en
Feedback
Mohsen Yahaghi/محسن یاحقی

Mohsen Yahaghi/محسن یاحقی

Open in Telegram

کانال رسمی محسن یاحقی

Show more
1 749
Subscribers
No data24 hours
+37 days
No data30 days
Posts Archive
۷ اسفند روز وکیل گرامی باد.

⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ من در اولین تجربه‌ی سوگواری نمی‌دانستم باور از دست دادن و پذیرفتن نبودن کسی که جان من بوده چگونه است. تماشای پیکر عزیزترین آدم زندگیم پوشانده شده در پارچه‌ای سفید کنار چاله‌ای که قرار است در آنجا بگذارند و رویش‌ خاک بریزند که به روحم چنگ می‌کشید آیا برای ذهن من کافیست تا قبول کند تمام شده؟ دیگر صدایش را نمی‌شنوم؟ دیگر نیست که کنارش عمرم را بگذرانم؟ نه فقط در و دیوارهای خانه، بلکه کوچه و خیابان ، شهر و انگار زندگی در این دنیا غریب می‌شود و کم کم‌ هجوم‌ دلتنگی‌ها به تنگ افتادن نفس‌ها منجر می‌شوند. دوران سوگواری من به چشم دیگران طولانی به نظر می‌رسید چرا که گمان می‌کردند مرگ برای هر پدر و مادریست و یا جدایی اتفاق ساد‌ه‌ی هر زندگیست. اما مگر مرگ‌ها یا جدایی‌ها شبیه هم هستند؟ اگر در اوج وابستگی و در نهایت شوق به زندگی، ناگهان و معصومانه مرگ از راه برسد هجوم عجیب‌ترین دردها به روح و روان از سخت‌ترین شکنجه‌های جسمی دردناک‌تر است. چند روزی از ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ روز مرگ مادرم گذشته بود. سر از آخرین سجده نماز برنمی‌داشتم و کودکانه از خدا تمنا می‌کردم. با ضجه‌های فراوان مادرم را صدا می‌کردم: به من برگردون... ولی برنمی‌گشت. جانم رفته بود و‌ نیاز داشتم بشنومش ، ببینمش. ضجه میزدم: خدایا باشه قبوله‌ ولی کار سختی که نیست خدایا فقط یک لحظه ، فقط یک لحظه ، فقط یک لحظه...

همین وقت‌ها بود که "به من برگردون" را نوشتم ، با صدای پیانو ابتدا آهنگ را ضبط و سپس فقط با یک برداشت در استودیو خانگی خودم ضبط کردم. در سالروز این آهنگ که مصادف شده با چهلم جانباخته‌های دیماه خونین یاد خانواده‌ها و بازمانده‌گانشان‌ هستم. چه به آن‌ها می‌گذرد؟ صدای ضجه‌های مادران ، کر کشیدن‌ها ، سماع‌ها بر مزارها، نگاه رنجور پدران، آه‌ها و گریه‌های خانواده‌ها و اقوام و دوستان و نزدیکانشان... غم نهفته در گفتگوهای کودکان با پدر‌ یا مادر یا عزیز از دست‌رفته‌شان تار و پود وجودم را می‌سوزاند. چه مظلوم و معصومانه به خاک افتادند. کاش جز گذر زمان برای بازمانده‌گان مرهمی وجود داشت. ماه رمضان رسیده. در‌ دعاهای امسال هر نماز ، تسکین قلب مادرها و‌‌ پدرها و خانواده‌هاست. خدایا آن‌ها که رفته‌اند سزاوارترین برای زندگی بودند. شجاع‌ترین‌‌ فرزندان ایران که رستگار شدند و خوشا به حالشان که روحشان قرین رحمتت خواهد بود. نام‌ها و‌ یادهاشان جاویدان‌ باد...⁩⁩⁩⁩⁩⁩

تا نفس هست امیدواری زنده‌ست... م.مسافر

⁨ : چه می‌دانستم یه وقتی شعر من روی تصویری باشد که جهان روایتم از آنچه نوشته‌ام را دگرگون کند و چطور هر قطره اشک بر مزار هزار خاطره‌ای می‌چکد که تصور زنده شدنش حتی محال باشد. در‌ ذهنم تصویرها و صداها و اسم‌ها می‌پیچند مثل همین تصویر که از خاطرم پاک نمی‌شود. مرگ جانکاه دختر ، پسر ، پدر ، مادر ، فرزند ... خط پایان عشق‌ها و رویاها و آرزوها زجه‌ها و سوگواری‌ها جیغ‌ها و سماع‌ها بر مزارها کشته شدن هزاران نفر در دو شبانه روز. هیچوقت تصور نمی‌کردم چنین قساوت و بی‌رحمی را. چنان که باور اصلاح را در من کشت و خشم و کینه‌ای عمیق در وجودم کاشت. جاودانه خواهند ماند حماسه‌ی نسل بی دفاع و‌ مظلوم این دوران و کشته شده‌گان ، جاویدنامان خورشیدهای تابانند که بر شب پیر این خطه‌ی کهن طلوع کردند. و ما چگونه زندگی را ، آزادی را تجربه خواهیم کرد در غیاب آن‌ها که سزاوارترین بودند...⁩

این خیابونای بی تو...

بماند به یادگار...
بماند به یادگار...

Voice message41:00