Ehsan_Afshari
Open in Telegram
✒کانال شخصی احسان افشاری🎙 Instagram : ehsan_afshari Official website : www.ehsan-afshari.ir
Show more4 420
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+730 days
Posts Archive
4 420
.
گاهی شعر از همین نقطه شروع می شود.با دیدن یک عکس.یک عکس فریبنده و محرک.اینجا کجاست و این مسیر به کجا می رود.ایا این مسیر بازگشت از جایی است است یا مسیر رفتن به جایی؟چه چیزی را می توان به این مسیر اضافه کرد ؟ دو تا چتر رها شده؟ یک پیرمرد افتاب سوخته یا زنی جوان با چمدانی منتظر؟ابرها چه نقشی دارند؟اگر چترها پیشنهاد مناسبی باشد حتما باید روی کمک ابرها حساب باز کرد.می توان خیالبافی را تا جایی ادامه داد که فکر کنیم ساعتی بعد قرار است قربانیان بی خبر را با جیپ صحرایی از این جاده به قرارگاه اعدام برسانند یا نه ماشین لوکس سرخ رنگی را تصور کنیم که در امتداد جاده کنار می زند تا بوسه ی عاشقانه ای رد و بدل شود. راستی اگر در انتهای مسیر بجای یک تابلوی خوشامد یک ساعت بزرگ و بی عقربه را تصور کنیم چه اتفاقی می افتد؟یا یک مسافرخانه که کلیددارش مثل کاراکتر فیلم روانی هیچکاک باشد؟
این سوالها و پیشنهادات فوری است که بدون کمترین تمرکزی با توجه به تصویر درباره ی انها نوشتم.در پاسخ به دوستانی که گاهی می پرسند چطور به آغاز یک شعر فکر میکنم موضوع به همین اندازه ساده و به همین انداره پیچیده است.یک تصویر کافی است تا ما را به دنیایی وصل کند که دنیای ماست اما از آن بی خبر بوده اییم.شما هم فکر کنید . تخیل کنید .تخیل قدرت بیشتری از هر نوع سیستم و حاکمیت ایدئولوژیک دارد.آنها مرزهای قدرتشان بالاخره در نقطه ای محدود می شود اما تخیل مرزی نمی شناسد و می تواند همزمان که جهانی را در تصرف خود دارد جهان دیگری را خلق کند.بی واهمه بی نظارت بی مرز.
#احسان_افشاری
4 420
.
هنرچارچوب پذیر هنری است که اختگی و کرنش را پذیرفته .بعضی چارچوب ها البته صرفا تابلوی راهنما هستند .ولی مشکل در سرزمین ما از جایی آغاز می شود که خطوط قرمزش گاها در نقاطی کشیده شده که نه تنها عبور از آن موجب هیچ تهدیدی نیست سهل است که بگویم موجب تجربه ی حس امنیت نیز هست.
شط رنج می توانست مادیانی نداشته باشد می توانست ردیفی از مهره های مذکر را به انپیشنهاد داد اما بدون مادیان داستان کامل نبود.کم داشت .در یک کلمه بی روح بود. مادیان سپید ما صدای خودش را از خطوط آبی دفتر هنر به خطوط قرمز ارشاد رساند و در کوران بیم و امید شیهه ی غریبانه اش به گوش بسیارانی رسید.
اجرای شیراز درست در زمانی که همهچیز برای تمدید -حداقل ده شب - مهیا بود لغو شد.خوشحالم که با علی قمصری و گروهی درجه یک بجای اسپری کردن شعاری بر بن بست، از آجرهای بن بست کم کردیم .باری :
این زمین از خون بسیاران سراسر لاله دارد
مهره می چینیم و بازی همچنان دنباله دارد
4 420
🎼 «به یاد میآرمت آماندا» ترانۀ عاشقانهای با صدا و گیتار ویکتور خارا. ویکتور خارا طرفدار آلنده بود و بعد از کودتای ۱۹۷۳ پینوشه، خارا را هم کشتند
@KaaFe_FaRhAnG
4 420
آه ای قطار منحرف از ریل
دنبال ایستگاه خودت باش
از اشتباه رابطه بگذر
جبران اشتباه خودت باش
من از تو یادگار ندارم
غیر از همین جنون تماشا
غیر از مسیرهای نرفته
غیر از قرارهای مبادا
پشت کدام صورت بودن
پنهان کنم حماقت خود را ؟
باید کجای خانه بریزم
شنزارهای ساعت خود را ؟
چشم از غروب منظره بستم
تا در خودم گریسته باشم
جدی نگیر فلسفهها را
من زیستم که زیسته باشم
آری منم که وقت تلافی
قلب تو را به درد نیاورد
دیوانهای که هر چه تبر خورد
ایمان به فصل سرد نیاورد
#احسان_افشاری
#یادداشت
▪️ @Moqlagh | مُغلَق
4 420
من خسته ام ریاست جمهوری عزیز
از رقص داس های غزل کش
از مویه های گربه ی ناخوش
از ساعتی که خواب به خواب است
از گِل که اسم دیگر آب است
از تیغ های سرد برهنه
از قیل و قال این همه شحنه
ماییم و قفل بر در بسته
آه از تو ای کلید شکسته...
من خسته ام ریاست جمهوری عزیز
از موریانه های مقدس
از غسل در حنای مقدس
از حجره های مار به دوشان
از دخل و خرج سکه فروشان
از داس پشت شاخه ی گیلاس
از این همه شرایط حساس
ما رای انتخاب تو بودیم؟
یا سنگ آسیاب تو بودیم؟
آقا فدای روحیه ی شوخ و شنگتان
سیلی نخورده ایید و بنفش است رنگتان
اینک میان کوچه ی تردید و انتظار
ماییم و شوق ریختن هفت سنگتان
مانند کودکی نگران هر چه می پرم
دستم نمی رسد به ملاقات زنگتان
از ساقی غریبه چرا وام می کنید؟
در شیشه خون ماست شراب و شرنگتان
بیچاره چشم ما که در امواج ناگهان
امید بسته بود به پشت نهنگتان
اما امید همچو عقابی صحاری است
حاشا که این عقاب بیافتد به چنگتان!
دریا زدیم و کار به قایق نداشتیم
ما نفت داشتیم مصدق نداشتیم
#احسان_افشاری
@ehsan_afshari
4 420
گرد سوار هست و نشان سوار نیست
آیینه اییم و شاهد ما جز غبار نیست
ما ماهیان تور و شما راهیان گور
از ما کدام یک به تقلا دچار نیست ؟!
در شیشه احتکار نکن خون خلق را
این قلب سرخ ماست برادر انار نیست !
در تنگنای قافیه ماندید و کارتان
غیر از ردیف کردن مشتی شعار نیست
ای شیخ بی کلید در این شهر بی چراغ
دیگر به وعده های تو هم اعتبار نیست
آغاز راه ماست ولی قول می دهم
هرگز برای قوم تو پایان کار نیست
"غیر از هنر که تاج سر آفرینش است
دوران هیچ سلطنتی ماندگار نیست"
#احسان_افشاری
پ.بیت پایانی -با قید تردید- منتسب به سعدی
@ehsan_afshari
4 420
برای تهیه کتاب به تلگرام باشگاه کتاب نیماژ برید و از قسمت جستجو اسم شاعر را سرچ و لینک کتاب رو دریافت کنید🌱
