اقتصاد بازار
Open in Telegram
📙 بهترین تحلیل های اقتصاد ایران 📈 رصد و تحلیل بازارهای مالی اقتصادبازار Www.eghtesadebazar.ir ادمین: @MajidMohagheghian تعرفه تبلیغات: @Eghtesadbazar2 آدرس این کانال در ایتا: https://eitaa.com/EghtesadeBazar http://t.me/itdmcbot?start=eghtesadbazar
Show more9 107
Subscribers
No data24 hours
-217 days
-11330 days
Posts Archive
9 107
🔰 آقای اوجی موقع رفتن همه چیز را لو داد
✍️ عبداله باباخانی
جواد اوجی، وزیر پیشین نفت در جلسه خداحافظی با تأکید بر اینکه درآمد ارزی کشور از محل فروش نفت خام و میعانات گازی ماهانه به ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون و گاهی به ۳ میلیارد دلار هم دلار رسیده است. به شایعات خبری حماسه سرایی صادرات نفتی، پایان دادند.
با تایید نهایی عدد بالا از طرف وزیر نفت پیشین، امسال را با هم نگاهی میندازیم:
با درآمد ۲/۵ میلیارد دلار ماهیانه با قیمت به گفته وزیر حداکثر ۵ دلار زیر قیمت یعنی ۷۶ دلار را اگر محاسبه کنیم. یعنی کل صادرات میانگین نفت و میعانات گازی در طول سال گذشته روزانه ۱٫۰۹۶ میلیون بشکه بوده است.
اگر صادرات روزانه ۱۵۰۰ هزار بشکه نفت و میعانات را مد نظر بگیریم ( میزان صادرات ادعای دولت سیزدهم)، قیمت هر بشکه نفت صادراتی ۵۵ دلار میشود.
اگر محاسبات کارشناسان مستقل را که به نظر درستر است، مد نظر قرار بدهیم یعنی روزانه میانگین ۱٫۲۵۰ میلیون بشکه صادرات نفت و میعانات، در آنصورت قیمت صادراتی حدود ۶۶ دلار میشود. یعنی فروش حدود ۲۰ درصد زیر قیمت منطقه خلیج فارس و با احتساب هزینه صرافی و تبدیل چند باره ارزهای مختلف( بدلیل مشکل FATT)، دریافتی به حدود ۳۰ درصد زیر قیمت منطقه خواهد رسید.
عدد صادرات ماهیانه ۲/۵ میلیارد دلار با اعداد بانک مرکزی و سازمان برنامه بودجه همخوانی دارد و در مناظرات رئیس مجلس عدد ۳۰ درصد هزینه فروش نفت را تایید کردند
📊 کانال اقتصاد بازار
@EghtesadBazar
9 107
Repost from ماهنامه کارخانه
+1
📌خُمار مواد اولیه
🔻آیا تحول سبز، معادلات قیمتی در مواد خام بحرانی را تغییر میدهد؟
🔹دولت چین برای احیای اقتصاد این کشور، پول نقد را به سمت شرکتهای تولیدی سوق داده است. نتیجه این کار، افزایش قابل توجه تولید بهویژه در بخشهایی مانند باتریهای لیتیوم یون، خودروی برقی و پنلهای خورشیدی است. این سیاست جدید کشور چین باعث رکوردهای بسیار بالای قیمت شن و ماسه با درجه خلوص بیش از ۹۹.۹ درصد سیلیکون شده است. محصولی که برای ساخت شیشههای فوق شفاف مورد نیاز در گوشیهای هوشمند و پنلهای خورشیدی استفاده میشود.
🔹از آنجا که رهبران چین میخواهند اقتصاد این کشور را احیا کنند و با فاصله گرفتن از ملک و املاک نوعی توازن اقتصادی ایجاد کنند، پول نقد را به سمت شرکتهای تولیدی بردهاند. نتیجه این کار افزایش قابل توجه تولید، بهویژه در بخشهایی است که شی جینپینگ آنها را برای آینده چین مهم میداند؛ بخشهایی مثل باتریهای لیتیوم یون، خودروی برقی و پنلهای خورشیدی. خیلی از اینها به حجم زیادی شن و ماسه نیاز دارند. در نتیجه، تقاضا برای آن بیشتر هم خواهد شد. قیمت شن و ماسه همین الان هم به رکوردهای بسیار بالایی رسیده است. سال گذشته، هر تن شن و ماسه حدود ۵۵ دلار بود.
🔻 متن کامل این مقاله:
http://msc.ir/s/yP
🆔 @karkhaneh_msc
9 107
🔰کارمند بانک یا شکارچی تسهیلات؟
در سالهای اخیر، تسهیلات ویژهای که به کارکنان بانکها اعطا میشود ( شامل وامهای با نرخ سود پایین، شرایط بازپرداخت آسان و سایر تسهیلات مالی)، جذابیتی کمنظیر برای کسانی ایجاد کرده که در پی ورود به دنیای بانکداری هستند.
بر اساس آمارهای منتشر شده، بانکهای قرضالحسنه رسالت و مهر بیشترین میزان تسهیلات را به کارکنان خود اختصاص دادهاند.
تفاوت سود وامهای کارکنان بانکها با مردم عادی به دلایلی چون جذب و نگهداشت نیروی انسانی با ارائه تسهیلات جذابتر، تامین وام از منابع مالکانه بانک بهجای سپردههای مشتریان، ریسک کمتر بازپرداخت به دلیل اشتغال ثابت کارکنان و مزایای شغلی است.
با این حال، در شرایطی که صفهای طولانی متقاضیان وام در بانکها و مراحل پیچیده اداری برای دریافت تسهیلات معمولی وجود دارد، مشاهده میشود که کارکنان بانکها بهراحتی و با شرایط ویژهای نظیر نرخهای بهره پایینتر، بدون نیاز به ضامن و با بازپرداختهای طولانیمدت، از تسهیلات با مبالغ بالا بهرهمند میشوند.
دنیای اقتصاد
📊 کانال اقتصادبازار
@EghtedadBazar
9 107
🔰 قیمتهای حبابی
چرا قیمت داراییها در ایران با ارزش ذاتیشان فاصله دارد؟
✍️علی قاسمی
حبابها عمدتاً به دلیل شکلگیری انتظارات تورمی به وجود میآیند. نمونه بارز آن اقتصاد ایران است که با به وجود آمدن انتظارات شدید قیمتی، حبابهایی در بازارهای دارایی به وجود آمده است. حبابی که در بازار سکه و طلا وجود دارد و حبابی که در بازار مسکن به وجود آمده است، ناشی از انتظارات تورمی و محدودیتهایی است که دولت در حوزههای مختلف اقتصادی به وجود آورده است.
برخی از حبابها نیز به دلیل خوشبینی بیش از حد به وجود میآید. چندینبار بازارهای جهانی با حباب بیتکوین مواجه شدند. بهطوری که این دارایی به دلیل فناوریهایی که در عرصه اقتصادی به وجود آوردند، مورد استقبال قرار گرفت.
رشدهای عجیب و غریب بازار کریپتو نمونه واضحی از حبابی است که در اثر خوشبینی به وجود آمده است. دلیل سوم نیز میتواند به سرخوشی بیش از حد افراد در بازارهای مالی ارتباط پیدا کند. در بازارهای مالی با رشد قیمتها برخی از افراد اعتمادبهنفس کاذب پیدا میکنند. بهطوری که فکر میکنند این روند صعودی ادامهدار است و با ورود غیرمنطقی و با سرمایههای بالا در بازارهای حبابی دست به معاملههای خطرناک میزنند.
تجارت فردا
📊 کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
9 107
📌تدبیردرتوسعه
🔻چرا توجه به مسوولیتهای اجتماعی برای بنگاههای بزرگ ضرورت دارد
🔹مسوولیت اجتماعی شرکتی در حوزه معدن و صنایع فلزی، به اقدامات داوطلبانه شرکتهای معدنی اشاره دارد که بهمنظور توسعه شرایط زندگی (اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی) جوامع محلی با هدف کاهش آثار منفی پروژه انجام میگیرد. بسیاری از شرکتها و صنایع فلزی کشور بهرغم علاقه به انجام فعالیت در حوزه CSR درک کامل و همهجانبهای از این مفهوم ندارند و آن را به انجام اقدامات انساندوستانه و فعالیتهای خیریه تقلیل میدهند.
🔹هر برنامه CSR نیازمند این موضوع است که بهصورت مجزا طراحی شود و بهصورت پیوسته باتوجه به نیازهای جامعه ذینفعان (شامل پرسنل، ذینفعان محلی، سازمانهای محلی و دولتی و سرمایهگذاران و...) یا جامعه هدف مورد ارزیابی قرارگیرد. بیشتر پروژههای CSR بر محوریت سه موضوع محیطزیست، جامعه و اقتصاد استوار هستند. ارائه گزارشهای دورهای و منظم از فعالیتهای صورت گرفته توسط شرکت معدنی، به افزایش میزان آگاهی جوامع محلی، ذینفعان و دولت نسبت به تاثیرات مثبت و اقدامات سازنده شرکت کمک میکند.
🔹همچنین ارائه گزارشهایی در حوزه اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی منجر به تقویت گفتوگو بین شرکت معدنی و ذینفعان آن میشود.
🔻 متن کامل این مقاله:
Https://msc.ir/s/xQ
🆔 @karkhaneh_msc
9 107
Repost from ماهنامه کارخانه
+1
📌تدبیردرتوسعه
🔻چرا توجه به مسوولیتهای اجتماعی برای بنگاههای بزرگ ضرورت دارد
🔹مسوولیت اجتماعی شرکتی در حوزه معدن و صنایع فلزی، به اقدامات داوطلبانه شرکتهای معدنی اشاره دارد که بهمنظور توسعه شرایط زندگی (اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی) جوامع محلی با هدف کاهش آثار منفی پروژه انجام میگیرد. بسیاری از شرکتها و صنایع فلزی کشور بهرغم علاقه به انجام فعالیت در حوزه CSR درک کامل و همهجانبهای از این مفهوم ندارند و آن را به انجام اقدامات انساندوستانه و فعالیتهای خیریه تقلیل میدهند.
🔹هر برنامه CSR نیازمند این موضوع است که بهصورت مجزا طراحی شود و بهصورت پیوسته باتوجه به نیازهای جامعه ذینفعان (شامل پرسنل، ذینفعان محلی، سازمانهای محلی و دولتی و سرمایهگذاران و...) یا جامعه هدف مورد ارزیابی قرارگیرد. بیشتر پروژههای CSR بر محوریت سه موضوع محیطزیست، جامعه و اقتصاد استوار هستند. ارائه گزارشهای دورهای و منظم از فعالیتهای صورت گرفته توسط شرکت معدنی، به افزایش میزان آگاهی جوامع محلی، ذینفعان و دولت نسبت به تاثیرات مثبت و اقدامات سازنده شرکت کمک میکند.
🔹همچنین ارائه گزارشهایی در حوزه اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی منجر به تقویت گفتوگو بین شرکت معدنی و ذینفعان آن میشود.
🔻 متن کامل این مقاله:
Https://msc.ir/s/xQ
🆔 @karkhaneh_msc
9 107
🔰 این 110هزار میلیاردتومان بودجه کشور، خرج کمک به چه دستگاهها و سازمانهایی میشود؟
🗞 روزنامه هم میهن نوشت:
در آخرین سند بودجه دولت سیزدهم یعنی بودجه ۱۴۰۳، ۳۰۷ هزار میلیارد تومان کسری تراز عملیاتی وجود دارد. یعنی تفاضل هزینههای دولت منهای اعتبارات عمرانی از درآمدهای دولت منهای درآمد نفت و فروش اموال و اوراق یک کسری ۳۰۷ هزار میلیارد تومانی دارد.
بررسی جداول بودجه ۱۴۰۳ نشان میدهد دولت رقمی نزدیک به ۱۱۰ هزار میلیارد تومان بودجه تحت عنوان کمک و حمایت در بخشهای مختلف پیشبینی کرده است؛ یعنی رقمی که با یکسوم از کسری بودجه کشور برابری میکند، به اسم کمک به مؤسسات و نهادهای مختلف قرار است پرداخت شود.
در بین ارقام هزار میلیاردی، ستاد بازسازی عتبات قرار است یک هزار و چهار میلیارد تومان کمک بگیرد و یا صندوق بازنشستگی برای پرداخت حقوق بازنشستگان قوه قضائیه ۵ هزار میلیارد تومان کمک دریافت خواهد کرد. در بین ارقام هزار میلیاردی، ردیف کمک به صداوسیمای جمهوری اسلامی با ۲ هزار میلیارد تومان جزو ارقام قابل تأمل است.
📊 کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
9 107
🔰 دانشجویان ایرانی در دانشگاه های آمریکایی! چرا؟ چقدر؟
✍️ محمدرضا اسلامی
مدرس دانشگاه ایالتی پلی تکنیک کالیفرنیا
دانشگاههای برتر آمریکا عموما دارای جایگاه برتر در رتبه بندیهای بین المللی هستند و لذا ورود به این دانشگاهها پس از عبور از فیلترهای متعدد است. در واقع ورود به این دانشگاهها نوعی «رقابت بین المللی» است میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی.
حالا یک پله به عقب نگاه کنیم: چرا در مقایسه با دانشگاههای اروپا، شرق آسیا، و حتی کانادا، دانشگاههای آمریکایی در جهان در رتبه های برتر قرار دارند؟
پاسخ به این سوال، کوتاه نیست چون که «صنعت آموزش» یکی از پیچیده ترین صنایع در آمریکاست. چند پاسخ اجمالی:
- دانشگاههای آمریکا ارتباط تنگاتنگی با صنعت دارند و تعامل صنعت و دانشگاه باعث غنی شدن فرآیند آموزش/تولید علم شده.
- «اقتصاد دانشگاه» در آمریکا به شکلی است که دانشگاهها منابع درآمدی متنوعی دارند و نهاد دانشگاه از استقلال نسبی برخوردار است (در مقایسه با شرق آسیا و حتی اروپا)؛ و عملا دانشگاه چندان ذیل دولت قرار نمی گیرد. خلاصه تر بگوییم: دانشگاه یک نهاد دولتی نیست.
- بودجه هایی که بنیاد علوم (NSF) برای پژوهشهای لب مرزی دانش تامین می کند بودجه های هنگفتی است و این باعث شده تا به عنوان «نقش مکمل» در کنار دیگر درآمدهای دانشگاه، به فرآیند تولید علم کمک شود.
حالا برگردیم به سوال اول: در هر سال تحصیلی چند دانشجوی ایرانی در آمریکا هستند؟
طی سالهای اخیر در هر سال تحصیلی حدودا ۱۱۰۰۰ (یازده هزار) نفر.
عدد درشتی است؟ اگر به خود عدد نگاه کنیم، بله! طی شش سال گذشته هر سال حدود ۱۱۰۰۰ تن از بهترین فارغ التحصیلانِ دانشگاههای کشور در مراکز دانشگاهی آمریکا مشغول به تحصیل شده اند. این یعنی فقط از ۲۰۱۷ تا امروز بیش از ۶۰هزار تن از فرزندان سرزمین ایران.
اما بیائید به جای نگاه به قدرمطلق عدد، با نگاهی مقایسه ای به آمار نگاه کنیم:
طبق آمار رسمی وزارت علوم آمریکا تعداد دانشجویان بین المللی شاغل به تحصیل در سال تحصیلی گذشته در آمریکا یک میلیون و پنجاه و هفت هزار نفر بوده است. قبل از کرونا بیشتر هم بود. (لینک)
جالب اینجاست که بدانیم که اکنون حدود ۳۰۰هزار دانشجوی چینی در آمریکا مشغول به تحصیل هستند و حدود ۲۰۰ هزار دانشجوی هندی. (لینک)
حتی کشور ژاپن با وجود آنهمه صنعت و برخورداری از دانشگاههایی مانند توکیوتِک و کیوتو، شانزده هزار دانشجوی تحصیلات تکمیلی در آمریکا دارد.
حالا بیاید از منظری دیگر نگاه کنیم: هر کشوری از هر صد هزار نفر، چند نفر دانشجو در آمریکا دارد؟ برای این کار جمعیت دانشجویان را تقسیم بر جمعیت کشور می کنیم و سپس ضربدر ۱۰۰ هزار: ایران از هر صدهزار نفر، ۱۳ نفر، ژاپن ۱۳ نفر، هند ۱۴ نفر و چین ۲۱ نفر.اینجا اعداد سخن می گویند. همیشه عدد، رقم و آمار باعث می شود که از اتاق فکر خود خارج شویم و با واقعیتهای دنیا موجه شویم.
اگر از این منظر نگاه کنیم ما با هند، ژاپن برابر هستیم و فقط چین تقریبا ۱.۵ برابر ماست. این باعث می شود که گمان نکنیم قدرمطلق تعداد دانشجویان ایرانی در ایالات متحده عدد بزرگی است. بلکه باعث می شود که بدانیم ابعاد صنعت آموزش در مقیاس بین المللی چقدر بزرگ است و برای تک تک آن یازده هزار دانشجوی کشورمان ارزش قائل شویم. چون آنها کسانی هستند که در یک رقابت نفسگیرِ بین المللی با چینی ها، هندی ها، اروپایی ها، ترکیه ای ها، اعراب و... موفق به حضور در یک آزمایشگاه تراز بین المللی شده اند. دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در آمریکا عموما از خانواده های طبقه متوسط هستند و هیچ کدام با بورسیه تحصیلی دولت ایران مشغول به تحصیل و پژوهش نیستند. با گران شدن دلار و بد شدن شرایط اقتصادی کشورمان، برخی از آنها حتی مقدار اندک پس انداز مثلا دویست-سیصد دلاری خود را برای والدین بازنشسته شان می فرستند.
این در حالی است که بن سلمان حدود ۱۶هزار دانشجوی عربستانی را با بورسیه (و با پول نفت) برای تحصیل به آمریکا فرستاده است که می شود ۴۳ نفر به ازای هر صد هزار نفر، یعنی سه برابر دانشجویانی که با جیب خودشان می روند با بورس حکومتی عربستان می رود
سیوال سخت آخر
و حالا یک سوال دیگر: تا اینجا فهمیدیم که میزان حضور دانشجویان ایرانی در آمریکا خارج از نرم نیست. سوال این نیست که چرا می روند؟ سوال این است که چرا برنمی گردند؟ اگر امروز بگویند که یک وجب از خاک ایران به دست بیگانگان افتاد چه قدر ناراحت می شویم؟ نمی گویم بیشتر ولی دست کم به همان اندازه باید ناراحت شد از اینکه یک دانشجوی مستقل باهوش از این مملکت می رود و دیگر باز نمی گردد.
به نقل از کانال محمدرضا اسلامی
📊 کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
9 107
🔰 چرا ایرانیان تاریخ خود را نمیخوانند؟
✍️ مهران صولتی
فیاض زاهد تحلیلگر سیاسی و استاد تاریخ دانشگاه معتقد است که کتابهای درسی ما هر روز بیشتر از پیش غیر ایرانی میشود آنچنان که دانشآموزان ایرانی بر خلاف دانشآموزان اروپایی بسیار کم تر به پیشینه تاریخی خود توجه دارند. تجربه معلمان تاریخ نیز از بیتوجهی فزاینده نسبت به این امر در کلاسهای درس حکایت میکند. روشن است که بخشی از این بیاعتنایی را میتوان در نسبت با کاهش احساس میهن دوستی در میان ایرانیان توضیح داد که بیش از همه در افزایش مهاجرتها و گرایش به جهانوطنی جلوهگر شده است. اما بهراستی چرا ما امروزه کمتر تاریخ خود را میخوانیم؟
شکاف تاریخی؛ دولت- ملت:
مطابق نظریه کاتوزیان، حکومت در ایران از آنجا که متکی بر طبقات اجتماعی نبوده و در آن اراده پادشاه تنها منبع قانونگذاری و تنظیم روابط سیاسی تلقی میشده است نتوانسته به مشارکت شهروندان در نصب، نقد و عزل حاکمان بینجامد (دموکراسی). شکاف تاریخی؛ دولت- ملت نیز زاییده چنین شرایطی است که توانسته با نابود کردن اعتماد عمومی به افول حس میهن دوستی در میان ایرانیان منجر شود.
پیدایش دوگانه؛ امت- ملت:
انقلاب ۵۷ مبتنی بر خوانش سیاسی از اسلام و با داعیه عدالتگستری و ظلمستیزی از طریق صدور انقلاب به پیروزی رسید. از آن پس بود که این دوگانه شکل گرفت و آرمان رهایی امت اسلامی از چنگال امپریالیسم جهانی در قانون اساسی نظام نوبنیاد جمهوری اسلامی تجلی یافت. اینک اما چهاردهه است که دوگانه غیرکارکردی؛ امت- ملت نه تنها نتوانسته به آرمان نخستین خود جامه عمل بپوشاند بلکه با کمرنگ کردن همبستگی ملی موجب کند شدن روند توسعه و افول احساس وطندوستی شده است.
نقالی تاریخ بهجای نقادی تاریخ: خوانش تاریخ در ایران صرفا به نقالی آن فروکاسته شده و به روایتگری مجموعهای از حوادث مرتبط با فرادستان محدود مانده است (تاریخ شاهان)، در حالیکه همین تاریخ از روایت نقش فرودستان و فاعلیت آنها غفلت کرده است (تاریخ مردم). روشن است که اگر نقادی تاریخ به معنای نگاه جامعه شناختی به رویدادهای گذشته با هدف کشف منطق حاکم بر دورههای تاریخی و آشناییزدایی از آنها (کشف نظم در بینظمیها، و قاعده در استثناها) در مدارس و جامعه حاکم شود اشتیاق به تاریخ فزونی خواهد یافت.
ناکامی در تلفیق میان سه فرهنگ: ایرانیان از دو سده پیش تا کنون میراثدار؛ ایرانیت، اسلامیت و مدرنیت به عنوان فرهنگهای نهادینه شده در ضمیر جمعی خود محسوب میشوند. حکومتها در اینمیان اما بهجای مجال دادن به مردم برای ایجاد سازگاری میان این سه فرهنگ کوشیدهاند تا برخی را به نفع یکی مصادره و از عرصه عمومی حذف نمایند. تلاشهایی که در دوران پهلوی و جمهوری اسلامی انجام گرفت و به نتایجی متضاد با خواست حاکمان انجامید. برای ملت بی پناه اما؛ شیزوفرنی فرهنگی، افول میهندوستی، و بیاعتمادی عمومی تنها ارمغان نامبارک این بیتدبیری ها بوده است.
📊 کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
9 107
🔰 جستجوی شتر هجدهم*
✍️ احمد میدری
به دکتر خانیکی زنگ زدم که برای جلسه نکوداشت هماهنگیهای لازم صورت گیرد. گفت من راضی به این مراسم نیستم. به ایشان گفتم ما و جامعه نیازمند این مراسم هستیم و این هم بدون تعارف میگویم.
گفتم علتش را توضیح خواهم داد. *علتش جستوجو برای شتر هیجدهم است.
داستان شتر هجدهم را *ویلیام یوری*باب کرده است.
او صاحب کرسی حل منازعه (Conflict Resolution) در دانشگاه هاروارد است که تجربههای زیادی در حل منازعه در میان کشورها و نهادها دارد.
چند کتاب او نیز به فارسی ترجمه شده است.
*یوری* معتقد است که عموم منازعات میان انسانها مانند وصیت آن پدر است که 17 شتر را برای سه فرزند خود به ارث گذاشت.
وصیت کرد که برای
یکی از آنها یکدوم شترها،
برای فرزند دیگر یکسوم و
برای یکی هم یکنهم داده شود. بعد از فوت پدر فرزندان جمع شدند و وصیتنامه را خواندند. هفده نه بر دو تقسیم میشود و نه بر سه و نه بر عدد نه.
اختلاف میان فرزندان بالا گرفت. به پیر قوم مراجعه کردند و گفتند نمیتوانیم وصیت پدر را اجرا کنیم.
پیر دانا گفت من یک شتر به شما میدهم و آن وقت 18 شتر خواهید داشت. یکدوم آن میشود 9 شتر، یکسوم آن میشود 6 شتر و یکنهم آن میشود 2 شتر.
جمع شترهای شما میشود 9 به علاوه 6 و به علاوه 2 یعنی 17 شتر و میتوانید یک شتر من را برگردانید.
اختلاف میان آنها پایان یافت و زندگی برادرانه برقرار شد.
از نظر *ویلیام یوری* عموم منازعاتی که میان دولتها، سازمانها و مردم وجود دارد مانند همین وصیت است.
هیچ راهحل از پیش تعیین شدهای ندارند مگر اینکه پیر دانایی شتر هجدهم را به عاریت بدهد تا مساله حل شود.*
مشکل پیدا کردن شتر هجدهم است.
ما نیز در وضعیتی مشابه قرار گرفتهایم، وضعیتی که به آن تراژدی رئالیسم سیاسی میگویند. کشور بر سر یک دوراهی قرار میگیرد که هیچ یک از دو سر دعوا را نمیتوان حذف کرد.
مانند دعوای زن و شوهری که در شرف طلاق هستند و فرزندانی دارند.
طلاق یک تراژدی برای فرزندان و عموما برای مرد و زن هم است. *هنر در این وضعیت اصلاح رفتار هر دو طرف است، هر دو علایقی دارند که جمع آنها ممکن نیست اما جدایی بهطور قطع برای فرزندان مصیبت است.*
جامعه امروز ما در چنین وضعیتی قرار دارد. نمیتوانیم با هیچ یک از دو طرف دعوا همراهی کنیم.
مساله حفظ همبستگی و اصلاح رفتارهاست تا نه تنها در کنار هم زندگی کنیم، بلکه با تغییر رفتار سعادت عمومی را به ارمغان بیاوریم.
*مساله اصلی، حل منازعه است.*
اگر بر نظام سیاسی بیش از این فشار وارد شود با خطر دولت ضعیف روبهرو خواهیم بود که اگر محقق شد جهنمی میشود و همه آرزوی بازگشت به گذشته را خواهیم داشت.
اگر دولت هم این راه را ادامه دهد ملت و خود را ویران میکند. *خودویرانگر شده است.*
این منازعه را چگونه میتوان حل کرد؟
*ویلیام یوری میگوید باید شتر هجدهم را درون هر جامعه کشف کرد.*
راهحل او برای حل منازعه خاورمیانه بازگشت به سنت مشترک در میان ادیان این منطقه یعنی سنت مشترک میان اسلام، یهودیت و مسیحیت است. هر سه ادیان ابراهیمی هستند.*به نظر او باید راه را از ابراهیم پیامبر پرسید.
یوری از زادگاه ابراهیم تا محل فوتش پیاده رفت تا بتواند سنت مشترک میان پیروان ابراهیم اعم از یهودی یا مسلمان یا مسیحی را بیابد.
*او سنت مشترک را در همسفره بودن پیدا کرد.*
میان همه ساکنین منطقه خاورمیانه یک سنت مشترک ابراهیمی وجود دارد:
*همسفره بودن و مهمانپذیری.*
همه مردم این منطقه از ابراهیم آموختهاند مهمان را برکت سفره و مهمان خدا میدانند.
همسفره بودن برکت است، زیرا بستری برای گفتوگو است.
از دل گفتوگو نه گفتوگویی سیاسی، بلکه گفتوگو بر سر هر چیزی انسان را از موضع نزاع بیرون میآورد و افق تازهای را میگشاید.
از نظر یوری شتر هیجدهم برای حل منازعه همسفره شدن است تا در لحظههایی که اختلاف و منازعه را کنار میگذاریم راهحلی برای مسائل به ظاهر لاینحل بیابیم. حل منازعه داخلی ما هم شتر هجدهم را میخواهد.
نمیدانیم این شتر چیست، اما میدانیم به قول *محمدمهدی مجاهدی از دل هممساله شدن «هممسالگی» بیرون میآید.* بهرغم همه اختلافها مسالههای مشترک زیادی داریم.
*دعوا بر سر حق و باطل نیست تنها یک باطل وجود دارد و آن هم تداوم منازعه است که هر دو طرف را به مسلخ میبرد.*
نکوداشت توکلی و خانیکی فرصتی است برای یافتن مسالههای مشترک و یافتن راهی برای پایان بخشیدن به منازعه.
📊کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
9 107
🔰 ساختارِ چاپلوسی در جهانِ سوم
✍️ صادق زیباکلام
تعریفِ استاندارد چاپلوس، بزرگ نشان دادن، خاص معرفی کردن و موفق جلوه دادن یک مقام و مسئول دولتی یا معروف برای کسبِ امتیاز است. هر چند امتیاز میتواند شامل موارد مختلفی باشد ولی انتهای چاپلوسی، دسترسی به پول و امکانات مادی است. اگر هدفِ اولیه چاپلوسی را به قدرت رسیدن و سِمَت پیدا کردن تلقی کنیم، خودِ سِمت و مقام نیز در نهایت به پول، امکانات و تسهیلات منتهی میشوند.
اگر چاپلوسی در ناخودآگاه جامعۀ هنرمندان، نویسندگان، دانشگاهیها و حرفهایهای دیگر رسوب کرده باشد که راهِ دستیابی به پول و شهرت از طریق ارتباطات دولتی است، خود به خود توجیههای اغراق آمیز، موفق خطاب کردن مدیران ناکارآمدِ دولتی، نادیده گرفتن فکت ها، تحریفِ آمار، طرح ارادتهای غیر واقعی و تایید بیپایۀ مدیران دولتی، به فرهنگ عمومی تبدیل میشود. افراد میآموزند که پلههای ترقی را با استفاده از واژگان پر طمطراق و تعظیم و قیام در برابر مدیران، میتوان راحت و بی هزینه طی نمود.
در کشورهای جهان سوم که نهادِ دولت بر هر نوع ارتقایی تسلط و نظارت دارد، این فرهنگ به تدریج عمومی شده و شهروندان با محافظه کاری و لطیفه گویی از آن عبور میکنند. در دستگاهها و وزارتخانههایی که منابع مالی قابل توجه و ارزهای خارجی در اختیار دارند، صنعتِ چاپلوسی پیشرفتهتر شده و غلظتِ فریب و میزانِ تمجید پیچیده تر میشوند.
○چند نکته:
چاپلوسی محصول ساختارهای ناکارآمد و متمرکز است. به میزانی که در یک جامعه، امکانات، منابع و فرصتها متمرکز و نزد دولت باشند، به همان میزان میتوان انتظار داشت چاپلوسی در فرهنگ، عمومی گردد. تمرکز در ذات خود، بی عدالتی میآورد؛ چه این تمرکز نزد دولت باشد چه تمرکزِ ثروت نزد یک درصدِ جامعه. از این رو برای اندازه گیری پیچیدگی و غلظتِ چاپلوسی، فهمِ ساختارِ اقتصادی یک جامعه، قدمِ اولِ شناخت است. متملق به یک امیدی تملق میکند و در هر صورت، میخواهد نیازهای خود را برآورد کرده و احیاناً به امکانات و قدرت بیشتر، طمع دارد.
در عین حال، در کشورهای جهانِ سوم که تمرکز ثروت و قدرت وجود دارد، یک اتفاقِ تعیین کنندۀ دیگری نیز شکل میگیرد: ظهورِ یک اکثریتِ ضعیف با اعتماد به نفس بسیار پایین. چاپلوس در عین اینکه طمع دارد و محتاج است از مناعت طبع و شخصیت والا برخوردار نیست. حاضر است به هر رفتاری تن دهد، تا سمت خود را حفظ کند و به رقمهای بالاتری برسد. چاپلوس آگاهانه دروغ میگوید و حیله به کار میبرد. چاپلوس و دریافت کنندۀ چاپلوسی، هر دو محصولِ یک ساختار معیوبِ اقتصادی و فرهنگی هستند. یک نظامِ اقتصادی سالم، شهروندانِ سالم به ارمغان خواهد آورد. اقتصادِ سالم، ثبات سیاسی نیز به همراه میآورد. عدالت اجتماعی نیز در سایه اقتصادی سالم به دست میآید.
مادامی که کشورهای جهان سوم، پارادایم حکمرانی خود را بر تمرکز ثروت، قدرت و رانت بنا کرده باشند نه تنها نمیتوان در انتظارِ شهروندانِ مدنی نشست، بلکه اهدافی مانند آزادی فکری و دموکراسی نیز رویایی بیش نخواهند بود. کارِ لازم فرهنگی در جهان سوم این است که تملق و فرصت طلبی در فرهنگ عمومی مذموم شناخته شوند. اما کلیدِ تقابل با چاپلوسی، سالم سازی ساختار اقتصادی از یک طرف و اعتباریابی اشخاص از طریق زحماتِ خود آنها از طرف دیگر است.
📊 کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
9 107
💫بالاخره...
بعد از یک و نیم سال حضور فاخر در پیامرسانهای داخلی،،،
⭕️کانال حکیم رضائی در تلگرام⭕️
مشاوره تلفنی و بهبود تخصصی با ترکیبات تماما گیاهی،،،
🙍♂مشکلات خصوصی آقایان
🩸دیابت آقایان و بانوان
🚬ترک اعتیاد و سیگار
وارد کانال زیر بشین و از معجزات گیاهپزشکی که برای اولین بار در ایران ارائه میشند بهرهمند شوید👇
📚https://t.me/+QBfwMytUW31iODQ0
📚 https://t.me/+QBfwMytUW31iODQ0
لینک کانال رضایت جناب رضائی👇
https://t.me/+453rXFs-HcwyMDNk
9 107
🔰 با اختلاف زیادی، این سکانس زیباترین سکانسی است که اندازه ۴۰ سال درباره سیاست خارجه ما حرف در خود دارد! ببینید و بر هوش سازنده آفرین بگوئید
📊کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
9 107
🔻چهل و سومین شماره ماهنامه کارخانه با عنوان “فرصت صنعتی شدن” منتشر شد.
🔹ماهنامه کارخانه، رسانه راهبردی شرکت فولادمبارکه در حوزه صنعت و معدن است که با هدف تبیین نقش پیشرانی بنگاههای بزرگ در مسیر توسعه و تعالی کشور منتشر میشود و با نگاهی آیندهپژوهانه سعی دارد با بیان دیدگاههای صاحبنظران و اندیشمندان، امکان هماندیشی، تبادلنظر و تضاربآرا را فراهم سازد تا در چارچوب یک پیوست رسانهای چند سونگر، بستری شایسته برای تحقق درست گام دوم شرکت فولادمبارکه را فراهم سازد.
در این شماره میخوانید؛
🔸فرصت صنعتی شدن
چگونه میتوان زمینه ظهور یک حرکت ملی برای جهش تولید را فراهم ساخت؟
🔹استرس بر اقتصاد
کشورها برای مقابله با بحران پیری جهان چه برنامههایی در نظر دارند؟
🔸تنگنای جغرافیا
تحولات ژئوپلیتیک 2024، چگونه نقشه جدید جهان را ترسیم میکند؟
🔹توسعه در قاب هفتم
آیا احکام برنامه هفتم توسعه، میتواند انتظارات صنعت و معدن را محقق سازد؟
صفحه کارخانه در اینستاگرام
https://instagram.com/karkhaneh_msc
9 107
🔰 وزرایی که چراغ خاموش صندلی را ترک می کنند
✍ محمدرضا اسلامی
وقتی کسی مسئولیتی در حد وزارت را تحویل می گیرد، در برابر جامعه و افکار عمومی مسئول است.
کسی که سه یا چهار سال زمام یک وزارتخانه دستش باشد و سپس بخواهد بی سر و صدا و چراغ خاموش صندلی را ترک کند، گمان می کند که “زرنگ” است، حال آنکه سطح هوش و هشیاری انسانها را دست کم گرفته است. (خصوصا در عصر شبکه های اجتماعی)
🔵 ضروری است که هر وزیر قبل از کنار رفتن و سپردن صندلی وزارت به وزرای دولت چهاردهم، گزارشی مکتوب از محورهای اصلی کارهایش به مردم و دانشگاهیان ارائه کند.
بگوید که در قبال وعده هایی که داده کرده است؟
▪️اوجی وزیر نفت
در گزارشی فنی، روشن و شفاف بگوید که چقدر سرمایه گذاری خارجی در توسعه میادین نفت و گاز (طی این ۳ سال) جذب شده است؟ چه سرمایهگذارانی و از چه کشورهایی در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران سرمایه گذاری کرده اند؟ چند دلار؟
می دانیم که ایشان بخشی از اطلاعات نفت را مشمول محرمانگی نموده است. ولی اوجی در حد ممکن، و در حدی که مردم “محرم” هستند گزارش بدهد که چشم انداز انرژی کشور ایران طی چهار سال آینده چگونه است؟ دولت جدید مشخصا چه چیزی را تحویل می گیرد؟
▪️محرابیان وزیر نیرو
در قالب یک گزارش به جامعه مهندسی برق کشور، روشن و شفاف توضیح بدهد که چرا شبکه برق ایران اینقدر شکننده است؟ چرا وزارت نیرو برای افزایش ۶ هزار مگاوات مصرف در تابستان امسال آماده نبوده است؟
چه باید انجام می شد که ایران از یک شبکه برق پایدار برخوردار می بود؟ محرابیان مکتوب بگوید که چرا باید «برق صنایع» قطع بشود؟
چرا الشرکة السُعودیة للکهرباء در صنعت برق عربستان (که فقط ۳۲ میلیون نفر جمعیت دارد) + ظرفیت تولید
422 TWH
برق را داراست ولی شرکت توانیر در کشور ایران با بیش از دو برابر جمعیت عربستان (بیش از ۸۵ میلیون نفر) ظرفیت تولید
389 TWH
برق را داراست؟
▪️صحرایی وزیر آموزش و پرورش
با انتشار یک گزارش دقیق توضیح دهد که برای وضعیت معیشت معلمان چه کرده است؟ نسبت تورم به حقوق معلمان چگونه بوده؟ شاخصه های کلان آموزش و پرورش که روی آنها متمرکز بوده چه ها بوده است؟
▪️اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد
در قالب گزارشی به جامعه هنری کشور توضیح دهد که طی مدت حضور او وضعیت موسیقی ایران و تعداد کنسرتهای برگزار شده در کشور چگونه بوده است؟ او چند دیدار با اهالی قلم داشته؟ وضعیت انتشار رمان در ایران طی این سه سال چه شده است؟ در تمام این سه سال آیا او ۲ دیدار با امثال رضا امیرخانی، سیدرضا میرکریمی، ساعد باقری، افشین علا و… هنرمندان شاخص کشور داشته است؟ کی؟ و کجا؟!
▪️ احسان خاندوزی وزیر اقتصاد
در قالب گزارشی مکتوب به جامعه اقتصاددانان کشور بیان کند که وضعیت نرخ ارز طی سه سال گذشته چه شد؟ تورم در ایران طی این سه سال چه وضعیتی داشته است؟
خاندوزی که زمانی در جایگاه نمایندگی مجلس، مدعی اصلاح اقتصاد ایران بود، الان گمان نکند که بی سر و صدا و «چراغ خاموش» می تواند صندلی را ترک کند. او باید مکتوب توضیح بدهد که وضعیت بورس طی این سه سال چه شد؟ زیان دهی بانکها در چه شرایطی است؟
خاندوزی روز رای اعتماد قول داده بود که بازار ارز را مدیریت خواهد کرد و گفته بود که وزارت اقتصاد را «تحریم ناپذیر» خواهد کرد. او باید بگوید که آن همه وعده ها چه شد؟
▪️ زلفی گل وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری
طی گزارشی مکتوب و با احترام به جامعه بزرگ اساتید هیات علمی کشور توضیح دهد که چرا جایگاه دانشگاههای ایرانی در رتبه بندیهای جهانی طی این سه سال افت پیدا کرده است؟
حقوق هیات علمی در ایران در مقایسه با عرف بین المللی چقدر است؟
نسبت/نرخ «تعداد استاد به دانشجو» در دانشگاههای کشور در چه وضعیتی است؟
▪️مهرداد بذرپاش وزیر مسکن و راه
با احترام به ۶۵۰هزار «مهندس عمران دارای پروانه نظام مهندسی» در ایران، بگوید که دقیقا چه تعداد واحد مسکونی طی هر سال ساخته شد؟ برای بحران کمبود مسکن چه کرد؟ چه تعاملی با سازمانهای نظام مهندسی داشت؟ برای جلوگیری از حذف ایران در ترانزیت زمینی کالا چه کرد؟ چرا وضعیت فرودگاه امام خمینی در مقایسه با فرودگاه دوبی و استانبول چنین است؟
مطالبه گزارش مکتوب از وزرا و کسانی که متولی بخشی از اموال و امکانات کشور بوده اند یک ضرورت است.
دنیای جدید مبتنی بر احترام به درایت و هوش شهروندان است. ارایه یک گزارش مکتوب به مردم «حداقل» انتظار از کسی است که وعده هایی داده ولی وعده هایش محقق نشده است.
در صورتی که چنین روالی در کشور شکل بگیرد، مسئولان آینده در ارایه وعده های توخالی و «درشت گویی» احتیاط خواهند کرد.
چون میدانند که در پایان دوره مسئولیت نمی توانند چراغ خاموش صندلی خود را ترک کنند.
📊 کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
9 107
🔰 ویژگیِ وزیر صمتِ ایدهآل
۱. روزی که از مجلس رأی اعتماد گرفت، در نامهای سرگشاده خطاب به نمایندگان بنویسد: "از اینکه به من اعتماد کردید تا قانون را اجرا کنم، سپاسگزارم. خواهش میکنم درخواستهایِ خارج از ضابطه نداشته باشید. در عوض قول میدهم وزارتخانهای چابک بسازم، سامانهِ شفافیتِ مجوزها را بهراه اندازم و کلیه اُمور را غیرحضوری و برخط کنم."
۲. چند تن از تولیدکنندگانِ برترِ کشور را صدا کند و بگوید من چه کاری باید انجام دهم تا شما تولیدِ ثروت را بیشتر کنید و اشتغالِ بالاتری بهوجود آورید.
۳. این موضوع را درک کند که وزیرِ صمت، وزیرِ تکنولوژیست و باید فنآوریهایِ نوین را در دنیا رصد کند بطوریکه اگر کسی از او پرسید صنعتِ سبز چیست، بگوید صنعتِ سبز یعنی حرکت بهسمت کاهش کربن، نه اینکه کاشتِ چند درخت در محیطِ کارخانهها را بهعنوانِ صنعت سبز معرفی کند.
۴. رؤسای ایدرو و ایمیدرو را تغییر دهد و این سازمانها را از افرادِ سفارشی پاکسازی کند و افرادِ لایق را بهکار گیرد. سپس مقدماتِ لازم برایِ واگذاریِ سهامِ این دو سازمان بهمانندِ مدلِ مپنا، در بازارِ سرمایه را فراهم کند.
۵. روزی که بر صندلی وزارت تکیه زد، از دکتر مسعود نیلی و همکارانِ او درخواست کند که الفبایِ استراتژی توسعه صنعتی کشور را در چند جلسه فشرده به او و مدیرانش آموزش دهند.
۶. با بزرگانی چون محمدرضا نعمتزاده، مصطفی هاشمیطبا، بهزاد نبوی، حسین محلوجی، اسحاق جهانگیری و غلامرضا شافعی، مشورت کند و با آنها درباره اقتصاد سیاسی، رانت، تضاد منافع، فساد و چالشهای تولید و تجارت، به گفتوگو بنشیند و تجربیاتشان را بهکار گیرد.
۷. از وزرای پیشین بپرسد چرا بهرغم قاچاقِ میلیاردها نخ سیگار در کشور، وقتی که وزیر بودند نتوانستند مجوز تولیدِ سیگارِ "مارلبرو" در ایران صادر کنند؟ چه کسانی مانع شدند و آنها را تهدید کردند؟
۸. بدونِ مشورت با فعالانِ بخشِ تولید و تجارت، نهادهای صنفی، تشکلهای مدنی و پژوهشکدههای معتبر، تصمیمی نسازد و از خلقِ بخشنامههایِ شبانه جلوگیری کند.
۹. بر خُلق و خوی خود مسلط باشد. تکانشهای عصبیاش را بشناسد و با یک روانشناس یا روانکاو مجرب هر هفته در ارتباط باشد.
۱۰. اگر در شرایط بحرانی قرار گرفت خونسردی خود را حفظ کند و بهجای فریاد زدن بر سَرِ زیردستان، در آرامشِ مطلق، به فکر حل مساله باشد.
۱۱. الفبای سیاست، اقتصاد، اقتصادِ سیاسی، تضادِ منافع، قدرت، دموکراسی و جامعهشناسی را یاد بگیرد. در این حوزهها مطالعه کرده و یا نزد اساتیدِ مرتبط برود و شاگردی کند.
۱۲. به معنای واقعی دولتمرد باشد و بهغیر از وزارتِ تخصصی خود، در مسائل اقتصادی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی اشراف داشته باشد و بتواند به رئیسجمهور و سایر وزرا نظرِ مشورتی دهد.
۱۳. مقابلِ ایجادِ شرکتهای معدنیِ منطقهای بایستد و برای شرکتهای بورسی تصمیمهای سیاسی نگیرد.
۱۴. در دام صنعت خودرو نیافتد و برنامهای یکساله تدوین کند که سهامِ دو شرکت بزرگ خودروساز به بخش خصوصی واگذار شوند.
۱۵. به اقتصادِ دریا اشراف داشته باشد و به سواحل مَکران، خلیج پارس و کرانههای دریای کاسپین به عنوان پایگاههای تولید و صادرات نگاه کند و توسعه پایدار را در جذب سرمایهگذاری برای ایجاد صنایعانرژیبر، در کنارِ سواحل ببیند.
۱۶. وعدهِ بکارگیریِ "مدیرِ بومی" را به کسی یا نهادی ندهد و "شایسته سالاری" را بر "بومیگرایی" ترجیح دهد. در مقابلِ فشار هر صنف و نهادی برای بکارگیریِ افرادِ نالایق یا تغییرِ مدیرانِ لایق، بایستد و "نه" بگوید.
۱۷. در قیمتگذاریِ کالاهای صنعتی و معدنی دخالت نکند. کشفِ قیمتِ کالاهای معدنی و صنایع معدنی را به بورسِ کالا واگذارد و اگر خبرنگاری از او پرسید چرا قیمت خودرو بالا رفته، بگوید این موضوع مربوط به وزارتِ صمت نیست و بازارِ آزاد در این باره تصمیم میگیرد.
۱۸. بیاندیشد که آیا وجودِ "سازمان حمایت از تولیدکنندگان و مصرفکنندگان" در دلِ وزارتِ صمت لازم است یا باید منحل شود. آیا این سازمان، نهادی برای حمایت از حقوقِ فعالانِ تولید و مردم است یا مرکزی برای سرکوبِ قیمتها؟
۱۹. انحصار را از "تولیدِ داخل" بردارد و پای هیچ درخواستی مبنی بر ممنوعیتِ واردات به بهانهِ حمایت از تولیدِ داخل را امضا نکند.
۲۰. جسارت در سیاستگذاری، تصمیمسازی و تصمیمگیری داشته باشد و پشتِ مدیرانش را خالی نکند.
پیریت
9 107
به نظر می رسد در متدولوژی اولویت های حکمرانی، نوعی تشتت وجود دارد. ظاهراً نمی دانیم یا نمی خواهیم بدانیم که کدام اندیشه ها باید اجرا شوند تا یک فرد بازنشسته در سن هفتاد و پنج سالگی، مسافرکشی نکند.
مبنای تحول چه در فرد و چه در جامعه، در اندیشه ها است. سیاست های جدید افکار جدید می طلبند. افق های جدید به افکار جدید نیاز دارند. افکار قدیم در بسته بندی های جدید گذاشتن را ، به نوعی می توان به استتار نیّت و تداومِ نامحسوسِ ناکارآمدیها نسبت داد. دیگر پیکان تولید نمیشود ولی پراید همان پیکان سابق است. اندیشۀ تویوتا تولید کردن باید جای اندیشۀ پراید تولید کردن را بگیرد. افراد با اندیشه های نوین می توانند کارآمد باشند. عقلانیت در حکمرانی به معنای انطباق با شرایط است.
با ورود هوش مصنوعی، اندیشه های حکمرانی روزانه در حال تغییر هستند. شاید پرسش اساسی این باشد: آیا حکمرانان اندیشه های جدید را تشخیص می دهند و برای اجرای آنها برنامه ریزی می کنند یا همان اندیشه ها در زمان و فرصت های از دست رفته با هزینه های فراوان، خود را در نهایت به حکمرانان تحمیل می کنند.
📊کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
9 107
🔰حکمرانی مطلوب، افکار جدید مهم هستند یا افراد جدید؟*
✍️دکتر محمود سریع القلم
گاهنامه مدیر
در اواخر دهۀ ۱۹۶۰، وقتی چین تصمیم گرفت اقدامات لازم و تجربۀ شده بشری برای صنعتی شدن و رشد اقتصادی را به تدریج به مرحله اجرا درآورد، مائو و افراد کلیدی در اطراف او بودند که این تحول فکری را ایجاد کردند.
آنها با مشاهدۀ تحولات جدید، این اعتماد به نفس را داشتند که افکار خود را با شرایط جدید جهانی منطبق کنند. همین نوع تغییر عیناً در دهۀ ۱۹۹۰ در شش کشور دیگر اتفاق افتاد: اندونزی، هند، ویتنام، ترکیه، مکزیک و برزیل.
در عموم این کشورها طی سالهای پس از جنگ جهانی دوم، نقش سنگین دولت بر صنعت، بانکداری، کشاورزی، سرمایه گذاری، آموزش و دیگر ارکان حکمرانی سایه افکنده بود. سیاسیون این کشورها برای مدت ها، خود را به اندیشه هایی مانند دولت سالاری، تمرکزگرایی، مدیریت عمودی، نهضت غیر متعهد ها و مبارزه با امپریالیسم مشغول کرده بودند
خروجی این افکار عمدتاً به تداوم فقر، فاصلۀ طبقاتی، ناکارآمدی، اتلاف منابع ملی و مهاجرت تحصیل کرده ها منجر شد. در این کشورها و بسیاری دیگر به خصوص در آسیای شرقی، سیاست مداران به تدریج متوجه شدند، به میزانی که دولت، مجری اقتصادی می شود، ناکارآمدی افزایش مییابد.
مجریان آسیایی و آمریکای لاتین به این پایۀ فکری رسیدند که بدون تولید ثروت، حکمرانی مطلوب تحقق نمیپذیرد و پایه تئوریک تولید ثروت، محول کردن تولید و خدمات به بخش خصوصی، و پذیرفتن منطق بازار و تبادلات بین المللی است: اندیشه ای که ابتدا به انقلاب صنعتی منجر شد و در عین حال به تاسیس آمریکا در سال ۱۷۷۶ انجامید.
به عنوان مثال، هرچند تورگوت اوزل (Turgut Ozel) و رجب طیب اردوغان از دو پایگاه متفاوت اجتماعی به قدرت رسیدند ولی اندیشه های اقتصادی آنها مشترک بود.
اگر چین تولید و خدمات را به بخش خصوصی انتقال نمیداد و اصل رقابت و همکاری را در یک دایرۀ بزرگ جهانی نمی پذیرفت چگونه طی بیست سال، از درآمد سرانه ۲۰۰ دلار به بالای ۱۰۰۰۰ دلار می رسید؟
چون اقتصاد اصل است و کشور ثروتمند شده است، امروز چینیها از استقلال سیاسی، هویت ملی و انسجامِ داخلی به مراتب بالاتری نسبت به زمان مائو برخوردارند. امروز چینی ها آنقدر ثروتمند شده اند که کسی نمی تواند مانع افزایش حتی روزانۀ قدرت نظامی آنها شود. هم اکنون چین در حال ساختن ۸۰۰ موشک بالستیک هسته ای است. با قدرت اقتصادی، دیگران را به خود وابسته کرده و امتیاز سیاسی و امنیتی می گیرد. این اندیشۀ قدرت بر مبنای ثروت در سال ۱۹۷۰ در زمان مائو متولد شد و امروز جواب داده است.
در هر حوزهای از حکمرانی، چه مستقیم و چه غیر مستقیم، اندیشهها هستند که جامعه را هدایت می کنند. در نهایت، وضعیت هر جامعه را باید در حال و هوای اندیشه های آن جستحو کرد. چگونه میتوان عمل، رهیافت و برخورد های جدید را بدون تحول فکری، تحقق بخشید؟ یکی از عباراتی که بسیار شنیده میشود، «رعایت کرامت انسانی» است. چگونه باید این اصل اجرا شود؟ کدام فرآیند به آن منتهی میشود؟ کرامت انسانی مستقل از دیگر ارکان حکمرانی است یا خروجی مجموعهای از سیاستگذاریها؟
چه ارتباطی میان اقتصاد و فرهنگ یک نظام اجتماعی و سیاسی وجود دارد؟ آیا جامعهای که نیم قرن نرخ تورم دو رقمی را تجربه کرده، میتواند کرامت انسانی را تجربه کند؟ آیا تورم علت است یا معلول؟ نرخ تورم دو رقمی نتیجه کدام اندیشه است؟ مفاهیمی مانند عدالت، انصاف، پاسخگویی، رشد، کرامت انسانی، شایسته سالاری و کارآمدی در امتداد هم هستند و وزن مساوی دارند یا میان آنها روابط علت و معلولی وجود دارد؟
چگونه باید درخت آنها را از ریشه به شاخه ها کشید؟ کدام ریشۀ درخت است و کدام شاخۀ درخت؟ کدام اصل است و کدام نتیجه؟ در «شناخت هرمی و درختی ساختار حکمرانی»، نرخ تورم را در کجای هرم باید قرار داد؟ آیا می توان در فقدانِ رشد اقتصادی و تولید ثروت، در انتظار عدالت، آزادی و کرامت انسانی نشست؟ آیا آگاهی و شناخت جامعه در سرنوشت آن اثر دارد؟
آیا جامعه ای که میانگین مطالعه آن ۳۵ دقیقه در سال است می تواند در انتظار دموکراسی بنشیند؟ اگر نرخ تورم زیر پنج درصد باشد، کشور ثروت تولید کند و مردم اهل مطالعه باشند بعد برخی از شرایط و مقدمات دموکراسی فراهم می شود.
آیا می شود بدون Input در انتظار Output نشست؟ به عبارت دیگر، روابط علت و معلولی متغیرهای حکمرانی، علم و Science است. آنچه به موفقیت بسیاری از کشورها مساعدت بخشید این بود که متوجه شدند از کجا باید تحول را شروع کنند. اولین و فوری ترین کاری که این کشورها انجام دادند، تغییر افکار و اندیشه هایشان بود. اگر افکار تغییر نیابند، افراد با سن کمتر، مرام متفاوت و برخاسته از مناطق متنوع، بعد از مدتی سرانجام باید مجری همان افکار ناکارآمد گذشته باشند.
9 107
بدترین شهرها در جهان از لحاظ شرایط 🔰زندگی
✍️ رضا پاکدامن
نشریه اکونومیست در گزارش جدید خود ، وضعیت 173 شهر جهان از لحاظ شرایط زندگی در سال 2024 را مورد ارزیابی قرار است.
EIU, The Global Liveability Index 2024,The World’s most Liveable Cities
شاخصهای مورد ارزیابی عبارت بودند از :
۱-ثبات
(شامل جرایم خرد و خشن ، درگیریهای نظامی ، ناآرامیهای مدنی ، ترور)
۲- سلامت
( شامل کیفیت درمان در بخش عمومی و بخش خصوصی )
۳- فرهنگ و محیط
( شامل مواردی همچون سطح فساد ، سانسور)
۴- آموزش
( شامل کیفیت آموزش در بخش خصوصی و بخش عمومی )
۵- زیرساختها
( شامل کیفیت حمل و نقل ؛ مسکن ؛ تامین انرژی، آب و ارتباطات)
در یاداشت قبل برترین شهرهای دنیا از لحاظ شرایط زندگی در سال 2024 معرفی گردید.
از بین 173 شهر مورد ارزیابی شده ، شهرهای زیر پایین ترین رتبه را بدست آورده اند :
173- دمشق
172- طرابلس
171- الجزیره
170- لاگوس
169- کراچی
168- داکا
167- هراره
166- پورت مورسبی ( پاپوآ گینه نو)
165- کیف
164- کاراکاس
امتیاز کلی شهرهای فوق زیر 45 از 100 بوده است.
امتیاز دمشق در شاخصهای فوق:
ثبات = 20
مراقبتهای سلامت = 29
فرهنگ و محیط = 46
آموزش = 33
زیرساختها = 32
طبق ارزیابی اکونومیست منازعات ژئوپولتیک ، نافرمانی های مدنی ، بحران مسکن عوامل تاثیر گذار در وخیم شدن شرایط زندگی در برخی از شهرهای جهان شده است.
این شاخصهای زندگی در شهرهای جهان ، ویترینی از کیفیت توسعه متوازن و پایدار کشورها بوده که می بایست در ۵ شاخص فوق الذکر نه تنها در شهرهای بزرگ بلکه در سطح روستاها تبلور عینی داشته باشد .
در غیر این صورت نمی توان با بازی با برخی آمارها و حتی پیشرفتها در چند بخش خاص یا حتی در چند منطقه از یک کشور ،توهم پیشرفت یا توسعه ملی داشت.
وقتی "خرد جهانی" ۱۷ هدف برای توسعه جوامع تعریف می کند ؛ ولی در کشور ما برخی به دنبال" *اختراع* " شاخصهای متفاوت و متمایز از جهان هستند ؛
قطعاً استفاده موثر از ظرفیتها و فرصتها میسر نمی گردد.
بنابراین لازم است در نگاه کلان به افق ها ، سیاستها و برنامه های حجیم توسعه کشور که خروجی آنها قابل مشاهده است ،
تجدید نظرشده و " *زندگی و آسایش مردم* " در کوتاه مدت و بلند مدت،محور قرار گیرد..
📊کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
