انجمن ادبیات داستانی دریچه
Open in Telegram
گروه داستان و برنامه های انجمن ادبیات داستانی دریچه ارتباط با ادمین: @hossein_abbas_zade پیج انجمن 👇🏻👇🏻👇🏻 https://www.instagram.com/dariche93?igsh=MWY3ZTVzYm53bWN3Mw== https://t.me/joinchat/AAAAADu7VmhCyVsH8UMi9w
Show more1 674
Subscribers
+124 hours
+57 days
+1030 days
Posts Archive
#اخباردریچه
کارگاه آموزشی:
(شی مرکزی)
از جسم تا معنا
مدرس:
«حسین عباسزاده»
🔸در این کارگاه با تکنیکهای عمقبخشی به روایت آشنا میشویم.
🔹سرفصلها:
▫️چطور با یک شی مرکزی داستان بنویسیم.
▫️از منظر فلسفی به فلسفه وجودی اشیا بنگریم.
▫️با هارمونی معنایی که هر شی از دیدگاه فلسفی ایجاد میکند آشنا شویم.
🔹کارگاه به صورت حضوری و مجازی برگزار میشود.
🔹جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره زیر در پیامرسان تلگرام در ارتباط باشید.
@sabtenam1405
۰۹۳۷۳۶۱۳۰۹۶
@daricheh93
dariche93.ir
#اخباردریچه
شاید عجیب به نظر برسد؛ در روزگاری که ویدئوهای چندثانیهای جای بسیاری از کارهای قدیمی را گرفتهاند، رمانهایی که گاهی بیش از صد سال از تولدشان میگذرد، دوباره خوانده میشوند. نامهایی که زمانی در کتابهای درسی و فهرست تکالیف مدرسه جا داشتند، حالا در تیکتاک و اینستاگرام دستبهدست میشوند: جین آستن، امیلی برونته، لوئیزا می آلکات و مری شلی.
نسل Z ظاهراً دوباره به سراغ کلاسیکها رفته است؛ اما نه از سر اجبار مدرسه و دانشگاه. این بار آنها را برای خودشان میخواند. این بازگشت شاید بیش از آنکه بازگشت به گذشته باشد، نوعی کشف دوباره حال باشد. زیرا آنچه نسلهای مختلف را به ادبیات کلاسیک پیوند میدهد، تاریخ انتشار کتابها نیست؛ احساساتی است که هنوز کهنه نشدهاند.
از کتاب درسی تا تیکتاک
سالها ادبیات کلاسیک برای بسیاری از جوانان با یک تصویر مشخص همراه بود: کتابی قطور، امتحانی دشوار و فهرستی از شخصیتهایی که باید نامشان را به خاطر سپرد. اما شبکههای اجتماعی این رابطه را تغییر دادهاند.
در جامعهای که به بوک تاک (BookTok) مشهور شده، کاربران درباره کتابهایی که میخوانند حرف میزنند، از شخصیتهای محبوبشان میگویند، برای دیگران کتاب پیشنهاد میکنند، روی صفحات کتاب یادداشت مینویسند و حتی از واکنش احساسی خود هنگام خواندن یک داستان فیلم میگیرند.
کتاب دیگر فقط چیزی نیست که در سکوت و تنهایی خوانده شود؛ به تجربهای اجتماعی تبدیل شده است.
شاید یکی از رازهای موفقیت بوک تاک همین باشد: مخاطب احساس نمیکند با یک تبلیغ روبهروست. کسی که کتابی را معرفی میکند، شبیه دوستی است که هیجانزده میگوید: «این را بخوان؛ من با این شخصیت زندگی کردم.»
و ناگهان رمانی که سالها در قفسه کتابخانه خاک میخورده، دوباره دیده میشود. چرا هنوز الیزابت بنت را دوست داریم؟ پاسخ را شاید بتوان در شخصیتهای کلاسیک پیدا کرد. الیزابت بنت، قهرمان «غرور و تعصب»، متعلق به انگلستان قرن نوزدهم است؛ اما استقلال، شوخطبعی و مقاومت او در برابر انتظارات اجتماعی هنوز برای خواننده امروز آشناست.
او نمیخواهد صرفاً مطابق خواسته دیگران زندگی کند. میخواهد خودش انتخاب کند، اشتباه کند، قضاوت کند و مسیرش را پیدا کند. جو مارچ در «زنان کوچک» نیز چنین است. دختری که نمیخواهد رؤیاهایش را قربانی قالبهای از پیش تعیینشده کند و تلاش میکند از استعداد و خلاقیتش راهی برای زندگی بسازد.
شاید نسل Z در این شخصیتها چیزی بیشتر از یک داستان عاشقانه یا خانوادگی میبیند؛ خودش را میبیند. و این همان نقطهای است که یک اثر کلاسیک از گذشته جدا میشود و به زمان حال قدم میگذارد. مشکلات ما چندان هم جدید نیستند
ما تصور میکنیم بسیاری از بحرانهای زندگی مدرن، محصول همین روزگارند؛ فشار اجتماعی، اضطراب آینده، مشکلات اقتصادی، انتخاب میان عشق و استقلال، انتظارات خانواده و تلاش برای پیدا کردن جایگاه خود در جهان. اما ادبیات کلاسیک گاهی با لبخندی از قرنها پیش به ما یادآوری میکند که انسان، با وجود تمام تغییرات فناوری، چندان تغییر نکرده است. خانواده مارچ در «زنان کوچک» با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکند. الیزابت بنت با محدودیتهای طبقاتی و اجتماعی روبهروست. شخصیتهای جین آستن درگیر مناسبات پیچیده عشق، ازدواج و جایگاه اجتماعیاند.
@daricheh93
dariche93.ir
#پاراگراف_طلایی
لازم نیست توی هر کاری همون اول عالی باشی. کم کم برو جلو
#دیدار_ارواح_سرگردان_در_ماه_کامل 📘
#میزوکی_سوجیمورا✍
@daricheh93
dariche93.ir
سمفونی «شمارهی ۵ »#دریچه_موسیقی 🔸 یکی از زیباترین اجراهای سمفونی شماره ۵ بتهوون آهنگساز: لودویک وان بتهوون رهبر ارکستر: هربرت فن کارایان ▫️اجرا: ارکستر فیلارمونیک برلین ۱۹۷۲ میلادی @daricheh93 http://Daricheh93.ir
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
روشنگری، خروج انسان از نابالغی خودخواستۀ خویش است.
#ایمانوئل_کانت
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
#دریچه_فیلم
🎬 پیشنهاد دیدنی امروز
فیلم سینمایی «بیداد» (2023) چهارمین فیلم بلند سهیل بیرقی است؛ فیلمی مستقل و زیرزمینی برنده جایزه ویزه هیئت داوران جشنواره بین المللی فیلم کارلووی واری، فیلم از آثار جسورانه و بحثبرانگیز سینمای مستقل ایران محسوب میشود.
◾️کارگردان و نویسنده: سهیل بیرقی
◾️ژانر: درام اجتماعی، انسانی
بازیگران:
امیر جدیدی، لیلی رشیدی
سروین ضابطیان، علی ملاقلیپور
خلاصه داستان: ‼️ احتمال اسپویل
داستان درباره ساتی، دختر جوانی است که عاشق خوانندگی است، اما تلاشهایش برای گرفتن مجوز به نتیجه نمیرسد. او حاضر نیست صدایش را در قالبی که عملاً صدای زن را حذف میکند، پنهان کند؛ بنابراین تصمیم میگیرد در خیابان آواز بخواند.این تصمیم، او را وارد مسیری پرتنش میکند؛ جایی که خواستهی شخصی یک دختر جوان، به مسئلهای بزرگتر درباره حق انتخاب، آزادی، هنر و شنیدهشدن تبدیل میشود. در این مسیر با مردی بینام با بازی امیر جدیدی روبهرو میشود؛ شخصیتی زخمی و سرخورده از نسل دیگری که رابطهی پیچیده و غیرمنتظرهای با ساتی پیدا میکند. فیلم درواقع برخورد و تأثیر متقابل دو نسل را نیز به تصویر میکشد.
@daricheh93
#دریچه_شعر
خاطرهای در درونم است
چون سنگی سپید درون چاهی
سر ستیز با آن ندارم،
توانش را نیز
برایم شادی است و اندوه
آنا آخماتووا@daricheh93 http://Daricheh93.ir
#دریچه_اندیشه
🎯 سواد در عصرِ انفجار اطلاعات
🔸 به مناسبت ۸ سپتامبر، روز جهانی سوادآموزی
یک زمانی باسواد بودن به این معنی بود که بتوانیم بخوانیم و بنویسیم. اما امروز، در روزگاری که تقریبا هر اطلاعاتی را میتوان در چند ثانیه پیدا کرد، مسئله تا اندازهای دگرگون شده است. پرسش مهمتر دیگر فقط این نیست که «چه میدانیم؟»؛ بلکه این است که چگونه میان اطلاعات و دانش، واقعیت و شایعه، حقیقت و آنچه صرفا جذاب و هیجانانگیز است، فرق بگذاریم؟
به گمانم سواد در روزگار ما، دستکم هفت بایسته مهم دارد:
۱. از یافتن اطلاعات به سنجش اطلاعات
امروز دیگر آدم باسواد فقط نمیپرسد «این را از کجا پیدا کنم؟»؛ بلکه میپرسد: سرچشمه این اطلاعات کجاست؟ چه شواهدی برای آن وجود دارد؟ چه کسی آن را فراهم کرده و آیا منابع مستقل دیگری هم آن را تأیید میکنند؟
۲. مقاومت در برابر وسوسهٔ شتاب
تند منتشر شدن یک خبر، دلیل درست بودنش نیست. گاهی آنچه بیشتر دستبهدست میشود، فقط هیجانانگیزتر است، نه دقیقتر. شاید یکی از نشانههای سواد امروز این باشد که بتوانیم به خودمان بگوییم: «هنوز مطمئن نیستم؛ پس بازنشرش نمیکنم.»
۳. شناخت سازوکار رسانه
باید یاد بگیریم هر تیتر، تصویر و روایتی را که میبینیم، پشت آن را هم ببینیم؛ چرا این تیتر انتخاب شده؟ چرا این تصویر؟ چه چیزی پررنگ شده و چه چیزی به حاشیه رفته است؟ چه کسی این محتوا را ساخته و چه کسی از دیدهشدنش سود میبرد؟
۴. استفاده سنجیده از هوش مصنوعی
هوش مصنوعی میتواند پاسخهایی بسیار روان، مرتب و قانعکننده به ما بدهد؛ اما روان و قانعکننده بودن، لزوما به معنای درست بودن نیست. سواد امروز ایجاب میکند که در برابر پاسخ ماشین هم پرسشگر بمانیم، آن را بررسی کنیم و هر ادعایی را بیچونوچرا نپذیریم.
۵. توانایی "ندانستن"
یکی از نشانههای سواد واقعی، توانایی گفتن "نمیدانم"، "مطمئن نیستم" و "برای این ادعا شواهد کافی ندارم" است. در روزگاری که برای تقریبا هر پرسشی میتوان در چند لحظه پاسخی پیدا کرد، تواضع در برابر نادانستهها، خود یک فضیلت است.
۶. توانایی تغییر عقیده
سواد فقط این نیست که برای باورهای خودمان دلیل و شاهد پیدا کنیم؛ مهمتر از آن، این است که اگر با شواهدی تازه روبهرو شدیم، بتوانیم در باور خود تجدیدنظر کنیم و حتی بگوییم: "اشتباه میکردم." تغییر عقیده در برابر دلیل و شواهد، نشانه ضعف نیست؛ نشانه رشد فکری است.
۷. مسئولیت اخلاقی در برابر اطلاعات
امروز تقریبا همه ما، علاوه بر مصرفکننده، به نوعی ناشر هم هستیم. با یک کلیک میتوانیم شایعهای را به دیگران برسانیم، آبروی کسی را خدشهدار کنیم یا تصویری نادرست از یک واقعیت بسازیم. بنابراین سواد فقط به این پرسش پاسخ نمیدهد که "چه میدانم؟"؛ بلکه باید بپرسد: "با آنچه میدانم و منتشر میکنم، چه اثری بر زندگی دیگران میگذارم؟"
بنابراین شاید سواد در قرن بیستویکم دیگر فقط خواندن و نوشتن نباشد؛ بلکه توانایی یافتن، فهمیدن، سنجیدن و مسئولانه بهکار گرفتن اطلاعات باشد.
شاید در گذشته مسئلهی سواد این بود که انسان بتواند بخواند؛ امروز مسئله این است که بداند چه چیزی ارزش خواندن، باور کردن و بازنشر کردن دارد.
📚 منابع برای مطالعه بیشتر:
UNESCO — Media and Information Literacy: Policy and Strategy
UNESCO — Media and Information Literate Citizens: Think Critically, Click Wisely!
OECD — 21st-Century Readers: Developing Literacy Skills in a Digital World
UNESCO — User Empowerment through Media and Information Literacy Responses to the Evolution of Generative Artificial Intelligence
میدانم چرا هیچگاه یاد من نیستی. من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتم که با هر تلنگری یادم بیفتی. انسان به زخمها بیشتر میاندیشد تا مرهمها!
روح پراگ ایوان کلیما@daricheh93 http://Daricheh93.ir
#دریچه_صبح
گفتمش دل بردى از ما
جان من مقصد كجاست؟
گفت عاشق را نشاید پرسوجو
با ما بیا...
«راحم تبریزی»@daricheh93 http://Daricheh93.ir
#دریچه_شب
بعضی شبها
به یک ریتم خوب نیاز دارند؛
به چراغهای شهر،
صدای موسیقی
و یک مسیر طولانی.
@daricheh93
http://Daricheh93.ir
#روایت_خبر
کارگاه آموزشی:
(شی مرکزی)
از جسم تا معنا
مدرس:
«حسین عباسزاده»
🔸در این کارگاه با تکنیکهای عمقبخشی به روایت آشنا میشویم.
🔹سرفصلها:
▫️چطور با یک شی مرکزی داستان بنویسیم.
▫️از منظر فلسفی به فلسفه وجودی اشیا بنگریم.
▫️با هارمونی معنایی که هر شی از دیدگاه فلسفی ایجاد میکند آشنا شویم.
🔹کارگاه به صورت حضوری و مجازی برگزار میشود.
🔹جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره زیر در پیامرسان تلگرام در ارتباط باشید.
@sabtenam1405
۰۹۳۷۳۶۱۳۰۹۶
@daricheh93
http://Daricheh93.ir
#دریچه_موسیقی
اجرای زیبای ترانه " به آهستگی" کاری مشترک از "لارا فابیان" و "استفان هاوزر"
🎙 لارا فابیان
🎻 استفان هاوزر
Music: Adagio
Artist: Lara_Fabian
Artist: Hauser
تنها زمانی کوتاه
در کنار یکدیگر بودیم
و پنداشتیم
عشق هزاران سال میپاید.
اوتومو یاکاموکی ترجمه: احمد شاملو@daricheh93 http://Daricheh93.ir
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
توانایی مشاهده کردن بدون قضاوت بالاترین سطح هوشیاری و خِرد است!
#کریشنا_مورتی
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
#دریچه_شعر
در شعر تو روح من است که سرگردان است
آتشی برپاست که نه فراموشی
و نه وحشت میتواند بر آن چیره شود
و ای کاش میدانستی،
در این لحظه
لبهای خشک و صورتیرنگت را چقدر دوست دارم...
آنا آخماتووا@daricheh93 http://Daricheh93.ir
🔸در اهمیتِ ترویجِ عقلانیت
مردم امیدوارند که پیشوایی سخنور با لشکری فراوان و مسلح ظهور کند!
پنداری دروغست، پیشوایی جز عقل وجود ندارد که در صبح و شام مردم را رهبری کند.
""يرتجي الناسُ أن يقـومَ إمــامٌ ناطقٌ في الكتيبة الخرســاء
كذب الظنُّ لا إمام سوى العقل مشيرا في صبحه والمســاء""
عقایدِ فلسفی ابوالعلا معری عمر فروخ ص ۱۴۳
ابوالعلا معری شاعر، فیلسوف و اندیشمند بزرگ عرب است. معری به بدبینی فلسفی، استقلال فکری و نگاه نقادانهاش شهرت دارد. یکی از مشهورترین دیدگاههای او این است که زندگی آکنده از رنج است و انسان باید تا حد ممکن از آزار رساندن به دیگر موجودات بپرهیزد. به همین دلیل گفته میشود که او گیاهخوار بود و نسبت به حقوق حیوانات نیز دیدگاهی کمسابقه برای زمان خود داشت. ابوالعلاء معری را امروز یکی از مهمترین شاعران و متفکران تاریخ ادبیات عرب میشناسند؛ اندیشمندی که بسیاری از پرسشهایی را که بعدها در فلسفه اگزیستانسیالیسم و اندیشه مدرن مطرح شد، قرنها پیش با زبانی شاعرانه بیان کرده بود. @daricheh93 http://Daricheh93.ir
#دریچه_اندیشه
🎯 چگونه آلبر کامو توانست با درک بی معنایی زندگی، از زندگی لذت ببرد و ناامید نشود؟
آیا درک پوچی پایان است یا آغاز زندگیِ متفاوت؟
اگر بخواهیم بر اساس آثار خودِ آلبر کامو به این پرسش ها پاسخ دهیم، باید از یک سوءبرداشت رایج آغاز کنیم. بسیاری تصور میکنند کامو معتقد بود "زندگی بیمعناست"، در حالی که او هرگز چنین ادعایی نکرد. آنچه کامو در افسانه سیزیف توضیح میدهد این است که انسان ذاتاً در جستوجوی معنا، نظم و پاسخ است، اما جهان در برابر این اشتیاق سکوت میکند. از نگاه او، "پوچی" نه ویژگی جهان است و نه ویژگی انسان؛ بلکه حاصل برخورد این دو با یکدیگر است.
اما پرسش اصلی اینجاست: اگر انسان به این پوچی آگاه شود، چرا باید به زندگی ادامه دهد؟ چرا ناامید نشود؟
کامو معتقد بود انسان معمولاً در برابر این وضعیت به دو راه پناه میبرد: یا خودکشی، یا پناه بردن به باورهای مطلقی که وعده میدهند معنای نهایی زندگی را یافتهاند. او هر دو را نوعی گریز از حقیقت میدانست. از نظر او، خودکشی تسلیم شدن در برابر پوچی ست و پناه بردن به یقینهای مطلق نیز نوعی نادیده گرفتن آن.
اما کامو راه سومی پیشنهاد میکند راهی که آن را "طغیان" مینامد. طغیان یعنی انسان حقیقت پوچی را بپذیرد، اما با وجود آن زندگی کند، عشق بورزد، خلق کند، انتخاب کند، زیبایی را تجربه کند و هر روز زندگی را از نو بیافریند، بیآنکه منتظر معنایی از پیش آماده باشد.
به همین دلیل است که در پایان افسانه سیزیف جملهای مینویسد که به یکی از مشهورترین جملات فلسفه قرن بیستم تبدیل شده است:
"باید سیزیف را خوشبخت تصور کرد."
این جمله به معنای خوشبینی سادهلوحانه نیست. سیزیف همچنان محکوم است سنگ را تا قله ببرد و سنگ هر بار دوباره فرو میغلتد. اما از لحظهای که او به سرنوشت خود آگاه میشود و دیگر امیدی به رهایی بیرونی ندارد، آزادی تازهای پیدا میکند. دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و درست از همینجا، اختیار او آغاز میشود. شادی، از نگاه کامو، نه در رسیدن به مقصد، بلکه در خودِ عملِ زیستن، مبارزه کردن و آگاهانه ادامه دادن نهفته است.
پس آیا درک پوچی پایان است یا آغاز؟
برای کامو، درک پوچی پایان نیست؛ بلکه آغاز بلوغ فکری انسان است. تا زمانی که انسان انتظار دارد جهان معنایی آماده به او بدهد، همواره در معرض سرخوردگی و ناامیدی خواهد بود. اما وقتی میپذیرد که چنین معنایی از بیرون وجود ندارد، سه امکان تازه پیش روی او گشوده میشود:
آزادی، زیرا دیگر اسیر وعدههای قطعی نیست.
شور زندگی، زیرا هر لحظه یگانه و تکرارنشدنی میشود.
و طغیان، یعنی ادامه دادن زندگی با آگاهی کامل از محدودیتها، بدون آنکه تسلیم آنها شود.
شاید بتوان اندیشهی کامو را اینگونه خلاصه کرد:
پوچی پایان زندگی نیست؛ پایان توهم است. از همان لحظهای که انسان میپذیرد جهان پاسخ نهایی برای او ندارد، فرصت مییابد تا بدون توهم، اما با آزادی، شور و مسئولیت، معنای زندگی خود را بیافریند.
منبع:
آلبر کامو، افسانه سیزیف (The Myth of Sisyphus)، بهویژه بخش پایانی کتاب.
🔸 منابع برای مطالعه بیشتر
۱.آلبر کامو، افسانه سیزیف
۲.آلبر کامو، بیگانه
۳.آلبر کامو، طاعون
۴.آلبر کامو، انسان طاغی
۵.آلبر کامو، سقوط
@daricheh93
http://Daricheh93.irمن که نمیتوانم دائم کلاه شرعی بر سرم بگذارم و بگویم این جهان شاد است. کجای این جهان شاد است؟
سهراب شهیدثالث تصویر: فیلم اسب تورین/ کارگردان: بلاتار@daricheh93 http://Daricheh93.ir
#دریچه_صبح
صورت نبست در دل ما کینه ی کسی
آیینه هر چه دید فراموش میکند
سلیم تهرانی نقاشی از ویلیام اورپن (William Orpen)@daricheh93 http://Daricheh93.ir
