شعری که زندگیست
Open in Telegram
زير نظر بهنود فرازمند https://www.instagram.com/dr.behnood.farazmand @Behnoo0d شعرهاى انتخابى و اشعار خودتون براى قرار دادن در كانال بررسى مى شوند 🌺
Show more4 951
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-3630 days
Posts Archive
4 951
انگشتانت به آرامی
با انگشتانم درهم تنیده میشود
و ناگهان
زندگی معنا پیدا میکند
4 951
خانه چیزی نیست جز دو بازو
که تو را محکم در بر گرفتهاند
وقتی در بدترین حالت خود هستی
4 951
احساس ده هزار سال عقب بودن، یا جلو بودن از دیگران. احساس تعلق به اوایل یا اواخر بشریت...
#امیل_چوران
@Top500Poems
4 951
از محبوبم دور ماندهام به این خاطر که بیموقع و شتابزده، مکنونات قلبیام را نزد او فاش ساخته بودم.
#اورهان_پاموک
@Top500Poems
4 951
سعدی:
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم
@Top500Poems
4 951
عالی شیرازی میگه:
یا رَب نگاه کَس به کسی آشنا مکن
گر میکنی کَرم کن و از هم جدا مکن.
@Top500Poems
4 951
سعدی:
تو در آینه نگه کن که چه دل بری، ولیکن
تو که خویشتن ببینی٬ نظرت به ما نباشد...
@Top500Poems
4 951
محمود درویش:
از دست ندت کسی را
که وقتی اسمت را میبرد
گویی مکانی امن را توصیف میکند.
@Top500Poems
4 951
▫️صدرالدین الهی: «برای رفع خستگی، آیا در این اواخر شعری خواندهاید که به معنی واقعی از آن لذت برده باشید؟»
▪️ پرویز ناتل خانلری: «یکی از دوستان، دستنویس شعری را به من داد که شاید هنوز چاپ نشده و شاعر آن را هم تازگیها ندیدهام. اما یکی از بهترین شعرهایی است که معنای وطن را در ذهن و جان آدمی جا میدهد. شاعر علاوه بر شاعری، محققی دانشمند و مورد احترام من است. آقای محمدرضا شفیعی کدکنی شعری گفته دربارهی جعبههای بنفشهی فرنگی که اوایل بهار در کوچه و بازار میفروشند:
در روزهای آخر اسفند کوچ بنفشههای مهاجر
زيباست
در نيمروز روشن اسفند
وقتی بنفشه ها را از سايه های سرد
در اطلس شميم بهاران
با خاک و ريشه
ميهن سيارشان
از جعبههای کوچک و چوبی
در گوشهی خيابان میآورند
جوی هزار زمزمه در من
میجوشد:
ای کاش
ای کاش، آدمی وطنش را
مثل بنفشهها
(در جعبههای خاک)
يک روز میتوانست
همراه خويشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک
@Top500Poems
4 951
▫️صدرالدین الهی: «برای رفع خستگی، آیا در این اواخر شعری خواندهاید که به معنی واقعی از آن لذت برده باشید؟»
▪️ پرویز ناتل خانلری: «یکی از دوستان، دستنویس شعری را به من داد که شاید هنوز چاپ نشده و شاعر آن را هم تازگیها ندیدهام. اما یکی از بهترین شعرهایی است که معنای وطن را در ذهن و جان آدمی جا میدهد. شاعر علاوه بر شاعری، محققی دانشمند و مورد احترام من است. آقای محمدرضا شفیعی کدکنی شعری گفته دربارهی جعبههای بنفشهی فرنگی که اوایل بهار در کوچه و بازار میفروشند:
در روزهای آخر اسفند کوچ بنفشههای مهاجر
زيباست
در نيمروز روشن اسفند
وقتی بنفشه ها را از سايه های سرد
در اطلس شميم بهاران
با خاک و ريشه
ميهن سيارشان
از جعبههای کوچک و چوبی
در گوشهی خيابان میآورند
جوی هزار زمزمه در من
میجوشد:
ای کاش
ای کاش، آدمی وطنش را
مثل بنفشهها
(در جعبههای خاک)
يک روز میتوانست
همراه خويشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک
@Top500Poems
4 951
طالب آملی:
این سر که زِ اندیشه مرا بر سرِ زانوست
گَر بر سر زانوی تو میبود، چه میبود؟
@Top500Poems
4 951
تو در من جای می گیری
مثل قلاب درون چشم
یک قلابِ ماهی
یک چشمِ باز
-مارگارت اتوود
ترجمه بهنود فرازمند
4 951
اندیشیدن و احساس را لغو کرده بودیم
علیه عشق شهادت دادیم
از همدیگر چیزی نگفتیم
مگر پس از تو میتواند شعری هم بماند؟
در چشمانم تو را دیدهاند
راه چارهی دیگری نداریم
جز بیان واژهها
جز بیان دوستت دارم
حتی با وجود ترسِ گرفتارشدن
جز بیان واژهها
راه چارهی دیگری نداریم
-بهنود فرازمند
۲۳ بهمن ۱۴۰۱
4 951
صائب تبریزی:
سیری زِ دیدنِ تو ندارد نگاهِ من
چون قحطدیدهای که به نعمت رسیده است...
@Top500Poems
