
Posts Archive
Repost from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
برای خرید جزوه های فیزیک با فرمت ورد به آیدی زیر پیام بدهید
@ng2015
Repost from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
کتاب کار فیزیک یازدهم
فصل دوم
قسمت دوم
#کتاب_کار
#جریان_مستقیم
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
گاز کامل (یا گاز ایدهآل) مدلی ساده و فرضی از گازهاست که در فیزیک و شیمی برای توضیح رفتار گازها استفاده میشود.
در گاز کامل فرض میکنیم که:
1. ذرات (مولکولها) اندازه ندارند (حجم آنها در برابر حجم ظرف ناچیز است).
2. بین ذرات هیچ نیروی جاذبه یا دافعه وجود ندارد (فقط برخورد میکنند و جدا میشوند).
3. برخورد ذرات با هم و با دیواره ظرف کاملًا کشسان است (هیچ انرژیای از بین نمیرود).
4. ذرات بهصورت تصادفی و یکنواخت در همه جهتها حرکت میکنند.
📘 بر اساس این فرضها، رفتار گاز کامل با قانون گاز کامل توصیف میشود:
PV = nRT
که در آن:
= فشار گاز
= حجم گاز
= تعداد مول گاز
= ثابت گازها (8.31 ژول بر مول کلوین)
= دمای مطلق (بر حسب کلوین)
البته در دنیای واقعی هیچ گازی کاملاً ایدهآل نیست، اما گازهایی مثل هلیوم، نیتروژن و اکسیژن در دما و فشار معمولی، رفتاری نزدیک به گاز کامل دارند.
@physics_school
#نیوتون
#شرودینگر
#مقایسه
مقایسه در مورو قانون دوم نیوتن و معادله شرودینگر، یکی از عمیقترین و زیباترین مقایسهها در فیزیک است که به قلب تفاوت بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتومی میزند.
در یک نگاه کلی:
قانون دوم نیوتن دنیای کلاسیک و قطعیت را توصیف میکند.
معادله شرودینگر دنیای کوانتومی و احتمال را توصیف می کند.
۱. از نظر نوع توصیف سامانه (سیستم)
· قانون دوم نیوتن (F=ma):
· یک معادله برای مکان (x) و تکانه (p) ذره است. این کمیتها دقیقاً در هر لحظه قابل محاسبه هستند.
مسیر حرکت ذره (مثلاً یک سیاره یا توپ) به طور دقیق و قطعی مشخص میشود. اگر موقعیت و سرعت اولیه را بدانید، میتوانید مسیر آینده را با قطعیت پیشبینی کنید.
· نتیجه: در فیزیک کلاسیک، جهان مانند یک ماشین قطعی عمل میکند.
· معادله شرودینگر:
· یک معادله برای تابع موج (Ψ) ذره است. تابع موج خود یک کمیت فیزیکی مستقیم نیست، بلکه یک موجود ریاضی است که حاوی اطلاعات درباره سامانه است.
این معادله مسیر حرکت را توصیف نمیکند، بلکه نحوه تغییر و انتشار تابع موج در مکان و زمان را بیان میکند.
نتیجه: در فیزیک کوانتومی، ما با یک توصیف احتمالاتی روبرو هستیم. ما نمیتوانیم بگوییم "الکترون دقیقاً در کجا است"، بلکه میگوییم "الکترون با چه احتمالی در یک ناحیه خاص یافت میشود".
۲. از نظر مفهوم علیت
قانون دوم نیوتن:
یک معادله علّی است. نیروی خالص (علت) شتاب جسم (معلول) را تعیین میکند.
· رابطه علت و معلول مستقیم و فوری است.
معادله شرودینگر:
یک معادله تکاملی یا پیشبرنده است. این معادله میگوید: "اگر تابع موج را در زمان حال بدانیم، معادله من به شما میگوید که تابع موج در لحظه بعدی چگونه خواهد بود."
· این معادله توضیح نمیدهد که "چرا" یک ذره در مکان خاصی یافت میشود، بلکه فقط احتمال آن را محاسبه میکند.
۳. از نظر ریاضی
· قانون دوم نیوتن:
· یک معادله دیفرانسیل معمولی است. معمولاً مرتبه دوم نسبت به زمان است.
· معادله شرودینگر:
· یک معادله دیفرانسیل با مشتقات جزئی است. نسبت به مکان و زمان مشتق دارد.
· معادله وابسته به زمان:
· این نشاندهنده ذات موجی-مکانیکی ذرات در سطح کوانتومی است.
۴. از نظر نقش ناظر و اندازهگیری
· قانون دوم نیوتن:
· اندازهگیری میتواند بدون تاثیرگذاری چشمگیر بر روی سامانه انجام شود. شما میتوانید موقعیت یک سیاره را بدون اینکه مسیرش را به طور قابل توجهی تغییر دهید، اندازه بگیرید.
· معادله شرودینگر:
· فرآیند اندازهگیری یک اختلال ذاتی در سامانه ایجاد میکند. وقتی ما مکان یک الکترون را اندازه میگیریم، تابع موج آن "فرومیریزد"
و حالت آن را تغییر میدهد. این مفهوم به "اصل عدم قطعیت هایزنبرگ" گره خورده است.
۵. از نظر پدیدههای قابل توصیف
· قانون دوم نیوتن:
· پدیدههای ماکروسکوپی مانند حرکت سیارات، پرتابهها، آونگ و غیره را به خوبی توصیف میکند.
· در توضیح پدیدههای اتمی و زیراتمی (مانند پایداری اتم، طیفهای گسسته اتمی، تونل زنی کوانتومی) کاملاً شکست میخورد.
· معادله شرودینگر:
· به طور دقیق پدیدههای اتمی و زیراتمی را توصیف میکند.
· ساختار الکترونی اتمها، پیوندهای شیمیایی، رفتار الکترون در جامدات (که منجر به ساخت ترانزیستور و لیزر شد) و پدیدههایی مانند تونل زنی کوانتومی را توضیح میدهد.
نتیجهگیری:
مقایسه این دو معادله به نتایج فلسفی و فیزیکی عمیقی میرسد:
1. گذار از قطعیت به احتمال: مهمترین نتیجه این است که در سطح بنیادی، جهان بر پایه احتمال بنا شده، نه قطعیت. ما فقط از احتمال وقوع رویدادها صحبت میکنیم، نه از خود رویدادها.
2. گذار از ذرهای خالص به دوگانگی موج-ذره: قانون دوم نیوتن برای ذرات نقطهای نوشته شده است. معادله شرودینگر ذات موجی ذرات را در خود جای داده و "دوگانگی موج-ذره" را توصیف میکند.
3. ماهیت متفاوت واقعیت فیزیکی: در فیزیک کلاسیک، واقعیت (مکان و سرعت ذره) مستقل از اندازهگیری وجود دارد. در فیزیک کوانتومی، اطلاعات ما از واقعیت محدود به تابع موج است و اندازهگیری خود بر واقعیت تاثیر میگذارد.
4. اصل متناظر بودن :
یک نتیجهگیری کلیدی این است که این دو دنیا کاملاً جدا نیستند. در حدی که سامانهها بزرگ و پرجرم میشوند (مثلاً در مقیاس ماکروسکوپی)، پیشبینیهای معادله شرودینگر به پیشبینیهای قانون دوم نیوتن تقلیل مییابد. این یعنی فیزیک کلاسیک یک حالت حدی و تقریبی از فیزیک کوانتومی است.
به زبان ساده، مقایسه این دو معادله مانند مقایسه نقشه یک جاده صاف و مستقیم (نیوتن) با نقشه یک اقیانوس پرتلاطم و موجی (شرودینگر) است. اولی مسیرهای دقیق را نشان میدهد، در حالی که دومی الگوهای کلی و احتمال وجود خشکی را توصیف میکند، بدون اینکه نقطه دقیقی را مشخص کند.
@physics_school
#نیوتون
#شرودینگر
#مقایسه
مقایسه در مورو قانون دوم نیوتن و معادله شرودینگر، یکی از عمیقترین و زیباترین مقایسهها در فیزیک است که به قلب تفاوت بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتومی میزند.
در یک نگاه کلی:
قانون دوم نیوتن دنیای کلاسیک و قطعیت را توصیف میکند.
معادله شرودینگر دنیای کوانتومی و احتمال را توصیف می کند.
۱. از نظر نوع توصیف سامانه (سیستم)
· قانون دوم نیوتن (F=ma):
· یک معادله برای مکان (x) و تکانه (p) ذره است. این کمیتها دقیقاً در هر لحظه قابل محاسبه هستند.
مسیر حرکت ذره (مثلاً یک سیاره یا توپ) به طور دقیق و قطعی مشخص میشود. اگر موقعیت و سرعت اولیه را بدانید، میتوانید مسیر آینده را با قطعیت پیشبینی کنید.
· نتیجه: در فیزیک کلاسیک، جهان مانند یک ماشین قطعی عمل میکند.
· معادله شرودینگر:
· یک معادله برای تابع موج (Ψ) ذره است. تابع موج خود یک کمیت فیزیکی مستقیم نیست، بلکه یک موجود ریاضی است که حاوی اطلاعات درباره سامانه است.
این معادله مسیر حرکت را توصیف نمیکند، بلکه نحوه تغییر و انتشار تابع موج در مکان و زمان را بیان میکند.
نتیجه: در فیزیک کوانتومی، ما با یک توصیف احتمالاتی روبرو هستیم. ما نمیتوانیم بگوییم "الکترون دقیقاً در کجا است"، بلکه میگوییم "الکترون با چه احتمالی در یک ناحیه خاص یافت میشود".
۲. از نظر مفهوم علیت
قانون دوم نیوتن:
یک معادله علّی است. نیروی خالص (علت) شتاب جسم (معلول) را تعیین میکند.
· رابطه علت و معلول مستقیم و فوری است.
معادله شرودینگر:
یک معادله تکاملی یا پیشبرنده است. این معادله میگوید: "اگر تابع موج را در زمان حال بدانیم، معادله من به شما میگوید که تابع موج در لحظه بعدی چگونه خواهد بود."
· این معادله توضیح نمیدهد که "چرا" یک ذره در مکان خاصی یافت میشود، بلکه فقط احتمال آن را محاسبه میکند.
۳. از نظر ریاضی
· قانون دوم نیوتن:
· یک معادله دیفرانسیل معمولی است. معمولاً مرتبه دوم نسبت به زمان است.
· معادله شرودینگر:
· یک معادله دیفرانسیل با مشتقات جزئی است. نسبت به مکان و زمان مشتق دارد.
· معادله وابسته به زمان:
· این نشاندهنده ذات موجی-مکانیکی ذرات در سطح کوانتومی است.
۴. از نظر نقش ناظر و اندازهگیری
· قانون دوم نیوتن:
· اندازهگیری میتواند بدون تاثیرگذاری چشمگیر بر روی سامانه انجام شود. شما میتوانید موقعیت یک سیاره را بدون اینکه مسیرش را به طور قابل توجهی تغییر دهید، اندازه بگیرید.
· معادله شرودینگر:
· فرآیند اندازهگیری یک اختلال ذاتی در سامانه ایجاد میکند. وقتی ما مکان یک الکترون را اندازه میگیریم، تابع موج آن "فرومیریزد"
و حالت آن را تغییر میدهد. این مفهوم به "اصل عدم قطعیت هایزنبرگ" گره خورده است.
۵. از نظر پدیدههای قابل توصیف
· قانون دوم نیوتن:
· پدیدههای ماکروسکوپی مانند حرکت سیارات، پرتابهها، آونگ و غیره را به خوبی توصیف میکند.
· در توضیح پدیدههای اتمی و زیراتمی (مانند پایداری اتم، طیفهای گسسته اتمی، تونل زنی کوانتومی) کاملاً شکست میخورد.
· معادله شرودینگر:
· به طور دقیق پدیدههای اتمی و زیراتمی را توصیف میکند.
· ساختار الکترونی اتمها، پیوندهای شیمیایی، رفتار الکترون در جامدات (که منجر به ساخت ترانزیستور و لیزر شد) و پدیدههایی مانند تونل زنی کوانتومی را توضیح میدهد.
نتیجهگیری:
مقایسه این دو معادله به نتایج فلسفی و فیزیکی عمیقی میرسد:
1. گذار از قطعیت به احتمال: مهمترین نتیجه این است که در سطح بنیادی، جهان بر پایه احتمال بنا شده، نه قطعیت. ما فقط از احتمال وقوع رویدادها صحبت میکنیم، نه از خود رویدادها.
2. گذار از ذرهای خالص به دوگانگی موج-ذره: قانون دوم نیوتن برای ذرات نقطهای نوشته شده است. معادله شرودینگر ذات موجی ذرات را در خود جای داده و "دوگانگی موج-ذره" را توصیف میکند.
3. ماهیت متفاوت واقعیت فیزیکی: در فیزیک کلاسیک، واقعیت (مکان و سرعت ذره) مستقل از اندازهگیری وجود دارد. در فیزیک کوانتومی، اطلاعات ما از واقعیت محدود به تابع موج است و اندازهگیری خود بر واقعیت تاثیر میگذارد.
4. اصل متناظر بودن :
یک نتیجهگیری کلیدی این است که این دو دنیا کاملاً جدا نیستند. در حدی که سامانهها بزرگ و پرجرم میشوند (مثلاً در مقیاس ماکروسکوپی)، پیشبینیهای معادله شرودینگر به پیشبینیهای قانون دوم نیوتن تقلیل مییابد. این یعنی فیزیک کلاسیک یک حالت حدی و تقریبی از فیزیک کوانتومی است.
به زبان ساده، مقایسه این دو معادله مانند مقایسه نقشه یک جاده صاف و مستقیم (نیوتن) با نقشه یک اقیانوس پرتلاطم و موجی (شرودینگر) است. اولی مسیرهای دقیق را نشان میدهد، در حالی که دومی الگوهای کلی و احتمال وجود خشکی را توصیف میکند، بدون اینکه نقطه دقیقی را مشخص کند.
@physics_school
Repost from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
کتاب کار فیزیک یازدهم
فصل دوم
قسمت دوم
#کتاب_کار
#جریان_مستقیم
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
Repost from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
#فلش_کارت
#فیزیک3
#نوسان
#قسمت1
خلاصه عالی برای فصل سوم فیزیک دوازدهم
نوسان و موج
قسمت اول
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
#تاریخ_علم
#گالیله
#انیشتین
در پست بالا سیر تکامل فکری از نسبیت گالیلهای تا نسبیت عام اینشتین را به زیبایی و با مثال سادهی اولیه نشان میدهد.
نکاتی در مورد آن و توضیح بیشتر:
1. سؤال اولیه
جمله ی «آیا درسته که وقتی من سوار ماشین می شم... قوانین مکسول برقرار نباشه؟!» یک سؤال طنزآمیز و بسیار هوشمندانه است. این سؤال دقیقاً مشکل اصلی فیزیک در اواخر قرن نوزدهم را نشان میدهد:
فیزیکدانان فکر میکردند قوانین الکترومغناطیس (مکسول) فقط در یک چارچوب مرجع خاص (به نام "اتر") برقرار است.
بنابراین، اگر شما با سرعت ثابت در اتوبان حرکت کنید، در چارچوب مرجع شما این قوانین ممکن است به شکل دیگری به نظر برسند.
· این ایده که قوانین فیزیک بسته به حالت حرکت شما تغییر کند، برای دانشمندان (و به طور خاص برای اینشتین) بسیار ناخوشایند و غیرمنطقی بود.
2. گذار از نسبیت گالیلهای به نسبیت خاص (دقیق و صحیح)
نسبیت گالیله ای: فقط قوانین مکانیک در تمام چارچوبهای لخت (بی شتاب) یکسان بودند.
معمای الکترومغناطیس: قوانین مکسول با نسبیت گالیله ای ناسازگار بودند، زیرا سرعت نور را ثابت پیشبینی میکرد، در حالی که نسبیت گالیله ای میگفت سرعتها باید جمع شوند.
· جرأت اینشتین: اینشتین به جای کنار گذاشتن قوانین مکسول، اصل نسبیت گالیله را گسترش داد و گفت: "همه ی قوانین فیزیک، از جمله الکترومغناطیس، باید در تمام چارچوبهای لخت یکسان باشند." این شد اصل اول نسبیت خاص.
نتیجه: پذیرش این اصل، اینشتین را مجبور کرد که تبدیلات لورنتز را بپذیرد و مفاهیم بنیادینی مانند اتساع زمان و انقباض طول را کشف کند.
3. گذار از نسبیت خاص به نسبیت عام (نگاه ژرف)
اینشتین پرسید: "چرا فقط چارچوبهای لخت؟ چارچوبهای شتابدار چطور؟"
این سؤال، موتور محرکه ی ایجاد نسبیت عام بود. اینشتین دریافت که اثرات گرانش (مثل ایستادن روی زمین) با اثرات شتاب (مثل ایستادن در یک موشک که با شتاب ۹.۸ m/s² در حرکت است) غیرقابل تشخیص هستند (اصل همارزی).
بنابراین، او نظریه ی خود را به گونهای گسترش داد که تمام چارچوبهای مرجع (چه لخت و چه شتابدار) را هم ارز در نظر بگیرد. این کار را با توصیف گرانش نه به عنوان یک نیرو، بلکه به عنوان انحنای فضا-زمان انجام داد.
4. هزینهی این هم ارزی
در نسبیت گالیلها ی: زمان مطلق و برای همه یکسان است.
· در نسبیت خاص: زمان مطلق نیست (اتساع زمان رخ میدهد)، اما هنوز میتوان به طور کلی از "آینده" صحبت کرد.
· در نسبیت عام: حتی مفهوم "جهت آینده" نیز در شرایط شدید (مثلاً نزدیک به یک سیاهچاله) میتواند برای ناظرهای مختلف متفاوت شود. فضا-زمان به قدری منحنی و پیچیده میشود که جهت جهانی برای زمان وجود ندارد.
در اینجا یک مسیر فکری کامل را ترسیم میکند:
1. از یک سؤال ساده و روزمره شروع میکند.
2. یک مشکل تاریخی بزرگ در فیزیک را نشان میدهد.
3. راه حل انقلابی اینشتین (نسبیت خاص) را شرح میدهد.
4. سپس تفکر عمیقتر او (نسبیت عام) را توضیح میدهد.
5. و در نهایت، به پیامدهای شگفتانگیز و ضدشهودی این نظریه ها میپردازد.
در تاریخ علم مشخص میشه چگونه پرسشهای به ظاهر ساده میتوانند به بزرگترین کشف های علمی منجر شوند.
@physics_school
❓آیا درسته که
وقتی من سوار ماشین می شم
و در اتوبان حرکت میکنم
قوانین مکسول برقرار نباشه !
اما
وقتی به مقصد رسیدم و از ماشین پیاده شدم،
قوانین مکسول برقرار باشه؟!
🖍فیزیکدانان دنبال این بودند
که قوانین فیزیک در این دو حالت فرق نداشته باشه.
«فیزیکدانها نمیخواستند قوانین الکترومغناطیس وابسته به سرعت ناظر باشه. یعنی چه در حال حرکت باشی، چه ایستاده، همون قوانین برقرار باشند.»
🖍اینشتین اومد گفت:
❓چرا قوانین مکانیک در همه چارچوب های مرجع لخت یکسان باشه؟!
(نسبیت گالیله ای فقط شامل قوانین مکانیک بود )
🖍اینشتین پرسید:
چرا فقط قوانین مکانیک در همهی چارچوبهای لَخت یکسان باشه؟
✅باید همهی قوانین فیزیک (از جمله الکترومغناطیس) در چارچوبهای لخت یکسان باشند.
این شد اصل اول نسبیت خاص.
یعنی الکترومغناطیس رو هم به مکانیک اضافه کرد.
و این شد اصل اول نسبیت خاص.
(البته اضافه کردن الکترومغناطیس به مکانیک خیلی جسارت میخواست .
چون سرعت نور ثابت بود و جمع گالیله ای سرعت ها در موردش صادق نبود.)
🖍و بعد فکر کرد (البته در طول زمان)
چرا فقط در چارچوب های مرجع لخت قوانین فیزیک یکسان باشند؟
پس چارچوب های شتابدار چی؟
شتابدار ها رو هم وارد داستان کرد.
و این شد از اصول نسبیت عام.
در نسبیت عام قوانین فیزیک در همهی چارچوبها (لخت و شتابدار) یکساناند. هیچ ناظری بر دیگری برتری نداره.
✅در نسبیت گالیله ای:
بازه های زمانی ثابتند.
✅در نسبیت خاص:
بازه های زمانی ثابت نیستند.
✅در نسبیت عام:
نه بازه های زمانی ثابتند
و
نه جهت آینده.
🔹در نسبیت گالیلهای: زمان مطلق بود.
🔹در نسبیت خاص: زمان مطلق نیست.
🔹در نسبیت عام: حتی ساختار فضا-زمان هم مطلق نیست.
🖍یعنی تمام ناظر های لخت و شتابدار هم ارزند.
اما به این قیمت که دیگه
بازه های زمانی و جهت آینده ثابت نیست.
@physics_school
❓آیا درسته که
وقتی من سوار ماشین می شم
و در اتوبان حرکت میکنم
قوانین مکسول برقرار نباشه !
اما
وقتی به مقصد رسیدم و از ماشین پیاده شدم،
قوانین مکسول برقرار باشه؟!
🖍فیزیکدانان دنبال این بودند
که قوانین فیزیک در این دو حالت فرق نداشته باشه.
«فیزیکدانها نمیخواستند قوانین الکترومغناطیس وابسته به سرعت ناظر باشه. یعنی چه در حال حرکت باشی، چه ایستاده، همون قوانین برقرار باشند.»
🖍اینشتین اومد گفت:
❓چرا قوانین مکانیک در همه چارچوب های مرجع لخت یکسان باشه؟!
(نسبیت گالیله ای فقط شامل قوانین مکانیک بود )
🖍اینشتین پرسید:
چرا فقط قوانین مکانیک در همهی چارچوبهای لَخت یکسان باشه؟
✅باید همهی قوانین فیزیک (از جمله الکترومغناطیس) در چارچوبهای لخت یکسان باشند.
این شد اصل اول نسبیت خاص.
یعنی الکترومغناطیس رو هم به مکانیک اضافه کرد.
و این شد اصل اول نسبیت خاص.
(البته اضافه کردن الکترومغناطیس به مکانیک خیلی جسارت میخواست .
چون سرعت نور ثابت بود و جمع گالیله ای سرعت ها در موردش صادق نبود.)
🖍و بعد .....
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
@physics_school
#ملیلیکان
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۵
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
ویژگیهای شخصی و نقدها
میلیکان فردی با اعتماد بهنفس بالا، سختکوش و باانضباط بود. او به دقت تجربی و یکپارچگی علمی اعتقاد راسخ داشت. با این حال، شخصیت او گاهی با لجبازی و تعصب همراه بود. مشهور است که سالها پس از اینکه شواهد قاطع نشان دادند پرتوهای کیهانی ذرات باردار هستند، او به نظریه فوتونی خود پایبند ماند. همچنین، در مورد اولویت کشف در آزمایش قطره روغن، اختلافاتی با دستیارش، هاروی فلچر، وجود داشت که امروزه نقش فلچر به طور گستردهتری به رسمیت شناخته میشود.
علیرغم این نکات، میلیکان نمادی از فیزیکدان تجربی ایدهآل بود: کسی که با پشتکار و مهارت فوقالعاده، پدیدههای طبیعی را به قلمرو اندازهگیری دقیق میکشاند.
---
صفحه ۱۰: جمعبندی و نتیجهگیری
رابرت اندروز میلیکان را میتوان به حق یکی از معماران فیزیک مدرن دانست. دستاوردهای او در اندازهگیری بار الکترون و تأیید اثر فوتوالکتریک، دو ستون اصلی برای توسعه مکانیک کوانتومی و فیزیک ذرات بنیادی بودند. او با آزمایشهایش، مفاهیم انتزاعی "کوانتومی شدن" را به واقعیتهای کمّی و ملموس تبدیل کرد
فراتر از دستاوردهای شخصی، میلیکان نقش بیبدیلی در نهادینه کردن علم در آمریکا ایفا کرد. رهبری او در Caltech و مشارکتهایش در سطح ملی، به تقویت جایگاه علم به عنوان موتور محرک پیشرفت کمک شایانی کرد. میلیکان در ۱۹ دسامبر ۱۹۵۳ در سن دیگو، کالیفرنیا درگذشت، اما میراث او بهعنوان دانشمندی که مرزهای دقت تجربی را جابهجا کرد و نهادهای علمی را تقویت نمود، تا به امروز پابرجاست. او تجسم این جمله معروف بود: "علم با اندازهگیری پیش میرود."
#پایان
@physics_school
#ملیلیکان
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۴
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
تحقیقات در مورد پرتوهای کیهانی
پس از دریافت جایزه نوبل، میلیکان به سراغ یک معما بزرگ دیگر رفت: تشعشعات یونیزان مرموزی که از فضا میآمدند و در آن زمان "پرتوهای فرابنفش با انرژی بالا" تصور میشدند. میلیکان اصطلاح "پرتوهای کیهانی" را برای آنها ابداع کرد.
او با استفاده از بالنهای در سطح بالای ارتفاع و دستگاههای اندازهگیری، شدت این پرتوها را در ارتفاعات مختلف و در اعماق دریاچهها مطالعه کرد. نظریه شخصی میلیکان این بود که این پرتوها، فوتونهای پرانرژی هستند که در فرآیند زایش و نابودی اتمها در فضا تولید میشوند. او این ایده را "فرضیه تولد اتم" مینامید. اگرچه این نظریه بعدها توسط دیگران (مانند آرتور کامپتون) رد شد و ثابت گردید که پرتوهای کوهانی عمدتاً ذرات باردار پرانرژی هستند، اما تحقیقات پیشگامانه میلیکان، زمینهساز شاخه کاملی از فیزیک به نام فیزیک پرتوهای کوهانی شد که به کشف ذرات جدیدی مانند پوزیترون و میون انجامید.
صفحه ۸: میراث علمی و مدیریت آموزشی
میلیکان تنها یک آزمایشگر نابغه نبود؛ او یک سازمانده و مروج علم بود.
· تحول در دانشگاه کلتک: رهبری او باعث شد Caltech به سرعت به رقیبی برای دانشگاههای بزرگی مانند هاروارد و MIT تبدیل شود. او بر اهمیت تحقیقات بنیادی در کنار مهندسی تأکید داشت.
· نویسندگی: او نویسنده کتابهای درسی بسیار محبوبی بود که نسلهایی از دانشجویان فیزیک در آمریکا با آن آموزش دیدند.
· خدمات در زمان جنگ: در طول جنگ جهانی اول، به عنوان رئیس بخش تحقیقات علمی انجمن ملی تحقیقات (NRC) خدمت کرد و تلاشهای علمی آمریکا را برای اهداف نظامی هماهنگ میکرد.
· شاگردان برجسته: افرادی مانند کارل اندرسون (برنده جایزه نوبل به خاطر کشف پوزیترون) و چین-شیونگ وو (فیزیکدان هستهای مشهور) از جمله دانشمندانی بودند که تحت تأثیر محیط علمی ایجاد شده توسط میلیکان پرورش یافتند.
#ادامه دارد
@physics_school
#صوت
🔊فایل صوتی
علی هادیان
در این صوت می شنوید:
انبساط جهان؟! چرا؟
چرا دانشمندان می گویند جهان در حال انبساط است؟
*اشتباهات کیهان شناسی در طول تاریخ علم:
۱-سابقه تاریخی کیهان شناسی خوب نیست و پیش بینی های آنها در طول تاریخ اشتباه بوده و دائما در حال عوض شدن است
۲-به علت ابعاد وسیع کیهان و عدم دسترسي به نقاط مختلف کیهان نمی توان آن را در آزمایشگاه مدل سازی کنیم
*دکارت دو شرط برای پذیرش یک موضوع بیان می کند:
۱-واضح و روشن باشد ۲-متمایز باشد
*نظریه نسبیت عام توضیح می دهد جهان در حال انبساط است.
*به کمک اثر دوپلر و طیف سنجی تایید می شود جهان در حال انبساط است
دانشمندان با مشاهده خطوط طیفی ایجاد شده از منبع نور توانستند تندی آن منبع را تعیین کنند.
*هابل متوجه شد : ۱-کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند. ۲- هر چقدر فاصله آنها از ما بیشتر است تندی دور شدن آنها از ما بیشتر است. که منجر به قانون هابل شد.
***#سوال_باز و بدون پاسخ که علم و کیهان شناسی فعلا برای آن پاسخی ندارد:
جهان در حال انبساط در درون چه چیزی در حال انبساط است؟ و به کجا در حال انبساط است؟ این فضا و زمان در حال حرکت به کجا است؟
@physics_school
