en
Feedback
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست.عرفان کیهانی حلقه

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست.عرفان کیهانی حلقه

Open in Telegram

سلسله ی موی دوست، حلقه ی دام بلاست هرکه دراین حلقه نیست، فارغ ازاین ماجراست

Show more
5 261
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-4130 days
Posts Archive
با اعتماد از قوانین طبیعت پیروی کنیم به یاد یک روز صبح افتادم که در تنه‌ی درختی پیله ای را یافته بودم، درست در آن دم که پروانه قشر پیله را دریده و آماده بیرون پریدن بود. مدت مدیدی انتظار کشیدم، اما پروانه زیاد درنگ می‌کرد و من شتاب داشتم. خشمگین برآن خم شدم و با نفسم شروع به گرم کردن‌اش کردم. بی تابانه پیله را گرم کردم و معجزه با آهنگی تندتر از آنچه در طبیعت روی می‌دهد در برابر چشمان من روی داد. پیله باز شد و پروانه در حالی که خود را می‌کشید از آن بیرون خزید، و من وحشتی را که در آن دم احساس کردم هرگز از یاد نمی‌برم: بال‌های پروانه هنوز باز نشده بود و او با تمام نیروی جسم نحیف و لرزان اش می کوشید که آنها را از هم بگشاید. من که بر او خم شده بودم با نفسم کمکش می‌کردم، ولی بیهوده بود. بلوغی صبورانه لازم بود و باز شدن بال‌ها می بایست آهسته در پرتو خورشید صورت بگیرد. اکنون دیگر خیلی دیر شده بود. نفس من پروانه را واداشته بود که پژمرده و نزار و پیش از وقت ظاهر شود. مایوس و بی‌حال تکانی به خود داد و چند ثانیه بعد در کف دست من جان سپرد. این نعش کوچک به گمان من بزرگترین باری است که بر دوش وجدان خود دارم، زیرا من امروز خوب می‌فهمم که تعدی به قوانین بزرگ طبیعت کفر محض است. ما نباید شتاب کنیم، نباید بی‌تابی از خود نشان بدهیم و باید با اعتماد تمام از آهنگ ابدی طبیعت پیروی کنیم.
زوربای یونانی،

با اعتماد از قوانین طبیعت پیروی کنیم به یاد یک روز صبح افتادم که در تنه‌ی درختی پیله ای را یافته بودم، درست در آن دم که پروانه قشر پیله را دریده و آماده بیرون پریدن بود. مدت مدیدی انتظار کشیدم، اما پروانه زیاد درنگ می‌کرد و من شتاب داشتم. خشمگین برآن خم شدم و با نفسم شروع به گرم کردن‌اش کردم. بی تابانه پیله را گرم کردم و معجزه با آهنگی تندتر از آنچه در طبیعت روی می‌دهد در برابر چشمان من روی داد. پیله باز شد و پروانه در حالی که خود را می‌کشید از آن بیرون خزید، و من وحشتی را که در آن دم احساس کردم هرگز از یاد نمی‌برم: بال‌های پروانه هنوز باز نشده بود و او با تمام نیروی جسم نحیف و لرزان اش می کوشید که آنها را از هم بگشاید. من که بر او خم شده بودم با نفسم کمکش می‌کردم، ولی بیهوده بود. بلوغی صبورانه لازم بود و باز شدن بال‌ها می بایست آهسته در پرتو خورشید صورت بگیرد. اکنون دیگر خیلی دیر شده بود. نفس من پروانه را واداشته بود که پژمرده و نزار و پیش از وقت ظاهر شود. مایوس و بی‌حال تکانی به خود داد و چند ثانیه بعد در کف دست من جان سپرد. این نعش کوچک به گمان من بزرگترین باری است که بر دوش وجدان خود دارم، زیرا من امروز خوب می‌فهمم که تعدی به قوانین بزرگ طبیعت کفر محض است. ما نباید شتاب کنیم، نباید بی‌تابی از خود نشان بدهیم و باید با اعتماد تمام از آهنگ ابدی طبیعت پیروی کنیم.
زوربای یونانی، نیکوس کازانتزاکیس
، اینجا کلیک کن

#کتاب_صوتی 🎧 در این کتاب از قوانین شخصی، قضاوت‌های درونی و خشونت‌هایی که نسبت به خود نشان می‌دهیم، صحبت می‌شود و چهار پیشنها
#کتاب_صوتی 🎧 در این کتاب از قوانین شخصی، قضاوت‌های درونی و خشونت‌هایی که نسبت به خود نشان می‌دهیم، صحبت می‌شود و چهار پیشنهاد (میثاق) برای بهبود کیفیت زندگی و سعادت ارائه‌شده است. 📕 #چهار_میثاق ✍🏻 #دون_میگوئل_روئیز 🎤 نیما رئیسی @books_audio262 کانال اصلی👇👇 @audiobook_world