آثار و اندیشه های دکتر دینانی
Open in Telegram
Ebrahimi-dinani.com | تنها وب سایت رسمی دکتر دینانی info@ebrahimi-dinani.com
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
3 471
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
حال را از دست نده
به بهانه منتظر بودنِ فردا، حال را از دست نده. جناب مولوی میفرماید:
هین مگو فردا که فرداها گذشت
تا بکلی نگذرد ایام کشت
پیشنهاد مطالعه: از جناب دکتر دینانی کتابی با عنوان «معمای زمان و حدوث جهان» پیرامون بررسی فلسفی مساله زمان نگاشته شده است. چنانچه به دیدگاههای فلسفی پیرامون زمان علاقه مند هستید، مطالعه این کتاب را از دست ندهید.
صوت / ویدئوی کامل:
ebrahi.me/gg
@maarefat_Dinani
خودت، خودت را بساز
آیا انسان میتواند بدون انتخاب باشد؟ وقتی که میخواهد انتخاب نکند، انتخاب میکند که «انتخاب نکند». حال اگر انسان انتخاب میکند، آیا خودش، خودش را میسازد یا دیگران او را میسازند؟
آیا باید خودمان را بسازیم یا خودمان را وِل بدهیم که دیگران ما را بسازند؟ آیا اختیار را به شما عاریه دادهاند؟ آیا به شما فروختهاند؟ اختیار، ذاتی (جدانشدنی) انسان است. منتظر نباش که به شما «اختیار» بدهند. حتی کسانی که به شما اختیار میدهند، شما باز هم اختیار میکنید، اختیاری که به شما داده شده است را «اختیار» کنید.
فرازی از برنامه پخش شده در بیست و پنجم خرداد 1397
دانلود صوت / ویدئو:
https://ebrahi.me/c3
@maarefat_Dinani
پرسش اصلی عقل
هرکسی هر عملی انجام میدهد باید به منظور و غایت بیاندیشد. اگر شخصی عملی انجام دهد که در آن به غایت نیاندیشد، عمل او حکیمانه است؟ اگر کسی به زندگی خود نیاندیشد و اصلا به معنی زندگی اندیشه نکند، ممکن است که زندگی کند اما آیا او زندگیِ انسانی دارد؟
اگر سرانجام هنگام مرگ نداند که برای چه زندگی کرده است، آیا زندگی انسانی داشته است؟ پرسش از غایت (و سرانجام) پرسشِ اصلی عقل است.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/dd
انسان، پایان ندارد
وقتی انسان متولد میشود، شما نمیتوانی بگویی که چه کسی خواهد شد. حتی نمیتوانید بگویید که آیا مومن است، کافر است. مقام (معنویاش) در چه در حدی است. زیرا تا آخرین نفس که یک لحظه به مرگش باقی مانده، ممکن است صد و هشتاد درجه عوض بشود.
یعنی انسان «حدّ یَقِف» ندارد. انسان، پایان ندارد و به جایی نمیرسد که بگویید بعد از این راهی نیست و این پایان است. (تایید کننده این سخن عرفا هستند که) عرفا این راه را رفتهاند و با سلوک به این رسیدهاند که این راه را پایانی نیست. (شناخت و معرفت) راهی است بیپایان و راهی است پُر خطر؛ که عرفاء این راه را شجاعانه رفتهاند و به مقاماتی رسیدهاند که قابل توصیف و بیان نیست.
ویدئو / صوت کامل:
https://ebrahi.me/cc
کُلُّ یُومٍ عاشورا به چه معنی است؟
هر روز که عاشورا نیست. پس منظور گوینده از این #سخن چیست؟ یعنی هر روز صحنه تقابل #حق و #باطل هست. همان طور که در #کربلا حق و باطل در مقابل هم قرار گرفتند، هر روز این عالم دارای حق و باطل است.
غیر از اینکه آدمها دارای حق و باطل هستند، خود انسان حق و باطل است. در هر آدمی حق و باطل هست. اصلا انسان ترکیبی است از حق و باطل؛ ترکیبی است از جنبه #رحمانی و #شیطانی . این تفابل هر روز و هر #لحظه هست.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/dn
@maarefat_Dinani
بهشت واقعی
حقیقت همیشه حقیقت است. من برای حقیقت هستم یا حقیقت برای من است؟ همه چیز برای حقیقت است. اولیاء خدا با یک جمله #حقیقت را نشان میدهند. در مقامی هستند که هر چه بینی دلت همان خواهد / و انچه خواهد دلت همان بینی. بهشت همین است.
بهشت ظهور حقایق است هرچه هست آشکار است. وقتی انسان به #کمال رسید، حقایق برای او ظاهر میشود.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/dg
@maarefat_Dinani
جان، تماشاگرِ جانان است
عطار با صراحت تمام، عالم محسوسات را خیال اندر خیال میداند. ممکن است از این سخن عطار برداشت شود که #سوفسطایی است. (سوفسطائیان میگفتند انسان میزان همه چیز است. واقعیتی نیست و آنچه من میبینم ملاک است. واقعیت تابع ادراک من است)
(پاسخ را از زبان جامی میگویم) عبدالرحمن جامی میگوید: سوفسطائی از خرد بیخبر است / گوید عالم خیالی اندر نظر است/ آری عالم همه خیال است ولی / پیوسته حقیقتی در آن جلوهگر است.
بله آنچه محسوس شماست، از جلوه حقاش صرف نظر کنی، خیالی بیش نیست. جلوهای که جان آدمی تماشاگر آن است. جان آدمی به همین دلیل «جان» است چون تماشاگر جانان است.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/gc
برنامه معرفت پانزدهم مرداد 1400
موضوع: ارتباط «من» و «اندیشنده»
فصل: بررسی کتاب من و جز من
جهت دانلود صوت و ویدئو اینجا بزنید
مختصری از متن: دکارت گفت، می اندیشم پس هستم. اگر من نباشم، چگونه می اندیشم پس «من» اول است و از سوی دیگر اگر اندیشه نباشد، چگونه می توانم بگویم «من» هستم. وقتی می گویم «من» از روی آگاهی می گویم و آگاهی همان اندیشه است. پس در یک نگاه «من» مقدم بر اندیشه است و در نگاهی دیگر «اندیشه» است که می گوید «من» هستم؛ خود این یک معضل و مسئله فلسفی است که نیاز به تفکر دقیق دارد و در کتاب «من و جزمن» به تفصیل درباره آن پرداخته شده است.
«من» بدون اینکه بیاندیشد در عالم حضور خود «من» است و آنجا که در اندیشه درنیاید نیز همچنان «من» خواهد بود. به این ترتیب کسانی که می کوشند از طریق اندیشیدن و یا اندیشیده شدن، به آنچه «من» خوانده می شود، دست یابند، مرتکب خطا می شوند.
لینک صوت و ویدئو:
https://ebrahi.me/gd
@maarefat_Dinani
اشباح را حاکم نکن!
یکی از عرفای بزرگ کلام زیبایی فرموده؛ میفرماید: آنجایی که خدا غایب باشد، اشباح حاکماند. اشباح یعنی «توهمات، تخیلات و چیزهای واهی و بی معنی»
ذهن نمیتواند خالیِ محض باشد و اصلا ذهنی که در خلأ باشد، ذهن نیست. خوب اگر خدا در دل آدمی و در فکر آدمی نباشد، ذهن که خالی نمیماند. به جای آن چیزهای دیگری میآید. چه میآید؟ اشباح! اشباح که حقایق نیستند.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/ej
@maarefat_Dinani
از اصل خودت دور نباش
هر چیزی در عالم، اصلی دارد و هیچ چیز بی اصل نیست؛ به خصوص در مکتب توحیدی، اصلِ همه چیز «اعیان ثابته» یا همان علمِ حق است. اشکال آدمیان در این است که به «مبدأ» توجه ندارند و فکر میکنند همین طور بیخودی روییده شدهاند یا برحسب تصادف به وجود آمدهاند. صُدفه و تصادف اصلا نیست.
گاهی حالت «قبض و بسط» که در ما پیدا میشود مربوط به همین است. حالت قبض (گرفتگی) دارد و هرچه فکر میکند علت این قبض چیست، نمیداند؛ این همان است که از اصل خودش دور است. یک موقع هم حالت بسط (گشادگی) دارد و نمیداند چرا؟ این به دلیل این است که چیزی از «اصلِ خویش» دریافت کرده و به همین علت، حالِ منبسطی دارد.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/g6
هرچیز که هست آنچنان میباید
عقل کلّ یعنی تمام هستی معقول است. اصلا «هستی» عینِ ادراک و علم است. ذرهای امر نامعقول از عرش تا فرش، از مُلک تا ملکوت نداریم و هر چیزی در جای خودش قرار داده شده است.
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکوست
گرچشم یقین تو نه کج مج باشد
ترسا به کلیسا رود و حجّ باشد
هرچیز که هست آنچنان میباید
ابروی تو گر راست بود کج باشد
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/cl
@maarefat_Dinani
خراباتی شو
ما هزار و یک قید بیمعنی برای خودمان درست کردهایم، چطور راه برویم، چطور دروغی خودمان را طوری جلوه بدهیم که نیستیم. خراب (خرابات) یعنی شکستن این غل و زنجیرهای عادتها، رسوم بیمعنی، سودپرستیها، هواپرستیها و...
ما میبایست قبل از اینکه «خرابِ دنیوی» شویم یعنی پیر و فرسوده بشویم، باید خود «خراب» کنیم از عادات بد، رسوم بیمعنی، هوی و هوسها.... که در این «خرابی» آبادیِ معنوی است.
شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد
که چند سال به جان خدمت شعیب کند
یعنی مادامی که این وسوسهها را از سرِ راهت برنداری، به وادی ایمن نمیتوانی برسی. آن وادی ایمن همان جایی است که خراب است. یعنی «خرابِ تن» و «آبادِ روح»
ویدئو / صوت کامل:
https://ebrahi.me/d5
@maarefat_Dinani
حکیمانه زیست کن
اکثر مردم «درباره زندگی» فکر میکنند اما حکیم، «حکمت» را زیست میکند. باید حکمت را زیست یا درباره زیستن، حکمت آموخت؟ باید حکیمانه زیست و حکمت را زندگی کرد.
ویدئو/ صوت کامل:
https://ebrahi.me/g5
@maarefat_Dinani
دروغِ به خود
انسان بیشترین دروغ را به خودش میگوید. بیش از آنکه به دیگران دروغ بگوید، به خودش دروغ میگوید. چون خودش را دوست دارد، فکر میکند دروغ نمیگوید. مساله شگفت انگیز آنجاست دروغی که به خودش گفته و میداند آن دروغ است را باور میکند. اعلم نیست خودش را اعلم حساب میکند. داناترین نیست، خودش را داناترین حساب میکند. زیباترین نیست، اما خودش را زیباترین میداند.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/e5
@maarefat_Dinani
معنای نفاق
یکی از بهترین صفات انسان، تطابق ظاهر و باطن است و معنی صدق هم همین است. راستی فقط در گفتار نیست در کردار هم هست. صدق در اندیشه خیلی مهم است. صدق در اندیشه یعنی اینکه آدم با خودش صمیمی باشد. مگر آدم با خودش صمیمی نیست؟
ویدئو / صوت کامل:
https://ebrahi.me/er
@maarefat_Dinani
پرسش، تقوای عقل
خصلت عقل پرسیدن است. به قول یکی از حکمای معاصر، پرسش تقوای عقل است. انسانی که اصلا پرسش نداشته باشد، آیا تکامل و تعالی دارد؟ فکر دارد؟
پرسش هم باید در مسائل بنیادین و اساسی باشد. پرسشهای سطحی و فضولی کردن که مطلوب نیست. بدون اینکه پرسش، درست مطرح بشود، هر پاسخی داده شود بی اثر است یا اثر سوء دارد.
ویدئو / صوت کامل:
https://ebrahi.me/fx
@maarefat_Dinani
راهِ معرفت
خوب شنیدن یعنی گوش را به حقایق بسپار و اباطیل نشنو! وقت ات را به اباطیل شنیدن صرف نکن.
راهِ معرفت، دقت و ظرافت میخواهد. متفرق و حواس پرت نباید باشد. عجله هم نباید داشته باشد. بعضی در مورد مسائل معرفت فکر میکنند پکیجی است که زود در جیب قرار دهیم و برویم! فکر میکنند مسائل معرفت، فست فود است. اینگونه نیست.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/fw
@maarefat_Dinani
حقایق عالم غیب از راه تجربه بیرونی بدست نمیآید.
مولانا میگوید: درکِ حقایق عالمِ غیب برای هاضمه ما سخت است. تعلیمات انبیاء همانند آبی است که چرخ آسیاب (وجود انسان) را میگرداند و آن گندم (که حقیقت غیبی است) نرم میکند و مطابق هاضمه ادراکی ما میشود.
چون شما را حاجت طاحون نماند / آب را در جوی اصلی باز راند. این آبِ وحی که میآمد و حقایق عالم غیب را نرم میکرد؛ اگر احساس بی نیازی کردید و دچار غرور شدید، این آب (وحی) به جوی اصلی باز میگردد و این آسیاب نمیگردد و به همین جهت نبوت ختم شد و دیگر نیامد.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/fv
@maarefat_Dinani
برنامه معرفت بیستم فروردین 1400
وقتی دل سودایی میرفت به بستانها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها
سعدی در این ابیات از «مِهر و مُهر» و «سِرّ و سَر» سخن گفته است. مِهر در دل، مُهر بر زبان، عقل در سَر و سِرّ در باطن؛ جای مِهر کجاست؟ در دل است. این دل است که مِهر میورزد. مُهر هم بر زبان یعنی اشاره به حرف بیهوده نزدن است. نشان دادن محبت، با پرحرفی نیست، محبت اگر در دل بود، ظاهر میشود (با نگاه، با حرکات و حتی با سکوت!)
دانلود ویدئو / صوت:
https://ebrahi.me/6z
@maarefat_Dinani
دانلود صوت صدقسمت ششم برنامه معرفت
لیست صد قسمت پخش شده از فروردین سال 1397 تا خردادماه 1399 را در یک صفحه میتوانید دریافت و مشاهده کنید.
جهت مشاهده لیست صدقسمت ششم روی این لینک بزنید:
https://ebrahi.me/audio
@maarefat_Dinani
