en
Feedback
هاشم راعی ،مشاور و مدرس مدیریت + جعبه ابزار مدیریت نوین

هاشم راعی ،مشاور و مدرس مدیریت + جعبه ابزار مدیریت نوین

Open in Telegram

مدیر کانال : @hashemraei https://www.instagram.com/hashem_raei/ این کانال توسط آقای مهندس هاشم راعی ، مشاور و مدرس حوزه کسب و کار ، مدیریت می شود . ۰۹۱۲ ۰۹۱۵ ۱۲۱ جعبه ابزار مدیریت نوین، مکانیست برای دسترسی به کاربردی ترین مطالب در حوزه های مختلف مدیریت

Show more
1 110
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
🕙 یک دقیقه مطالعه📚 وقتی جنگ جهانی دوّم شروع شد هیروهیتو امپراتور ژاپن بود. او خود را پسر آسمان می دانست. پسر آسمان ۶۲ سال امپراتور بود. یکی از طولانی ترین دوران پادشاهی جهان. مردم ژاپن می گفتند امپراتور خدا است و خدا از هر گونه خطا و اشتباه به دور است. هیرو عاشق جنگ و نظامیگری بود. با تصمیم های اشتباه ژاپن را وارد جنگ جهانی دوّم کرد و اتفاقا در سمت سیاه جنگ ایستاد. کنار هیتلر و موسولینی. هیروهیتو دستور داد به مستعمرات انگلیس و فرانسه حمله شود. اشتباه مرگبار را وقتی مرتکب شد که فرمان داد  بندر پرل هاربر آمریکا بمباران شود. فرمان هیجانی و احساسی امپراتور ژاپن را مستقیما با آمریکا شاخ به شاخ کرد. بی تدبیری ها و تحرکات ارتش امپراتوری لج امریکایی ها را درآورد و عاقبت پل وارفیلد اولین بمب های اتمی را روی هیروشیما و ناکازاکی ریخت و روز بعد پسر آسمان و خدای خورشیدِ بی غروب تسلیم آمریکا شد! ژاپنی ها شکست پسر آسمان و امپراتور خداگونه را باور نداشتند. بسیاری از آن ها به روش هاراگیری به زندگی خود پایان دادند تا ننگ شکست هیروهیتوی مقدس و آسمانی را فراموش کنند. تصمیمات هیروهیتوی مقدس دو میلیون ژاپنی را به کشتن داد. شهرها را ویران و کشور را تسلیم دشمن کرد. در مدت ۶۲ سال حکمرانی هیچ ژاپنی جسارت پرسش از پسر آسمان را نداشت. پرسش از هیروهیتو گناه محسوب می شد. ژاپنی ها معتقد بودند خدا فقط دستور می دهد و به هیچ کس و هیچ جا پاسخگو نیست. ژنرال داگلاس مک آرتور فرمانده فاتح آمریکایی تقاضا کرد که هیروهیتو در دفتر فرماندهی ارتش آمریکا حاضر شود. به ژاپنی ها خیلی گران آمد. تا حالا هیچ کس امپراتور را فرا نخوانده بود. دستور به خدا؟ رفتن امپراتور مقدس به حضور دیگری؟ ژاپنی ها اما شکست خورده بودند و شکست خوردگان فرمانبران فاتحان اند. حکم را گردن نهادند اما هنوز هیروهیتو برایشان حکم خدا را داشت. شرط کردند هیچ کس غیر از ژنرال در محل ملاقات نباشد. هیچ کس امپراتور را لمس نکند. عکس گرفتن از امپراتور قدغن باشد. اما داگلاس مک آرتور  به محض ورود امپراتور او را نزد خود فرا خواند. با او دست داد. داگلاس، هیروهیتو را کنار خود نشاند و از عکاسان خواست که عکس بگیرند. هیروهیتو نه تنها شکست خورد که شکسته هم شد. خوار وذلیل وتحقیر گشت، هیروهیتوی شکست خورده از ژنرال آمریکایی مهلت خواست تا اشتباهاتش را جبران کند. داگلاس قبول کرد اما به شرط اینکه عذرخواهی کند! فردای بعد از تسلیم هیروهیتو، خدای خورشید، پسر آسمان رو به جهان و مردم ژاپن متنی را خواند که آمریکایی ها برایش آماده کرده بودند. من خدا نیستم! هیروهیتو هستم! من پسر آسمان نیستم! پسر یوشی هیتو هستم! بابت همه اشتباهاتم متاسفم! تندیسِ از طاقچه افتاد و پسر آسمان و خدای خورشید تکه تکه شد. قاب قدیس شکست و هاله تقدس از گراگرد صورت پادشاه کنار رفت. ژاپن نو و نوین درست بعد از تقدس زدایی از امپراتور متولد شد. لحظه ای که ژنرال داگلاس تقدس هیروهیتو را زیر پا انداخت و او را از مقام خدای غیر پاسخگو به جایگاه انسان مسئولیت پذیر رساند ژاپن نوین متولد شد. تا مادامی که حاکم و حاکمیت پوسته تقدس را ترک نکنند توسعه امکان پذیر نیست. ژاپن امن و اخلاق و نظم و انضباط، ژاپن تویوتا و سونی و هوندا و پاناسونیک و میتسوبیشی وقتی شکل گرفت که هیروهیتو اعلام کرد، خدا نیست. پسر خدا هم نیست. پسر پدرش، یوشی هیتو است! به امید روزهای روشن خرد و انسانیت 🤲

💎❤️💎 در روزگاری که نام مقدس وطن ، برای عده ای به ظاهر وطن دار ، در حکم سپر بلا شده ، جا دارد یادی کنیم از این شعر زیبای استاد مصطفی بادکوبه ای ؛ وقتی تو می گویی وطن من خاک بر سر می کنم ! گویی شکست شیر را از موش باور میکنم وقتی تو میگویی وطن بر خویش می لرزد قلم من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می کنم وقتی تو می گویی وطن یکباره خشکم می زند ! وان دیده ی مبهوت را با خون دل تَر می کنم بی کوروش و بی تهمتن با ما چه گویی از وطن با تخت جمشید کهن من عمر را سر می کنم وقتی تومی گویی وطن بوی فلسطین می دهی من کی نژاد عشق با تازی برابر می کنم وقتی تو می گویی وطن از چفیه ات خون می چکد من یاد قتل نفس با الله و اکبر میکنم وقتی تو میگویی وطن شهنامه پرپر می شود من گریه بر فردوسی آن پیر دلاور میکنم بی نام زرتشت مَهین ایران و ایرانی مبین من جان فدا در راهِ آن یکتا پیمبر می کنم خون اوستا در رگ و فرهنگ ایران می دود من آیه های عشق را مستانه از بر می کنم وقتی تو می گویی وطن خون است و خشم وخودکشی من یادی از حمام خون در تَلِ زَعتَر میکنم ایران تو یعنی لباس تیره عباسیان من رخت روشن بر تن گلگون کشور می کنم ایران تو با یاد دین، زن را به زندان می کشد من تاج را تقدیم آن بانوی برتر می کنم ایران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست من کیش مهر و عفو را تقدیم داور میکنم ایران تو می ترسد از بانگ نوایِ نای و نی من با سرود عاشقی آن را معطر میکنم وقتی تو میگویی وطن یعنی دیار یار و غم من کی گل"امید"را نشکفته پر پر میکنم

💎🫵💎 وطن پرست واقعی این شکلیه دوستان امیدواریم با همدلی از این روزهای سخت عبور کنیم.. حال همه ی ما شبیه فردی هست که عزیز تر
💎🫵💎 وطن پرست واقعی این شکلیه دوستان امیدواریم با همدلی از این روزهای سخت عبور کنیم.. حال همه ی ما شبیه فردی هست که عزیز ترین فرد زندگیش داخل اتاق عمل هست و نگران و مضطربه

🫵💡🫵 #معرفی_فیلم استکهلم Stockholm برمبنای یک داستان واقعی https://fa.m.wikipedia.org/wiki/استکهلم_(فیلم_۲۰۱۸) عارضهٔ استکه
🫵💡🫵 #معرفی_فیلم   استکهلم Stockholm برمبنای یک داستان واقعی https://fa.m.wikipedia.org/wiki/استکهلم_(فیلم_۲۰۱۸) عارضهٔ استکهلم Stockholm syndrome ، اصطلاحی‌ست که پس از سرقت از بانکی در استکهلمِ سوئد، توسط بیل بیِروت روانشناسی که از ابتدا تا انتها به پلیس مشاوره روانشناسی می‌داد و به بانک رفت‌ وآمد داشت، در پوشش خبری مورد استفاده قرار گرفت و بعدها توسط روانشناس دیگری به نام «فرانک اوخبری» رسماً تعریف و نام‌گذاری شد. سندرم استکهلم پدیده ایست روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگان‌گیر پیدا کرده و در مواقعی این حس وفاداری تا حدی است که از کسی که  آزادی‌اش را تهدید می‌کند، دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیمش می‌کند.  اما در کتابچه استاندارد تشخیص بیماریهای روحی با این مشخصات وارد نشد. Diagnostic and Statistical Manual (DSM5, 2013)

💎💡💎 زنگ اندیشه انسان مدرن همه چیز دارد، جز خودش !
💎💡💎 زنگ اندیشه انسان مدرن همه چیز دارد، جز خودش !

💎🫵💎 سرمایه‌گذاری در جهت ساخت برند شخصی یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌های موجود است لطفاً قبل از هر نوع سرمایه‌گذاری ابتدا روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید و بهترین روش سرمایه‌گذاری روی خودمان بهبود و مدیریت هرچه بهتر برند شخصی مان است. برای ساخت یک برند شخصی موفق ما به دو گزینه کلیدی نیاز داریم اول داشتن محتوا ،مهارت ، تخصص و رفتار بهینه دارنده برند و دوم ارائه و نشان دادن آن به بهترین شکل ممکن. به عبارتی باید برند شخصی شما دارای هویت و شناسه مشخصی باشد تا بعد از آن بتوانید آن را به دیگران معرفی نموده و ارزش‌های خودتان را به نمایش بگذارید. متاسفانه در بسیاری از مطالب آموزشی که در این حوزه ارائه می‌گردد صرفاً و فقط به روش معرفی ظواهر برند شخصی توجه می‌شود که این خود نه تنها فاقد کارایی لازم بوده بلکه در صورت تداوم منجر به شکل‌گیری و سرعت بخشیدن به ساخت برند منفی برای یک فرد خواهد شد. امیدوارم در سال جدید بتوانید ضمن ارتقاء مهارت‌های کلیدی خود و پرداختن به تخصص‌های مورد علاقه‌تان، آن را به بهترین شکل به دیگران نیز معرفی و عرضه نمایید. هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت

‏تو کتاب "هنر و زندگی پیکاسو" یه جمله‌ی بی‌نظیری بود؛ که باید بعنوان نصیحت برای تمام عمرمون بهش نگاه کنیم. میگه: «وقتی برای د
‏تو کتاب "هنر و زندگی پیکاسو" یه جمله‌ی بی‌نظیری بود؛ که باید بعنوان نصیحت برای تمام عمرمون بهش نگاه کنیم. میگه: «وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهانشان باشی، آنها چاره ای ندارند جز آنکه خُردت کنند، تا برایشان اندازه شوی! پس مراقب معاشرت هایت باش..»

💎💡💎 زنگ اندیشه ! هر چیزی که فرد نپذیرد ، تبدیل به سرنوشت او خواهد شد .. یونگ
💎💡💎 زنگ اندیشه ! هر چیزی که فرد نپذیرد ، تبدیل به سرنوشت او خواهد شد .. یونگ

کتاب‌هایی که ‎#بیژن_اشتری ترجمه کرد، یک راهنمای دقیق برای پوییدن در ساختارهای توتالیتر کمونیستی و درک فاجعه‌ای‌ست که چپ بر سر
کتاب‌هایی که ‎#بیژن_اشتری ترجمه کرد، یک راهنمای دقیق برای پوییدن در ساختارهای توتالیتر کمونیستی و درک فاجعه‌ای‌ست که چپ بر سر ملت‌های گوناگون آورد. روحش شاد و یادش گرامی🖤 #پیشنهاد_کتاب @Dirty_Kids 👻

💠👌💠 بیژن اشتری: ذات اکثر نظام های استبدادی با رشد اقتصادی و توسعه و رفاه سازگار نیست. چون رشد اقتصادی جامعه میتواند پایه‌ه
💠👌💠 بیژن اشتری: ذات اکثر نظام های استبدادی با رشد اقتصادی و توسعه و رفاه سازگار نیست. چون رشد اقتصادی جامعه میتواند پایه‌های چنین نظامی را سست کند.رشد اقتصادی در نظام‌های اقتدارگرا فقط در یک حد اندک که بتواند یک معیشت حداقلی یا بخور و نمیری را برای مردم فراهم کند پذیرفتنی است نه بیشتر

💠🫵💠کسانی که بیشترین تلاش را برای دوری از رنج می‌کنند دقیقاً همان‌هایی هستند که بیشتر از همه رنج می‌کشند توماس مرتون
💠🫵💠کسانی که بیشترین تلاش را برای دوری از رنج می‌کنند دقیقاً همان‌هایی هستند که بیشتر از همه رنج می‌کشند توماس مرتون

💠👌💠 فرمول توسعه کسب و کار فرقی نمی‌کند که می‌خواهید کدام کسب و کار را شروع کنید! قبل از هر چیز خودتان را با این فرمول ارزشمند توسعه کسب و کار بسنجید! محصول و خدمت قابل ارائه به بازارهای امروز می‌بایست از حیث تمایز و خلق ارزش از نگاه مشتریان حرفی برای گفتن داشته باشد وگرنه هیچ شانسی برای موفقیت در دنیای پرپیچ و خم کسب و کار وجود ندارد! در این ویدیو شرکت اسنپ و تپسی و شرکت‌های دیجی کالا و ترب به عنوان بهترین‌های صنعت خودشان معرفی شدند. اما با فرمول توسعه کسب و کار ارائه شده، حتی می‌توان با این شرکت‌ها نیز وارد رقابت شد.. هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت #هاشم_راعی #اتاق_بازرگانی #مهندسی_فروش #CRM #دیجیکالا #اسنپ #تپسی #ترب #مشهد #آموزش_مدیریت #توسعه_برند #بازاریابی

💠⏰💠تعریف زیبایی از زمان زمان کند میگذره وقتی منتظری زمان تند میگذره وقتی دیرت شده زمان کشنده ست وقتی غمگینی زمان کوتاهه وقت
💠⏰💠تعریف زیبایی از زمان زمان کند میگذره وقتی منتظری زمان تند میگذره وقتی دیرت شده زمان کشنده ست وقتی غمگینی زمان کوتاهه وقتی خیلی شادی زمان بی پایانه وقتی دردی داری زمان طولانی میگذره وقتی بی حوصله ای توجه کن : زمان با توجه به اتفاقات درون تو می‌گذره نه عقربه های ساعت پس سعی کن خوش بگذرونی لحظه هات رو🦋

💠✅💠این خاموشی ها فقط خاموشی نیست نشانه فروپاشی تدریجی است ✍️حسین عبده تبریزی٭ نوشتنم نیمه‌کاره می‌ماند؛ خاموشی آمده. نه در کوهستانی دورافتاده، بلکه در قلب پایتخت. لابد در حاشیه‌ها، در خانه‌هایی که همیشه سهم‌شان اندک بوده، تاریکی سنگین‌تر است.آن هم در بهار؛ پیش از گرمای خرداد. چه خفت‌بار است که از دل بزرگ‌ترین منابع انرژی جهان، باید به شمع پناه ببرم. در سکوت حاصل از خاموشی، حتی زمزمه‌ی همیشگی یخچال‌ها و کولرها نیز به خاموشی فرو می‌رود. زندگی فرومی‌ریزد در گرما و تاریکی. گریه‌ام می‌گیرد از این همه ذلت. نه از خاموشی، از معنای آن. از این پسرفتِ بی‌پایان. کشوری با ثروت طبیعی، اما تهی از مدیریت، تهی از صداقت، تهی از تدبیر. قرار بود صادرکننده‌ی برق باشیم، نه پناه‌برنده به نور زرد شمع. این خاموشی‌ها فقط خاموشی نیست. علامت است؛ نشانه‌ای‌ست از فروپاشی تدریجی. تاریکی‌ای در جان حکمرانی، در ذهن تصمیم‌گیران. خود بی‌برقی نیست که ذله‌ام می‌کند؛ معنای این بی‌برقی است که دیوانه‌ام می‌کند. چه تصویری مضحک‌تر از آن‌که در سال ۱۴۰۴ ــ همان سالی که قرار بود بر اساس «سند چشم‌انداز» اول منطقه باشیم ــ برق در پایتخت کشور قطع می‌شود؟ ۱۴۰۴؛ سالی که قرار بود «اول منطقه» باشیم! چه شوخی تلخی‌ست که درست در سال موعود، برق تهران به وقت تقویم خاموش می‌شود! سند چشم‌انداز، رویای ملی، حالا به تمسخر ایستاده؛ سند چشم‌انداز را برعکس خوانده‌ایم. پایتخت بی‌برق شده. چه هجویه‌ی ناخواسته‌ای بر آن رویاها: اول‌شدن در علم، اقتصاد، زیرساخت، فناوری، و در رفاه. چهل سال گذشت؛ اما گویی نه برای ساختن، بلکه برای دورزدن مشکلات، عقب‌انداختن بحران‌ها، و فراموش‌کردن چشم‌اندازها. آینده را نه ساختیم که سوزاندیم. نه پیشرفت که واگشت؛ نه اقتدار که سرگردانی. و می‌گویند بعد از برق، نوبت آب است. شاید این‌بار کولرها که کار نمی‌کنند هیچ، شیرها هم دیگر نچکند. شاید گاز هم در زمستان نباشد. سقوطی بی‌صدا در راه است. فروریختنی آرام، بی‌هیاهو. همانند خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده. حس آشنایی است؛ یادآور دهه‌ی شصت. شب‌هایی با شمع و چراغ‌نفتی، با بوی نفت و سکوت کودکان خواب‌آلود، با کابوس حمله‌ی هوایی و خبرهای جبهه. اما آن روزها جنگ بود، دشمن بود، تحریم‌های تازه‌نفس، و هنوز امیدی به ساختن داشتیم. حالا اما…  چهار دهه‌‌ی گذشته. امروز، ما وارث بزرگ‌ترین منابع انرژی جهان؛ نفت، گاز، آفتاب، باد، و هنوز نمی‌توانیم خانه‌هایمان را روشن نگه داریم. این‌بار فقط یک واژه می‌ماند: شرم. این یک خاموشی ساده نیست. این یک هشدار است. یک علامت سرافکندگی‌ست. این خاموشی‌ها فقط قطع برق نیست. نشانه‌ی تاریکی عمیق‌تری است. تاریکی در مدیریت، در برنامه‌ریزی، در امید، در صداقت با مردم. نشانی از تاریکی‌ای که در تاروپود ساختار نفوذ کرده. و این همه، گریه دارد. نه از درد فیزیکی، بلکه از زخمی که بر امید این مردم نشسته است. برای کشوری با این‌همه ثروت طبیعی، برای مردمی با این‌همه صبر، این وضعیت فقط نشانه‌ی شکست فنی نیست. نشانه‌ی یک انحطاط حکمرانی‌ست. تاریکی‌ای که نه با شمع روشن می‌شود، نه با وعده. ٭اقتصاددان