en
Feedback
کتابخانه تصوّف و عرفان

کتابخانه تصوّف و عرفان

Open in Telegram

"ارایه کتب و مطالب با موضوع عرفان و تصوّف" ارتباط با مدیریت: @sufismlibraryAdmin سایت رسمی www.sufismlibrary.com اینستاگرام instagram.com/sufismlibrary فیس بوک www.facebook.com/library121 کانال پشتیبانی @sufismlibrary1

Show more
6 521
Subscribers
+724 hours
+447 days
+19430 days
Posts Archive
📙 معرفی کتاب 💠 گنجینه الاسرار - عمان سامانی 🔹میرزا نورالله عمان سامانی ملقب به «تاج الشعراء» و متخلص به «عمان» از شعرای پرآوازهٔ آیینی در نیمهٔ دوم سدهٔ ۱۳ و اوایل سدهٔ ۱۴ هجری است که به سال ۱۲۵۸ ه. ق در سامان به دنیا آمد و به سال ۱۳۲۲ ه. ق در سن ۶۴ سالگی در زادگاهش درگذشت. نیاکان او همه از دری‌سرایان، پارسی‌گویان و آذری‌سرایان عصر خود بوده‌اند. پدرش میرزا عبدالله متخلص به «ذره» مولف «جامع‌الانساب» و جدش میرزا عبدالواهاب سامانی متخلص به «قطره» و عمویش میرزا لطف‌الله متخلص به «دریا» همگی از شاعران عهد ناصری بوده‌اند. میرزا نورالله همانند بسیاری از نیاکان خود در سلوک تصوّف و عرفان بوده و در زمره ارادتمندان حضرت آقای سعادتعلیشاه اصفهانی و حضرت آقای حاج ملا سلطان محمّد گنابادی (سلطانعلیشاه) طاب ثراه، از اقطاب سلسله علیه نعمت‌اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی بود. عمان سامانی تحصیلات ابتدائی را در مکتب‌خانه‌های محلی فرا گرفت و بعد به اصفهان عزیمت و در مدرسه «نیماورد» و «صدر» وارد و سال‌ها پیش آخوند کاشی مشغول کسب علم بود. 🔹از آثار عمان سامانی می‌توان به گنجینة الاسرار، مخزن الدرّر، معراج نامه و دیوان اشعار اشاره کرد. در این میان، مثنوی «گنجینةالاسرار» یکی از جالب ترین آثار عمان سامانی درباره عرفان عاشورا است. در این مثنوی نسبتاً کوتاه، نکته‌های ظریفی از عشق و عرفان با بیانی هنرمندانه و گرم طرح شده است. عمان را باید اولین شاعری نام برد که اشعار کربلایی را از قالب سوگ خارج کرد و در قالب حماسی آمیخته به عشق و روشنگری ارائه نمود. 🔸گنجینة الاسرار که نسخه کامل آن به اهتمام حمید یعقوبی سامانی منتشر شده، بااین مطلع آغاز می‌شود: 🔻کیست این پنهان مرا در جان و تن  کز زبان من همی گوید سخن 🔻این که گوید از لب من راز کیست؟ بنگرید این صاحب آواز کیست؟ 🔻در من اینسان خودنمایی می‌کند ادعای آشنایی می‌کند عمان سامانی در اواخر عمر به سامان مراجعه کرد و آثار ارزنده‌ای از خود به یادگار گذاشت. نقل است که جنازه عمان را در مسجد جامع سامان به خاک سپردند و بعدها بر اساس وصیت او به نجف منتقل و در وادی‌السلام مدفون گردیده است. 🔹 ناشر : انتشارات حقیقت ¤ علاقه‌مندان برای خرید و ارسال پستی کتا‌بهای انتشارات حقیقت در واتساپ با شماره تلفن ۰۹۱۲۰۹۲۶۱۲۱ تماس بگیرند. یا به صفحه اینستاگرام: www.instagram.com/haqiqatpublications مراجعه نمایند‌. #معرفی_کتاب #گنجینه_الاسرار #عمان_سامانی 📚کتابخانه تصوف و عرفان @Sufismlibrary https://goo.gl/7MuPVG

‎⁨گنجینه الاسرار⁩.pdf5.24 KB

sticker.webp0.83 KB

دل است هَمچو حسین و فِراقْ هَمچو یَزید شهید گشته دو صد رَه، به دشتِ کَرْب و بَلا #مولانا

الهی ! این بنده چه داند که چه می باید جُست؟ داننده تویی! هر آنچه دانی ، آن دِه ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Sufismlib
الهی ! این بنده چه داند که چه می باید جُست؟ داننده تویی! هر آنچه دانی ، آن دِه ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@Sufismlibrary | خواجه عبدالله انصاری

بیا کز عشق تو دیوانه گشتم وگر شهری بدم ویرانه گشتم ز عشق تو ز خان و مان بریدم به درد عشق تو همخانه گشتم چنان کاهل بدم کان را نگویم چو دیدم روی تو مردانه گشتم چو خویش جان خود جان تو دیدم ز خویشان بهر تو بیگانه گشتم فسانه عاشقان خواندم شب و روز کنون در عشق تو افسانه گشتم به جان جمله مستان که مستم بگیر ای دلبر عیار دستم به جان جمله جانبازان که جانم به جان رستگارانش که رستم عطاردوار دفترباره بودم زبردست ادیبان می نشستم چو دیدم لوح پیشانی ساقی شدم مست و قلم ها را شکستم مرا گفتی بدر پرده دریدم مرا گفتی قدح بشکن شکستم مرا گفتی ببر از جمله یاران بکندم از همه دل در تو بستم 📖 مولانا @sufismlibrary

بیا کز عشق تو آواز: همایون شجریان آلبوم: خداوندان اسرار غزل: مولوی @sufismlibrary
بیا کز عشق تو آواز: همایون شجریان آلبوم: خداوندان اسرار غزل: مولوی @sufismlibrary

عاشقی به در خانه معشوق خود رسید و در زد. معشوق گفت: کیستی؟ عاشق در پاسخ گفت: منم. معشوق بانگ برآورد که اکنون زمان در گشادن به روی تو فرا نرسیده است زیرا تو هنوز خامی و حدّ حضور بر این خوان را نیافته‌ای. شخص خام باید در آتش فراق بسوزد تا پخته شود و از نفاق و دوگانگی برهد. عاشق بیچاره در فراق یار بگذرانید و در آتش دوری سوخت. پس از این به مقام پختگی دست یافت مجدداً به در خانه معشوق خود رفت و با ترس و ادب حلقه بر در کوفت و همچنان نگران بود که مبادا لفظی نامبارک و ناخوشایند از دهانش بر آید و موجب تکدّر خاطر یار عزیزش گردد. معشوقش بانگ برآورد که بر در کیست؟ عاشق با احتیاط و ترس گفت: بر در هم تو هستی ای یار محبوب. یارش در بگشود و گفت: اکنون که من استی پس ای من به درآی. زیرا در این سرا جای دو من نیست و اکنون که در من محو و فانی شدی، می‌توانی داخل شوی. ☀️ مثنوی معنوی 👤 مولانا @sufismlibrary

🔉 ندای عرفان 💠 خطبه "کلابیه" حضرت علی «ع» #ندای_عرفان #خطبه_کلابیه @sufismlibrary

🔉 ندای عرفان ■ کاری از بخش صوتی کتابخانه تصوّف و عرفان 💠 حضرت امیر مومنان (ع) در خطبه‌ای مشهور به "کلابیه" در نهج‌البلاغه می‌فرماید: ☆ در "سگ" ده صفت وجود دارد که شایسته است مومن دارای آن صفات باشد: ¤ اول آنکه ارزش واحترامی در میان مردم برای خویش قائل نیست و این صفت بیچارگان است. ¤ دوم آنکه درویشی است که مال وثروتی از خود ندارد واین صفت وارستگان است. ¤ سوم آنکه جایگاهِ معینی برای خود قائل نیست واین صفت متوکلان است. ¤ چهارم آنکه اکثر اوقات گرسنه است واین صفت صالحان است. ¤ پنجم آنکه اگر صاحبش اورا صد بار بزند ، از در خانه‌ی صاحبش به جایی دیگر نمیرود واین علامت مریدان است. ¤ ششم آنکه شبها جز اندکی نمی‌خوابد و این حالت عاشقان است. ¤ هفتم آنکه رانده می‌شود و جفا می‌کشد ولیکن چون صاحبش بخواندَ‌ش، بدون ناراحتی باز می‌آید واین صفت خاشعان و متواضعان است. ¤ هشتم آنکه به هر چیزی که صاحبش بدهد راضی است واین حالت قانعان است. ¤ نهم آنکه بیشتر اوقات ساکت است واین صفت خائفان است. ¤ دهم آنکه چون بمیرد میراثی از او باقی نمی‌ماند واین حالت زاهدان است. @sufismlibrary 📎 این حکایت را با حجم ۴ مگابایت می‌شنویم. 👇👇👇

ای درویش انسان کامل را شیخ و پیشوا و هادی و مهدی گویند، و داناو بالغ و کامل و مکمل گویند و امام و خلیفه و قطب و صاحب زمان گویند و جام جهان نما و آئینه گیتی نمای و تریاق بزرگ و اکسیر اعظم گویند و عیسی گویند که مرده زنده می کند و خضر گویند که آب حیوه خورده است. و سلیمان گویند که زبان مرغان می داند و این انسان کامل همیشه در عالم باشد و زیادت از یکی نباشد از جهت آنکه تمامت موجودات همچون یک شخص است و انسان کامل دل آن شخص است و موجودات بی دل نتوانند بود؛ پس انسان کامل همیشه در عالم باشد؛ و دل زیادت از یکی نبود پس انسان کامل در عالم زیادت از یکی نباشد در عالم دانایان بسیار باشند اما آنکه دل عالم است یکی بیش نبود دیگران در مراتب باشند، هر یک در مرتبه ای چون آن یگانه عالم ازین عالم در گذرد یکی دیگر بمرتبۀ وی رسد و بجای وی نشیند تا عالم بی دل نباشد. 📕انسان کامل 🔹عزیزالدین نسفی

کتاب مقالات شمش گردآوری از گفته ها و سخنان و حکایات ارزشمندی است که از مجالس شمس تبریزی در دوره اقامتش در قونیه در قره هفتم هجری و پس از او توسط مریدان و رهروان مولانا جلال الدین محمد بلخی در قالب یادداشت هایی پراکنده حاصل شده است . اینکه تا چه حد میان این سخنان و مثنوی معنوی مولوی ارتباط وجود دارد را میتوان در صحبت بدیع الزمان فروزان فر یافت :بسیاری از امثال و قصص مقالات در مثنوی نیز درج شده است. #شمس‌الدین_محمد_تبریزی #مقالات_شمس_تبریزی #معرفی_کتاب 📕@Sufismlibrary

شمس خطاب به مولانا: تو نازکی، طاقت کلمات بسیار ما نداری. مرا دهان پر از آرد است. برون می زند. تو می رنجی، ضعیف می شوی. مرا اگ
شمس خطاب به مولانا: تو نازکی، طاقت کلمات بسیار ما نداری. مرا دهان پر از آرد است. برون می زند. تو می رنجی، ضعیف می شوی. مرا اگر هزار برنجانند هیچ جز قوی تر نشوم و جز عظیم تر نشوم. من در دوزخ رَوَم، و در بهشت روم، و در بازار... و تو نازکی نتوانی رفتن. #شمس‌الدین_محمد_تبریزی #مقالات_شمس_تبریزی  📕 @Sufismlibrary

مولانا : تو مبین که بر درختی یا به چاه تو مرا بین که منم مفتاح راه @sufismlibrary

مُحبّت چون به‌غایت رسد، آن‌ را عشق خوانند و گویند که: "العشق محبه مفرطه"؛ و عشق خاص‌تر از محبت است، زیرا که همه عشقی محبت باشد، اما همه محبّت عشق نباشد؛ و محبّت خاص‌تر از معرفت است؛ زیرا که همه محبّتی معرفت باشد، اما همه معرفتی محبّت نباشد. @sufismlibrary شیخ شهاب الدین سهروردی ملقب به شیخ اشراق 📚فی حقیقه العشق

شخصی نزد حکیمی رفت و گفت: فلان کس در حق تو چیزی گفته است حکیم گفت : از این گفته سه خیانت کردی! - برادری را در دل من ناخوش کردی - دل فارغ مرا مشغول نمودی - و خود را نزد من فاسق و متهم گردانیدی ... 📕 کیمیای سعادت ✍🏻 غزالی 📚 @sufismlibrary

بندگی کن تا که سلطانت کنند تن رها کن تا همه جانت کنند سر بنه در کف ، برو در کوى دوست تا چو اسماعیل، قربانت کنند بگذر از فرزند
بندگی کن تا که سلطانت کنند تن رها کن تا همه جانت کنند سر بنه در کف ، برو در کوى دوست تا چو اسماعیل، قربانت کنند بگذر از فرزند و مال و جان خویش تا خلیل الله دورانت کنند. عیدتان مبارک🌹 @Sufismlibrary

در آدمی عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صدهزار عالم، مِلک او شود، نیاساید و آرام نیابد. ‏آخر، معشوق را «دلارام» می‌گویند، یعنی که دل به وی آرام گیرد. ‏پس به غیر چون آرام و قرار گیرد؟ ‏ • مولانا 🍃 ‌@Sufismlibrary

لطفا چند ثانیه بهش فک کن 🙏🏻🌹 @Sufismlibrary