کافه کتاب
ارتباط با ادمین : @Firoozi2012 تعرفههای تبلیغات : https://t.me/joinchat/AAAAAEHmQm55cP0HkkNWEw
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel کافه کتاب
Channel کافه کتاب (@cafeketab) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 57 664 subscribers, ranking 407 in the Books category and 6 000 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 57 664 subscribers.
According to the latest data from 20 October, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -62 over the last 30 days and by -8 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 5.29%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 2.57% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 3 051 views. Within the first day, a publication typically gains 1 480 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 7.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“ارتباط با ادمین : @Firoozi2012
تعرفههای تبلیغات :
https://t.me/joinchat/AAAAAEHmQm55cP0HkkNWEw”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 21 October, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.
کتاب «معجزههای مغازهی خواربارفروشی نامیا» ماجرای فروشگاهی به همین نام را روایت میکند که مردم نامههایشان را به داخل آن میاندازند و از صاحب آنجا کمک میخواهند. دو اقتباس سینمایی چینی و ژاپنی از این کتاب ساخته شدهاست.وقایع کتاب معجزههای خواربارفروشی نامیا در مغازهای کوچک به همین اسم اتفاق میافتد. ابتدا با شوتا، آتسویا و کوهی ملاقات میکنیم؛ سه دزد تحتتعقیب که البته در این لحظه مشغول دزدی نیستند و بهدنبال جایی برای گذراندن شب میگردند. دست سرنوشت مغازهی نامیا را در مقابلشان میگذارد و آنها هم از این فرصت استقبال میکنند، بیخبر از آنکه زندگیشان بعد از این شب کاملاً دگرگون میشود.
داستان عقدهی ادیپ من از زاویهدید پسر پنجسالهای نوشته شده که پدرش از جنگجهانی اول برگشتهاست. پسرک با دید بچگانه و طنز، حسادت به رابطهی مادر و پدر و مشکلش در ارتباط برقرار کردن با آنها را نقل میکند.راوی پسربچهای به نام لاری دلینی است که با مادرش، در غیاب پدر، بزرگ شدهاست. دورهی جنگجهانی است و پدر به جنگ رفتهاست. ناگهان سروکلهی پدر در خانه پیدا میشود. لاری که به حضور پدرش عادت ندارد، با او ارتباط برقرار نمیکند و او را رقیبی میبیند که قرار است مادرش را از او بگیرد.
این کتاب گویا روایتِ ناپدیدشدنِ مادر، از زاویهدیدِ فرزندان، پدر و خودِ او در پنج فصل است. این کتاب، فداکاریها و ازخودگذشتگیهای مادران را به تصویر میکشد.این کتاب روایتگرِ گمشدنِ مادری در متروی سئول است؛ تازه بعد از گمشدنِ مادر است که فرزندان و شوهرش به او فکر میکنند و خاطراتش را به یاد میآورند. زنی که تابهحال برای آنها فداکاریهای بسیار کرده و بقیه آنقدر به این فداکاریها عادت کردهاند که دیگر آن را نمیبینند.
رابین هود یک شخصیت داستانی و کهنالگو در فرهنگ انگلیس است. ریشهی این داستان به سدههای میانه برمیگردد. او نماد حقطلبی و ستیز با ستم و بخشش داراییهای ستمکاران به مردم نیازمند است.قصهی این رمان از آن جایی شروع میشود که شاه ریچارد راهی جنگ میشود و برادرش تخت شاهی را غصب میکند و مالیاتهای سنگین برای مردم مقرر میکند. رابین هود از دادن مالیات سر باز میزند و در جنگل مخفی میشود. او و همدستانش داراییهای ثروتمندان را میدزدند و بین تهیدستان تقسیم میکنند. پس از برگشت شاه ریچارد و با کمک رابین هود، او موفق میشود قدرت را از چنگ برادرش دربیاورد.
کتاب «کتابفروشی موریساکی»، نوشتهی ساتوشی یاگیساوا، یک رمان دلنشین و آرامبخش است که داستان زندگی روزمرهی تاکاکو در یک کتابفروشی کوچک و دوستداشتنی را روایت میکند.پس از اینکه نامزد تاکاکو به او میگوید قصد ازدواج با دختر دیگری را دارد، تاکاکو با قلبی شکسته تنها میماند. ازآنجاکه نامزد سابقش در محل کار تاکاکو کار میکند و او تحملِ دیدن او را ندارد، از کارش استعفا میدهد. خبر استعفای تاکاکو و بههم خوردن نامزدیاش با پسری که بسیار دوستش میداشته، به گوش مادر تاکاکو میرسد و پس از آن، دایی ساتورو با او تماس میگیرد. دایی ساتورو صاحب کتابفروشی دنجی در گوشهای از شهر توکیو است. او از تاکاکو میخواهد حالا که بیکار است، نزد او بیاید و در اتاق کوچکِ طبقهی بالای کتابفروشی ساکن شود.
