en
Feedback
مکتب وقوع و سبک هندی(اصفهانی)

مکتب وقوع و سبک هندی(اصفهانی)

Open in Telegram

محفلی برای شعر فاخر؛ حمایت از شاعران طرز تازه

Show more
1 759
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1130 days
Posts Archive
صبر اندک را بگویم یا غم بسیار را؟ #هلالی_جغتایی @voque_hendi

مستی که هوشیار نشد چشم مست توست! #صیدی_تهرانی

بیا! که جای تو در چشم دوستان خالی است... #بیدل

قاصدان را یکقلم نومید کردن خوب نیست نامه ی ما پاره کردن داشت گر خواندن نداشت #صائب_تبریزی @voque_hendi

روند کانال رو به چه صورتی پیش ببریم؟
Anonymous voting

در حریم سینه ی من، دل نبودی کاشکی... #صائب_تبریزی @voque_hendi

از #محمد_قهرمان خوندم @mohammadaziiiiziiii

یک مو در میان من و او نمانده است پیچیده ام چو تاب به موی میان دوست ... #صائب

می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره را چند بتوان در گریبان داشت آتشپاره را؟ #صائب_تبریزی @voque_hendi

هیچ آهی سر نزد کز ما گدازی ‌گل نکرد همچو دل در آب‌گردیدن جگر داریم ‌ما... #بیدل_دهلوی @voque_hendi

ای امید جان! گفتی «چیست آرزوی تو» گر وصال ممکن نیست، ترک آرزو کردن... #محمد_قهرمان @voque_hendi

آن که در آیینه دارد بوسه را از خود دریغ کی به عاشق واگذارد اختیار بوسه را؟ #صائب_تبریزی @voque_hendi

چه کنم؟ دلم ز پاس نفس تار می شود چه کنم وگر نفس کشم افگار می شود چه کنم اگر ز دل نکشم یک دم آه آتشبار جهان به دیده من تار می شود چه کنم چو ابر منع من از گریه دور از انصاف است دلم ز گریه سبکبار می شود چه کنم ز حرف حق لب از آن بسته ام که چون منصور حدیث راست مرا دار می شود چه کنم نخوانده بوی گل آید اگر به خلوت من ز نازکی به دلم بار می شود چه کنم توان به دست و دل از روی یار گل چیدن مرا که دست و دل از کار می شود چه کنم گرفتم این که حیا رخصت تماشا داد نگاه، پرده ی دیدار می شود چه کنم نفس درازی من نیست #صائب از غفلت دلم گشوده ز گفتار می شود چه کنم از مجموعه ی رنگین گل،گزیده اشعار صائب تبریزی به انتخاب و توضیح محمد قهرمان

من از زلفت بخاطر آورم وقت پریشانی تو هم یاد از دلم کن تا به دستت شانه می آید... #هادی_رنجی @voque_hendi

محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست بشکند دستی که دست مردم افتاده بست! #صائب_تبریزی @voque_hendi

آنکه ما گریه ز بی مهری او می کردیم زیر لب خنده زنان،او گله از ما می کرد... #هادی_رنجی @voque_hendi

آن‌که شب گُل به دامنم می‌ریخت صبح‌دم خون در آستینم کرد... #صوفی_مازندرانی #در_گردش_ایام •دیوان صوفی مازندرانی، به اهتمام و تصحیح و تحشیه شهاب طاهری• @be_ghole_ghazal

وای بر حال نگاهی که پیِ دل برود... #صائب_تبریزی @voque_hendi