نشر گمان
Open in Telegram
كانال رسمى نشر گمان تماس با ما: 021-88897987 www.gomanbook.com twitter.com/goman.pub instagram.com/gomanpub تهران، خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ، کوچهی پورموسی، نبش شیرین، پلاک ۴۲، واحد ۱۰
Show more1 182
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1 182
بریدهای از کتاب جدید در دست چاپ
پاریس فرانسه، نوشتهی گرترود استاین
مجموعهی زندگینگارهها
shorturl.at/gtOW2
1 182
* در متن «شهریور ۱۴۰۴» آمده که اشتباه است و «شهریور ۱۴۰۱» صحیح است. گرچه اشارهی در پرانتز («هفتهی دیگر») روشن میکند که اشتباه بوده است.
1 182
Warraich, himself a sufferer of chronic pain, considers the ways our notions of pain have been shaped not just by science but by politics and power, by whose suffering mattered and whose didn’t. He weaves a provocative history from the Renaissance, when pain transformed into a medical issue, through the racial legacy of pain tolerance, to the opiate epidemics of both the nineteenth and twenty-first centuries, to the cutting edge of present-day pain science. The conclusion is clear: only by reckoning with both pain’s complicated history and its biology can today’s doctors adequately treat their patients’ suffering.
Trenchant and deeply felt, The Song of Our Scars is an indictment of a broken system and a plea for a more holistic understanding of the human body.
https://www.amazon.com/Song-Our-Scars-Untold-Story/dp/1541675304
320 p
1 182
چندروزیست دسترسیِ ما به صفحهی اینستاگرام نشر گمان، به دلایلی که هنوز روشن نیست، محدود شده است. تلاش میکنیم زودتر این مشکل رفع شود. تا آن موقع اخبار مربوط به کتابها و نمایشگاه را در توییتر و تلگرام نشر گمان منتشر میکنیم. ممنون میشویم اگر به هر طریقی همراهان و مخاطبان نشر گمان را از این قضیه مطلع فرمایید.
اینطور که پیداست در نمایشگاه کتاب امسال هستیم، هم مجازی و هم حضوری. تا چه پیش آید.
صفحهی توییتر نشر گمان:
https://twitter.com/gomanpub
کانال تلگرام نشر گمان:
https://t.me/gomanpub
ــــــ
@gomanpub
1 182
از دلتنگی برای قصهگو تا اشکهای دونکارلتو
بهداد هومن
ببخشید که دو باری آنهم بهتصادف شما را بیشتر ندیده بودم و حالا دارم برایتان مینویسم ولی بعضی چیزها خیلی تعریف و تعارف برنمیدارد. حقیقتش دیشب خیلی دلتنگ شما شدم، دلم خواست یکجای این عالم حمیدرضا صدر با آن شور درونی و چشمهای تیزبین تماشاگر این بازی میبود.
بازی اصلاً نمیدیدم. شش دقیقه وقت اضافه و یک گل؟ امیدِ بیخودی چرا؟ هیچ امیدوار نبودم. راستش دل توی دلم نبود ولی دوست نداشتم امیدوار باشم. میدانستم، و این سالها خیلی خوب میدانستم، که امیدواری تاوان دارد. امیدوار که باشی و کار جهان هی پریشانتر شود دردش هم بیشتر است. همین است که نومیدی پیشه کردهایم. ولی مگر میشود زیرچشمی بازی را نپایید. در خاطرم جرقه زد که ای داد! یاد آقای صدر به خیر! میبینید؟
خوب هم میدانیم که ما قهرمان جام جهانی نمیشویم. خوب میدانیم که مرگ بالاخره قهرمان را درمییابد. خوب میدانیم تهِ کار شکست نیرومندتر است از زندگی، اما هیچ باعث نمیشود نود دقیقه امیدوار نباشیم و چشم به توپ ندوزیم...
متن کامل در وبلاگ سایت نشر گمان:
از دلتنگی برای قصهگو تا اشکهای دونکارلتو
@gomanpub
1 182
Repost from کتابفروشی دماوند
#خبرانتشارکتاب
اطلس / خورخه لوئیس بورخس، ترجمه احمد اخوت / نشر گمان، ۱۶۶ صفحه پالتویی، ۵۴ هزار تومن
چاپ اول این ترجمه بیش از بیست سال پیش منتشر شده بود که حالا با ویرایشی جدید در نشر گمان منتشر شده است.
توضیح ناشر:
«در بین کتابهای بورخس «اطلس» کتاب ویژهای است، حاصل یادهایی از هر شهر یا مکانی، گورستانی کوچک یا مجسمهای در پارکی، در قالب قطعاتی کوتاه بهنثر یا شعری بلند، به همراه عکسهایی کار خودش یا همسفر و همراه سالهای آخر عمرش: ماریا کوداما.
حالا، پس از بیست سالی که از تنها چاپ ترجمهی فارسیِ آن میگذرد، ویراست جدیدی از ترجمهی فارسیِ «اطلس»، کار مترجم و جستارنویس و داستاننویس خوب معاصر جناب آقای احمد اخوت، همراه با تصاویری نو علاوه بر چاپ پیشین منتشر شده است»
سفارش کتاب به @bahmanbooks یا خرید حضوری از کتابفروشی دماوند
.
1 182
کتاب اطلس، چهارمین عنوان از مجموعهی زندگینگارهها، از خورخه لوئیس بورخس، به ترجمهی احمد اخوت منتشر شد.
در بین کتابهای بورخس «اطلس» کتاب ویژهای است، حاصل یادهایی از هر شهر یا مکانی، گورستانی کوچک یا مجسمهای در پارکی، در قالب قطعاتی کوتاه بهنثر یا شعری بلند، به همراه عکسهایی کار خودش یا همسفر و همراه سالهای آخر عمرش: ماریا کوداما. حالا، پس از بیست سالی که از تنها چاپ ترجمهی فارسیِ آن میگذرد، ویراست جدیدی از ترجمهی فارسیِ «اطلس»، کار مترجم و جستارنویس و داستاننویس خوب معاصر جناب آقای احمد اخوت، همراه با تصاویری نو علاوه بر چاپ پیشین در مجموعهی «زندگینگارهها»، با تیراژ ۳۰۰۰، منتشر و توزیع شده است و از همین هفته میتوانید از کتابفروشیهای پاتوق خودتان تهیه کنید. اگر در یافتن کتاب به مشکل خوردید حتماً به سایت نشر گمان سر بزنید.
در مجموعهی «زندگینگارهها» پیش از این سه عنوان زیر منتشر شده است:
نقشهایی به یاد ‖ نوشتهی احمد اخوت، چاپ چهارم
عکاسی، بالونسواری، عشق و اندوه ‖ نوشتهی جولین بارنز، ترجمهی عماد مرتضوی، چاپ نهم
در وادی درد ‖ یادداشتهایی از آلفونس دوده با مقدمه و تحشیه و ترجمه به انگلیسیِ جولین بارنز، ترجمهی فارسیِ عماد مرتضوی چاپ اول
------------
اطلس
خورخه لوئیس بورخس
ترجمهی احمد اخوت
۵۴۰۰۰ تومان
1 182
ـــ
اگر صدای من بر خاک بمیرد،
تا سطح دریایش برید
و بر ساحل رهایش کنید.
تا سطح دریایش برید
و ناخدای یک ناو سفید جنگیاش کنید.
آوخ، صدایم
مزین به مدال ملاحان است:
بر قلب آن لنگری،
و یک ستاره بر لنگر،
و بر آن ستاره باد،
و بادبانی در باد.
ترجمهی شعری از رافائل آلبرتی
به فارسیِ روانشاد محمود نیکبخت
*** (۱۰ مرداد ۱۳۳۰ – ۳ خرداد ۱۴۰۰)
دریغاگوی جان پُر مهرِ زیبایی هستیم که در این چند دهه معلم و منتقد مشفق و راهنمای ما و چندین نسل از جوانهای عاشق ادبیات و فرهنگ و زندگی بود.
خاک بر او خوش باد.
@gomanpub
1 182
فصل چهارم کتابباز-برنامه بیستم با مجتبی شکوری-موضوع: عکاسی،بالنسواری،عشق و اندوه-S4E20
1 182
آنچه میشنوید قطعهی بیستویکم است از کتاب سکوت در زمانهی هیاهو، نوشتهی ارلینگ کاگه و ترجمهی شادی نیکرفعت.
| تاریکجا |
1 182
انتشار یادداشت «سیگار، مرگ، جاوید»، نوشتهی جناب آقای محمدجواد فریدزاده در قفای رفتنِ جاوید ساغروانی، که سابقهی دوستیشان به نیمقرن میرسید، از سرِ لطف به نشر گمان سپرده شد. نوشتن تسلیِ حقیقیِ اهل دل است.
***
«رفیق خوبی است جاوید. عمداً نگفتم رفیق خوبی "بود". مرگ بیش از این که امری بیولوژیک باشد، در زبان اتفاق میافتد. زبانتان را بگردانید، خیمه و خرگاهِ مرگ در کنجِ حافظه، به نحو دیگری، خانه میگیرد. طلب آمرزش برای همه خوب است ولی تکرارِ بیفکر و بیدقت و بیتأملِ «خدا بیامرزد او را»، موجب غفلت ما میشود ــچون عادت، غفلت می آوردــ ضمن این که اگر طلب مغفرت میکنیم؛ باید به راستی "طلب" کنیم. ولی کسی با «خدا بیامرزدش» طلب نمیکند. »
@gomanpub
1 182
آگهی موقت
اگر ویراستاری هستید که به زبان انگلیسی آشنایید و مثل ما باور دارید که باید فارسیای نوشت که «از تکلف دور و به فهم نزدیک» باشد، و به کار ویرایش متون ترجمه در حوزههای فلسفهی معاصر و تاریخ قرن بیستم و تاریخ علم علاقه دارید، نمونهای از کارتان را (شامل متن فارسیِ ویراسته به همراه متن انگلیسی) تا چهارشنبه ۲۱ آبان به آدرس ایمیل ما بفرستید و شرح مختصری هم از کار و سابقهتان بنویسید. باز هم تأکید میکنیم که آشنایی با زبان انگلیسی و ظرافتهای ویرایش متن فارسی و آمادهسازیِ کتاب لازمهی همکاریست.
برای کسانی که سابقه و نمونهی کارشان به سلیقه و کتابهای ما نزدیکتر باشد یک فایل وُرد (شامل سه نمونهی کوتاه برای سنجیدن شیوهی ویرایش و ترجمه) فرستاده میشود که محض نمونه کار کنند و از بین این نمونهها چند نفری به همکاری دعوت میشوند.
مطمئن باشید همهی ایمیلها دیده میشود و نیازی به پیگیریهای بعدی نیست.
اگر میخواهید شیوهی کار ما در ویرایش و آمادهسازیِ کتاب دستتان بیاید مثلاً آخرین چاپ این کتابها را ببینید:
* کافه اروپا ــ اسلاونکا دراکولیچ ــ ترجمهی نازنین دیهیمی
* در برابر استبداد ــ تیموتی اسنایدر ــ ترجمهی بابک واحدی
* عکاسی، بالونسواری، عشق و اندوه ــ جولین بارنز ــ ترجمهی عماد مرتضوی
* پیادهروی؛ و سکوت، در زمانهی هیاهو ــ ارلینگ کاگه ــ ترجمهی شادی نیکرفعت
آدرس ایمیل نشر گمان:
goman.publication@gmail.com
[عکس از برایان فری به سال ۲۰۱۰ ]
@gomanpub
1 182
چاپ ششم کافه اروپا
***این هم از آن کتابهای جامانده از تابستان است. آخرین جامانده. نگه داشته بودیم تا شاید مفصلتر از کتاب بنویسیم که این شد. همیشه همه چیز آنجوری که فکر میکنیم پیش نمیرود. به هر حال چاپ ششم کافه اروپا نوشتهی اسلاونکا دراکولیچ با ترجمهی فارسیِ پاکیزهی زندهیاد نازنین دیهیمی در تابستان منتشر شده است و خبرش ماند تا امروز. کتاب مجموعهایست از مقالاتی کوتاه و خواندنی از مصائب اروپای شرقیِ رهیده از بند کمونیسم، اما گرفتار در حصارهایی نامرئی. این کتاب در کنار «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» و «بالکان اکسپرس» سهگانهای را شکل میدهند از دو دهه حیات اجتماعی-سیاسیِ بالکان، که ختم میشود به جنگی خانمانسوز. اگر هر سه را در کنار هم بخوانید متوجه دقت نظر سرپرست مجموعه در انتخاب این عناوین خواهید شد.
***
جلدها را اندکی تغییر دادهایم و بازطراحی شده است، طرحها همان طرحهای جناب آقای بهرام داوریست و طراح جلد هم آقای محمود منفرد، ولی در چیدمان جلد تغییراتی اعمال شده است. امیدواریم خوب در آمده باشد. این کتاب هم مثل همهی کتابهای دیگر صفحهبندی مجدد شد (بدون حذف حتی یک کلمه) تا هم چیدمانش طوری شود که تعداد صفحات (و قیمت پشت جلد) کمتر شود هم معدود اغلاط املایی حذف شود و متنی پاکیزهتر به دست شما برسانیم. کتاب را بر روی کاغذ بالکی سبک چاپ کردهایم و در صحافی هم دقتی به خرج دادهایم که ماندگاریِ آن بالا برود.
***
کتاب را از کتابفروشیهای محل یا پاتوق خودتان بخواهیم و اگر در یافتنش به مشکل خوردید به ما خبر بدهید. امیدواریم همه با هم از بند این بلای عالمگیر برهیم و اندوه کمتری گریبان همهمان را بگیرد.
@gomanpub
