تفریجان
Open in Telegram
پیج اینستاگرام تفریجان:www.instagram.com/tafrijan1 ✒ارتباط با هیئت تحریریه: @kasadi55:اسدی @phonar77:هنری @Amvb80 :وحدت بهزاد @Azaad548:(طنز پرداز)خسروی ۱۳۹۴/۹/۲۹
Show more1 207
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
1 207
🖤 خبر تکاندهنده بود، اما غرورآفرین؛ دردآور بود، اما انسانی؛ ناباورانه بود، اما باورکردنی؛ گریهآور بود، اما خنداندنی؛ وداع بود، اما دیدار را رقم زد؛ غروب بود، اما طلوع شد؛ مرگ بود، اما زندگی بخشید؛ سوزناک و جانگداز بود، اما شادمانی به ارمغان آورد؛ نیستی بود، اما هستی بخشید؛ رفتنی بود، اما ماندنی شد؛ پایان زندگی «نگار» بود، اما آغاز بودن وی شد در وجود دیگرانی که آرزوی زندگی داشتند.
و این همه تضاد را تصمیمِ انسانیِ دوست عزیزمان آقای امیر خسروی آذر و همسر داغدارش رقم زد؛ هنگامی که دختر نازنینشان به خواب رفت و دیگر بیدار نشد. آنها تصمیم گرفتند نگار را در صورت دیگرانی ببینند که تشنۀ زندگی و ماندن بودند.
🌺 دوست و همکار گرامی، عضو محترم هیئت تحریریۀ کانال تفریجان
درگذشت دردناک و غمانگیز دختر نازنینت را به جنابعالی، همسر و خانوادۀ گرامیات تسلیت عرض میکنیم و برایتان بردباری و برای نگار عزیز آرامش ابدی آرزومندیم. ما را در غم خود شریک بدانید.
شاید این شعر مولانا زبان حال نگار برای تسلای حال شما باشد:
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد.
برای من مگری و مگو دریغ، دریغ
به دام دیو درافتی، دریغ آن باشد
جنازهام چو ببینی مگو فراق، فراق
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
مرا به گور سپردی مگو وداع، وداع
که گور پردۀ جمعیت جنان باشد
فرو شدن چو بدیدی، بر آمدن بنگر
غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد؟
ترا غروب نماید، ولی شروق بود
لَحَد چو حبس نماید، خلاص جان باشد
کدام دانه فرو رفت در زمین که نرُست؟
چرا به دانهی انسانیت این گمان باشد؟
کدام دلو فرو رفت و پُر برون نامد؟
ز چاه، یوسف جان را چرا فغان باشد؟
تو را چنان بنماید که من به خاک شدم
به زیر پای من این هفت آسمان باشد
دهان چو بستی ازین سوی، آن طرف بگشا
که های هوی تو در جو لامکان باشد
🥀روحش شاد و یادش گرامیباد🥀
✍هیئت تحریریۀ کانال تقریجان
@Tafrijan
1 207
#تسلیت
#تسلیت
🔹ساروان بار من افتاد خدا را مددی...
بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کرد
بادِ غیرت به صدش خار پریشاندل کرد
طوطیی را به خیالِ شکری دلخوش بود
ناگَهَش سیلِ فنا نقشِ اَمَل باطل کرد
قُرَّةُ الْعینِ من آن میوهی دل یادش باد
که چه آسان بشد و کارِ مرا مشکل کرد
ساروان بارِ من افتاد خدا را مددی
که امیدِ کَرَمَم همرهِ این مَحمِل کرد
دردا، دریغا، اندوها
دریغا نگار عزیزمان
نمیچرخد زبانم تا بگویم ماجرا چون بود
با تأسفی جانکاه و دلی پر اندوه به اطلاع میرساند نگار خسروی آذر فرزند امیر خسروی آذر و نوهی عمو تقی قصاب تفریجانی در دیار غریب و دور از ولایت چشم از جهان فروبست.
ضمن عرض تسلیت به آقای خسروی(ادمین با اخلاق و دوستداشتنی کانال تفریجان) و مادر داغدیده سایر بستگان برای شما صبر جمیل آرزومندیم.
✔️مراسم تشییع و خاکسپاری و ترحیم پس از این به آگاهی خواهد رسید.
روحش شاد و یادش گرامی 🥀
@Tafrijan
1 207
#تسلیت
⚫️دریغ و اندوه
با نهایت تأثر و اندوه فراوان، درگذشت مادری مهربان شادروان اقدس فرمانی (فرزند حسین طالعمقیم) را به اطلاع دوستان، آشنایان و بستگان گرامی میرسانیم.
ضمن عرض تسلیت به فرزندان و خانوادهی محترم و بازماندگان گرامی ایشان، مراسم تشییع و خاکسپاری متعاقباً به آگاهی خواهد رسید.
روحش شاد، یادش گرامی🥀
@Tafrijan
1 207
#اطلاعیه_دهیاری
# پویش جمع آوری سگهای بلاصاحب و ولگرد
به اطلاع اهالی محترم روستا می رساند با توجه به اینکه چندین مرحله جمع آوری سگهای بلاصاحب و ولگرد انجام گردیده و در حال حاضر با افزایش و رها سازی مجدد آنها در سطح روستا مواجهیم؛بدینوسیله از کلیه افرادی که اقدام به نگهداری سگ نگهبان و ....می نمایندخواهشمند است از رها سازی آنها در محیطهای عمومی خودداری و نسبت به بستن قلاده و نگهداری سگهای خود در اماکن اختصاصی اقدام نمایند.که در غیر اینصورت مسئولیت و تبعات قانونی آن بر عهده صاحبان آنها می باشد.ضمنا از کلیه هم روستائیان عزیز در راستای اجرای طرح جمع آوری سگهای بلاصاحب و ولگرد تقاضای همکاری و مساعدت لازم را داریم.و همچنین لازم به ذکر است در صورت تحویل هر یک قلاده سگ به عوامل اجرای طرح مذکور مبلغ یک میلیون ریال پرداخت خواهد گردید.
#Tafrijan
1 207
مستندی دیدنی دربارۀ #بهرام_بیضایی از علاء محسنی
نسخۀ با کیفیت:
https://youtu.be/Qg8ImAuXYa0?si=l0IT9D6mDFfS_J8G
@tafrijan
1 207
بهتر و تأثیرگذارتر از این تکّهٔ فیلم «باشو غریبهٔ کوچک» چیزی نمیشناسم که کارکرد زبان فارسی برای تقویت انسجام ملّی را نشان داده باشد. سخن بیضایی تمام است و هیچ کم ندارد. عصارهٔ اندیشهٔ بزرگترین ادیبان و رجال سیاسی فرهنگمدار و ایراندوست است. تصویر کرده آنچه را آنان گفتهاند و میخواستهاند که بگویند.
تصویرکرده که زبان فارسی معبر همدلی ماست. ابزار مفاهمهی ماست. تا به هم سنگ نزنیم و با هم حرف بزنیم. تا درد هم را بشنویم. بر گریهی هم نخندیم. به هم نزدیک شویم. از حال هم بپرسیم. اشکی را بستریم. مرهم شویم. لبخند شویم. همدم شویم.
خویشکاری زبان فارسی این است. فریاد درد مشترک است. کوچهباغ آشتیکنان است. پیوندمان میدهد به کتاب؛ به خاطرهٔ مشترک ملّی؛ به یاد پدر اندر پدر اندر پدر ما. پیوندمان میزند به مهر مادری؛ به ایران...
با زمزمهای به دلاویزی لالایی مادر به گوشمان نجوا میکند که:
«ایران سرزمین ما اَست... ما از یک آب و َ خاک هستیم... ما فرزندان ایران هستیم».
ما نگفتیم تو تصویرش کردی ای استاد بیضایی بزرگ! درود سرمدی ملّت ایران نثارت.
✍میلاد عظیمی
@Tafrijan
