هفتمین ققنوس
Open in Telegram
اگر زیبایی را آواز سر دهی؛ حتا در تنهایی بیابان، گوش شنوا خواهی یافت " خلیل جبران " ⊙مجله فرهنگی و هنری هفتمین ققنوس https://t.me/nimaphonix تماس با من: @nimakhosravi Nimakhosravi1970@Gmail.com 📩 : رایانشانی اینستاگرام من: nimakhosravihoda
Show more489
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
489
«مائو بر وفاداری مطلق اصرار داشت و همه را به تملقگو تبدیل کرد. در نتیجه، تصمیمها بر اساس هوسهای او گرفته میشد، بدون توجه به پیامدها. ... حتا یک نامه انتقادی ملایم از پنگ دههوای در سال ۱۹۵۹ به عنوان خیانت تفسیر شد و او را از همه موقعیتها برکنار کرد.»
□کتاب آداب دیکتاتوری: کیش شخصیت در قرن بیستم |نوشته فرانک دیکوتر
(How to Be a Dictator: The Cult of Personality in the Twentieth Century)
@nimaphonix
489
جورا مورمونت: در وجود هر انسانی یه هیولا هست، و وقتی یه شمشیر دستش میدی، اون هیولا بیدار میشه
📺 Game of Thrones (2011–2019)
@MovieCottage
489
«معالقصه بعد از بازداشتن قائممقام در بالاخانه دلگشا شاه غازی فرمودند؛ نخستین قلم و قرطاس را از دست او بگیرند و اگر خواهد شرحی به من نگار کند نیز نگذارید که سِحری در قلم و جادویی در بنان و بیان اوست که اگر خط او را بینم، فریفته شوم و او را رها کنم. پس برحسب فرمان عوانانِ دژخیم ادات نگارش او را گرفته از بالاخانه دلگشا فرود کردند و در بیغولهای که حوضخانه خوانند، محبوس داشتند و بعد از شش روز... خپه کردند و جسدش را در جوار بقعه شاهزاده عبدالعظیم رضیاللهعنه به خاک سپردند». محل آرامگاه «قائممقام فراهانی» در حرم حضرت عبدالعظیم .
□ناسخالتواریخ|محمد تقی لسانالملک سپهر
*غازی :دلاور
*قرطاس :کاغذ
*بنان :سر انگشت
*دژخیم :قاتلان
*بیغولهای:گوشهای
*خپه:خفه
@nimaphonix
489
پس از معاهده گلستان.شاه به تحریک درباریان و احوندها قصد جنگی دیگر با روسها داشت...حاضران همه رجز خواندند همه زره پوشیده خفتان و شمشیر بسته بودند و یک صدا از جنگ جانبداری میکردند نایب السلطنه و قائم مقام فراهانی ساکت بودند. وقتی شاه علت را پرسید قائم مقام گفت: باید کار لشکر و جنگ را از سرداران خواست و من مرد قلمم. وقتی شاه اصرار کرد،قائم مقام پاسخ داد:مالیات مملکت ایران چقدر است؟ شاه گفت شش کرور. قائم مقام گفت آیا مالیات مملکت روس به عرض مبارک رسیده؟ شاه به تندی گفت ششصد کرور.
قائم مقام گفت جنگ ششصد کرور با شش کرور نه شرط عقل است.
@nimaphonix
489
پس از معاهده گلستان.شاه به تحریک درباریان و احوندها قصد جنگ با روسها داشت... حاضران همه رجز خواندند همه زره پوشیده خفتان و شمشیر بسته بودند و یک صدا از جنگ جانبداری میکردند نایب السلطنه و قائم مقام فراهانی ساکت بودند. وقتی شاه علت را پرسید قائم مقام گفت: باید کار لشکر و جنگ را از سرداران خواست و من مرد قلمم. وقتی شاه اصرار کرد،قائم مقام پاسخ داد:مالیات مملکت ایران چقدر است؟ شاه گفت شش کرور. قائم مقام گفت آیا مالیات مملکت روس به عرض مبارک رسیده؟ شاه به تندی گفت ششصد کرور.
قائم مقام گفت جنگ ششصد کرور با شش کرور نه شرط عقل است.
@nimaphonix
489
جلایرنامه
جلایر چند مغموم و حزینی
به بیت الحزن با غم همنشینی؟
چو مرغی بینمت پرها شکسته
به بند غم دو پایت سخت بسته
به زندان غمت محبوس بینم
ز عمر و زندگی مایوس بینم
غذایت از چه رو خون جگر شد
دو دستت را ز غم دایم به سر شد؟
نشینی تا به کی تنها شب و روز
کجا آید ترا آن صبح فیروز؟
چرا دائم فلک با تو به کین است
به هر آزادهای گویا چنین است؟
چه خوش گفت این سخن را نکتهدانی
طبیبی، حاذقی، شیرین زبانی
که من خوی جهان را میشناسم
سرشت آسمان را میشناسم
«فلک را عادت دیرینه این است
که با آزادگان دائم به کین است»
«به دل ها بی سبب کین دارد این زال
نه دین دارد نه آئین دارد این زال»
بگو اندوهت آخر از چه چیز است
که خون دل ز چشمت چشمه خیزست؟
ندانی این جهان بی اعتبارست
نه در کارش کسی را اختیارست؟
بباید ساخت با او گر نسازد
عتابش بیش و کم گاهی نوازد
دلی خون باشدم از چرخ گردون
روان زان است اشگم هم چو جیحون
□قائم مقام فراهانی
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
@nimaphonix
489
سیّد ابوالقاسم حسینی مهرآبادی مشهور به قائممقام فراهانی (۱۱۵۸ ه.ش – ۶ تیر ۱۲۱۴ ه.ش ) صدر اعظم ایران ، سیاستمدار، ادیب و شاعر بود. وی از ۱۲۱۳ تا ۱۲۱۴ خورشیدی نخستوزیر بود. فشارهای او برای داشتن توازن واردات و صادرات گمرکی باعث تنفر فرستادگان روس و انگلیس از او شد و در نهایت در اثر توطئهٔ سفیر انگلستان و برخی درباریان ایران همچون حاجی میرزا آقاسی و میرزا ابوالحسن خان ایلچی و فرمان محمدشاه در باغ نگارستان بهقتل رسید
@nimaphonix
489
به نام بیداری
ای هم صدا، ای هم قسم، ای هم قبیلهی داغ رفیقان شبانه هاي بیچراغ و مردم صبور این خاک ممنوع ... از پس این پنجرههای غبار گرفتهی غربت از میان حریق مدام خیابانهای آشنا و پچپچههای خونین این راه دور من شما را میبینم. من نبض بیدار زمین را زیر سنگینی گامهای استوارتان حس میکنم؛ گامهایی که ابهت ترس را در دل جاده میشکنند.
اینها واژههایی برای امروز برای ما و برای وطنی هستند که بوی باران و رهایی میدهد. من با شما تا طلوع ناگزیر آن خورشیدی که نامش "آزادی" ست بیدار میمانم تا آن دم که این ممنوعه ترین وطن آزادترین نفس را بر سینه بکشد.
«سوگوار جوانههایی که پیش از دمیدن، طعم سربی باروت گرفتند و در هجوم تبر پرپر شدند. سوگوار آن مادر که گیسوانش را به دار بیداری آویخت تا شب بترسد؛ و مادری که در جست و جوی مهتاب خویش کوچههای بی نفس را معتاد نالههایش کرد و پدری که سفرهی تهی را با سرخی سیلی خویش رنگین کرد و دیگر به خانه برنگشت.
به وسعت تمام دریاهای شور خشمگینم. از دستانی که ماشه را نوازش میکنند و از قلمهای سیاهی که مرگ را بر پیشانی این وطن "قانون" می نویسند. نفرین بر آن تاریکی" که بلوغ فردا را در بستر خیابانهای اندوه به خاک سپرد.
ای هم صدایانم بدانید در این شب بلند حصار من از یاد شما نمیروم.من همانم که سالها پیش از بن بست برایتان گفتم؛ همان که سرود ببین ببین این صورت شکسته را .... امروز باز میگویم اگرچه دیوار بلند است اما از این بن بست تازه هم عبور خواهیم کرد.
میدانم که خنجرها بسیارند. اما آینهها شکستنی نیستند و من اینجا در این غربت سربی نبض نفسهای شما را در رگ های وطن حس میکنم.
وطن من... زخمی من... مصلوب من... بيدار باش که سحر بوی باران و رهایی می دهد.
□ایرج جنتی عطایی| شاعر و ترانه سرا|۳۰بهمن ۱۴۰۴
https://t.me/nimaphonix/52183
489
دموکراسی علیه آزادی
چه می شود اگر منتخبان این انتخابات [آزاد]افرادی نژادپرست، فاشیست، جدایی طلب، و مخالف صلح و اتحاد باشند؟! این مساله غامض محدود به کشورهای تازه آزاد شده از چنگ دیکتاتوری نیست، بلکه روندی رو به گسترش در سراسر جهان است. رژیم های سیاسی منتخب دموکراسیهاعمومآ اقدام به زیرپاگذاشتن حدودهای قانونی خود کرده و آزادیهای شهروندان شان را محدود میکنند.
اما تشخیص این مساله ازین جهت مشکل بوده که در یک قرن اخیر در غرب کلمه دموکراسی در واقع برای اشاره به لیبرال دموکراسی به کار رفته است، سیستمی نه تنها مبتنی بر انتخابات آزاد، بلکه همچنین حاکمیت قانون، جدایی ارکان قدرت، و دفاع از آزادی بیان، تجمع، مذهب، و مالکیت. اما در حقیقت اینها از نظر تاریخی مجزا از یکدیگرند. وضعیت مورد اشاره ما در واقع لیبرالیسم مشروط مبتنی بر قانون اساسی بوده است.
امروزه بیش از نیمی از مردم جهان در دموکراسی ها زندگی میکنند اما میبینیم که احساس نگرانی در مورد نتایج انتخابات ها در جنوب و مرکز اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی رو به افزایش است زیرا گاهی آنچه پس از انتخابات می آید منتخبانی هستند که از قدرت خود برای دور زدن پارلمان استفاده کرده، با دستورات خود عملا آزادی های شهروندان شان را محدود تر می کنند.
نظرسنجی در سال های ۱۹۹۶-۱۹۹۷ نشان داد نیمی از کشورهای دموکراتیک جهان در عمل غیرلیبرال هستند. بهطور طبیعی طیفی از دموکراسی ها وجود دارند، از مواردی چون آرژانتین(قبل از خاویر میلی) که تا حدودی ناقض حقوق شهروندان شان هستند، تا کشورهای تقریبا دیکتاتوری مانند قزاقستان و بلاروس، و همینطور رومانی و بنگلادش در میانه طیف. انتخابات در بسیاری از این کشورها آزاد نیست اما تا حدودی زیادی نمایانگر مشارکت و نظر عمومی در عرصه سیاست است.
دموکراسی یعنی فرایند انتخاب دولت در انتخاباتی آزاد، عادلانه و باز اساس دموکراسی است، هرچند دولتی که از درون آن درمی آید ممکن است ناکارا، فاسد، کوته بین، بی مسئولیت، و ناتوان در اجرای خواسته های رای دهندگان باشد. هرچند این ها نامطلوب هستند اما غیردموکراتیک نیستند زیرا دموکراسی تنها یکی از ویژگیهای سیستم سیاسی مطلوب است. اما تضمین آزادیهای سیاسی و مذهبی و اقتصادی چیزی فراتر از خود دموکراسی است.
از طرف دیگر دموکراسی مشروطه (دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی) در مورد روش انتخاب دولت نیست بلکه درباره هدفِ آن است، سنتی در فلسفه غرب که بهدنبال دفاع از استقلال و شرافت فرد در مقابل زور است، چه از سمت دولت، کلیسا، یا جامعه. این ایده بر مبنای آزادی فردی و حاکمیت قانون در اروپای غربی و آمریکا توسعه یافت و برای تضمین این حقوق بر محدودیت قدرت شاخههای مختلف دولت، برابری در پیشگاه قانون، دادگاه های بی طرف، و جدایی کلیسا از دولت تمرکز داشت. تنها در اواخر دهه ۱۹۴۰ بود که بیشتر کشورهای غربی تبدیل به دموکراسیهای کامل با حق رای به تمام اعضای خود شدند. اما یکصد سال پیش از آن بیشتر همین کشورها اصول مهم لیبرالیسم مشروطه یعنی حاکمیت قانون، مالکیت خصوصی، جدایی مراکز قدرت، و آزادی بیان و تجمع را پذیرفته بودند. در واقع آنچه دولت های اروپایی و آمریکای شمالی را از بقیه جهان متمایز میکرد دموکراسی نبوده بلکه لیبرالیسم مشروطه بود. سمبل مدل غربی همه پرسی نیست بلکه قضات بیطرف است. تنش بین دموکراسی و لیبرالیسم مشروطه بر سر قدرت دولت است. لیبرالیسم مشروطه یعنی محدودیت قدرت، و دموکراسی یعنی تجمیع و استفاده از قدرت.
لیبرالیسم مشروطه منجر به دموکراسی شده است ولی عکس آن صحیح بهنظر نمیرسد. برخلاف اروپا و آسیای شرقی، در دو دهه آخر قرن بیستم، آمریکای لاتین، آفریقا و بخش هایی از آسیا، یعنی عموما دیکتاتوری هایی بدون سابقه لیبرالیسم مشروطه، بهسمت دموکراسی گرایش نشان دادند، اما نتایج بههیچوجه امیدبخش نیستند: میزان بالای نقض حقوق بشر در آمریکای لاتین، عدم بهبود آزادی در کشورهای آفریقایی، و دولت های قوی و مجلس و دادگستری ضعیف در کشورهای آسیایی. در جهان اسلام، دموکراتیک سازی به افزایش نقش مذهب در سیاست و تضعیف سنت سکولاریسم و رواداری انجامیده است. در بسیاری از آنهایی که هنوز دموکراتیک نشدهاند، برگزاری انتخابات به احتمال بسیار بالا به رژیم هایی بهمراتب غیر لیبرال تر هم خواهد انجامید تجربه اروپای شرقی و مرکزی به ما نشان میدهد وقتی رژیمی از حقوق فردی همچون مالکیت خصوصی و قراردادها حمایت میکند و چارچوبی برای قانون و سیستم اداری ایجاد میکند، کاپیتالیسم و رشد و توسعه اقتصادی بهدنبال آن می آیند، فارغ از ماهیت دموکراتیک آن
□فرید زکریا|برگردان به پارسی مسعود علیمحمدی|۲۱مارس ۲۰۲۴
https://t.me/nimaphonix
489
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی
حالیا نقش دل ماست در آیینهی جام
تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی
دیدی آن یار که بستیم صد امید در او
چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی
□هوشنگ ابتهاج
□محمدرضا شجریان
@nimaphonix
489
ساز و آواز کرد بیات «شبیخون بلا» اجرای محمدرضا شجریان در کنسرت همنوا با بم
همنوازان:
تار: حسین علیزاده
کمانچه: کیهان کلهر
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی
شعر از هوشنگ ابتهاج
@nimaphonix
