en
Feedback
مجله‌ی سفید

مجله‌ی سفید

Open in Telegram

3feed.ir اسطوره‌های آینده‌ی نزدیک سفید در شبکه‌های اجتماعی: 🌐 3feed.ir Instagram: Instagram.com/3feedir Twitter: twitter.com/3feedir Facebook: facebook.com/3feed.ir ارتباط با ادمین: @FarzinSouri

Show more
825
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
اولین بار که فیلم آن‌ها زنده‌اند (They Live) را دیدم احتمالا از صداوسیما ایران بود. نمی‌دانم کدام یکی از کانال‌ها پخشش کرده بود. اگر مطابق دموگرافی همیشگی شبکه‌های صدا و سیما باشد احتمالا شبکه ۱ یا شبکه ۴ (دموگرافی فرهیخته/مطلع/دانا/فهمیم/بااصالت). اتفاقا تازگی به چشمم خورد که شبکه‌ی افق (دموگرافیکش را خودتان حدس بزنید) هم این فیلم را پخش کرده است. به غیر این فیلمیو و نماوا هم فیلم را دارند و حتی نسخه‌ی دوبله‌شده‌ی فیلم در وبسایت آپارات به صورت مجانی قرار گرفته. در واقع بعید می‌دانم هیچ‌جای دنیا دسترسی به این فیلم این‌قدر راحت باشد. می‌توانم تصور کنم یکی از دلایلش این باشد که آن‌ها زنده‌اند خوراک آن‌هاییست که از نظرشان آمریکا توسط یک انجمن زیرزمینی در مایه‌های فراماسونری اداره می‌شود. یا شاید به خاطر شباهت ماهیت عینک به ایدئولوژی و چه می‌دانم مثلا چشم برزخی (مثلا این‌ها آدم‌های بد و گناهکار هستند و فضایی بودن استعاره از جهنمی بودن است). 🔹در سفید بخوانید 🔹درباره‌ی فیلم “آن‌ها زنده‌اند”: کاپیتالیست‌ها برنده می‌شوند یا سایبرپانک‌ها؟ 🔹نوشته‌ی م.ر.ایدرم

مینی‌سریال کویینز گمبیت (در فارسی: گامبی وزیر – اسم یکی از گشایش‌های معروف شطرنج) در پاییز ۲۰۲۰ از نتفلیکس منتشر شد. این مینی
مینی‌سریال کویینز گمبیت (در فارسی: گامبی وزیر – اسم یکی از گشایش‌های معروف شطرنج) در پاییز ۲۰۲۰ از نتفلیکس منتشر شد. این مینی‌سریال اقتباسی از رمان بلندی به همین نام اثر والتر تِویس است. اگر اسم خود والتر تِویس برایتان آشنا نیست شاید دو فیلم رنگ پول (The Color of Money) یا هاسلر (The Hustler) را دیده باشید که هر دو اقتباسی از کتاب‌های دیگر اوست. والتر تِویس خودش شطرنج‌باز آماتور بود و این رمان را در سال ۱۹۸۳ چاپ کرد، در کتاب هم همین تم‌های فمنیستی ( بهتر از سریال)، اعتیاد و از همه مهم‌تر شطرنج دیده می‌شود. 🔹در سفید بخوانید 🔹یادداشتی برای کویینز گمبیت؛ در ستایش شطرنج 🔹نوشته‌ی مهدی خدادادی

اترنال‌ها؟ سلستیال‌ها؟ اصلاً این‌ها چه ربطی به کاپیتان آمریکا و اکس‌من‌ها و تونی استارک دارند؟ داستان دنیای ابرقهرمان‌های مارول از اینجا شروع می‌شود که ۵ میلیون سال پیش سلستیال‌ها (سماوی‌ها) که می‌توانیم بگوییم موجودیت‌های «خدایگونه» کمیک هستند تصمیم به خلق «دو» موجودیت نسبتاً مقابل هم گرفتند. ۱.گروه اولی که خلق شدند، اترنال‌ها بودند: موجوداتی با ظاهری مشابه انسان‌ها، کمی تا قسمتی نامیرا و با قدرت‌های ماورایی. ۲. گروه دوم دیوینت‌ها با چهره‌هایی بی‌تناسب، پس‌افکند‌های جانبی هیولاگونه‌ی خلقت بودند. نژادی کینه‌توز از موجوداتی که تا ابد در حسادت به اترنال‌‌ها زندگی‌شان را سپری می‌کنند. سپس سماوی‌ها، اترنال‌ها را مأمور کردند نیروهای ماروائی‌شان را برای محافظت از زمین به کار گیرند و خود سماوی‌ها تا ابد (ابد کمیکی!) اترنال‌ها را ترک کردند. 🔹در سفید بخوانید 🔹هر آنچه باید از اترنال ها، سلستیال‌ها و رابطه‌شان با ابرقهرمانان مارول بدانید 🔹نوشته‌ی مینا رضایی

پیام کلی کتاب با سالار مگس‌ها (Lord of the Flies) ویلیام گلدینگ شباهت زیادی دارد. در برج ما یک سری آدم را می‌بینیم که در یک م
پیام کلی کتاب با سالار مگس‌ها (Lord of the Flies) ویلیام گلدینگ شباهت زیادی دارد. در برج ما یک سری آدم را می‌بینیم که در یک محیط بسته و به دور از جامعه دور هم جمع می‌شوند و به‌تدریج تمدن و انسانیت یادشان می‌رود و مثل سگ و گربه به جان هم می‌افتند. قصد هر دو رمان هشدار دادن است: هشدار درباره‌ی این‌که نقاب تمدنی که به چهره‌ی انسان‌هاست، چقدر شکننده و نازک است. همچنین هر دو رمان کار تحسین‌برانگیزی در زمینه‌ی نمایش تدریجی از بین رفتن تمدن انجام می‌دهند؛ و این‌که این پروسه چقدر غیرمنطقی و تصادفی‌ست. بربریت انسان‌ها و سوق داده شدن‌شان به سمت شنیع‌ترین کارها و رفتارها خیلی ساده‌تر از آنچه که فکرش را می‌کنیم اتفاق می‌افتد. 🔹در سفید بخوانید 🔹برج بالارد: از مغز مارمولکی انسان فراری نیست 🔹نوشته‌ی فربد آذسن

حضور ربات‌ها در کنارمان تا جایی که صرفاً محاسبات ریاضی یا کارهای مکانیکی برای ما انجام می‌دهند خیلی ترسناک به نظر نمی‌رسد، حتی خوشایندمان نیز هست و البته که ترجیح می‌دهیم کارهای بیشتری را خودشان انجام دهند و کمتر نیاز به راهنمایی و دخالت ما داشته باشند. اما وقتی آینده‌شان را تصور می‌کنیم که وارد حوزه‌ی عواطفمان می شوند همه چیز پیچیده‌تر و در نتیجه ازکنترل خارج‌تروترسناک‌تر می‌شود.به خصوص که حالا همه می‌دانیم که انقدر راحت‌طلب هستیم که نمی‌توانیم از وسوسه‌ی حضور این تسهیل‌کننده‌ها و زیباکنندگان زندگی چشم‌پوشی کنیم. چه چیز می‌ترساندمان؟ می‌ترسیم بر ما سلطه پیدا کنند؟ یا از طریق آن‌ها ما را تحت تأثیر قراردهند؟ می‌ترسیم روحمان را تسخیر کنند؟ یا می‌ترسیم از حوزه‌ی درکمان خارج شوند؟ 🔹در سفید بخوانید 🔹در مسیر هم‌زیستی با هوش مصنوعی: کسی از دل «آن دیگران» خبر ندارد 🔹نوشته‌ی بهار طاهری

این که چه موضوعی گرالت اهل ریویا را بین مخاطبان محبوب کرده در بازی شاید قدرت تصمیم‌گیری خود شخص باشد اما تنها با خواندن کتاب
این که چه موضوعی گرالت اهل ریویا را بین مخاطبان محبوب کرده در بازی شاید قدرت تصمیم‌گیری خود شخص باشد اما تنها با خواندن کتاب است که می‌توان پی به شخصیت واقعی این ویچر صاحب نام برد. گرلت با سادگی ذاتی که در میان پیچیدگی‌های زمان خود دارد ممکن است شبیه به یک فیلسوف به نظر برسد. فیلسوفی هیولاکش شاید ترکیبی خنده‌دار و مضحک به نظر برسد اما این دقیقاً همان جذابیتی است که می‌توان در کتاب‌ها در او پیدا کرد. اینجا منظورم از سادگی، حماقت نیست. ویچر داستان ما اهداف نهان هر شخص را صرف نظر از بسته‌بندی زیبایی که ممکن است داشته باشد به سرعت در می‌یابد. این بسته‌بندی زیبا می‌تواند سخنان فریبنده‌ی ساحره‌ها، یا وعده‌های جاسوسان باشد و یا در سطح بالاتر تهدید‌های پادشاهان. او که به ظاهر احساسات انسانی‌اش را طی جهش‌یافتگی از دست داده بیشتر از هر کسی از انگیزه‌هایی همچون قدرت‌طلبی آگاه است اما این تنها جذابیت ویچر یا بازی‌ها و سری کتاب‌هایش نیست. 🔹در سفید بخوانید 🔹ویچر قاتلی هیولاکش یا هیولایی با قلبی از طلا؟ 🔹نوشته‌ی طناز ترکمن

می‌خواهیم چند پیشنهاد اقتصادی برای گیم‌های اعلا بهتان بدهیم. این پادکست‌مان یکذره حال و هوای مرگ بر کاپیتالیسم دارد ☠️ . 🔹رادیو سفید: آیا بدون PS5 هم می‌شود گیمر بود؟

گرگ‌پرورده داستان خیلی چیزهاست. داستانی علمی‌تخیلی پر از روبات، آخرالزمان‌های رادیواکتیویته و سفینه‌های عظیم. از طرفی دیگر داستان نکرومنسرها، اشباح، داستان مذهب و از همه‌ مهم‌تر داستان زندگی و مرگ. 🔹در سفید بخوانید 🔹سریال: Raised by Wolves گرگ‌پرورده 🔹نوشته‌ی م.ر.ایدرم

فقط مرگ سیاه بود که چنین تأثیر عظیمی روی حافظه‌ی جمعی غرب داشت، شاید به خاطر تغییرات سیاسی و اجتماعی بسیاری که موجبشان شد. در
فقط مرگ سیاه بود که چنین تأثیر عظیمی روی حافظه‌ی جمعی غرب داشت، شاید به خاطر تغییرات سیاسی و اجتماعی بسیاری که موجبشان شد. در فلورانس قبرکن‌هایی موسوم به «بچینی»ها مردم را به وحشت انداخته بودند که وقیحانه می‌نوشیدند و می‌دزدیدند و شعارشان این بود که «هرآنکس که در ترس زندگی کند می‌میرد». در ونیز جنایتکاران و دزدان و زندانیان در خیابان‌ها ول می‌گشتند، چون زندان‌بان‌ها و نگهبانانشان مرده بودند. همه جا آمار جرم و جنایت و حاملگی افزایش یافته بود. شیوع همگانی خشم زیادی را هم متوجه مقامات و قدرتمندان کرد. به خصوص کلیسا که پیش از این هم به خاطر ثروت بی حد و حصرش مورد انتقادات زیادی قرار گرفته بود خشم عمومی را متوجه خود می‌دید. از طرف دیگر روحانیون بیشترین قربانیان را بین اقشار مختلف داشتند، چراکه لازم بود آداب اعتراف‌گیری و تلقین پیش از مرگ را برای بیماران به جا می‌آوردند و خود به بیماری مبتلا می‌شدند. 🔹در سفید بخوانید 🔹کرونا، طاعون و رنسانس جدید 🔹نوشته‌ی محمد سوری

شیوع کرونا احتمالاً توجهات جهانی به سمت خطر همه‌گیری‌ها و ویروس‌های کشنده را بیش از پیش جلب خواهد کرد. همین حالا باکتری‌های ز
شیوع کرونا احتمالاً توجهات جهانی به سمت خطر همه‌گیری‌ها و ویروس‌های کشنده را بیش از پیش جلب خواهد کرد. همین حالا باکتری‌های زیادی با مصرف بی‌رویه‌ی آنتی‌بیوتیک‌ها به دست خود ما مقاوم شده‌اند. خدا می‌داند چه ویروس‌هایی در یخ‌های منجمد قطبی انبار شده‌اند که با ذوب شدنشان به سبب تغییرات اقلیمی آزاد خواهند شد و به جان جهان خواهند افتاد. توهم توطئه‌هایی از ساخته شدن کرونا به دست انسان‌ها در آزمایشگاهی زیستی در ووهان چین دست به دست می‌چرخد که حتی سر از تلویزیون کره‌ی جنوبی هم درآورده‌اند، و این شایعات حتی اگر همگی تکذیب شوند و راست نباشند هم به هر حال فشارها روی پایگاه‌های تحقیقاتی این چنینی را بیشتر خواهند کرد. نتیجه‌ی تمام این تحولات شاید مثل طاعون سیاه مثبت باشند. شاید همانطور که طاعون موجب به راه افتادن چرخ‌های صنعت شد، کرونا و ویروس‌ها و پندمیک‌های احتمالی مشابهی که قطعاً در آینده انتظارمان را می‌کشند انقلاب‌هایی در حوزه‌های بیوتکنولوژی، بیوانفورماتیک، زیست‌شناسی سلولی و علوم کامپیوتر را موجب شوند. 🔹در سفید بخوانید 🔹کرونا، طاعون و رنسانس جدید 🔹نوشته‌ی محمد سوری

در ولایت کوتوله‌ها واقع در کوهستان کان‌مین در چین جنوبی تمام ساکنین باید کمتر از یک‌متر و سی سانت قد داشته باشند. جمعیتی کوتوله با پلیس‌های کوتوله و آتش‌نشان‌های کوتوله. ویروس تم‌پارک ها همین‌قدری قدرت داشته که این جمعیت متوجه ارزش مارکتینگی خودشان بشوند و لباس‌های قصه‌پریانی تن کنند. به کره‌ی زمین خوش‌آمدید، سیاره‌ای که قد شما هم در آن می‌تواند تبدیل به کالا شود و دور تبعیض هم می‌شود پارچه‌های رنگارنگ پیچاند و آن را هم در ویترین گذاشت… 🔹در سفید بخوانید 🔹ولایت دورف‌های انقلابی چین و ماجرای تمام تم‌پارک‌ها 🔹نوشته‌ی م.ر.ایدرم

رمان مرگ ایوان ایلیچ، اثر لئو تالستوی، داستان مردی به نام ایوان ایلیچ است که پس از حادثه‌ای در بستر مرگ می‌افتد. وقتی ایوان ا
رمان مرگ ایوان ایلیچ، اثر لئو تالستوی، داستان مردی به نام ایوان ایلیچ است که پس از حادثه‌ای در بستر مرگ می‌افتد. وقتی ایوان ایلیچ به گذشته‌ی خود و شدت معمولی بودن تمام جنبه‌های زندگی‌اش فکر می‌کند، دچار بحران وجودی دردناکی می‌شود. در واقع در یکی از تاثیرگذارترین پاراگراف‌های کتاب، ایوان ایلیچ پی می‌برد که کلاً زندگی‌اش اشتباه بوده و حس بی‌قراری شدیدی به او دست می‌دهد، انگار که از ته دل می‌خواهد زمان را عقب برگرداند و زندگی‌ای در پیش بگیرد که اینقدر سطحی و آبکی نباشد. نکته‌ی جالب اینجاست که اگر ایوان ایلیچ در بستر مرگ نمی‌افتاد و سریع می‌مرد، هیچ‌گاه به این نتیجه نمی‌رسید که اشتباه زندگی کرده است. اگر او سریع می‌مرد، با این تصور نفس آخر را می‌کشید که چقدر زندگی خوب و رضایت‌بخشی داشته است. 🔹در سفید بخوانید 🔹پنج پرتره‌ی متفاوت از مرگ 🔹نوشته‌ی فربد آذسن

کدام شماره‌ی سفید را بیشتر دوست داشتید و به دل‌تان بیشتر نشست؟
Anonymous voting

گودزیلا اولین فیلمی بود که جلوه‌‌های ویژه‌ی سوت‌میشن را به‌کار بُرد و آن را به اصطلاح مُد کرد. خلاقیت بصری گودزیلا در قرن بیس
گودزیلا اولین فیلمی بود که جلوه‌‌های ویژه‌ی سوت‌میشن را به‌کار بُرد و آن را به اصطلاح مُد کرد. خلاقیت بصری گودزیلا در قرن بیست و یک هم قابل تحسین است و اگر جزو بینندگان سینمای کلاسیک و طرفدار جلوه‌های پرَکتیکال هستید؛ حتماً تماشای اولین فیلم گودزیلا را به شما توصیه می‌کنم. نسخه‌ی دوبله و ویرایش شده‌ی گودزیلا که در سال ۱۹۵۶ اکران شد، شدیداً با نسخه‌ی اصلی ژاپنی متفاوت است؛ به حدی که آن را فیلمی جداگانه در نظر می‌گیرند. بهترین گزینه برای تماشای فیلم اوریجینال گودزیلا، نسخه‌ی ریمستر شده‌ است که حدود شش سال پیش روی بلوری و دی‌وی‌دی منتشر شد. 🔹در سفید بخوانید 🔹زنده باد پادشاه؛ مروری بر تاریخ گودزیلا 🔹نوشته‌ی کامیاب قربان‌پور

این هم نسخه‌ی کامل موسیقی. توصیه می‌کنیم که باقی موسیقی‌های این مطلب را در خود سایت گوش کنید. ده آهنگ گیم که برای گیمرها خاطره برانگیزند https://3feed.ir/top-10-game-songs/

وقتی از آهنگ گیم صحبت می‌کنیم عجیب نیست که به زلدا برسیم. چون بدون شک یکی از حماسی‌ترین تم‌های تاریخ گیم برای زلداست. از همان اولین بازی این تم مدام تکرار می‌شود و با این که ورژن‌های مختلفی از آن طی سال‌ها ساخته شده، از ورژن ۸ بیتی تا ورژن با ارکستر کامل، همچنان شنیدنی است. موسیقی‌های به‌یادماندنی و خاطره‌انگیز در زلدا کم نیست. به طور مثال Storm Song یا Fairy Fountain که از اوکارینا آو تایم به جا مانده است. ولی به Epilogue بازی Breath of the Wild گوش کنید تا همه‌چیز را به طور خلاصه به شما بگوید. 🔹در سفید بخوانید 🔹ده آهنگ گیم که برای گیمرها خاطره برانگیزند 🔹نوشته‌ی فرزین سوری

سوپربات‌ها توضیح می‌دهند که «بازگشت» مونیکا تنها می‌تواند موقتی باشد، آن‌ها توضیح می‌دهند که هرچند می‌توانستند انسان‌ها را از
سوپربات‌ها توضیح می‌دهند که «بازگشت» مونیکا تنها می‌تواند موقتی باشد، آن‌ها توضیح می‌دهند که هرچند می‌توانستند انسان‌ها را از روی نمونه‌های دی‌ان‌ای‌شان احیا کنند و برگردانند، اما آزمایش‌های‌شان برای کشف «معنای وجود» با شکست مواجه شد. آن‌ها کشف کردند که انسان‌ها «میلیون‌ها توضیح درباره‌ی معنای زندگی را در هنر، در شعر، در فرمول‌های ریاضی» خلق کرده‌اند. در شرایطی که پیوستار فضاـ‌زمانی همه‌ی «اطلاعات» زمان گذشته را ذخیره کرده باشد، وقتی یک «الگوی فضا زمانی» استفاده شد، دیگر نمی‌توان دوباره از آن استفاده کرد. به همین دلیل انسان‌هایی که بازآفرینی شده‌اند تنها می‌توانند یک روز در فرم دیجیتالی زندگی کنند و سپس دوباره می‌میرند. میرایی ــ به صورت منحصربه‌فرد و موقتی با پرسشِ بی‌پاسخِ «معنای زندگی» به پایان می‌رسد، و نژاد بشر و تمامی حیات حیوانی با چنین خسرانی از معنا درگیرند. 🔹در سفید بخوانید 🔹ای. آی. هوش مصنوعی: علم، داستان و افسانه‌های پریان 🔹ترجمه‌ی آرکانا پانک

ظهور و قدرت گرفتن سرویس‌های پخش آنلاین، به این معنی نبود که تلویزیون در حالت سنتی خودش به طور کامل در سایه‌ها فرو برود. شروع
ظهور و قدرت گرفتن سرویس‌های پخش آنلاین، به این معنی نبود که تلویزیون در حالت سنتی خودش به طور کامل در سایه‌ها فرو برود. شروع دهه با شروع سریال‌هایی مانند «بازی تاج و تخت»، «دانتون ابی» و «امپراتوری بوردواک» همراه بود، و با وجود کیفیت نزولی بازی تاج و تخت در گذر دهه، نوید یک دهه‌ی مملو از داستان‌های خوب و پرداخته شده را می‌داد. شاید این نکته خودش را بیشتر از هرچیزی در سریال «خانواده بورجیا» نشان داد. سریالی که متاسفانه پس از به پایان رسیدن فصل سوم، توسط شوتایم، کنسل شد و به پایان موردقبولی نرسید. اما هر سه فصل سریال که فرصت پخش شدن را پیدا کردند، نشان‌دهنده‌ی قدرت داستانگویی در تلویزیون بودند. نیل جوردن، خالق سریال، به بهترین نحو کلیشه‌های داستانگویی تلویزیونی را با لحن داستانگویی سینمایی ترکیب کرده بود و در کنار آن هر زمانی که خودش پشت دوربین رفته بود تصاویر خارق‌العاده را نیز به این ترکیب اضافه کرده و سریالی خلق کرده بود که (حداقل برای من) یکی از نقاط اوج دهه‌ای که گذشت، در کنار کل تاریخ تلویزیون، بود. 🔹در سفید بخوانید 🔹نگاهی به سینما و تلویزیون در دهه‌ای که گذشت 🔹نوشته‌ی علی خمسه

رمان برفک اثر نویسنده برجسته آمریکایی دان دلیلو، از آثار پربحث ادبیات پست مدرن آمریکا است. این رمان در سال 1985 میلادی چاپ شد
رمان برفک اثر نویسنده برجسته آمریکایی دان دلیلو، از آثار پربحث ادبیات پست مدرن آمریکا است. این رمان در سال 1985 میلادی چاپ شد و جایزه ملی کتاب آمریکا را دریافت کرد. رمان برفک یک سال از زندگی «جک گلدنی»، استاد دانشگاه در رشته مطالعات هیتلر را دنبال می‌کند. یک نشتی مواد شیمیایی باعث بوجود آمدن یک ابر سیاه در سطح شهر می شود. افراد شهر با گزارشات ضد و نقیض از رادیو و تلویزیون از ترس جان خود سعی در خارج شدن از شهر دارند. تکنولوژی در رمان برفک به‌جای آسانتر کردن زندگی افراد آن را پیچیده‌تر و گیج‌کننده‌تر می‌کند. تلویزیون و ماشین تبلیغاتی دنیای سرمایه‌داری چنان تاثیری روی فرزندان جک می‌گذارد که آنها نام محصولات تبلیغ شده را در خواب زمزمه می‌کنند و جک این کار را مانند یک رسم دینی یا عرفانی می‌انگارد. تکنولوژی در واقع خاکستری است و با توجه با استفاده کننده آن می‌تواند آبادکننده یا ویرانگر باشد. 🔹در سفید بخوانید 🔹خوانشی علمی‌تخیلی از رمان برفک 🔹نوشته‌ی شانت خدادادیان

مقدار زمانی که صرف نوشتن می­‌کنید کمتر از مقدار زمانی اهمیت دارد که صرف فکر کردن دربار‌ه‌ی موضوعتان می‌کنید بیشتر اوقات احساس
مقدار زمانی که صرف نوشتن می­‌کنید کمتر از مقدار زمانی اهمیت دارد که صرف فکر کردن دربار‌ه‌ی موضوعتان می‌کنید بیشتر اوقات احساس می کنم اگر خیلی زود دست به قلم می برم، راحت تر از وقتی که خیلی دیر کار را شروع می­‌کنم، به رمان گند می‌زنم. شاید به این دلیل که قبل از فکر کردن به نوشتن یک رمان، باید از بابت همه چیز مطمئن باشم. از باب مثال، باید کاراکترهای اصلی، موقعیت اولیه و پایان داستان را (حتی اگر در طول نوشتن تغییر کند) خیلی دقیق بشناسم. علاوه بر این باید فکر و خیالات خلسه‌­آوری داشته باشم، چند لحظه­‌ای در هپروت بروم و بعد برسم به همان چیزی که اسمش را گذاشته‌­ام «تصاویر متراکم» از کاراکترها. این تصویرها از آن تصویرهای نمادین مدنظر فروید نیستند (با کمال تواضع قبول دارم فروید هم هر بار آدم را به همان مرتبه‌ی پستی می‌کشاند که از یک رمان‌نویس برمی‌آید) اما آنها چیزی بیشتر از تصویر هستند. 🔹در سفید بخوانید 🔹تأملاتی دربار‌ه‌ی فرایند نوشتن: از شرایط مساعد تا بهترین فوت‌وفن‌­ها 🔹نوشته‌ی جف وندرمیر - ترجمه‌ی زهره قلی‌پور