هزوارش
Open in Telegram
دستنوشته های شخصی در کانال زیر: @elham_mahmoudy حرفی، سخنی، ناشناس: https://t.me/harfmybot?start=38669265
Show more480
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+730 days
Posts Archive
480
از عشق، از جدایی چیزی سرم نمیشد
مىگفت ماندنى نيست من باورم نمىشد
تا صبح گریه کردم دریاچه شد اتاقم
سدی حریف سیل چشم ترم نمیشد
یک در میان ما بود، یک در به نام قلبم
میخواستم که از آن در بگذرم نمیشد
من سنگ بودم او رود، او شعله بود و من دود
باید که میگذشتم، چون لاجرم نمیشد
شاید که دور باشم از او صبور باشم
هم در شکنجه باشم هم محترم، نمیشد
#سیدتقی_سیدی
480
آخرین رویای من، اولین روز بهار
دیدن و یکی شدن، پشت سیم خاردار
آخرین رویای من، طرح دنیای جدید
اونجا که بشه یه روز، نفس راحت کشید
-سید مهدی موسوی
480
«در خونِ گلم» چیزیست شبیه این که امروز میگوییم: «به خونش تشنهام». شاعر میگوید در چنین اوضاعی چه وقتِ خودنمایی گل بود؟
480
کس لب ز طرب به خنده نگشود امسال
از فتنه جهان دمی نیاسود امسال
در خونِ گلم که چهره بنمود امسال
با وقتِ چنین، چه وقتِ گل بود امسال؟!
#کمال_اسماعیل
480
عشقم را در سرم دفن کردم
و مردم پرسيدند
چرا سرم گل داده است؟
چرا چشمهايم مثل ستارهها می درخشند؟
و چرا لبهايم، از سحرگاه روشنترند؟
کسي نمی تواند عشق را بکُشد
اگر در خاک دفنش کنی، دوباره میروید..
- هالینا پوشویاتوسک
480
آخرین چارشنبهسوری ما
روزنامه میان آتش بود
با صدای ترقهها پا شد
شهر تهران، میان اینهمه دود
خسته از روزنامههای سیاه
خسته از چرخ، دُور میدانها
کاشکی واقعا بهاری بود
پشتِ طولانیِ زمستانها...
#مهدی_موسوی
480
در آتش بسوزان غم و درد را
به آتش بکش این شب سرد را
بنوش و بخند و برقص و بکوب
شب بازی قرمز و زرد را!
#گلین_شیرزاد
480
مثل مغرورترین کافر دنیا که دلش
از کَفَش رفته و حتی به خدا رو زده است
ناخدایی شده ام خسته که بعد از طوفان
تا دم مـرگ دعا خوانده و پارو زده است
تا دم از مرگ زدم گفت: "دعا کن برسی!"
لعنتـــی بـاز فقط حرف دو پهلو زده است!
#عبدالمهدى_نورى
480
«تو نیستی
این باران
چه بیهوده میبارد
چرا که خیس نخواهیم شد
با هم»
• عزیز نسین / برگردان مژگان دولتآبادی
480
بیا ای دوست، اینجا، در وطن باش
شریکِ رنج و شادیهای من باش
زنان اینجا، چو شیرِ شَرزه کوشند
اگر مَردی، در اینجا باش و زن باش!
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
480
Repost from الف میمی که من باشم
در من زنی زندگی میکند که بیشتر از لاک و ماتیک، کتاب دارد و دفتر. آن زن، گونههایش را با سیلی سرخ میکند و لبهایش را با شعر...
#الهام_محمودی
@elham_mahmoudy
#روزجهانیزن
#هشتممارس
