مجلهی سفید
Open in Telegram
3feed.ir اسطورههای آیندهی نزدیک سفید در شبکههای اجتماعی: 🌐 3feed.ir Instagram: Instagram.com/3feedir Twitter: twitter.com/3feedir Facebook: facebook.com/3feed.ir ارتباط با ادمین: @FarzinSouri
Show more825
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
825
اولین بار که فیلم آنها زندهاند (They Live) را دیدم احتمالا از صداوسیما ایران بود. نمیدانم کدام یکی از کانالها پخشش کرده بود. اگر مطابق دموگرافی همیشگی شبکههای صدا و سیما باشد احتمالا شبکه ۱ یا شبکه ۴ (دموگرافی فرهیخته/مطلع/دانا/فهمیم/بااصالت).
اتفاقا تازگی به چشمم خورد که شبکهی افق (دموگرافیکش را خودتان حدس بزنید) هم این فیلم را پخش کرده است. به غیر این فیلمیو و نماوا هم فیلم را دارند و حتی نسخهی دوبلهشدهی فیلم در وبسایت آپارات به صورت مجانی قرار گرفته. در واقع بعید میدانم هیچجای دنیا دسترسی به این فیلم اینقدر راحت باشد.
میتوانم تصور کنم یکی از دلایلش این باشد که آنها زندهاند خوراک آنهاییست که از نظرشان آمریکا توسط یک انجمن زیرزمینی در مایههای فراماسونری اداره میشود. یا شاید به خاطر شباهت ماهیت عینک به ایدئولوژی و چه میدانم مثلا چشم برزخی (مثلا اینها آدمهای بد و گناهکار هستند و فضایی بودن استعاره از جهنمی بودن است).
🔹در سفید بخوانید
🔹دربارهی فیلم “آنها زندهاند”: کاپیتالیستها برنده میشوند یا سایبرپانکها؟
🔹نوشتهی م.ر.ایدرم
825
مینیسریال کویینز گمبیت (در فارسی: گامبی وزیر – اسم یکی از گشایشهای معروف شطرنج) در پاییز ۲۰۲۰ از نتفلیکس منتشر شد. این مینیسریال اقتباسی از رمان بلندی به همین نام اثر والتر تِویس است. اگر اسم خود والتر تِویس برایتان آشنا نیست شاید دو فیلم رنگ پول (The Color of Money) یا هاسلر (The Hustler) را دیده باشید که هر دو اقتباسی از کتابهای دیگر اوست. والتر تِویس خودش شطرنجباز آماتور بود و این رمان را در سال ۱۹۸۳ چاپ کرد، در کتاب هم همین تمهای فمنیستی ( بهتر از سریال)، اعتیاد و از همه مهمتر شطرنج دیده میشود.
🔹در سفید بخوانید
🔹یادداشتی برای کویینز گمبیت؛ در ستایش شطرنج
🔹نوشتهی مهدی خدادادی
825
اترنالها؟ سلستیالها؟ اصلاً اینها چه ربطی به کاپیتان آمریکا و اکسمنها و تونی استارک دارند؟
داستان دنیای ابرقهرمانهای مارول از اینجا شروع میشود که ۵ میلیون سال پیش سلستیالها (سماویها) که میتوانیم بگوییم موجودیتهای «خدایگونه» کمیک هستند تصمیم به خلق «دو» موجودیت نسبتاً مقابل هم گرفتند.
۱.گروه اولی که خلق شدند، اترنالها بودند: موجوداتی با ظاهری مشابه انسانها، کمی تا قسمتی نامیرا و با قدرتهای ماورایی.
۲. گروه دوم دیوینتها با چهرههایی بیتناسب، پسافکندهای جانبی هیولاگونهی خلقت بودند. نژادی کینهتوز از موجوداتی که تا ابد در حسادت به اترنالها زندگیشان را سپری میکنند.
سپس سماویها، اترنالها را مأمور کردند نیروهای ماروائیشان را برای محافظت از زمین به کار گیرند و خود سماویها تا ابد (ابد کمیکی!) اترنالها را ترک کردند.
🔹در سفید بخوانید
🔹هر آنچه باید از اترنال ها، سلستیالها و رابطهشان با ابرقهرمانان مارول بدانید
🔹نوشتهی مینا رضایی
825
پیام کلی کتاب با سالار مگسها (Lord of the Flies) ویلیام گلدینگ شباهت زیادی دارد. در برج ما یک سری آدم را میبینیم که در یک محیط بسته و به دور از جامعه دور هم جمع میشوند و بهتدریج تمدن و انسانیت یادشان میرود و مثل سگ و گربه به جان هم میافتند. قصد هر دو رمان هشدار دادن است: هشدار دربارهی اینکه نقاب تمدنی که به چهرهی انسانهاست، چقدر شکننده و نازک است. همچنین هر دو رمان کار تحسینبرانگیزی در زمینهی نمایش تدریجی از بین رفتن تمدن انجام میدهند؛ و اینکه این پروسه چقدر غیرمنطقی و تصادفیست. بربریت انسانها و سوق داده شدنشان به سمت شنیعترین کارها و رفتارها خیلی سادهتر از آنچه که فکرش را میکنیم اتفاق میافتد.
🔹در سفید بخوانید
🔹برج بالارد: از مغز مارمولکی انسان فراری نیست
🔹نوشتهی فربد آذسن
825
حضور رباتها در کنارمان تا جایی که صرفاً محاسبات ریاضی یا کارهای مکانیکی برای ما انجام میدهند خیلی ترسناک به نظر نمیرسد، حتی خوشایندمان نیز هست و البته که ترجیح میدهیم کارهای بیشتری را خودشان انجام دهند و کمتر نیاز به راهنمایی و دخالت ما داشته باشند.
اما وقتی آیندهشان را تصور میکنیم که وارد حوزهی عواطفمان می شوند همه چیز پیچیدهتر و در نتیجه ازکنترل خارجتروترسناکتر میشود.به خصوص که حالا همه میدانیم که انقدر راحتطلب هستیم که نمیتوانیم از وسوسهی حضور این تسهیلکنندهها و زیباکنندگان زندگی چشمپوشی کنیم. چه چیز میترساندمان؟ میترسیم بر ما سلطه پیدا کنند؟ یا از طریق آنها ما را تحت تأثیر قراردهند؟ میترسیم روحمان را تسخیر کنند؟ یا میترسیم از حوزهی درکمان خارج شوند؟
🔹در سفید بخوانید
🔹در مسیر همزیستی با هوش مصنوعی: کسی از دل «آن دیگران» خبر ندارد
🔹نوشتهی بهار طاهری
825
این که چه موضوعی گرالت اهل ریویا را بین مخاطبان محبوب کرده در بازی شاید قدرت تصمیمگیری خود شخص باشد اما تنها با خواندن کتاب است که میتوان پی به شخصیت واقعی این ویچر صاحب نام برد. گرلت با سادگی ذاتی که در میان پیچیدگیهای زمان خود دارد ممکن است شبیه به یک فیلسوف به نظر برسد. فیلسوفی هیولاکش شاید ترکیبی خندهدار و مضحک به نظر برسد اما این دقیقاً همان جذابیتی است که میتوان در کتابها در او پیدا کرد.
اینجا منظورم از سادگی، حماقت نیست. ویچر داستان ما اهداف نهان هر شخص را صرف نظر از بستهبندی زیبایی که ممکن است داشته باشد به سرعت در مییابد. این بستهبندی زیبا میتواند سخنان فریبندهی ساحرهها، یا وعدههای جاسوسان باشد و یا در سطح بالاتر تهدیدهای پادشاهان. او که به ظاهر احساسات انسانیاش را طی جهشیافتگی از دست داده بیشتر از هر کسی از انگیزههایی همچون قدرتطلبی آگاه است اما این تنها جذابیت ویچر یا بازیها و سری کتابهایش نیست.
🔹در سفید بخوانید
🔹ویچر قاتلی هیولاکش یا هیولایی با قلبی از طلا؟
🔹نوشتهی طناز ترکمن
825
میخواهیم چند پیشنهاد اقتصادی برای گیمهای اعلا بهتان بدهیم. این پادکستمان یکذره حال و هوای مرگ بر کاپیتالیسم دارد ☠️ .
🔹رادیو سفید: آیا بدون PS5 هم میشود گیمر بود؟
825
گرگپرورده داستان خیلی چیزهاست. داستانی علمیتخیلی پر از روبات، آخرالزمانهای رادیواکتیویته و سفینههای عظیم. از طرفی دیگر داستان نکرومنسرها، اشباح، داستان مذهب و از همه مهمتر داستان زندگی و مرگ.
🔹در سفید بخوانید
🔹سریال: Raised by Wolves گرگپرورده
🔹نوشتهی م.ر.ایدرم
825
فقط مرگ سیاه بود که چنین تأثیر عظیمی روی حافظهی جمعی غرب داشت، شاید به خاطر تغییرات سیاسی و اجتماعی بسیاری که موجبشان شد. در فلورانس قبرکنهایی موسوم به «بچینی»ها مردم را به وحشت انداخته بودند که وقیحانه مینوشیدند و میدزدیدند و شعارشان این بود که «هرآنکس که در ترس زندگی کند میمیرد». در ونیز جنایتکاران و دزدان و زندانیان در خیابانها ول میگشتند، چون زندانبانها و نگهبانانشان مرده بودند. همه جا آمار جرم و جنایت و حاملگی افزایش یافته بود.
شیوع همگانی خشم زیادی را هم متوجه مقامات و قدرتمندان کرد. به خصوص کلیسا که پیش از این هم به خاطر ثروت بی حد و حصرش مورد انتقادات زیادی قرار گرفته بود خشم عمومی را متوجه خود میدید. از طرف دیگر روحانیون بیشترین قربانیان را بین اقشار مختلف داشتند، چراکه لازم بود آداب اعترافگیری و تلقین پیش از مرگ را برای بیماران به جا میآوردند و خود به بیماری مبتلا میشدند.
🔹در سفید بخوانید
🔹کرونا، طاعون و رنسانس جدید
🔹نوشتهی محمد سوری
825
شیوع کرونا احتمالاً توجهات جهانی به سمت خطر همهگیریها و ویروسهای کشنده را بیش از پیش جلب خواهد کرد. همین حالا باکتریهای زیادی با مصرف بیرویهی آنتیبیوتیکها به دست خود ما مقاوم شدهاند. خدا میداند چه ویروسهایی در یخهای منجمد قطبی انبار شدهاند که با ذوب شدنشان به سبب تغییرات اقلیمی آزاد خواهند شد و به جان جهان خواهند افتاد.
توهم توطئههایی از ساخته شدن کرونا به دست انسانها در آزمایشگاهی زیستی در ووهان چین دست به دست میچرخد که حتی سر از تلویزیون کرهی جنوبی هم درآوردهاند، و این شایعات حتی اگر همگی تکذیب شوند و راست نباشند هم به هر حال فشارها روی پایگاههای تحقیقاتی این چنینی را بیشتر خواهند کرد. نتیجهی تمام این تحولات شاید مثل طاعون سیاه مثبت باشند.
شاید همانطور که طاعون موجب به راه افتادن چرخهای صنعت شد، کرونا و ویروسها و پندمیکهای احتمالی مشابهی که قطعاً در آینده انتظارمان را میکشند انقلابهایی در حوزههای بیوتکنولوژی، بیوانفورماتیک، زیستشناسی سلولی و علوم کامپیوتر را موجب شوند.
🔹در سفید بخوانید
🔹کرونا، طاعون و رنسانس جدید
🔹نوشتهی محمد سوری
825
در ولایت کوتولهها واقع در کوهستان کانمین در چین جنوبی تمام ساکنین باید کمتر از یکمتر و سی سانت قد داشته باشند. جمعیتی کوتوله با پلیسهای کوتوله و آتشنشانهای کوتوله. ویروس تمپارک ها همینقدری قدرت داشته که این جمعیت متوجه ارزش مارکتینگی خودشان بشوند و لباسهای قصهپریانی تن کنند.
به کرهی زمین خوشآمدید، سیارهای که قد شما هم در آن میتواند تبدیل به کالا شود و دور تبعیض هم میشود پارچههای رنگارنگ پیچاند و آن را هم در ویترین گذاشت…
🔹در سفید بخوانید
🔹ولایت دورفهای انقلابی چین و ماجرای تمام تمپارکها
🔹نوشتهی م.ر.ایدرم
825
رمان مرگ ایوان ایلیچ، اثر لئو تالستوی، داستان مردی به نام ایوان ایلیچ است که پس از حادثهای در بستر مرگ میافتد.
وقتی ایوان ایلیچ به گذشتهی خود و شدت معمولی بودن تمام جنبههای زندگیاش فکر میکند، دچار بحران وجودی دردناکی میشود. در واقع در یکی از تاثیرگذارترین پاراگرافهای کتاب، ایوان ایلیچ پی میبرد که کلاً زندگیاش اشتباه بوده و حس بیقراری شدیدی به او دست میدهد، انگار که از ته دل میخواهد زمان را عقب برگرداند و زندگیای در پیش بگیرد که اینقدر سطحی و آبکی نباشد.
نکتهی جالب اینجاست که اگر ایوان ایلیچ در بستر مرگ نمیافتاد و سریع میمرد، هیچگاه به این نتیجه نمیرسید که اشتباه زندگی کرده است. اگر او سریع میمرد، با این تصور نفس آخر را میکشید که چقدر زندگی خوب و رضایتبخشی داشته است.
🔹در سفید بخوانید
🔹پنج پرترهی متفاوت از مرگ
🔹نوشتهی فربد آذسن
825
گودزیلا اولین فیلمی بود که جلوههای ویژهی سوتمیشن را بهکار بُرد و آن را به اصطلاح مُد کرد. خلاقیت بصری گودزیلا در قرن بیست و یک هم قابل تحسین است و اگر جزو بینندگان سینمای کلاسیک و طرفدار جلوههای پرَکتیکال هستید؛ حتماً تماشای اولین فیلم گودزیلا را به شما توصیه میکنم.
نسخهی دوبله و ویرایش شدهی گودزیلا که در سال ۱۹۵۶ اکران شد، شدیداً با نسخهی اصلی ژاپنی متفاوت است؛ به حدی که آن را فیلمی جداگانه در نظر میگیرند. بهترین گزینه برای تماشای فیلم اوریجینال گودزیلا، نسخهی ریمستر شده است که حدود شش سال پیش روی بلوری و دیویدی منتشر شد.
🔹در سفید بخوانید
🔹زنده باد پادشاه؛ مروری بر تاریخ گودزیلا
🔹نوشتهی کامیاب قربانپور
825
این هم نسخهی کامل موسیقی. توصیه میکنیم که باقی موسیقیهای این مطلب را در خود سایت گوش کنید.
ده آهنگ گیم که برای گیمرها خاطره برانگیزند
https://3feed.ir/top-10-game-songs/
825
وقتی از آهنگ گیم صحبت میکنیم عجیب نیست که به زلدا برسیم. چون بدون شک یکی از حماسیترین تمهای تاریخ گیم برای زلداست. از همان اولین بازی این تم مدام تکرار میشود و با این که ورژنهای مختلفی از آن طی سالها ساخته شده، از ورژن ۸ بیتی تا ورژن با ارکستر کامل، همچنان شنیدنی است.
موسیقیهای بهیادماندنی و خاطرهانگیز در زلدا کم نیست. به طور مثال Storm Song یا Fairy Fountain که از اوکارینا آو تایم به جا مانده است. ولی به Epilogue بازی Breath of the Wild گوش کنید تا همهچیز را به طور خلاصه به شما بگوید.
🔹در سفید بخوانید
🔹ده آهنگ گیم که برای گیمرها خاطره برانگیزند
🔹نوشتهی فرزین سوری
825
سوپرباتها توضیح میدهند که «بازگشت» مونیکا تنها میتواند موقتی باشد، آنها توضیح میدهند که هرچند میتوانستند انسانها را از روی نمونههای دیانایشان احیا کنند و برگردانند، اما آزمایشهایشان برای کشف «معنای وجود» با شکست مواجه شد. آنها کشف کردند که انسانها «میلیونها توضیح دربارهی معنای زندگی را در هنر، در شعر، در فرمولهای ریاضی» خلق کردهاند. در شرایطی که پیوستار فضاـزمانی همهی «اطلاعات» زمان گذشته را ذخیره کرده باشد، وقتی یک «الگوی فضا زمانی» استفاده شد، دیگر نمیتوان دوباره از آن استفاده کرد. به همین دلیل انسانهایی که بازآفرینی شدهاند تنها میتوانند یک روز در فرم دیجیتالی زندگی کنند و سپس دوباره میمیرند. میرایی ــ به صورت منحصربهفرد و موقتی با پرسشِ بیپاسخِ «معنای زندگی» به پایان میرسد، و نژاد بشر و تمامی حیات حیوانی با چنین خسرانی از معنا درگیرند.
🔹در سفید بخوانید
🔹ای. آی. هوش مصنوعی: علم، داستان و افسانههای پریان
🔹ترجمهی آرکانا پانک
825
ظهور و قدرت گرفتن سرویسهای پخش آنلاین، به این معنی نبود که تلویزیون در حالت سنتی خودش به طور کامل در سایهها فرو برود. شروع دهه با شروع سریالهایی مانند «بازی تاج و تخت»، «دانتون ابی» و «امپراتوری بوردواک» همراه بود، و با وجود کیفیت نزولی بازی تاج و تخت در گذر دهه، نوید یک دههی مملو از داستانهای خوب و پرداخته شده را میداد. شاید این نکته خودش را بیشتر از هرچیزی در سریال «خانواده بورجیا» نشان داد. سریالی که متاسفانه پس از به پایان رسیدن فصل سوم، توسط شوتایم، کنسل شد و به پایان موردقبولی نرسید. اما هر سه فصل سریال که فرصت پخش شدن را پیدا کردند، نشاندهندهی قدرت داستانگویی در تلویزیون بودند. نیل جوردن، خالق سریال، به بهترین نحو کلیشههای داستانگویی تلویزیونی را با لحن داستانگویی سینمایی ترکیب کرده بود و در کنار آن هر زمانی که خودش پشت دوربین رفته بود تصاویر خارقالعاده را نیز به این ترکیب اضافه کرده و سریالی خلق کرده بود که (حداقل برای من) یکی از نقاط اوج دههای که گذشت، در کنار کل تاریخ تلویزیون، بود.
🔹در سفید بخوانید
🔹نگاهی به سینما و تلویزیون در دههای که گذشت
🔹نوشتهی علی خمسه
825
رمان برفک اثر نویسنده برجسته آمریکایی دان دلیلو، از آثار پربحث ادبیات پست مدرن آمریکا است. این رمان در سال 1985 میلادی چاپ شد و جایزه ملی کتاب آمریکا را دریافت کرد.
رمان برفک یک سال از زندگی «جک گلدنی»، استاد دانشگاه در رشته مطالعات هیتلر را دنبال میکند. یک نشتی مواد شیمیایی باعث بوجود آمدن یک ابر سیاه در سطح شهر می شود. افراد شهر با گزارشات ضد و نقیض از رادیو و تلویزیون از ترس جان خود سعی در خارج شدن از شهر دارند.
تکنولوژی در رمان برفک بهجای آسانتر کردن زندگی افراد آن را پیچیدهتر و گیجکنندهتر میکند. تلویزیون و ماشین تبلیغاتی دنیای سرمایهداری چنان تاثیری روی فرزندان جک میگذارد که آنها نام محصولات تبلیغ شده را در خواب زمزمه میکنند و جک این کار را مانند یک رسم دینی یا عرفانی میانگارد. تکنولوژی در واقع خاکستری است و با توجه با استفاده کننده آن میتواند آبادکننده یا ویرانگر باشد.
🔹در سفید بخوانید
🔹خوانشی علمیتخیلی از رمان برفک
🔹نوشتهی شانت خدادادیان
825
مقدار زمانی که صرف نوشتن میکنید کمتر از مقدار زمانی اهمیت دارد که صرف فکر کردن دربارهی موضوعتان میکنید
بیشتر اوقات احساس می کنم اگر خیلی زود دست به قلم می برم، راحت تر از وقتی که خیلی دیر کار را شروع میکنم، به رمان گند میزنم. شاید به این دلیل که قبل از فکر کردن به نوشتن یک رمان، باید از بابت همه چیز مطمئن باشم.
از باب مثال، باید کاراکترهای اصلی، موقعیت اولیه و پایان داستان را (حتی اگر در طول نوشتن تغییر کند) خیلی دقیق بشناسم. علاوه بر این باید فکر و خیالات خلسهآوری داشته باشم، چند لحظهای در هپروت بروم و بعد برسم به همان چیزی که اسمش را گذاشتهام «تصاویر متراکم» از کاراکترها. این تصویرها از آن تصویرهای نمادین مدنظر فروید نیستند (با کمال تواضع قبول دارم فروید هم هر بار آدم را به همان مرتبهی پستی میکشاند که از یک رماننویس برمیآید) اما آنها چیزی بیشتر از تصویر هستند.
🔹در سفید بخوانید
🔹تأملاتی دربارهی فرایند نوشتن: از شرایط مساعد تا بهترین فوتوفنها
🔹نوشتهی جف وندرمیر - ترجمهی زهره قلیپور
