بصیرت خوشاب(سبزوار)
Open in Telegram
قیامِ کربلا، یک گزارشِ خبریِ ساده نبود؛ منشورِ حیاتِ آزادگان بود که تا قیامت میگوید: «زندهباد آنکه معروف را فریاد زد، و مردهباد آنکه منکر را در سکوتِ خود پناه داد!»
Show more316
Subscribers
-124 hours
-27 days
+130 days
Posts Archive
طمع کشاورز و الاغ هایی که سیل برد ...😱
كشاورزی هر سال که گندم میكاشت، ضرر میكرد.
تا اینكہ یك سال تصمیم گرفت، با خدا شریك شود و زراعتش را شریكی بكارد.
اول زمستان موقع بذرپاشی نذر كرد كه هنگام برداشت محصول، نصف آن را در راہ خدا، بین فقرا و مستمندان تقسیم كند.
اتفاقاً آن سال، سال خوبی شد و محصول زیادی گیرش آمد.
هنگام درو از همسایههایش كمك گرفت و گندمها را درو كرد و خرمن زد.
اما طمع بر او غالب شد و تمام گندمها را بار خر كرد و به خانهاش برد و گفت:
«خدایا، امسال تمام زراعت مال من، سال بعد همه اش مال تو!»
از قضا سال بعد هم سال خیلی خوبی شد،
اما باز طمع نگذاشت كه مرد كشاورز نذرش را ادا كند.
باز رو كرد به خدا و گفت:
«ای خدا، امسال هم اگر اجازہ دهی، تمام گندمها را من میبرم و در عوض دو سال پشت سر هم، برای تو كشت میكنم!»
سال سوم از دو سال قبل هم بهتر بود و مرد كشاورز مجبور شد، از همسایگانش چند تا خر و جوال بگیرد، تا بتواند محصول را به خانه برساند.
وقتی روانه شهر شد، در راہ با خدا راز و نیاز میكرد كه:
«خدایا، قول میدهم سه سال آیندہ همه گندمها را در راہ تو بدهم!!»
همینطور كه داشت این حرفها را میزد، به رودخانهای رسید.
خرها را راند، تا از رودخانه عبور كنند كه ناگهان باران شدیدی بارید و سیلابی راہ افتاد و تمام گندمها و خرها را یكجا برد.
مردك دستپاچه شد و به كوہ بلندی پناہ برد و با ناراحتی داد زد:
«خدایا!
گندمها مال خودت، خر و جوال مردم را كجا میبری؟»
هرکه را باشد طمع اَلکَن شود
با طمع کی چشم و دل روشن شود
پیش چشم او خیال جاہ و زر،
همچنان باشد که موی اندر بصر!
جز مگر مستی که از حق پر بوَد
گر چه بِدْهی گنجها، او حُر بود
📚مولانا #حکايت
#بصیرتخوشاب #کتاب
@khoshab1
یکی از عرفا با توسل به دعا، یعقوب لیث را که سخت بیمار بود مداوا کرد
و چون مال بسیاری برای او آوردند و در پیش او نهادند، عارف بدان مال توجه نکرده و گفت:
ما این عز دنیا که یافته ایم
به ناگرفتن یافته ایم.
اگر سرِ ما را به دنیا میل بودی دعای ما مستجاب نگشتی...
#عطار_نيشابورى
#تذکره_الاولیا
#بصیرتخوشاب
@khoshab1
🔴جدمان قصاب بود ما را به نعلبندي چكار!»
ميگويند خر پير و از كار افتادهاي را كه ديگر هيچ كاري ازش ساخته نبود در صحرا ول كرده بودند. يك گرگي او را ديد و در كمينش نشست تا بميرد و او را بخورد. خر كه گوشهاي افتاده بود گرگ را ديد و فهميد كه چه منظور و نيتي دارد. پيش خودش نقشهاي كشيد و بلند و گرگ را صدا زد. گرگ آمد پيش او، خر گفت: «ميدونم كه ميخواي همين كه جونم دراومد مرا بخوري، منم حرفي ندارم چون در دنيا خيلي زحمت كشيدم و ديگه نميخوام زجر بكشم و صبر كنم تا از گرسنگي جونم دربياد، حالا براي اينكه هم تو زودتر از گوشت من بخوري و سير بشي، هم من زودتر از رنج پيري و گرسنگي خلاص بشم فكري به خاطرم رسيده و آن اينكه نعلي را كه صاحبم درسم دستم كوبيده تا قدرت و توانايي پيدا كنم و براش باركشي كنم تو با دندونهاي تيزت دربياري جون منم درمياد و زود ميميرم»
گرگ باورش شد. خر دستش را بالا گرفت و گرگ زير دست خر خوابيد و با دندانهاي تيزش ميخي را كه به نعل او زده بودند گرفت و همين كه خواست ميخ را با يك ضرب از دست خر بيرون بكشد خر دستش را محكم به دهن گرگ زد و تمام دندانهاي گرگ شكست و دهنش پر خون شد. گرگ كه خيلي پشيمان شده بود به خودش گفت: «جدمان قصاب بود ما را به نعلبندي چكار!
#بصیرتخوشاب
@khoshab1
🔺ریزش مرگبار معدن آلبلاغ اسفراین با ۱ فوتی و ۲ مصدوم
فرمانده انتظامی شهرستان اسفراین:
🔹در پی اعلام مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر اینکه چند نفر برای برداشت غیرمجاز سنگ معدن وارد محدوده معدن آلبلاغ شده و موجب ریزش تونل شدند، بلافاصله مأموران پاسگاه پرکانلو به همراه عوامل امدادی به محل اعزام شدند.
🔹متأسفانه در این حادثه یک نفر در دم جان باخت و ۲ نفر دیگر نیز بهشدت مصدوم شدند که توسط عوامل امدادی برای دریافت خدمات درمانی به مراکز درمانی منتقل شدند.
🔸آلبلاغ طی سالهای گذشته بارها به دلیل برداشتهای غیرمجاز و ورود افراد به محدودههای ناایمن خبرساز شده است.
┄┅☫ همیشه با خبر، با ما ☫┅┄
@khoshab1
#انگیزشی 💯
🌱پروفسور یحیی باقرزاده:
▪️وقتی دائم بگويى گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمیشوى،
وقتی دائم بگويى وقت ندارم،
هیچوقت زمان پیدا
نمی كنی،
وقتی دائم بگويى فردا انجامش میدهم، آن فردای تو هیچ وقت نمیايد!
▫️وقتی صبحهااز خواب بیدار میشويم دوانتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شويم و رویاهايمان را دنبال كنیم.
انتخاب با شماست!
▪️وقتی در خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند!
وقتی ناراحتی جواب نده!
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر!
▫️زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست،
امتحان ریشه هاست
#تلنگر ✨️
#بصیرتخوشاب
@khoshab1
