دکتر منوچهر خادمی
Open in Telegram
دکترای تخصصی فلسفه محقق، پژوهشگر، نویسنده و مدرس در حوزه فلسفه، عرفان نظری و روانشناسی تحلیلی ارتباط با مدیر کانال @doctorkhademi_support سایت دکتر منوچهر خادمی dr-khademi.com اینستاگرام دکتر خادمی instagram.com/academikhademi تلفن دفتر ۰۲۱-۲۸۴۲۹۰۶۰
Show more988
Subscribers
No data24 hours
-47 days
No data30 days
Posts Archive
دیگران در طول زمان تغییر نمیکنند
بلکه برای ما آشکار و شفاف میشوند.
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
براستی آنانی که نمیدانند کیستند و چیستند
به خودشناسی نزدیکترند
تا آنهایی که به یقین میدانند کیستند و بدون هیچگونه شک و تردیدی به خویش مینگرند و در یک قاب و قالبِ از پیش تعیین شده زندگی میکنند.
جلالالدین بلخی سروده است:
زین دو هزار من و ما ای عجبا من چه منم
گوش بده عربده را دست منه بر دهنم
ما کهایم اندر جهان پیچ پیچ
چون الف، او خود چه دارد!؟ هیچ هیچ
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
مگر نه این است که خدا از هر چه كه فردا با آن روبرو خواهیم شد بزرگتر است.
خداوند همواره پیش از ما، آنجاست...
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
#هزار_و_یک_نکته
(این متن 496 کلمه است و 5 دقیقه و 45 ثانیه مطالعه آن زمان خواهد برد)
" از پذیرش تا پذیرش "
خامی و پختگی؛ دو صفت از صفاتِ منازل سفر زندگی هستند که در اکثر مقولات انسانی مصداق دارند.
مثلا مقوله پذیرش را بنگرید. زمانی که آدمی به دلیل ترس، نگرانی و اضطراب از موقعیت حاضر نیست با واقعیت روبرو شود پس پا پس میکشد و پشت مفهومی بنام پذیرش پنهان میشود. او از اراده برای تغییر هراس دارد اما بنا را بر پذیرشِ وضعِ کنونی میگذارد، نمیداند که میان پذیرش اولیه و پذیرش ثانویه تفاوت است.
پذیرش خام را آنهایی انتخاب میکنند که هنوز گامی برنداشتند، سفری نکردند و جادهای را نپیمودند. اینان مدام از وظیفه و مسئولیتی که باید برای زندگی و خودشان انجام دهند، فرار میکنند. این خامی در طول زمان تولید خشم میکند و انفعال و واپسروی را در جان و روان آنها فعال میکند.
یکجای کار میلنگد!
قرار بود پذیرش، آرامش بیاورد اما وادادگی، کرختی و بیرمقی را نتیجه داده است.
چرا برای زندگیم کاری نمیکنم!؟
اما پذیرشی که از پختگیِ ناشی از طیِ سفر میآيد اینگونه است که آدمی با تجربه زیسته غنی در متن جان خویش یافته است که او بخشی از ماجراست نه همه آن؛ پس آنچه بر عهده نقش اوست را بازی میکند و وارد گود میشود و فراز و فرود زیستن را میچشد اما میداند که کجا باید رها کند تا باقیِ هستی؛ نقش خود را بازی کنند تا قصه به سرانجام برسد.
چنین مسافری در طول زمان در متن طوفان نیز آرامش دارد و پذیرفته است که الخیر فی ما وقع (هرچه پیش آید خیر در همان است.) او از بر عهده گرفتن مسولیتِ نقش خویش فرار نمیکند و این پذیرشِ مسئولیت برای او آرامش خاطر میاورد که من آنچه از عهدهام برمیامد را انجام دادم.
پذیرشِ مسئولیتِ زیستن در نهایت، پذیرشِ ماجرای کلِ قصه را در پی دارد و آرامش، نتیجه آن خواهد بود.
مولانا در وصف پذیرشِ دوم سروده است:
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرامتر از آهو بیباکتر از شیرم
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
یونگ گفته است:
آنچه انکار میکنی تو را شکست میدهد
و آنچه میپذیری تو را تغییر خواهد داد.
باگوان راجنیش اشو در وصف پختگیِ پذیرش پس از شیرجه زدن در دریای زندگی، اینگونه میگوید:
"خود را کاملا به او بسپار.
درست مانند قایقی که بر روی رودخانه شناور است.
نباید پارو بزنی، فقط طناب را شل کن نباید شنا کنی، فقط شناور باش.
آنگاه رودخانه خودش تو را به دریا خواهد برد. دریا بسیار نزدیک است، دریای او در جان ماست اما فقط برای کسانی که شناورند، نه برای کسانی که شنا میکنند. از غرق شدن نترس زیرا ترس، تو را وادار به شنا میکند.
حقیقت آن است که کسانیکه خود را بدون واهمه در خدا غرق میکنند برای همیشه نجات میابند.
مقصدی را هم برای خودت تعیین مکن زیرا کسیکه هدف تعیین میکند، شروع میکند به شنا کردن.
همواره به یاد داشته باش، زمانیکه قایق زندگیات را به جریان اراده الهی بسپاری، به هر جا برسی
مقصد همانجاست."
با مهر 🌱
" دکتر منوچهر خادمی "
22 اردیبهشت 1403
اگر به کار کسی میآید، لطفا برایش ارسال کنید.
@doctorkhademi
@doctorkhademi
#گاه_نوشت
چسبیدن به امور فعلیت یافته و پایان یافته پنداشتنِ پدیدارها
سبب عدم نمایش زندگی میشود!
آنچه هست، حجاب آنچیزی است که قرار است پدیدار شود.
اما آنجا که روزنهای برای حضور و ظهور زندگی باز کردیم
و از قاببندیهای رایج و مشهور فاصله گرفتیم
و آغوش خویش را برای مشاهده آنچه فراتر و فراختر از هر تصوری است گشودیم
آنگاه چهره دیگری از زندگی برای ما نمایان خواهد شد.
سهراب سپهری با زبان زندگی میگوید:
از دوباره دیدن هیچ رنگی خسته نخواهم شد؛ نگاه را تازه کردهام.
تنهایی من از چیزهای هماهنگ پر بود.
چیزی نمیخواستم، و دست من همواره پر میشد.
مهربانی هستی از همه جا میتراوید، نوازشی پنهان همه چیز را در برگرفته بود.
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
#گاه_نوشت
براستی چرا از ارتفاع میترسیم
اما از ماندن در دامنه هراسی نداریم!؟
مگر غیر از این است که
خطر ارتفاع، سقوط است
و خطر دامنه، دفن شدن ...
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
#معناگفتار - 312
ترس، قطب نمای آدمی است
بسوی ملاقات با آنچه سبب عظمت و بزرگی میشود.
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
بعضا در آثار کانتری ، سول و بلوز در عینِ سادگی ؛ وجوهاتی از غنایِ موسیقایی و روح دیونوسی وجود داره که در ژانرهای دیگه نیست پس گورِ پدرِ خردِ آپولونی بشنوید و لذت مبسوط ببرید و رندانه به جدیتِ زندگی بخندید ... 😊
Artist : Chris Stapleton
Song : Cold
Released : 2020
Genre : Country
#ChrisStepleton
@cycleofmusic
#گاه_نوشت
انسان، راه است
انسان، آینده است
آدمی همواره بعدها آشکار میشود که چه هست
ما آنیم که میتوانیم باشیم
در حال شدن
امکانی مقدم بر فعلیت
همواره چیزی هست که نشدیم
ما اگر به پایان و انتها برسیم، تمام میشویم!
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
ذات انسان دیدنی نیست،
شنیدنی است.
مولانا در وصف ذات آدمی سروده است:
بشنو از نی چون حکایت میکند
از جداییها شکایت میکند
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
#گاه_نوشت
برخلاف سایر موجودات
که همانی هستند که هستند
انسان، آنیست که میتواند بشود
نه آنچه اکنون هست!
به اکنونیتِ الان خودمان نچسبیم
و همواره سودایِ شدنی نو را در سر داشته باشیم.
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
طبق آمار 70 درصد برندگان لاتاریهای میلیون دلاری، ورشکست میشوند:
Why do 70 percent of lottery winners end up bankrupt?
آمار شگفتآوری است!
آدمی زمانی به آنجایی که میخواهد میرسد
که آمادگی آن را داشته باشد
بدون آمادگی، خامی است و خام بودن معصومی است که
مستعد از دست دادن، آسیب، زخم و ... است.
البته بدون آمادگی هم خواهیم رسید چنانکه عدهای رسیدند و میرسند اما آنچه مهم است رسیدن نیست بلکه ماندن است. ماندن و نگاهداشتِ دستاورد نیاز به خِرد و حکمتی دارد که از آمادگی فرد میآيد.
بسیارند آنهایی که رابطه عاطفی، موفقیت مالی، مهاجرت، تحصیلات، شهرت، بیزینس و... را بدست آوردند اما نشد که نگاه دارند!
مولانا در وصف این خامی سروده است:
اول ای جان، دفع شر موش کن
وانگهان در جمع گندم کوش کن
بدون آمادگی، به سرعت به سمت و سوی از دست دادن میرویم! هر چند همان از دست دادنهاست که بذرِ آمادگی را در جانِ آدمی میکارد.
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
شاید با خود بگویید که این حرف کاملا خلاف نظر برخی آموزهها و مکاتبِ روانشناختی و جامعهشناختی و... است. آخر چگونه است که آدمی با رسیدن به ناتوانی به توانایی میرسد!؟ با نرسیدن چطور میتوان رسید!؟ مگر نه این است که نهایتِ تلاشها رسیدن است و کامیابی، و از عجز و ناتوانی کاری برنمیآید!؟
پاسخ تفصیلی به این پرسشها را باید بگذاریم تا وقت دگر، اما اجمالا میتوان گفت که:
ذات آدمی، عدم است. ما هیچیم و هیچ نداریم! هر چه داریم (حتی خودمان) را هستی به ما عطا کرده است. این توهمی بیش نیست که تصور کنیم با توانایی، تلاش، علم و... خویش راه میرویم و میپوییم و میجوییم و میرسیم!
اما آنگاه که بعد از زمانی بس طولانی و در پس دویدنها، نرسیدنها و سلوکی جانفرسا؛ در درون اعتراف کردیم که هیچ نیستیم و هیچ نداریم، جا را برای حضورِ هستی باز میکنیم و تمامیتِ هویت ما که عدم و نیستی است از حضور او پُر و سرشار میشود و در این هنگام است که رسیدنها آغاز میگردد.
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
میگوید:
چه وقت به آنچه میخواهم میرسم!؟
میگویم:
آنگاه که به نهایت تلاش و تکاپو میرسی و متوجه میشوی که دیگر نمیتوانی
و خود را در نهایت عجز و ناتوانی مییابی.
مولانا در فیه ما فیه این وضعیت را شرح میدهد:
چون در این راه بروی
چنانکه از پای درآیی و بیفتی
و تو را دیگر هیچ طاقت رفتن نماند
بعد از آن
عنایت حق، تو را برگیرد.
علامه طباطبایی سروده است:
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذرهای بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که میرفت مرا هم به دل دریا برد
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
میگوید:
چه وقت به آنچه میخواهم میرسم!؟
میگویم:
آنگاه که به نهایت تلاش و تکاپو میرسی و متوجه میشوی که دیگر نمیتوانی
و خود را در نهایت عجز و ناتوانی مییابی.
مولانا در فیه ما فیه این وضعیت را شرح میدهد:
چون در این راه بروی
چنانکه از پای درآیی و بیفتی
و تو را دیگر هیچ طاقت رفتن نماند
بعد از آن
عنایت حق، تو را برگیرد.
علامه طباطبایی سروده است:
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذرهای بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که میرفت مرا هم به دل دریا برد
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
#معناگفتار - 311
روزمرگیِ زیستِ مدرن
چهره شگفتانگیز و رازآلودِ زندگی را
از خاطرهها برده است!
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
میگوید:
با این وضعیت، آینده را چطور میبینید!؟
میگویم:
هرگز آیندهای را نمیبینم!
میگوید:
پس چرا و چطور ادامه میدهید!؟
میگویم:
برای رفتن بسوی آینده نیازی به مشاهده آن نیست!
هیچ آیندهای قابل دیدن نیست!
چرا که آینده مشاهده نمیشود بلکه خلق میشود.
هر که برای آینده میجنگد، آینده را امروز زندگی میکند.
یونگ گفته است:
آینده همیشه مبهم است، باید آن را آزمود.
سال نو و عید نوروز مبارک🌱
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
#گاه_نوشت
غالبا اشتباهاتِ تکراری را تکرار میکنیم
چرا که آن تکرارها به منطقه امن ما تبدیل شدهاند
و خارج شدن از آن با عدم تکرار و یا انجام اشتباه جدید؛
هراسآور است!
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
#گاه_نوشت
آدمی مدام در پی فراهم کردن شرایط و لوازمی است
تا بلکه آنچه میخواهد را بدست بیاورد
اما شگفتآور اینجاست که برای نگهداری آنچه بدست آورده
هیچ برنامهای ندارد!
گویی ما فقط رسیدن را میخواهیم و از ماندن چیزی نمیدانیم!
" دکتر منوچهر خادمی "
@doctorkhademi
@doctorkhademi
ردپایی که در بستر لغزانِ سفر زندگی
از خویش برای آیندگان بر جا میگذاریم
نمایان خواهد کرد
که چه کسی از اینجا عبور کرده است!
یک عاشق، زخمی، حامی، ترسو، جنگجو، بازنده و ...
" دکتر منوچهر خادمی "
"کاور موسیقی Keep Talking گروه Pink Floyd، توسط گروه Anathema
با حضور پروفسور هاوکینگِ بزرگ روی استیج.
شورش
جذابیت
و دیوانگی"
@doctorkhademi
@doctorkhademi
