en
Feedback
اقتصاد بازار

اقتصاد بازار

Open in Telegram

📙 بهترین تحلیل های اقتصاد ایران 📈 رصد و تحلیل بازارهای مالی اقتصادبازار Www.eghtesadebazar.ir ادمین: @MajidMohagheghian تعرفه تبلیغات: @Eghtesadbazar2 آدرس این کانال در ایتا: https://eitaa.com/EghtesadeBazar http://t.me/itdmcbot?start=eghtesadbazar

Show more
9 107
Subscribers
No data24 hours
-217 days
-11330 days
Posts Archive
🔰بر باد رفتن افسانه سيستم يكدست ✍حسین راغفر يكي از وعده‌هايي كه در زمان انتخابات با آب و تاب شرح داده مي‌شد، ظهور ساختار يكدستي بود كه مي‌تواند بسياري از مشكلات كشور را مرتفع كند. طرفداران اين ايده تصور مي‌كردند با شكل‌گيري حاكميت يكدست، سرعت كشور براي دستيابي به توسعه بسيار زياد مي‌شود. اما در عمل هرگز يك چنين وعده‌اي محقق نشد. بايد توجه داشت، اصلاح شرايط كنوني اقتصاد كشور، مستلزم زمان است و اشكال دولت اين است كه قبل از اينكه سكان هدايت ساختار اجرايي را به دست بگيرد، وعده و وعيدهايي داد كه تحقق آنها با شرايط كنوني كشور و طي يك بازه زماني كوتاه ممكن نيست. اين روند باعث افزايش انتظارات در كشور شد و نارضايتي را بالا برد. بين انتظارات مردم و عملكرد دولت فاصله زيادي ايجاد مي‌شود. موضوعي كه در دولت سيزدهم برجسته است آن است كه دولت به تنهايي مسوول تصميم‌گيري در حوزه اقتصاد نيست و نهادها و بخش‌هاي مختلفي در اين زمينه دخليل هستند. در واقع دولت بدون امكانات و اختيارات خاص، امكان تخطي از خواسته‌هاي اين كارتل‌هاي داراي نفوذ را ندارد. بسياري از كلوني‌هاي فساد در داخل كشور، در واقع كارگزاران نهادهاي مختلف هستند، مواجهه با آنها از توان دولت خارج است. مقابله  با اين افراد و گروه‌ها نيازمند عزم جدي سياسي است. بسياري از اين گروه‌ها، آشوبگران اقتصادي داخلي هستند. اين جريانات، خودروي داخلي را به مراتب بالاتر از قيمت كارخانه در بازار عرضه مي‌كنند و اختيار بازار خودرو را در دست دارند. در بخش مسكن هم اين گروه‌ها دخالت جدي دارند و حباب‌هاي بزرگي در اين بازار ايجاد كرده‌اند. اين كلوني‌ها، حافظان حباب‌هاي بازار مسكن هستند. دامنه نفوذ اين جريانات به اين 2بازار منتهي نمي‌شود و در بازارهاي مختلف حضور جدي دارند. دولت در شرايط كنوني كار چنداني براي مقابله با اين كارتل‌ها نمي‌تواند بكند، اما هزينه اين نارسايي‌هاي اقتصادي را مردم مي‌پردازند. به نظر مي‌رسد اگر دولت بخواهد به تنهايي كاري انجام دهد، وضع اقتصاد كشور هر روز بد و بدتر مي‌شود، مگر اينكه حاكميت عزم خود را جزم كند تا با اين كلوني‌هاي فساد و ناهماهنگي برخورد كند و بر آنها غلبه كند. اين روند نيازمند برخوردهاي قاطع قضايي و سياسي است.برخورد سياسي از اين جهت كه دست نهادهاي با نفوذ را از قلمروي اقتصادي كوتاه يا محدود كند. يا اينكه حدود مشخصي براي فعاليت‌هاي آنها تعيين كند. مانند روندي كه در چين طي مي‌شود. حزب كمونيست، حدودا يك‌سوم كل اقتصاد چين را در دست دارد، اما حزب كمونيست به صورت رقابتي عمل مي‌كند، نه به صورت ايجاد انحصارهايي كه در اقتصاد ايران نهادينه شده است. 1) نيروهاي نظامي در چين هم بخش قابل توجهي از اقتصاد را به دست دارند، اما حيطه و قلمروي عملكرد آنها مشخص است. 2) اين نيروها بايد به صورت رقابتي عمل كنند نه انحصاري. 3) مهم‌تر از همه چنانچه فسادي در اين حوزه‌ها رخ دهد، برخوردهاي جدي و قاطعي با آنها صورت مي‌گيرد. به نحوي كه به سهولت مفسدين و خطاكاران با نفوذ را به جوخه‌هاي اعدام مي‌سپارند. در ايران هيچكدام از اين ظرفيت‌ها وجود خارجي ندارند و اقتصاد ايران عملا در اختيار مافياهاي مختلف قرار گرفته است. دولت هم به تنهايي قادر به مواجهه با اين كلوني‌هاي داراي نفوذ نيست. برخي تصور مي‌كردند اگر حاكميت يكدست شكل بگيرد، اختلافات مرتفع مي‌شود و روند برنامه‌ريزي‌ها به سمت توسعه تسريع مي‌شود، بيشتر به يك افسانه شبيه بوده است. امروز در عمل مي‌بينيم كه رقابت‌هاي بين دولت و مجلس بسيار جدي‌تر از قبل است؛ اين رقابت‌ها هزينه دارد و هزينه اين رقابت‌ها را مردم با كوچك‌تر شدن سفره‌هايشان مي‌پردازند. نابساماني‌هايي كه امروز در بودجه 1403، برنامه هفتم و نظام تصميم‌سازي‌هاي كشور بروز كرده، ناشي از اختلال‌هايي است كه در اقتصاد كشور وجود دارد. براي مواجهه با اين مشكلات هم هيچكدام از قواي سه‌گانه مقننه، اجراييه و قضاييه به تنهايي نمي‌توانند كاري كنند و هماهنگي كلاني مورد نياز است. هزينه‌هاي اين ناهماهنگي‌ها به اشكال مختلف از جمله فسادهاي نجومي نمايان مي‌شود. پيامدهاي اين مشكلات بر سر دهك‌هاي محروم و متوسط به پايين جامعه آوار مي‌شود و زندگي آنها را با مشقات زيادي روبه‌رو كرده است. به نظر نمي‌رسد، عزم جدي براي مواجهه با اين شرايط بسيار شكننده شكل گرفته باشد. تعادل . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🔰 مدل جدید کسب و کار ✍️ دکتر محمود سریع القلم در یکی از کارگاه‌های حکمرانی، محققی به نام Andrew McAfee کتاب جدید خود را تحت عنوان The Geek Way معرفی کرد. در این کتاب مدل‌های بنگاه داری مدرن مورد بررسی قرار گرفته است. اگر در گذشته از طریق مشخص کردن اهداف، جزئی کردن افق‌ها، عملیاتی کردن اهداف/ افق‌ها و گماشتن تیم‌هایی برای تشکیل جلسه جهت تحقق اهداف بنگاه‌ها طراحی و مدیریت می‌شد، هم اکنون بنگاه‌ها دو گروه عمده دارند و بسیاری از گروه‌ها و جلسات و تشکیلات هرمی برچیده شده‌اند. آن دو گروه عبارتند از: گروه فناوری و گروه جذب مصرف‌کنندگان و مشتریان. شرکت Netflix که در سال ۱۹۹۷ با اجاره دادن ویدیو آغاز به کار کرد، ولی اکنون خود به تهیه‌ کننده فیلم تبدیل شده و از این طریق سرمایه گذاری و با استفاده از فناوری‌های جدید Market Capitalization آن به ۲۰۰ میلیارد دلار رسیده است و بالاتر از ۲۰ درصد فروش جهانی در فیلم ومحصولات هنری را به خود اختصاص داده است. در این کارگاه گفته شد که بنیان موفقیت بنگاه‌هایی مانند تسلا، VW، اپل و SpaceX استقلالی است که به گروه‌های فناوری برای ابداع داده شده است. در بنگاه‌داری جدید، مدیریت از راس هرم به سوی اعطای مسئولیت به گروه‌های کوچک فناوری و منبع ابداع و نوآوری حرکت کرده است. از این منظر دسترسی به اطلاعات مربوط به شهروندان، مشتریان و مصرف‌کنندگان، جنبۀ کانونی در رشدِ اقتصادی و توسعۀ مبتنی بر فناوری به خود گرفته است. چینی‌ها از طریق مشارکت اقتصادی (Joint Venture) با شرکت‌های متوسط فناوری در ژاپن و آمریکا و غرب اروپا تلاش می‌کنند از دیتاهای مصرف کنندگان و درخواست‌های آنان و بازارهای مصرفی جدید مطلع شوند. این تحولات باعث شده تا اقتصاد جهانی از مفهوم جهانی شدن (Globalization) به باز جهانی شدن (Re-globalization) سِیر کند، به طوری که مشارکت‌ها دیگر در درون غرب نیست، بلکه میان صنعتی و نیمه صنعتی، توسعه یافته و در حال توسعه، جهان اول و جهان سوم ظهور پیدا کرده است. به عنوان مثال هند با ۱۰۰ کشور جهان مشارکت (Partnership) تولیدی و فناوری دارد. در هیچ مقطعی جوامع و کشورها تا این حد به این درجه از وابستگی متقابل دست نیافته بودند. وابستگی متقابل شرق آسیا و آمریکا باعث سخت‌ تر شدن رقابت شده است. روسای بنگاه‌های بزرگ آمریکایی مانند مایکروسافت، فیسبوک، شرکت‌های بزرگ نفتی و بانک‌ها اظهار می‌داشتند که بعضی وقت‌ها بخش فناوری آنها به هیئت مدیره اطلاع می‌دهد که سه ماه در تراشۀ خاصی از بنگاه‌های مشابه چینی یا غیر چینی جلوتر هستند. بنابراین، موضوع زمان و سرعت تولید فن آوری به سطح رقابت چند ماهه به جای چند ساله رسیده است. لینک کامل مقاله: https://sariolghalam.com/?p=7755 . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🔰 کدام پیش گویی ها خود به خود محقق می شوند؟ ضرب‌المثلی قدیمی می‌گوید از هر چه بترسی سرت می‌آید. آیا این اندرز کهن ریشه در واقعیت دارد؟ در نگاه نخست احتمالا با عقل سلیم جور در‌نمی‌آید. مگر همه عوامل دنیا دست ماست؟ دنیا همان جوریست که هست و ربطی ندارد به اینکه ما چطور فکر می‌کنیم. این پاسخ صادق است یعنی واقعا دنیا خارج از تصورات ما وجود دارد و اتفاقاتی در آن می‌افتد. اما ظاهرا قضیه به این سادگی‌ها نیست. دنیای ذهن کجای ماجراست؟ مگر نه این که احساسات، قضاوت‌ها و حتی رفتارهایمان همه از عالم ذهن نشات می‌گیرند؟ مگر دنیای هرکس چیزی است بجز تک تک لحظات زندگی؛ آمیخته با خوشی و رنج‌ و در یک کلام کیفیت ذهنی تجربه‌هایش؟ ویلیام ایزاک تامِس جامعه‌شناسی بود که سال‌ها پیش به پرسش‌هایی از این دست فکر می‌کرد. یکی از دستاوردهای اندیشه‌ تامس مفهومی است بنیادی که در جامعه‌شناسی معروف است به قضیه تامِس. قضیه تامِس می‌گوید "اگر فردی وضعیتی را واقعی فرض کند، پیامد‌های آن وضعیت بدل به واقعیت می‌شوند." به بیان دیگر، کنش‌های فرد تحت‌تاثیر تصورات ذهنی‌اش قرار می‌گیرد. طبق این قانون، تفسیری که فرد از امور در خیالش می‌بافد، نتایجش از مرز خیال گذر خواهد کرد و بدل به واقعیت می‌شود. بگذارید با ذکر دو مثال خیالی قضیه تامِس را روشن کنم. مثال اول: فرض کنید کودکی باور دارد که شب‌هنگام جن‌ها در اتاقش در رفت و آمدند. نتیجه چنان تصوری این است که وی بیشتر شب‌ها بیدار می‌ماند با اینکه جن‌ها در جهان خارج وجود ندارند. مثال دوم: فرض کنید بهمن به هر دلیلی متقاعد شده که مجتبی از وی متنفر است. او از همان وقت طوری با مجتبی رفتار می‌کند که رفته رفته رابطه‌شان شکر‌آب می‌شود فارغ از این که آیا تنفر مجتبی از بهمن از همان آغاز واقعی بوده یا توهمی ساخته و پرداخته ذهن بهمن؟ اثرگذاری تامس به دوران خودش محدود نماند. رابرت مِرتون - یکی از چهره‌های برجسته جامعه‌شناسی قرن بیستم - بشدت تحت تاثیر آراء تامس قرار گرفت. پس از مطالعه دقیق قضیه تامس، مرتون یک مفهوم مهم‌ و تا به امروز تاثیرگذار را به دنیای علم وارد کرد: پیشگویی خود‌محقق (self fulfilling prophecy)‌. مرتون این مفهوم را این گونه تعریف می‌کند: "پیش‌گویی خودمحقق‌ در آغاز تعریفی است غلط از وضعیتی که رفتاری جدید را برمی‌انگیزد و [همان رفتار] باعث می‌شود تصور غلط اولیه به واقعیت بپیوندد." به زبانی ساده پیش‌گویی خود‌محقق یک جور غیب‌گویی است که با ایجاد خطاهای پی در پی به خود واقعیت می‌بخشد. مرتون از این مفهوم برای توضیح پدیده‌های اجتماعی استفاده می‌کرد؛ مثلا سناریوی زیر را در نظر بگیرید: عده‌ای چو می‌اندازند که فلان بانک با تغییر مدیریت به آشفتگی و ورشکستگی می‌افتد. مسئولان بانک یا شایعه به گوششان نمی‌رسد یا آن را جدی‌ نمی‌گیرند. درست همان روزی که مدیر بانک عوض می‌شود، مشتریان بسیاری به بانک مراجعه می‌کنند و پول‌های خود را از بیم ورشکستگی از حساب‌ها بیرون می‌کشند. همین اتفاق باعث می‌شود شایعه رنگی واقعی‌تر بگیرد و مشتریان بیشتری از همین رفتار پیروی ‌کنند تا در نهایت به ورشکستگی بانک منجر ‌شود. رابرت رُزِنتال، استاد برجسته روان‌شناسی در دانشگاه کالیفرنیا، شکلی از پیش‌گویی خودمحقق‌ را در آموزش و پرورش شناسایی و معرفی کرد که معروف است به 'اثر رُزِنتال' یا 'اثر پیگمالیون'. در اساطیر یونان، پیگمالیون نام مجسمه‌سازی است که عاشق تندیسی شد که خود ساخته بود. او به نزد الهه عشق، آفرودیت، دعا کرد که همسری نصیبش شود که نمونه زنده تندیسش باشد. در بازگشت به خانه دریافت دعایش مستحاب شده و تندیسش جان یافته، سپس با او ازدواج کرد. اثر پیگمالیون به پدیده‌ای اشاره می‌کند که بالا بودن سطح توقع معلم‌ها به عملکرد بهتر دانش‌آموزان منجر می‌شود. در پژوهش رُزِنتال، آموزگاران یک مدرسه ابتدایی فهرستی از دانش‌آموزانی را که نمی‌شناختند دریافت کردند. در این فهرست نمرات غیرواقعی ضریب‌هوشی دانش‌آموزان ثبت شده بود و تعدادی به صورت کاملا تصادفی باهوش معرفی شده بودند. پس از بررسی عملکرد آموزگاران و نمرات دانش‌آموزان در یک بازه زمانی مشخص شد وقتی معلم یکی را 'باهوش' می‌پندارد، رفتار و توقعش را بر اساس همان پندار پیش می‌برد. نتیجه آنکه پس از مدتی دانش‌آموز نیز خودش را با توقعات آموزگار تطبیق می‌دهد و عملکردش بر همان اساس پیشرفت می‌کند. . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🎓 دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف 📚 «تحلیل داده» 🔸‌ آیا برای شما هم پیش آمده است که مدت‌ زیادی دنبال جواب سوالی
🎓 دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف 📚 «تحلیل داده» 🔸‌ آیا برای شما هم پیش آمده است که مدت‌ زیادی دنبال جواب سوالی بگردید و بعد متوجه شوید تمام مدت جواب سوال، درست جلوی چشمانتان بوده‌است؟ یاد گرفتن کار با داده‌ها دقیقا همین است، به محض اینکه یاد بگیرید داده‌ها را تحلیل کنید متوجه می‌شوید همه آن‌چه که نیاز داشتید مدت‌هاست در اختیار شماست، فقط نوع نگاه کردن به آن را نمی‌دانستید. یادگیری تحلیل داده درهای جهان بی‌نهایتی را به روی شما می‌گشاید که هر‌ لحظه از چیزهای تازه‌ای که کشف می‌کنید به شگفت می‌آیید. 📌 ویژه دانشجویان و فعالین حوزه کسب‌وکار 📱 کانال تلگرام دوره‌های کوتاه‌مدت دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف 👤 استاد دوره: دکتر محمد وصال 📆 روز و ساعت برگزاری: چهارشنبه‌ها از ساعت ۱۶ تا ۲۰ ⏰ مدت‌زمان‌ دوره: ۲۴ ساعت 📖 اطلاعات بیشتر و مطالعه بروشور دوره 📌 لینک پیش‌ثبت‌نام 📞 در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر یا مشاوره در مورد دوره، فرم تماس و درخواست مشاوره را تکمیل نمایید.

🔰مسیر توسعه ویتنام چگونه هموار شد؟ ✍️حسن توکلی داستان جنگ طولانی آمریکا با ویتنام با آن همه جنایتی که رخ داد و در نهایت با شکست ابرقدرت بزرگ به پایان رسید، یکی از درس‌آموزترین داستان‌های تاریخ معاصر به حساب می‌آید اما مهم‌تر از آن، داستان آشتی دو کشور است که نشان می‌دهد دیپلماسی چه دست معجزه‌گری دارد. ایرانیان زیادی هستند که وقتی با کالاهای ویتنامی از جمله کالاهای ورزشی مواجه می‌شوند، این پرسش در ذهنشان نقش می‌بندد که کشور فقیر ویتنام چگونه به جرگه کشورهای در حال توسعه پیوست؟ پاسخ به این پرسش را می‌توانید در کتاب «هیچ چیز غیرممکن نیست» بیابید که «تد اوسیوس» سفیر سابق ایالات‌متحده در ویتنام نوشته و «علیرضا قاسمی» دانش آموخته روابط بین‌الملل، آن را به زبان فارسی ترجمه کرده است. نویسنده در این کتاب، صلح دو کشور را معجزه اقتصاد آسیا می‌داند و باور دارد اقتصاد که ویتنام می‌تواند در زنجیره رشد سریع اقتصاد دیجیتال آسیا، به بالاترین رشد و کمترین میزان تورم برسد. در این کتاب 12 فصلی نشان داده می‌شود که دیپلماسی چگونه در تغییر نگاه شهروندان و سیاستمداران دو کشور نقش داشته و پیچیدگی و تضاد منافع بین گروه‌های سیاسی و باندهای قدرت را در تعامل با دو کشور حل و فصل کرده است. کتاب همچنین به خوبی توضیح می‌دهد که فرماندهان سابق جنگ و سناتورها از جمله جان مک‌کین و جان کری، دو کهنه‌سرباز ویتنام چگونه اختلاف‌های خود را برای هدفی بزرگ‌تر کنار گذاشتند تا دو کشور که سال‌ها علیه هم جنگیدند، به صلح و آشتی برسند. جنگ ویتنام را که از سال 1955 آغاز شد شاید بتوان یکی از طولانی‌ترین و خون‌بارترین جنگ‌های تاریخ معاصر با هدف پیشگیری از توسعه کمونیسم قلمداد کرد. آمریکا در سال 1955 به ویتنام حمله کرد و جنگی خونین میان دو کشور آغاز شد. این جنگ تا سال ۱۹۷۵ ادامه یافت و هزاران انسان جان خود را از دست دادند. 32 سال پیش در چنین روزهایی آمریکا برای نخستین‌بار پس از پایان جنگ ویتنام، اولین دفتر دولتی را در هانوی تاسیس کرد. همزمان، دولت ویتنام برنامه جامع اصلاحات دیپلماسی و اقتصادی را پیش برد که در سال 1995 منجر به گشایش روابط دیپلماتیک و در سال  1999 به روابط تجاری دو کشور منتهی شد. پس از آشتی ویتنام با آمریکا و خروج از وضعیت جنگی و استقرار کشور در مسیر ثبات، امنیت و آرامش؛ ویتنام به‌تدریج شروع به بازسازی و تثبیت اقتصاد خویش کرد. در اواخر دهه‌های 1980 و 1990، ویتنام با گذر از اقتصاد متمرکز کمونیستی، اصلاحات اقتصادی موسوم به «دوی‌موی» را اجرا کرد که منجر به باز شدن درهای اقتصاد به روی اقتصاد این کشور شد. یکی دیگر از پایه‌های اصلاحات در ویتنام، بازنگری در سیاست خارجی بود. این کشور در دهه 1980 عادی‌سازی روابط خود با کشورهای دیگر را آغاز کرد. این اصلاحات در کنگره ششم حزب کمونیست ویتنام در سال ۱۹۸۶ به تصویب رسید. براساس تصمیم این کنگره، «وان لین» قدرت را در دست گرفت و به دبیرکلی حزب کمونیست ویتنام رسید. او زمینه‌ساز تحولات اقتصادی و سیاسی در ویتنام شد. برخلاف بسیاری از اعضای حزب، لین از اتکای هرچه بیشتر به مکانیسم‌های بازار و کاربرد ساختارهای آن، به‌ویژه در حوزه صادرات، حمایت می‌کرد و به‌شدت مخالف اتخاذ یک دستورالعمل انعطاف‌ناپذیر و ازپیش‌تعیین‌شده بود. همچنین او خواستار آزادی عمل هرچه بیشتر واحدهای اقتصاد محلی و به حداقل رساندن دخالت‌های دولت مرکزی در تجارت روزانه محلی بود. براساس چنین نگرش‌هایی، برنامه اصلاحات اقتصادی آغاز شد و در این راستا، ویتنام همانند چین اصلاحات خود را با از میان بردن کشاورزی اشتراکی شروع کرد. همچنین تغییراتی در قوانین داده شد تا جذب سرمایه‌های خارجی توسط این کشور تسهیل شود. در این مقطع حزب کمونیست ویتنام اولویت خود را از تقویت نظامی به توسعه اقتصادی و دیپلماسی و در عین حال همزیستی مسالمت‌آمیز با چین، آ‌سه‌آن و آمریکا تغییر داد. در نهایت ویتنام در سایه اصلاحاتی که در پیش گرفت، از یک کشور منزوی وابسته به بلوک شوروی به کشوری که روابط دوجانبه و چندجانبه خود را گسترش داده، تغییر یافته و منافع اقتصادی زیادی از پیوستن به بازارهای جهانی دست آورده است. . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

Repost from N/a
📚 گزیده‌ای از معتبرترین کانال‌های مطالعات تخصصی بین‌الملل 🌍 اندیشکده اقبال‌؛ مرجع‌ تحلیل‌ و‌ اخبار‌ پاکستان 🇵🇰 @andishkadehiqbal 🌍 بهترین تحلیل‌های روز اقتصاد جهان @EghtesadBazar 🌍 مطالعات جنگ هیبریدی @HybridWarSt 🌍 کانال مطالعات یمن🇾🇪🇮🇷   @yemenstudies_ir 🌍 درسگفتار علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و اقتصاد سیاسی @ecopolitist 🌍  آموزش ترجمه متون مطبوعاتی و اخبار  @policyinact 🌍کانال علم سیاست @PoliticalScience_ir 🌍 مطالعات ترکیه و قفقاز 🇹🇷 اندیشکده مرصاد @turkeycaucasus 🌍 تحلیل جنگ‌های ترکیبی @warfarehybrid 🌍 بررسی مسائل روز ترکیه🇹🇷 @TurkiyeHaber24 🌍سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه @AmericanForiegnPolicy 🌍 ژئواکونومیک نیوز @GeoecoNEWS 🌍اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS @EurasiaPost 🌍 مطالعات پاکستان @PakistanStudies 🌍 تشریفات دیپلماتیک: زبان بدن @Diplomaticformalities 🌍 کهنه سربازان ایران @kohnesrbazaniran 🌍 چشم انداز اقتصاد جهان @Languagepolitics 🌍ابتکار ایران؛ جانمایی جدید ایران در نظم جهانی 🇮🇷 @ebtekareiran 🌍 دولت دین | اندیشکده مرصاد @dolatedin 🌍 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique @mondediplofa 🌍 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی @razfilmweb 🌍 روسکیی چاس @RusskiyChas 🌍 خبری تحلیلی سیاق @syaaq_ir 🌍 تاریخ، فرهنگ و مناسبات تاریخی ایران و عثمانی 🇮🇷 🇹🇷 @Iranosmani 🌍 رستاک_ایران @Rastak_iran 🌍 پادکست دژ🎙 @dezhcast| 🌍کانال روابط بین‌الملل ایرانی (IIR) @IranianInternationalRelations 🌍 جملاتی از جنس سیاست @POLITICAI_THINKERS 🌍 کانال تحلیل مسائل سیاسی @Iranianpoliticianss 🌍مدرسه ایرانی حقوق بین‌الملل ISIL🇮🇷🇺🇳 @ISILiranianschool 🌍 مطالعات مقاومت 🇾🇪🇮🇷🇵🇸 @resistance_studies313 🌍 کانال مطالعات سوریه @hdrhbb1 🌍 مهم‌ترین تحولات پادشاهی سعودی 🇸🇦 @KSA_Narrator 🌍رصدخانه اندیشکده‌ها @rasadkhone_in 🌍 کانال مطالعات فرانسه 🇫🇷 @FrenchStudiesChannel 🌍کتابخانه تخصصی روابط بین‌الملل @ir_Texts 🌍کانال روش پژوهش در علوم سیاسی @Policy_researcher 🌍 مطالعات خلیج فارس 🇸🇦🇦🇪🇶🇦 @PGulfStudies 🌍 کمیته ضدجنگ و تحریم 🇵🇸 @NowarNosanctions🚫 🌍 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی @language_political 🌍 جمهوریت @jomhuriyat 🌍 انجمن علمی اقتصاد @anjoman_elmi_eqtesad 🌍 حزب الله کردستان عراق🇮🇷🇮🇶 @iraq_aqlim 🌍 ‌مشاوره تخصصی کنکور علوم سیاسی @politicsman 🌍 همه‌چیز درباره حقوق بین‌المللی بشر @ngoodvv 🍀🍀هماهنگی برای تبادل @mrgp_1

🔰زوال سرمایه ✍ غلامرضا سلامی سعی می‌کنیم از طریق طرح یک مثال با مفروضات تا اندازه‌ای بدبینانه، زوال سرمایه در بنگاه‌های تولیدی کشور در بازه زمانی۱۳۹۱ تاکنون برای مخاطبان، تا حدودی آشکار شود. فرض شود یک بنگاه اقتصادی در سال۱۳۹۱ با سرمایه‌گذاری ۱۰۰میلیون دلاری در خط تولید (غیر از سرمایه‌گذاری در زمین، ساختمان، سایر دارایی‌های ثابت و سرمایه در گردش) شروع به‌کار کرده باشد. باز هم فرض شود عمر مفید تکنولوژیک (برای تولید رقابتی) این خط تولید ۷سال و عمر مفید در نظر گرفته‌شده برای آن در جدول استهلاک قانون مالیات‌های مستقیم ۱۰سال باشد. طبق استانداردهای حسابداری این خط تولید در دفاتر شرکت به‌مبلغ معادل ریالی بهای تمام‌شده آن ثبت می‌شود که بافرض هر دلار  حدود ۱۰۰۰تومانی سال خرید، مبلغ ثبت‌شده در دفاتر بنگاه ۱۰۰میلیاردتومان است. اگر از سال ۱۳۹۱ تا۱۴۰۰ (طول عمر مفید خط تولید براساس جدول استهلاک) با فرض نزدیک به واقعیت قیمت هردلار تقریبا به ۳۰هزار تومان رسیده باشد، بنابراین برای جایگزینی این خط تولید بافرض ثابت ماندن قیمت جهانی خط تولید جایگزین نیاز به ۳۰۰۰میلیارد تومان منابع است حال آنکه در حساب ذخیره استهلاک خط تولید مذکور فقط مبلغ ۱۰۰میلیارد تومان وجود دارد. باز هم اگر در واقعیت در سال۹۷ با مفروضات پیشین این خط تولید از نظر اقتصادی مستهلک شده باشد و در این مدت بنگاه‌های تولیدی دیگری با استفاده از فناوری تولید جدیدتر و به‌کارگیری خط تولیدی اقتصادی‌تر شروع به‌کار کرده باشند در این‌صورت، شرکت مفروض از آن تاریخ قاعدتا توان رقابتی خود را از دست داده و عملیات آن منجر به زیان شده است؛ به‌طوری‌که مثلا می‌توان فرض کرد در پایان سال۱۴۰۰ زیان انباشته آن از نصف سرمایه آن افزون شده باشد و عملا و طبق قانون شرکت در معرض انحلال قرار گرفته باشد (همه فرض‌ها طبق قرار بدبینانه است)، به‌ناچار و برای جلوگیری از این سرنوشت قانونی، براساس اختراعات دولت و مجلس بدون آنکه ریالی به شرکت تزریق شود سرمایه شرکت را از طریق تجدید ارزیابی دارایی‌ها از جمله همین خط تولید و برخلاف استانداردهای بین‌المللی حسابداری، افزایش دهد تا از گزند ماده۱۴۱ قانون تجارت رهایی یابد. این چرخه معیوب می‌تواند در دوره‌های پنج ساله بازهم تکرار شود و بازهم شرکت به‌رغم زیان‌دهی مستمر از انحلال (ورشکستگی) نجات یابد. از طرف دیگر دولت و مجلس نیز به خاطر به تعویق انداختن فاجعه ملی با اعمال سیاست درهای بسته (مثل مورد خودرو‌سازان و تولیدکنندگان لوازم خانگی و...) این بنگاه‌ها را از ورشکستگی نجات دهند و هزینه آن را از جیب مصرف‌کنندگان بیچاره تامین کنند. و اما با مرور ۱۰ساله مفروض (۱۳۹۱ تا ۱۴۰۰) ببینیم چه اتفاقی در شرکت مفروض افتاده است. . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🔰فاجعه صادرات سنگ ساختمانی ✍ سیامک حاج سیدجوادی با اینکه صنعت سنگ ایران در زمینه سنگ ساختمانی مزیت نسبی دارد و ما جزو دومین تولید‌کننده سنگ‌های گروه آهکی دنیا هستیم، اما صادرات ایران در این عرصه به شدت پایین است و می‌توان گفت که با سهم نزدیک به یک درصد نقش ناچیزی را ایفا می‌کند. موضوع بغرنج این است که این مساله روز‌به‌روز سیر نزولی به خود گرفته و رو به افول است. متاسفانه تنها یاد گرفته‌ایم که مدام بر تعداد معادن سنگ تاکید کنیم و بگوییم که ۲ هزار معدن سنگ در کشور داریم و جزو بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های سنگ دنیا هستیم و چنین و چنان! مساله مهم آن است که با اینکه ۵ هزار کارخانه سنگ‌بری در ایران وجود دارد، اما سوال اینجاست که نتیجه صادرات به چه صورت است؟! براساس آمارها در سال گذشته حدود ۴۰ درصد افت صادرات سنگ با تعرفه ۲۵- ۱۵ داشته‌ایم که دلیل عمده آن تمرکز انحصاری به بازار چین و مقدار ناچیزی هم بازار هندوستان بوده است. در حالی که با مابقی دنیا کاری نداشته‌ایم و به هیچ جای دیگر صادر نکرده‌ایم. از طرف دیگر با بررسی تعرفه ۶۸- ۰۲ سنگ‌های بریده ملاحظه می‌کنیم که ۸۴۰ هزار تن سنگ بریده صادر کرده‌ایم که حدود ۷۰ درصد آن به عراق با میانگین قیمت کمتر از ۸ دلار صادر شده است! این در حالی است که برای هر مترمربع سنگی که تولید می‌شود در چرخه زنجیره فرآوری ۵ دلار سوبسید شامل بخش انرژی است و تنها ۳ دلار بابت ماده اولیه، نیروی انسانی، هزینه‌های تولید و … دریافت می‌شود که خود به معنای هدیه سنگ‌های ایرانی است. میانگین درآمد صادراتی سنگ‌های بریده در ایران ۹ دلار بوده در حالی که میانگین قیمت صادرات ترکیه که پایین‌ترین قیمت سنگ بریده دنیاست، ۲۴ دلار است. جالب اینکه میانگین قیمت همین نوع سنگ در چین ۳۶ دلار است، بنابراین طبق آمارها کمتر از نصف قیمت ترکیه و چندین برابر ارزان‌تر از چین سنگ‌مان را می‌فروشیم؛ موضوعی که نشان می‌دهد ضعیف هستیم و این ضعف ناشی از مشکلاتی است که از بخش معدن شروع می‌شود. در ادامه در صادرات سنگ کشور مشکل داریم و به هیچ‌وجه تمرکزمان به بازارهای اصلی صادراتی نبوده است. متاسفانه صادرات ما در بخش‌های فرآوری‌شده به کشورهای همسایه محدود شده است. بنابراین ۷۰ درصد به عراق، ترکمنستان، دوبی، ترکیه، قزاقستان صادر می‌شود که عملا باعث شده به بازارهای اصلی شامل ۲۰ کشور اروپایی مثل فرانسه، آلمان، کشورهای اسکاندیناوی، اسپانیا و هلند صادراتی نداشته باشیم. ضعف ماشین‌آلات معدنی، تولید مشکل‌دار ماشین‌آلات بخش فرآوری،‌ عدم امکان ورود ماشین‌آلات معدنی به ایران، اقلام مصرفی بالا، هزینه و قیمت تمام‌شده قابل‌توجه، مشکلات خود‌تحریمی، اختلاف ارز نیمایی و آزاد (که صادرکننده را با مشکل روبه‌رو می‌کند که ارز حاصل از صادرات را چطور باید برگرداند)، بوروکراسی اداری همه باعث شده صادر‌کننده به این مساله فکر کند که واقعا در این شرایط چطور می‌شود صادر کرد؟ سوال مهم دیگر این است که مگر صادرات آن هم با اختلاف ۲۵ درصدی ارز نیمایی، چقدر سود دارد که فعال این عرصه پی همه چیز را به تن خود بمالد؟! حداقل باید اجازه بدهند در حوزه‌هایی اقدام به واردات کنند تا بتوانند مزیت داشته باشند. . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

Repost from N/a
🔻چهلمین شماره از ماهنامه تحلیلی کارخانه با عنوان "روایت بی‌تابی" منتشر شد 🔹ماهنامه کارخانه، رسانه راهبردی شرکت فولادمبارکه
🔻چهلمین شماره از ماهنامه تحلیلی کارخانه با عنوان "روایت بی‌تابی" منتشر شد 🔹ماهنامه کارخانه، رسانه راهبردی شرکت فولادمبارکه در حوزه صنعت و معدن است که با هدف تبیین نقش پیشرانی بنگاه‌های بزرگ در مسیر توسعه و تعالی کشور منتشر می‌شود و با نگاهی آینده‌پژوهانه سعی دارد ضمن بیان دیدگاه‌ صاحب‌نظران و اندیشمندان، امکان هم‌اندیشی، تبادل‌نظر و تضارب‌آرا را فراهم سازد تا در چارچوب یک پیوست رسانه‌ای چند سونگر، بستری شایسته برای تحقق درست گام دوم شرکت فولادمبارکه را فراهم سازد. در این شماره می‌خوانید؛ 🔸روایت بی‌تابی چگونه می‌توان بنگاه‌های بزرگ را در برابر محدودیت‌ها تاب‌آور کرد؟ 🔸دوقلوی دیجیتال فن‏‌آوری‏‌های دیجیتال، چگونه بخش‏‌های تولیدی را متاثر می‌سازند؟ 🔸تردیدهای توسعه صنعتی آیا مکانیسم بازار آزاد، سیاست‌ حمایت از توسعه صنایع ملی را با تردید روبه‌رو می‌سازد؟ 🔸جنگ جهانی انرژی صنایع بزرگ چگونه با استفاده از انرژی‌ تجدیدپذیر هزینه‌های خود را کاهش می‌دهند؟ 🔻شما می‌توانید نسخه الکترونیکی ماهنامه کارخانه را از طریق لینک زیر دریافت نمایید: Https://msc.ir/s/pD 🆔 @mobarakehsteel_co

🔰از نخبه کشی تا پخمه پروری ✍مجتبی لشکربلوکی جملاتی با این مفهوم را بسیار شنیده ام و خوانده ام احتمالا شما هم: ما توسعه پیدا نمی کنیم چون مدیران ما بی سوادند! باندبازند! فاسدند! دنبال منافع شخصی اند. مشکل اصلی مملکت سوء مدیریت است! اینجوری که نگاه می کنی فرمول توسعه خیلی ساده است: مدیران را عوض کنید همه چیز درست می شود. اصولا ما دنبال جواب های آسان هستیم. وقتی با یک پدیده روبرو می شویم که نمی فهمیمش، حفره ای در مغز ما ایجاد می شود و تا این حفره را پر نکنیم آرام نمی شویم. و چون تعداد سوالات زیاد است و پیدا کردن پاسخ های درست هم دشوار است، بلافاصله دنبال جواب های آسان دم دستی کار را بنداز می گردیم. و چه چیزی بهتر از اینکه مشهودترین قسمت ماجرا یعنی آدم ها را پیدا می کنیم و تمام! و سپس آرام می گیریم. کافیست در گوگل کلمه مدیران ناکارآمد را جستجو کنید. من چنین کردم 178 هزار نتیجه در یک چهارم ثانیه! و مدیریت ناکارآمد 69 هزار نتیجه در همان زمان! جالب نیست؟! اما دقیقا سوال اینجاست که اگر جواب توسعه نیافتگی ما این است، یک سوال ساده اما بنیادی دیگر، باید بپرسیم چه می شود که نخبگان سر کار نمی آیند؟ چرا نخبگان له می شوند؟ چرا پخمگان می آیند و می مانند؟ (البته تاکید کنم بسیاری از مدیران دولتی که با آنان تعامل کرده ام هم باهوشند و هم فرهیخته) استاد رضا قلی، نویسنده کتاب جامعه شناسی نخبه کشی در اواخر عمرش مصاحبه ای کرده و چند نکته جالب گفته: نخبگان مصلح در این کشور بسیار تنهایند. نه اینکه وطن‌پرستی در این کشور وجود نداشته باشد بلکه شرایط به‌گونه‌ای است که [نخبگان] قادر به عملی نیستند. نخبگان مصلح معمولا در مواجهه با انبوهی از افراد قرار می‌گیرند که منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح می‌دهند. بنابراین مصلحان یا همان نخبگان مصلح، نمی‌توانند کاری از پیش ببرند و عرصه برای آنها تنگ خواهد شد. همین تعارضات بود که قائم‌مقام [و امیرکبیر] را در روزگاری از بین برد؛ و به قول میرزاتقی‌خان امیرکبیر برای نخبه اصلاح‌گر «ز منجنیق فلک سنگ فتنه می‌بارد.» جواب را باید در ریشه ها جست. بنا به مشاهدات عینی و کاملا مبتنی بر تجربیات از نزدیک عرض می کنم که: 1) بسیاری افراد قدرتمند تمایلی ندارند در دولت کار کنند. چرا؟ کار کردن در دولت مختصات روانی خاصی می طلبد که هر کسی نمی تواند خود را با آن تطبیق دهد. 2) افراد بنا به ملاحظات غیرفنی دعوت نمی شوند یا کنار گذاشته می شوند: یکی به دلایل خانوادگی، دیگری به دلایل مذهبی، دیگری به دلایل امنیتی یا دعوت نمی شود یا کنار گذاشته می شود. 3) افراد مثله می شوند: فرض کنید که طرف از فیلتر اول (عدم تمایل) و دوم (عدم دعوت) رد شد، سازوکارهای بروکراتیک دولتی مانند ناظم سخت گیری است که که هر مدیر خلاق تحول خواهی را بعد از مدتی ادب می کند و تبدیل می کند به ماشین عطف و پیرو (توضیح برای آن ها که کار اداری نکرده اند که هر نامه ای که می آید را یا پاسخ می دهیم بدون کنش واقعی یا پیگیری می کنیم بدون کنشی) 4) افراد زود به زود عوض می شوند. فرض کنید که طرف وارد دولت شد، رشد هم کرد، پرونده برایش ایجاد نشد، خلاقیت و نشاطش را هم حذف کرد در دام بعدی می افتد: تغییرات پیاپی مدیریتی. مثلا آموزش و پرورش هر سال یک وزیر عوض کرده! این یعنی تا آن پایین همه در معرض تلاطم قرار می گیرند. 5) افرادغیر فنی و غیرنخبه (بهترین متضاد نخبه فکر می کنم پخمه باشد) وارد می شوند: به مصیبت های فوق ورود افراد غیرفنی را هم اضافه کنید. طرف تا حالا یک روز در حوزه ایکس کار نکرده، بدون طی مراحل کارشناسی و تجربی، وزیر و وکیل و مدیر می شود. کشتن نخبگان فقط حذف فیزیکی آنان نیست. نخبگانی که به دولت راه پیدا نمی کنند. نخبگانی که به خاطر بروکراسی دولتی، تعویض های پیاپی خلاقیت و جسارت خود را از دست می دهند. نخبگانی که مجبورند زیر دست پخمگان کار کنند، کشته می شوند حتی اگر نفس بکشند و پشت میزشان هم باشند. تبدیل می شوند به ماشین های باکلاس عطف و پیرو! تجویز راهبردی بارها خوانده‌ایم در کشور مشکل مدیریت، ضعف مدیریت و سوءمدیریت وجود دارد. اما این اصل ماجرا نیست. این آدرس غلط است! مساله نظام نامطلوب حکمرانی؛ نهادهای کژکارکرد و از ریخت افتاده انتخابات و انتصابات است. اگر می خواهیم کشور توسعه پیدا کند، ما (یعنی جامعه) باید روی سازوکارها، سیستم ها و قواعدی پافشاری، تمرکز و مطالبه گری کنیم که؛ اولا: بهترین ها (نخبگان) را برای امر کشورداری جذب کند (مثل سنگاپور) دوم اینکه: نظام پاداش ها کشورداران را به درستی طراحی کنیم تا بهترین ها بمانند و انگیزه داشته باشند (مثل کره جنوبی) سوم اینکه: رسانه های آزاد بیشترین نظارت ها را بر کشورداران انجام دهد (مانند کشورهای اسکاندین . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🔰دیکتاتوری نوچه‌ها نوچه‌پروری چگونه بنگاه‌های اقتصادی را به زوال می‌کشاند؟ ✍ سعید ابوالقاسمی نوچه‌پروری انواع گوناگون دارد.
🔰دیکتاتوری نوچه‌ها نوچه‌پروری چگونه بنگاه‌های اقتصادی را به زوال می‌کشاند؟ ✍ سعید ابوالقاسمی نوچه‌پروری انواع گوناگون دارد. نوچه‌پروری سیاسی با نوچه‌پروری اقتصادی متفاوت است. در نوچه‌پروری سیاسی، یک نفر، شمع می‌شود و مریدانش، همچون پروانه دورش حلقه می‌زنند. «مراد» مسوولیت می‌گیرد و «مریدان» یکی‌یکی در مسوولیت‌ها سازماندهی می‌شوند تا او را همراهی کنند. برخی، نام این روند را «فعالیت تشکیلاتی» می‌گذارند. داستان در نوچه‌پروری اقتصادی متفاوت‌تر می‌شود. نوچه‌های اقتصادی، به ضابطه پایبند هستند اما ضابطه را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که تفکرات مراد را تایید کند. شرکت‌های زیادی با این موضوع دست‌به‌گریبان هستند. چاپلوس‌ها در فرآیند نوچه‌پروری اقتصادی جایگاه ویژه‌ای دارند. مدیران هم به دلایل مختلف علاقه دارند تا کارمندانشان، چاپلوسی کنند. در نوچه‌پروری اقتصادی، افراد استحاله نمی‌شوند، اما آنچه واقعیت دارد را نیز بیان نمی‌کنند. همین موضوع، نابودی و زوال شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی را به دنبال خوا . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادب…

🔰 ما و کشورهای ناقابل خلیج فارس: فاصله‌ی شعار و عمل! ✍محمدحسین روانبخش گاهی لازم نیست خیلی دورها را نگاه کنیم تا ببینیم دنیا با چه سرعتی دارد جلو می‌رود و ما - به رغم ادعا و شعارهای گل‌درشت - درجا می‌زنیم؛ کافی است که به همین کشورهای جنوب خلیج فارس نگاه کنیم که همچنان که دارند با پیشرفت دنیا همراه می‌شوند، از ما دور می‌شوند: 1⃣ یک سال پیش قطر، همان کشور نقلی همسایه «جام جهانی فوتبال» را با شایستگی برگزار کرد، اتفاقی که ما خوابش را هم نمی‌توانیم ببینیم! 2⃣ آن طرف‌تر در حالی که شرکت «آرامکو»ی عربستان باارزش‌ترین شرکت جهان شده است و «اپل» را پشت سر گذاشته، ولی‌عهد این کشور، خاورمیانه را اروپای جدید می‌بیند و می‌گوید «پنج سال دیگه عربستان کشوری کاملا متفاوت خواهد بود»! 3⃣ ارزش سرمایه‌ای سرمایه‌گذاری‌های خارجی‌ امارات متحده عربی، دومین اقتصاد منطقه پس از عربستان به بیش از «دو تریلیون دلار» رسیده است! 4⃣ همین ماه پیش و در روزهایی که سال ۲۰۲۳ رو به پایان بود، نشریۀ فوربس ده پول قدرتمند جهان در این سال را معرفی کرد که «دینار کویت» در رتبه‌ی اول ( و بالاتر از دلار و یوروی افسانه‌ای) قرار گرفت! هر کدام از این‌ها مثل پتکی است که بر سر ما می‌خورد، ببینید در مقابل این‌ها ما چه وضعی داریم: 1⃣ در مقابل جام جهانی قطر، در کشور ما رئیس جمهور زحمت کشیده و «دستور» ساخت یک ورزشگاه آبرومند در تهران را صادر کرده است و فعلا در مرحله «جانمایی» آن گیر کرده‌ایم! 2⃣ در مقابل آرامکوی عربستان، ارزش کل بورس تهران به کمتر از ۷ درصد ارزش فقط همین یک شرکت عربستانی سقوط کرد تا دیگر کسی به فکر سرمایه‌گذاری در تنها بازار سرمایه کشور نیفتد. البته مشکل بورس سه روزه قابل حل است! 3⃣ در مقابل ارزش دینار کویت، ما وعده محسن رضایی را داشتیم که می‌گفت ریال‌مان را به قوی‌ترین پول منطقه بعد از دلار و یورو تبدیل می‌کنم! ( واقعا معلوم نیست چطور می‌توان پولی ارزشمندتر از دینار کویت داشت که ارزش آن از دلار و یورو پایین‌تر باشد!) 4⃣ و در مقابل ارزش سرمایه گذاری‌های امارات، مسئولان چنان متحیر شده‌اند که وزیر سابق و دبیر فعلی مناطق آزاد کشور برای این‌که وضعیت رویایی را تصور کند، ادعا می‌کند که امارات در این مناطق ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری خواهد کرد. . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

مجتمع جهانی اقتصاد نظر اندیشمندان علوم مختلف را در زمینه پنج چالش عمده آینده برای دوره های زمانی دو و ده ساله گردآوری کرده اس
مجتمع جهانی اقتصاد نظر اندیشمندان علوم مختلف را در زمینه پنج چالش عمده آینده برای دوره های زمانی دو و ده ساله گردآوری کرده است. این چالش‌ها شامل: - محیط زیستی - ژئوپولتیکی - اجتماعی - تکنولوژیکی - اقتصادی طبق نظر این اندیشمندان، اصلی ترین چالش دو سال آینده اطلاعات نادرست و غلطی است که برای گمراه کردن اذهان ایجاد می شوند. محیط زیست طی ده سال آینده با چالش های بیشتری مواجه خواهد شد که از دو به پنج چالش افزایش خواهد یافت. در آینده نزدیک برخی چالش‌ها از درجه اهمیت افتاده و موارد جدیدی خود را نشان خواهند داد. انسان با دستکاری در محیط زیست، حیات بشری را با خطر جدی روبرو خواهد کرد. از طرفی نیز با ورود هوش مصنوعی به دنیای زیست انسانی، می بایست منتظر پیامدهای ناگوار آن باشیم. در این بین اما یکی از چالش های پایدار مهاجرت های غیر ارادی و ناخواسته است که احتمالاً بر اثر زیاده خواهی برخی سیستم های حکمرانی و گسترش دامنه درگیری ها بر انسان های بی گناه تحمیل خواهد شد. ✍ ماجد کیاست . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/Eghtesad

🔰 چرا فقط چند قدم تا جنگ بزرگ در خاور میانه فاصله داریم ✍امیل هوکایم فاینانشال تایمز  در خاورمیانه، جنگ ها در داخل مرزهای کشورها باقی نمی مانند.  احساسات و اندوه های موجود، مداخله خارجی، فقدان یک فرآیند امنیتی منطقه ای و ضعف مداوم دیپلماسی محلی در کنار هم قرار می گیرند و احتمال سرایت درگیری به سایر نقاط را بیشتر می کنند. بیست سال پیش، تهاجم غرب به عراق، توازن منطقه‌ای را به نفع ایران برهم زد و دوران جدیدی از جهادگرایی فراملی را آغاز کرد.  یک دهه پیش، سوریه وارد یک جنگ داخلی ویرانگر شد که قدرت‌های بزرگ و جنگجویان افراطی را به خود جذب کرد.  در ماه‌های گذشته، فراتر از تلفات انسانی عظیم فلسطینی‌ها، پیامدهای منطقه‌ای جنگ جاری غزه احتمالاً به همان اندازه مهم خواهد بود.  قرار دادن اجباری فلسطین در دستور کار منطقه ای یکی از اهداف متعدد حماس بود که در ۷ اکتبر حمله خود را در اسرائیل آغاز کرد. تنها چند روز بعد، به لطف فشار ایالات متحده، از حمله گسترده اسرائیل به حزب الله لبنان جلوگیری شد.  از آن زمان، سوریه، لبنان و یمن هم به هدف و هم به سکوی پرتاب تبدیل شده اند.  شگفت‌انگیزترین رخداد ژئوپلیتیکی، موفقیت حوثی‌ها در ایجاد اختلال در ترافیک دریایی در تنگه باب المندب است.  ۱۰ روز گذشته نشان می دهد که منطقه چقدر به لبه پرتگاه نزدیک است.  قتل افرادی از جمله فرمانده ارشد ایرانی در سوریه و معاون رهبر سیاسی حماس در لبنان توسط اسرائیل و ترور یک فرمانده ارشد عراقی مورد حمایت ایران توسط امریکا صورت گرفته است.  حرکت آشکار به سمت اقدامی به رهبری ایالات متحده علیه حوثی ها در یمن نیز می تواند نشانه ای از افزایش تنش ها باشد. نگاهی به جنگ سال ۲۰۰۶ بین اسرائیل و حزب الله، و ترورهای قبلی ایالات متحده و اسرائیل علیه رهبران مهمتر حماس، حزب الله و ایران، باعث می شود نفس راحتی بکشیم، چون این رخدادها باعث نشد که ایران و حزب الله منازعه بزرگتری را کلید بزنند. اما تفاوت فعلی، زمینه، دامنه، سرعت و ادراک ماجراست.  اکنون چهره های ارشد بیشتری کشته شده اند و حملات مهم بیشتری در مناطق بیشتری در یک دوره کوتاه رخ داده است.  در همین حال، حمله اسرائیل به غزه ادامه دارد و مردم منطقه را به ستیز با این دولت می‌اندازد.   تهران نگران از بین رفتن اعتبار و قدرت بازدارندگی خود است، اما همچنان معتقد است اهداف نهایی خود از طریق مرگ با هزار ضربه چاقو بهتر محقق می شود تا رویارویی پرهزینه.  حزب الله، نیرومندترین شریک آن، یک نیروی آب دیده با قابلیت های موشکی پیشرفته و عمق استراتژیک است.  این گروه از طریق دو عامل محدود می شود: ترس و خستگی در جامعه لبنان و ترجیح ایران به حفظ آن برای بازدارندگی در مقابل اسرائیل و ایالات متحده در صورت جنگ موجودیتی در آینده.  در عوض، شرکای منطقه‌ای ایران از مناقشه برای تقویت مواضع داخلی خود و تأکید بر مقاومت خود در برابر امپریالیسم غرب استفاده می‌کنند.  اسرائیل آسیب دیده، آستانه ی تحمل بیشتری از خود برای خطر کردن و بی رحمی بسیار بالاتری از آنچه مقامات غربی انتظار داشتند از خود نشان داده است.  شکست نظامی حماس یک هدف دست یافتنی از طریق صبوری بود.  در عوض، اسرائیل اهداف گسترده‌تری را بیان کرده و شیوه‌های نظامی ای را در پیش گرفته که فاجعه‌ای بشردوستانه ایجاد کرده و دورنمای شکست استراتژیک را افزایش داده است.  در حالی که حماس به دنبال انتقام جویی است، این گروه اما با زمان بازی می کند تا در نبرد روایت ها پیروز شود.  سه ماه پس از ۷ اکتبر، تصویر دیپلماتیک چیزی جز آشفتگی نیست.  گروهی از وزرای خارجه مسلمان که از پایتخت های بزرگ بازدید کردند، نتوانستند شتاب دیپلماتیک زیادی ایجاد کنند.  به نظر می رسد تلاش ها برای آزادی گروگان های اسرائیلی نیز کم رمق شده است.  اگر اسرائیل غزه را همچنان منطقه عملیات نظامی ببیند، فارغ از اینکه چه کسی آن را اداره می کند و از پیوستن به روندی که منجر به تشکیل کشور فلسطین شود امتناع کند، ایده های دارای حسن نیت برای روز پسا جنگ بی معنی است.   عربستان سعودی نگران است که اقدام تند می تواند مذاکرات خود با حوثی ها را از ریل خارج کند.  مصر هم که برای تقویت اقتصاد درگیر خود به درآمدهای کانال سوئز وابسته است، برای حفاظت از کشتیرانی دریایی کار چندانی انجام نمی دهد.  بار دیگر این امر بر دوش ایالات متحده است تا ائتلافی را تشکیل دهد که در نهایت هم احساسات ضد آمریکایی را در منطقه تشدید خواهد کرد.  ایالات متحده برای جلوگیری از جنگ همه جانبه منطقه ای تا کنون مستحق اعتبار است.  اما به نظر می رسد فاقد ایده است و قادر به اعمال اهرم فشار نیست. . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🔰 آیا پای هارپ یا ابر دزدی در میان هست؟ ✍ محمودرضا مومنی متخصص آلودگی هوا و تغییر اقلیم در این چند روز اخیر بحث بسیار در مورد محوشدن ابرها و بارش زیاد در قسمت ترکیه و نبود بارش در قسمت ایران در شبکه‌های اجتماعی وجود داشت. در این مطلب به‌صورت مفصل به این موضوع پرداخته می‌شود. در نواحی کوهستانی با توجه به ارتفاع کوهستان معمولا شاهد پدیده اوروگرافی هستیم. جریان هوا هنگامی‌که به کوه می‌رسد - که اصطلاحا به آن قسمت به‌طرف باد (windward) گفته می‌شود - به طرف نوک قله کوه صعود می‌کند. به این فرآیند صعود اوروگرافی گفته می‌شود (شکل ۱). صعود بسته هوا باعث سرد‌شدن آن می‌شود و از آنجایی‌که هوای سرد نسبت به هوای گرم رطوبت کمتری در خود نگه می‌دارد، یا ابر تشکیل می‌شود یا پوشش ابری موجود باقی می‌ماند. از آنجایی‌که رطوبت این توده هوا اشباع شده و به نقطه میعان رسیده، شرایط بارش فراهم می‌شود و باران یا برف ایجاد می‌شود و چون دما به اندازه کافی در این رشته کوه‌ها سرد هست بارش اغلب به‌صورت برف خواهد بود (شکل ۲). به‌همین دلیل شاهد بارش برف در قسمت به‌طرف باد (windward) و کم‌بارشی در قسمت بادگیر (leeward) هستیم (شکل ۳). منطقه ایجادشده در قسمت بادگیر را rain shadow می‌گویند (شکل ۴). حال وقتی که این ابرها از رشته کوه عبور می‌کنند با دو حالت مواجه می‌شوند؛ یا شرایط برای تشکیل ابر همچنان مهیاست (و ابر بارش دارد یا ندارد) و یا شرایط برای محوشدن ابرها می‌تواند به‌وجود آید. ✔️ در چه صورت ابرها بعد از عبور از کوهستان همچنان باقی می‌مانند و می‌توانند بارش داشته باشند؟     🔸اگر رطوبت در آن طرف رشته کوه بالا یا اشباع‌شده باشد،     🔸اگر هوا در هنگام نزول و یا عبور به اندازه کافی گرم نشود که باعث تبخیر قابل توجه قطرات ابر شود،     🔸اگر منبع اضافه رطوبت مانند دریاچه در بعد از رشته کوه وجود داشته باشد که سطح رطوبت را بالا نگه دارد،     🔸شکل توپوگرافی کوهستان (شکل ۵)،     🔸اگر ناپایداری جوی وجود داشته باشد مانند وجود بادهای قوی و یا وارونگی دما،     🔸اگر صعود اوروگرافیکی ضعیف باشد بدین معنی که صعود بسته هوا طوری نباشد که رطوبت کاهش معنادار داشته باشد و یا     🔸اگر یک جبهه هوای گرم در آن طرف کوه باشد. ✔️ در چه صورت ابر می‌تواند ناپدید و یا ضعیف (کم یا عدم بارش) شود؟     🔹ابر اگر در قبل از عبور از کوه بارش داشته باشد ‌این بارش زیاد باشد می‌تواند موجب تضعیف (کم یا عدم بارش) با ازبین‌رفتن‌ابر شود.     🔹اگر دما در آن طرف رشته کوه افزایش داشته باشد یا هوا خشک باشد، موجب تبخیر قطرات  ابر می‌شود و ابر تضعیف (کم یا عدم بارش) یا ناپدید می‌شود.     🔹نوع توپوگرافی کوه     🔹اگر رطوبت در آن طرف رشته کوه به‌دلیل خشک‌شدن دریاچه‌ای یا وجود یک جبهه دیگر هوا کم شود، هوا دیگر قادر به نگه‌داشتن ابر نیست و این موضوع می‌تواند منجر به ضعیف (کم یا عدم بارش)یا ناپدیدشدن ابر شود.     🔹همچنین نزول هوا در طرف دیگر رشته کوه اغلب به‌دلیل سیستم پرفشار است که با نزول هوا، هوا گرمتر شده و موجب تبخیر قطرات ابر می‌شود که می‌تواند ابر را ضعیف (کم یا عدم بارش) یا ناپدید سازد. ✔️ حال چه اتفاقی در مرز ایران و ترکیه افتاده است؟ ما در استان‌های آذربایجان غربی و شرقی شاهد پدیده بارندگی اوروگرافی هستیم که هوا با ابر به یک رشته کوه مرزی می‌رسد و به‌دلیل کاهش دما و رسیدن به نقطه معیان شروع به بارش می‌کنند و این بارش اغلب به‌صورت برف در قسمت ترکیه (windward) است (شکل ۶). بعد از بارش و با گذشت هوا (ابر) از رشته کوه، گرم‌تر می‌شود و با گرم‌ترشدن هوا ظرفیت آن برای نگهداری رطوبت افزایش می‌یابد و به‌همین دلیل ابرها یا ضعیف می‌شوند که موجب بارش کم یا عدم بارش می‌شوند و یا ناپدید. این پدیده سالیان سال هست که در رشته کوه‌های مرزی و کوه‌های سهند و سبلان وجود داشته‌است و تصاویر ماهواره‌ای از گذشته بارها این پدیده در مرز ایران و ترکیه را نشان داده‌است. همچنین در استان‌های آذربایجان غربی و شرقی به طرز وحشتناک پاییز گرمی را نسبت به بلند مدت تجربه کرده‌اند به‌طوری‌که در پاییز برای استان آذربایجان شرقی ۲.۹ و آذربایجان غربی ۲.۷ درجه سانتی‌گراد افزایش دما نسبت به بلندمدت داشته‌ایم (شکل ۷). در آذرماه این افزایش بیش از ۴.۵ درجه بوده‌است (شکل ۸). این افزایش دما می‌تواند موجب افزایش دمای هوا در بعد از رشته‌ کوه‌های مرزی (leeward) شود که نتیجه آن با توجه به‌ توضیحات ارایه‌شده می‌تواند کاهش شدید بارندگی و حتی ضعیف یا محوشدن ابر در قسمت ایران باشد و مقدار قابل‌توجهی بارش و پوشش برف در این دو استان را از دست بدهیم. . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🔰دکمه‌های رانت ✍️مسعود نیلی اقتصاددان از دو منظر اقتصاد کلان و اقتصاد سیاسی می‌توان به موضوع مالیات پرداخت که هر دو به یک نتیجه ختم می‌شود؛ اینکه دولت باید با مالیات کشور را اداره کند. اقتصاد کلان مالیات را یک درآمد پایدار می‌داند که نوسان‌هایش بسیار کم است. در حالی که نوسان درآمدهای نفتی بسیار زیاد است. دولت نباید کشور را با نوسان اداره کند بلکه باید به امور کشور ثبات ببخشد. پس از منظر اقتصاد کلان، زمانی که منابع درآمدی باثبات باشد مخارج هم باثبات می‌شود. در این شرایط قاعده مالی هم موضوعیت پیدا می‌کند و می‌شود گفت که اقتصاد به سمت پیش‌بینی‌پذیری حرکت می‌کند. اما وقتی که اقتصاد کشور با نفت اداره شود، درگیر نوسان قیمت است. ما این نوسان را بارها تجربه کرده‌ایم. یک سال قیمت نفت بالا رفته و بودجه با رشد بالایی بسته شده و سال بعد قیمت نفت پایین آمده و مشکلات شروع شده چون نمی‌توان هزینه‌ها را به آن مقدار کم کرد و در نتیجه بدهی دولت و رشد نقدینگی و تورم رخ می‌دهد. به لحاظ اقتصاد سیاسی هم، پاسخگویی دولت زمانی حداکثر می‌شود که دولت وابسته به مردم باشد نه اینکه مردم وابسته به دولت باشند. اگر دولت مالیات بگیرد در واقع حقوق‌بگیر مردم است. اینکه سیاستمداران ما به مردم تواضع می‌فروشند و می‌گویند ما نوکر شما هستیم، درست است. سیاستمدار واقعاً کارمند مردم است، یعنی از مردم دستمزد می‌گیرد که کار انجام دهد. اگر هم خوب انجام نداد، مردم می‌توانند تغییرش دهند. این حرف کاملاً سیاسی است اما وقتی موضوعیت اجرایی پیدا می‌کند که مالیات باشد؛ یعنی مردم به دولت بگویند من پول تو را می‌دهم، با هم تعارف نداریم، من حقوق شما را می‌دهم و انتظار دارم که همان کاری را که من می‌خواهم و من می‌گویم انجام دهید. یعنی خواسته اکثریت مردم را که رای داده‌اند پیش ببرید. اینکه در شرایط موجود گفته می‌شود دولت می‌خواهد کشور را با مالیات اداره کند و به همین دلیل مالیات را بالا می‌برد و این همان ایده‌ای است که اقتصاددانان مطرح کرده‌اند اصلاً درست نیست. مساله همان مثال معروف میان ماه من تا ماه گردون است. در اغلب کشورها مالیات با درصدهای «نمایی» گرفته می‌شود یعنی هر چه درآمد بالاتر می‌رود مالیات بیشتر می‌شود و در شرایط درآمدهای بسیار بالا، درصد مالیات هم بسیار زیاد می‌شود. منبع درآمد مردم هم مشخص است و تنها رابطه اقتصادی و مالی دولت با مردم هم اخذ مالیات است. در کشور ما دولت از هزاران رشته کسب‌وکاری به مردم متصل است که در نتیجه هرکدام از این اتصالات، منابع ثروتی لحظه آتی خلق می‌شود و بعد دولت سراغ مالیات از منابع دیگر می‌رود. در حال حاضر دولت از طریق تعیین نرخ ارز و سود بانکی، تخصیص دلبخواهی انرژی -که یک روز یک صنعت و یک منطقه صنعتی را قطع می‌کند و روز دیگر یک صنعت و منطقه دیگر را- و اعطای رانت و امتیاز، افراد خاصی را ثروتمند می‌کند. مثل اینکه می‌تواند به یک نفر اجازه دهد از گمرک ماشین وارد کند و دیگری نتواند و اینکه تعیین می‌کند چه کسی چای وارد کند و مثال‌هایی از این دست، با مردم رابطه مالی و اقتصادی برقرار می‌کند. برای مثال رئیس‌جمهور می‌تواند به ورزشکاران مجوز واردات خودرو بدهد یا به کسانی که با لنج در جنوب کار می‌کنند، اجازه بدهد که ته‌لنجی وارد کنند. تصور کنید در کشورهای توسعه‌یافته که با مالیات اداره می‌شود، فقط یک دکمه در داشبورد تصمیم‌گیرنده قرار دارد که روی آن نوشته، مالیات. در کشور ما مقابل تصمیم‌گیرنده صدها دکمه قرار دارد که یکی شیرخشک است، دیگری ارز دولتی برای واردات کالای اساسی، دیگری ارز نیمایی برای چای، دیگری امتیاز قیر ارزان و خیلی امتیازات دیگر. با هر دکمه‌ای که تصمیم‌گیرنده فشار می‌دهد، افرادی ثروت‌های بسیار افسانه‌ای به جیب می‌زنند؛ آن‌وقت دستگاه مالیاتی سراغ معلم و کارمند و استاد دانشگاه می‌رود. آنقدر از این دکمه‌ها وجود دارد که دولتمردان ما که صبح تا شب و روز تعطیل هم کار می‌کنند و باز هم وقت کم می‌آورند اما مو را از ماست حقوق‌بگیران و بازنشستگان بیرون می‌کشند. منبع: تجارت‌فردا . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🚗 جشنواره زمستانی آتروپی ویژه سال نو میلادی ۲۰۲۴ 🎄 بروکر آتروپی به مناسبت فرا رسیدن سال نو میلادی، به ۲۴ نفر از عزیزانی‌که
🚗 جشنواره زمستانی آتروپی ویژه سال نو میلادی ۲۰۲۴ 🎄 بروکر آتروپی به مناسبت فرا رسیدن سال نو میلادی، به ۲۴ نفر از عزیزانی‌که ثبت نام خود را انجام دهند به قید قرعه ۱۰۰$ بونوس بدون واریز (ویژه ایران) هدیه می‌دهد. 🕯 بروکر آتروپی: - ⁠دارای حساب های معاملاتی متنوع با حداقل میزان اسپرد و کمیسیون - ⁠دارای حساب اسلامی (بدون سواپ) - ⁠واریز و برداشت بدون کمیسیون و در کمترین زمان - ⁠با بیش از ۵ سال سابقه و دارای رگوله معتبر ❗ همین حالا حساب خود را رایگان افتتاح کنید و برنده ۱۰۰ دلار جایزه شوید. 📣 جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به صفحه جشنواره مراجعه نمایید. ⛓لینک ثبت‌نام در جشنواره آتروپی، ترید برای سود بیشتر ✈️ @atropi_fa 📷 @atropi_fa 🌐 www.atropi.com

🔰چرا انسانهایی که به اخلاق باور دارند دست به شرارت می‌زنند؟ ✍️ حمید مطهری هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمی‌کشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت می‌شد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگی‌ها در کنار کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بی‌رحم‌ترین شکنجه‌ گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند. پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دل‌رحم هستند می‌توانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟ پاسخ "بندورا" استاد دانشگاه استنفورد چنین است: "افراد معمولا دست به اعمال ناپسند نمی‌زنند مگر آنکه جنبه‌های غیراخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند."  او این حالت را "غیرفعال کردن کنترل درونی" نامید. این اتفاق چگونه روی میدهد؟ "بندورا" چند مکانیسم شناختی- روانی را که میتوانند باعث غیرفعال شدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد: ۱. توجیه اخلاقی: با تاکید بر اهداف متعالی، رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایش‌آمیز به نظر برسد. شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. ترویستهای انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاک کردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و... ۲. تلطیف لغوی یا حسن تعبیر: نامگذاری یک فعل غیراخلاقی با کلمات متفاوت که چهره‌ آن را می‌پوشاند. فرماندهان در ابوغریب از لفظ "نرم کردن" به جای شکنجه کردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا"  می نامیدند. نمونه های دم دستی تر این روش استفاده از "اختلاس" به جای دزدی و "شیطنت" به جای خیانتهای جنسی در ازدواج است. ۳. مقایسه با دیگران: در این روش فرد با مقایسه رفتار خود با نمونه هایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند. "آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست". ۴. جابجایی یا تقسیم مسئولیت: فرد در این حالت مسئولیت را به گردن یک منبع خارجی می‌اندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم می‌کند. در قتل عام "می لای" یک گروه از سربازان آمریکایی پانصد غیر نظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار داند، کشتند و بدن بعضی‌ها را مثله کردند. وقتی ۱۴ نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسئولیت را به گردن مافوق  انداختند و البته رفع اتهام هم شدند! ۵. انسانیت‌زدایی از قربانی: منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشه دار شود، آسیب رساندن به او سهل‌تر میشود. کاکاسیا خواندن برده ها، کم عقل دانستن زنان و... در واقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست. ۶. مقصر دانستن قربانی: در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود. کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریک آمیز بوده نمونه‌هایی از این مکانیسم هستند . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🔰کارمند شریف اداره سلاخی ✍️دکتر محمدرضا سرگلزایی ابتدا اسرای لهستانی را به اردوگاه‌‌های کار اجباری می‌فرستاند. بعد نوبت به یهودی‌ها رسید. زن و مرد در این اردوگاه‌ها به کار طاقت‌فرسا می‌پرداختند و حداقل جیره غذایی را دریافت می‌کردند. وقتی بیمار و ناتوان می‌شدند به «حمام» فرستاده‌ می‌شدند. در این حمام‌ها گاز سمی استنشاق‌ می‌کردند و ظرف چند‌ دقیقه بدون صرف فشنگ جان‌می دادند؛ سپس جنازه‌ها را در کوره‌ها می‌سوزاندند، «تمیز ترین» شکل کشتار! چه کسی این سیستم «تمیز» را راهبری می‌کرد؟ *آدولف آیشمن* مهندس آلمانی که مامور طراحی سیستم «راه‌حل نهایی» (Final Solution) شده‌بود. وقتی در ۱۹۴۵ متفقین «برلین» را محاصره‌کرده‌بودند، «هیتلر» خودکشی‌کرد، اما هیتلر به‌تنهایی جنایات خود را سازماندهی‌ نمی‌کرد، جمعی از «نوابغ آلمان» با او همراهی‌می‌کردند: «گوبلز»، «گورینگ»، «هیملر» و «آیشمن» نمونه‌هایی از این «نوابغ مومن به پیشوا» بودند. بخشی از آن‌ها در دادگاه جنایات جنگی نورنبرگ محاکمه‌ شدند ولی تعدادی از آنها به‌نقاط دور دنیا هم‌چون آمریکای جنوبی گریختند و با هویت جعلی سال‌ها به‌زندگی مخفی ادامه‌ دادند. «آیشمن» جزو آنان بود. او سال‌ها پس از پایان جنگ دستگیر‌شد و به «اورشلیم» فرستاده‌ شد. پژوهشگران برجسته‌ای به مطالعه پرونده آیشمن پرداختند؛ آنها کنجکاو بودند ببینند وضعیت روانی کسی که مرگ هزاران انسان بی‌گناه را مدیریت‌ کرده چگونه است. یکی از معروف‌ترین کسانی که پرونده آیشمن را بررسی‌کرد «هانا آرنت» بود. «هانا آرنت» (۱۹۷۵- ۱۹۰۶) دکترای فلسفه خود را در ۱۹۲۹ زیر نظر «کارل یاسپرز» روان‌پزشک و فیلسوف آلمانی در دانشگاه هایدلبرگ اخذ‌ کرد. پس از به‌ قدرت‌ رسیدن نازی‌ها مدتی توسط گشتاپو دستگیر‌ شد ولی سپس به آمریکا گریخت. او اولین زن استاد در دانشگاه پرینستون بود. هانا آرنت، در زمان محاکمه آیشمن مقالاتی را برای مطبوعات می‌نوشت که بعدا در کتاب «آیشمن در اورشلیم» جمع‌آوری و منتشر‌ شدند. نتیجه تحقیقات پژوهشگرانی برجسته در سطح آرنت این بود: آیشمن هیچ‌گونه بیماری روانی نداشت. او نه نسبت به لهستانی‌ها و نه نسبت به یهودیان هیچ خاطره بد یا کینه‌ای نداشت. آیشمن در تمام سال‌های مدرسه و دانشگاه فردی منضبط، قانون‌مند، وظیفه‌شناس و «نمونه» بود! آیشمن هیچ سابقه شخصی از پرخاشگری و خشونت نداشت و در خانواده و دوستان به‌عنوان فردی معاشرتی، مهربان و گرم شناخته‌می‌شد! آیشمن اعتقاد‌ داشت که به عنوان یک «تکنوکرات» به «وظایفش» عمل‌کرده‌است، «سیستمی» که در آن کار‌ می‌کرد «ماموریتی» را به‌ او محول‌کرده‌ بود و او هم به‌‌ بهترین نحو ماموریت را «مهندسی» کرده‌ بود! در جنایات بزرگ و نظام‌مند به دنبال شخصیت‌های ضد‌اجتماعی نگردید، شاگرد اول‌هایی با معدل بالا و نمره انضباط بیست بدنه ماشین‌های سرکوب را می‌سازند و نوابغ خودشیفته این کارمندان شریف، وظیفه‌شناس و مطیع را به «انجام وظیفه» مکلف‌می‌کنند! جنایت‌های سازمان‌یافته و کلان‌ زمانی محقق می‌شوند که «جنایت» تبدیل به «وظیفه» شود! شعبده رهبران توتالیتر همچون «هیتلر»، «استالین» و «مائو» این است که جنایت را تبدیل به تکلیف می‌کنند! . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar

🔰 آزمایش میلگرام: فرمانبرداری از مراجع قدرت! مردی که برای آزمایش آمده بود، دستش را در کاسه‌ای کرد که در آن کاغذهای مختلف به صورت تا شده قرار گرفته بود. قرار بود با چیزی شبیه قرعه کشی، مشخص شود که او «آزمایشگر» خواهد بود یا «آزمایش شونده». برگه را درآورد و دید: نقش او آزمایشگر بود. هیچکس به مرد نگفت که روی تمام کاغذ‌های داخل آن کاسه، نوشته شده: «آزمایشگر». به همین دلیل، در تمام مدت آزمایش، آن فرد فکر می‌کرد که در اتاق مجاور، مرد دیگری نشسته است که قرعه‌ «آزمایش شونده» به نامش درآمده. ژنراتور را روشن کردند. هدف از آزمایش،‌ «ارزیابی اثر تنبیه بر روی حافظه و کارکرد آن» بود. به آزمایشگر لیستی از کلمات و معانی آنها داده می‌شد تا آنها را با میکروفونی که داخل اتاقش بود برای «آزمایش شونده اتاق مجاور» بخواند و سپس سوالاتی چهار جوابی را برای او می‌خواند تا ببیند آیا می‌تواند گزینه‌ی درست را انتخاب کند؟ آزمایش شونده، با انتخاب یکی از چهار کلیدی که پیش روی او قرار داده بودند، گزینه مورد نظرش را اعلام می‌کرد. گاهی درست و گاهی نادرست. هر بار که پاسخ نادرستی داده می‌شد، با فشار یک دکمه، شوک الکتریکی به مردی که در اتاق مجاور بود وارد می‌شد. میزان شوک با توجه به تعداد خطاها افزایش پیدا می‌کرد. طبیعی است که با افزایش شدت ولتاژ، صدای فریاد مردی که در اتاق مجاور بود به گوش می‌رسید. بعضی وقتها، نگرانی و ناراحتی در چهره «آزمایشگر» دیده می‌شد. گاهی می‌پرسید: «واقعاً اینقدر زجر دادن لازم است؟ اصلاً انسانی است؟» و مردی که با لباس سفید آزمایشگاه، بالای سرش ایستاده بود توضیح می‌داد که: «بله. باید ادامه دهیم. چاره دیگری نداریم.» به آزمایشگر گفته نشد که صداهایی که می‌شنود، صداهای ضبط شده است و واقعاً شوکی در کار نیست. او در مقابل خودش ژنراتوری را می‌دید که هر بار، ولتاژش را بالا می‌برد و با فشار یک دکمه، شوکی را به مرد دیگری که در اتاق مجاور است وارد می‌کند. این آزمایش ۴۰ بار و با ۴۰ نفر مختلف انجام شد. از این ۴۰ نفر، هیچکدام وقتی شنیدند که طرف مقابل می‌گوید: من مشکل قلبی پیدا کردم، آزمایش را متوقف نکردند. ۲۵ نفر از آنها، حاضر شدند تا ۴۵۰ ولت شوک به طرف مقابل وارد کنند. این در حالی است که از ۳۴۵ ولت به بالا، صدای جیغ و اعتراض قطع می‌شد و به نظر می‌آمد که آزمایش شونده، یا مرده یا از هوش رفته است! نکته دردناک این آزمایش، که استنلی میلگرام آن را ترتیب داد این بود که: این مردها، شوک را به یک غریبه وارد نمی‌کردند. آنها در زمان قرعه کشی، طرف مقابل را دیده بودند و کاملاً باور داشتند که یک تصادف، آنها را به «آزمایشگر» تبدیل کرده و ممکن بود خودشان روی صندلی اتاق مجاور نشسته باشند. آزمایش میلگرام در سالهای بعد به شکلهای مختلف تکرار شد و در هیچ آزمایشی، تعداد کسانی که اعمال این شوکها را متوقف کرده و به آزمایش اعتراض کردند از یک سوم جمعیت بیشتر نشد. میلگرام، در تفسیر آزمایش خود، به نکته مهمی اشاره می‌کند: رفتار ما انسانها به دو دسته تقسیم می‌شود. زمانهایی که بر اساس «مسئولیت شخصی» تصمیم می‌گیریم و زمانهایی که بر اساس «ماموریت شغلی» رفتار می‌کنیم. ما زمانی که بر اساس «مسئولیت شخصی» رفتار می‌کنیم، وجدان خود را دخالت می‌دهیم. از منطق خود استفاده می‌کنیم و به پیامدهای تصمیم و رفتار خود فکر می‌کنیم. اما زمانی که بر اساس «ماموریت شغلی» رفتار می‌کنیم، نیازی نمی‌بینیم که به منطقی بودن یا اخلاقی بودن کاری که انجام می‌دهیم فکر کنیم. اصطلاح «مامور هستم و معذور»، بیان دیگری از تجربه میلگرام است که در فرهنگ ما هم شنیده می‌شود. . نشانی "اقتصادبازار" در شبکه‌های اجتماعی: 🔗https://instagram.com/EghtesadBazar 📊 کانال اقتصادبازار 🔗t.me/EghtesadBazar