en
Feedback
هزوارش

هزوارش

Open in Telegram

دست‌نوشته های شخصی در کانال زیر: @elham_mahmoudy حرفی، سخنی، ناشناس: https://t.me/harfmybot?start=38669265

Show more
480
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+730 days
Posts Archive
چه شد در من نمیدانم، فقط دیدم پریشانم فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارم #نجمه_زارع

از عشق، از جدایی چیزی سرم‌ نمی‌شد مى‌گفت ماندنى نيست من باورم نمى‌شد تا صبح گریه کردم دریاچه شد اتاقم سدی حریف سیل چشم ترم نمی‌شد یک در میان ما بود، یک در به نام قلبم میخواستم که از آن در بگذرم نمی‌شد من سنگ بودم او رود، او‌ شعله بود و من دود باید که میگذشتم، چون لاجرم نمی‌شد شاید که دور باشم از او صبور باشم هم در شکنجه باشم هم محترم، نمی‌شد #سیدتقی_سیدی

احسن الحال تویی، حال کسی را بِه کن. -مهسا امیریان

گویی بهار در نفس مهربان توست ..... #حسین‌_منزوی

باد بهار می وزد، باده‌ی خوشگوار کو؟ #حافظ

آخرین رویای من، اولین روز بهار دیدن و یکی شدن، پشت سیم خاردار آخرین رویای من، طرح دنیای جدید اونجا که بشه یه روز، نفس راحت کشید -سید مهدی موسوی

اسفند ماهیِ قرمز کوچکی‌ست که فکر می‌کند تنگ، دریاست ... -کامران رسول‌زاده

«در خونِ گلم» چیزی‌ست شبیه این که امروز می‌گوییم: «به خونش تشنه‌ام». شاعر می‌گوید در چنین اوضاعی چه وقتِ خودنمایی گل بود؟

کس لب ز  طرب به خنده نگشود امسال از فتنه جهان دمی نیاسود امسال در خونِ گلم که چهره بنمود امسال با وقتِ چنین، چه وقتِ گل بود امسال؟! #کمال_اسماعیل

عشقم را در سرم دفن کردم و مردم پرسيدند چرا سرم گل داده‌ است؟ چرا چشم‌هايم مثل ستاره‌ها می درخشند؟ و چرا لب‌هايم، از سحرگاه روشن‌ترند؟ کسي نمی تواند عشق را بکُشد اگر در خاک دفنش کنی، دوباره می‌روید.. - هالینا پوشویاتوسک

آخرین چارشنبه‌سوری ما روزنامه میان آتش بود با صدای ترقه‌ها پا شد شهر تهران، میان این‌همه دود خسته از روزنامه‌های سیاه خسته از چرخ، دُور میدان‌ها کاشکی واقعا بهاری بود پشتِ طولانیِ زمستان‌ها... #مهدی_موسوی

در آتش بسوزان غم و درد را به آتش بکش این شب سرد را بنوش و بخند و برقص و بکوب شب بازی قرمز و زرد را! #گلین_شیرزاد

مثل مغرورترین کافر دنیا که دلش از کَفَش رفته و حتی به خدا رو زده است ناخدایی شده ام خسته که بعد از طوفان تا دم مـرگ دعا خوانده و پارو زده است تا دم از مرگ زدم گفت: "دعا کن برسی!" لعنتـــی بـاز فقط حرف دو پهلو زده است! #عبدالمهدى_نورى

برخى زخم ها را بايد رها كرد تا مانند آتشفشان ها، خواب بمانند!! #واسيني_الأعرج

من فکر می‌کنم هر چیز را باید به اندازه خورد. حتی غصه را...! #آلبا_دسس_پدس

حضرت سعدی میگه: عشق صیدیست، که تیرت به خطا هم برود لذتش، کنج دلت، تا به ابد خواهد ماند

«تو نیستی  این باران  چه بیهوده می‌بارد  چرا که خیس نخواهیم شد  با هم» • عزیز نسین / برگردان مژگان دولت‌آبادی

کاش به تو دلبسته شدن اینهمه اندوه نداشت ... #لیلا_مقربی

بیا ای دوست، اینجا، در وطن باش شریکِ رنج و شادی‌های من باش زنان اینجا، چو شیرِ شَرزه کوشند اگر مَردی، در اینجا باش و زن باش! #محمدرضا_شفیعی_کدکنی

در من زنی زندگی می‌کند که بیشتر از لاک و ماتیک، کتاب دارد و دفتر. آن زن، گونه‌هایش را با سیلی سرخ می‌کند و لب‌هایش را با شعر... #الهام_محمودی @elham_mahmoudy #روزجهانی‌زن #هشتم‌مارس