حسین دهلوی
Open in Telegram
بعد از هزارمرتبه خواهش، دمِ وداع چیزی نداشتم که بگویم؛... گریستم! دکتری #ادبیات_فارسی مجموعه غزل «آشفتگی» / نزدیکتر مجموعه غزل «دلبستگی» / سوره مهر
Show more2 365
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+430 days
Posts Archive
2 365
از دلِ داغدارِ دردآلود، یا که از جانِ خسته بنویسم؟
بیتو از بَس شکستهام باید ، نامهام را شکسته بنویسم
#حسین_دهلوی | @hoseyn_dehlavii
2 365
رسید دست تو ای نور دیده! پیرهنم
مرا به یاد بیاور! غریبه نیست، منم
#حسین_دهلوی
#شعرخوانی | @hoseyn_dehlavii
2 365
چقدر نام قیصر به او میآمد
نام قیصر را دوست داشتم از همان زمان که شعرش را در کتاب فارسی خواندم. عاشق شعرش شدم. چندبار با فراز اخرش، آنجا که میگفت: «همه پاسخ دادیم:
حاضر!
ما همه اکبر لیلازادیم!» بغضم گرفت.
بعدها که بزرگتر شدم، کتابی به دستم رسید با عنوان «قیصر امینپور در این کتاب قایم شده» به قلم یعقوب حیدری. اسم کتاب خیلی حرف داشت. انگار نویسنده میخواست بگوید قیصر هنوز میان ماست، در لابهلای سطرها پنهان شده، و اگر دل بدهی، او را میتوانی پیدا کنی. کتاب، مجموعهای بود از خاطرات و روایات نویسنده از قیصر. بسیار خواندنی بود. از آن کتابهایی بود که بیآنکه بفهمی، یکنفس میخوانیاش. از مرام و مشی و معرفت قیصر ماجراهای زیادی نوشته بود.
با خودم گفتم چقدر اسم قیصر به این مرد میآید. چه از لحاظ مرام و معرفتی که داشته، چه از لحاظ تسخیر ملک دلها! او تاج و تخت نداشت، اما صاحب سلطنتی جاودان شد.
قیصر امینپور شاعری تکرارنشدنیست. شاعری که میتوان با غزلیاتش زندگی کرد و نیماییهایش را ساعتها با دوستان و رفیقان خواند و چای نوشید.
قیصر از آن شاعرانی بود که وقتی شعرش را میخوانی، احساس میکنی او تو را میفهمد، پیش از آنکه خودت خودت را بفهمی.
شعرش شبیه نسیمیست که از کوچههای کودکی میگذرد و بوی گچ کلاس درس را با خود میآورد.
او با واژهها زندگی میکرد، اما واژهها در برابر او همیشه سر تعظیم داشتند.
وشاید راز ماندگاریاش همین باشد:
که در زمانهای پر از صدا، ساده ماند، صادق ماند، انسان ماند.
حسین دهلوی | @hoseyn_dehlavii
2 365
ای کاش امیدی به خوشیهای جهان بود
ای سکهی اقبال، دریغا که دورویی!
#حسین_دهلوی | @hoseyn_dehlavii
2 365
با صد شکست، باز به شوق تو میتپد
بایــد گریـسـت بر دلِ امّیـــدوار مـن
@hoseyn_dehlavii | حسین دهلوی
2 365
غمِ غربت به نامِ خویش زد ویرانهی ما را
مگر گم کردهای ای دوست راهِ خانهی ما را؟
شبِ مستی تو را پیمانشکن خواندم، خطا کردم
ببخش ای مهربان، هذیانِ بیشرمانهی ما را
#حسین_دهلوی | @hoseyn_dehlavii
2 365
بده ساقی میِ باقی که در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکنآباد و گلگشت مصلی را
«می باقی» به معنای باقیماندهی شراب است و برخی به اشتباه آن را «شراب جاودانساز» معنا میکنند (که در این صورت باید «می مبقی» باشد نه «می باقی»).
به این بیت توجه کنید:
می باقی بده تا مست و خوشدل
به یاران برفشانم عمرِ باقی
(باقیماندهی شراب در برابر باقیماندهی عمر)
حال بیت حافظ را میتوان درست درک و معنا کرد که: «ای ساقی! هرچه از شراب باقی مانده را برایم بریز که این آب و هوای خوش را در بهشت هم نمیتوان یافت!
@hoseyn_dehlavii
2 365
گفتم که جرعهجرعه فراموش میشوی
امـا شـــراب نـیـز نیـامـد بـهکـار مـن!
#حسین_دهلوی | @hoseyn_dehlavii
2 365
«#حافظ عزیز و #یزید حضیض»
همهی ما شنیدهایم که مصرع «الا یا ایها الساقی …» در اصل سرودهی یزید است و حافظ از او تضمین کرده.
و اصل بیت را هم اینجور نقل کردهاند که:
انا المسموم ماعندی بتریاقٍ ولا راقی
ادر کاسا و ناولها الا یا ایهاالساقی
علامه قروینی درباب این انتساب تحقیق مفصلی کرده و در هیچیک از رسالهها و کتب منسوب به آن ملعون، بیت بالا را نیافته است.
اما سوای همهی این نکات، بیت بالا نمیتواند از یک عربزبان فصیح باشد (یزید بیشک اهل زبان و شاعرمسلک بوده)، چرا که ایرادی نحوی دارد. مشکل را «باء»ی ایجاد کرده که بر سر کلمهی «تریاق» آمده است.
در حقیقت عبارت «ما عندی بتریاق» را بهصورت فصیح، به دو حالت میتوان نوشت:
ما عندی تریاقاً
ما عندی تریاقٌ
و اینکه «باء» در عربی کلاسیک معمولا برای تاکید بر سر بعضی از افعال میآید.
بنابراین نهتنها حافظ از یزید تضمین نکرده، بلکه اساسا این بیت نمیتواند برای یزید باشد.
@hoseyn_dehlavii
2 365
در سرم غوغاست، اما رازداری بهتر است
چشم میدوزم به در، امیدواری بهتر است
#حسین_دهلوی | @hoseyn_dehlavii
2 365
کم است حوصله و درد و رنج بسیار است
به هرکه مینگرم، چون خودم گرفتار است
#حسین_دهلوی | @hoseyn_dehlavii
2 365
برای چیست که از رفتن تو دلنگرانم؟
مگر چقدر قرار است بیتو زنده بمانم
شکایتی اگر از عشق دارم، از سر خامیست
بهلطف خویش خطای مرا ببخش، جوانم
خزانِ سوختهام پرشد از شکوهِ شکوفه
هزارشکر که پای تو باز شد به جهانم
بهقول اهل سخن شاعری زبانزدم اما
همیشه پیش تو لکنت گرفتهاست زبانم
اگرچه پیش تو ماندن تمام حاجت من بود
ولی اراده کنی، بسته میشود چمدانم
#حسین_دهلوی
@hoseyn_dehlavii
